بازآفرینی برند شخصی: چگونه می توانید تصویر از خودتان را تغییر دهید؟ «قسمت اول»

درباره نویسنده:  دوری کلارک (Dorie Clark) از مشاوران شناخته شده در حوزه بازاریابی و استراتژی است که عمده مقالات منتشر شده او در مجله دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR) به چشم می خورد. او یکی از اساتید مدعو دانشکده کسب و کار هاروارد بوده و در بسیاری از دانشگاه های دیگر نیز تدریس کرده است. این مقاله، به مرور کتاب مشهور او با نام «بازآفرینی خود» می پردازد که خلاصه ای از آن در مجله مروری هاروارد منتشر شده است. منظور او از بازآفرینی، برند سازی مجدد شخصی (برای آشنایی با مفهوم برند شخصی می توانید اینفو­گراف توسعه برند شخصی را مطالعه کنید.) بوده که افراد با داشتن زمینه های قبلی می توانند اعتبار دوباره ای را به دست آورند.

افراد برای رسیدن به شهرت و اعتبار طولانی مدت، فداکارانه و سخت کار می کنند. ممکن است شما وقتی بیرون از محل کار هستید، حدس بزنید که افراد در مورد شما چه صحبتی می کنند، گفت و گوهایی مثل «او بازاریاب مبتکری است. در وکالت فوق العاده خلاقیت دارد، یا با بازار صادرات آشنایی کامل دارد و ...» در مورد شما شکل می گیرد. با این حال، اگر بخواهید برند شخصی خود را باز آفرینی کنید، چه کاری انجام می دهید؟

افراد همیشه خودشان را بازآفرینی می کنند تا بتوانند چالش جدیدی را برعهده بگیرند، به شغل معنادارتری رشد پیدا کنند یا ذهنیت ها و ادراک خود را نسبت به موانع توسعه شغلی خود تغییر دهند. برخی اوقات این تغییرات بزرگ و چشمگیر هستند (به عنوان مثال فردی با زمینه مدیریت مالی در یک شرکت وارد بازار خرده فروشی می شود یا سرمایه گذاری می خواهد ادامه فعالیت خود را در زمینه مربی گری یا منتورینگ ادامه دهد)، اما گاهی نیز بازآفرینی برند شخصی جزئی و نامحسوس است، مانند مشکلات مربوط به مدیر اجرایی که به عنوان مثال با تقویت مهارت محاسباتی قابل حل می شود. کنترل برند شخصی، تفاوت میان شغل ناموفق و کار راهه موفق را مشخص می کند.

من (دوری کلارک) به شرکت های 500 فورچون (شرکت هایی که بر اساس درآمد در سایت فورچون رتبه بندی می شوند)، سازمان های عام المنفعه و نهاد های دولتی (آمریکا) در زمینه استراتژی و بازاریابی مشاوره می دهم. علاوه بر این خبرنگار، سیاسی، مدیر اجرایی غیر انتفاعی و فیلم ساز مستند نیز هستم. در طول این مدت نیز رشته دانشگاهی من در هاروارد الهیات بوده است. همچنین به بسیاری از مدیران اجرایی که درخواست مشاوره داشته اند، راهنمایی کرده ام. بر اساس تجربیات به این نتیجه رسیده ام که با پنج مرحله می توانید برند شخصی خود را بازآفرینی کنید.

1.مقصد خود را مشخص کنید.

 برند سازی مجدد کار آسانی نیست، و در صورتی که برای این کار برنامه ضعیفی داشته باشید، خود و دیگران را سر در گم می کنید. برای شروع، ابتدا نقطه ای را مشخص کنید که می خواهید انرژی خود را صرف آن کنید. با دنبال کردن فصل نامه ها و مجله های مرتبط با صنعت خودتان، حضور یافتن در مصاحبه هایی که به شما اطلاعات می دهند، شرکت در کارآموزی های این زمینه را شروع کنید (این نکات دیگر مربوط به دوران دانشجویی نیستند، برای مثال سایت Vocation Vacations زمینه کار آموزی را در شرکت های برتر فراهم می کند). اگر به دنبال این هستید که در شرکت فعلی خود پیشرفت کنید یا ارتقا بگیرید، فرصت ها و دوره های آموزشی قابل دسترس و یافتن منتور (مربی) را برای هدایت خود پیگیری کنید (مبحث منتورینگ در مقاله ای با همین عنوان به تفصیل تشریح شده است).

در گام بعدی باید برای این مسیر نو، مهارت های جدیدی نیز یاد بگیرید. برای مثال، اگر یک دهه است که شغل برنامه نویسی بازی های رایانه ­ای را بر­عهده دارید، مفهوم فناوری را بهتر از هر کسی می دانید. اما اگر بخواهید در بازاریابی این بازی ها وارد شوید، دانش فنی شما کفایت نمی کند. بنابراین اول باید از خود بپرسید که به چه دانشی نیاز دارید و به چطور می توانید آن را یاد بگیرید. یادگرفتن دانشی که به آن نیاز دارید، این اعتماد به نفس را به شما می دهد تا هویت جدید خود را کسب کنید، و برای رسیدن به آن به اعتبار نیاز دارید.

2.نقطه تمایز های خود را برجسته کنید.

ویژگیهای متمایز شما چیست؟ با این ویژگی ها شما بهتر می­توانید در خاطر­ افراد بمانید و از آن به عنوان مزیت نیز استفاده کنید. هر کسی حتی مدیران برجسته مانند خانم آن کاتلر (Ann Coutler) که یکی از نویسندگان و کارشناسان محافظه کار سیاسی محسوب می شود، نیز به برند سازی مجدد خود نیاز دارد، اما برند قبلی خود را به طور کامل کنار نمی گذارد. در نهایت باید مشخصه های مربوط به مزیت خود را متمایز کنید، حتی اگر کاملا مرتبط با کاری که انجام می دهید، نباشد. به عنوان مثال روبرت ریچ (Robert Reich) از وزیران سابق کار در آمریکا تنها 1.49 سانتی متر قد دارد. او به خوبی می دانست که افراد با دیدن میزان قد او شگفت زده می شوند، اما تلاش می کرد که این ویژگی مانع ارتباطات او نشود. او با ایجاد فضای شوخی افراد را جذب می کرد، به طوری که حتی در کمپین خود نیز با انتخاب شعار «I’ll be short» (کوتاه خواهم بود) نشان داد که این ویژگی جزیی از برند اوست.

3.ارتباط حرفه قبلی را با زمینه جدید شرح دهید.

فرض کنید شما قبلا ستون نویس (خبرنگار) در زمینه کسب و کارهای موفق در نشریه ای فعالیت داشتید، اما اکنون تصمیم گرفته اید در ارتباط با رستوران و صنعت غذا مطلب بنویسید. ماهیت انسان به گونه ای است که علاقه های متنوعی دارد تا تجربه های بیشتری کسب کرده و مهارت های جدیدی یاد بگیرد. اما متاسفانه بسیاری از افراد این موضوع را نشانه ای از غیر حرفه ای بودن می دانند. اما برای حفظ برند شخصی، شما باید توصیف منسجمی در ذهن خود داشته باشید و با این توصیف تناسب فعالیت گذشته را با وضعیت فعلی ارتباط دهید.  برای مثال شما می توانید به این شکل برای کارفرما توضیح دهید «من معمولا در حرفه قبلی در کنار موضوع های مربوط به کسب و کار تجربه نوشتن ستون هایی مربوط به صنعت غذا را نیز داشته ام» و در ادامه بگویید «زمینه دانشی خوبی که از روند کشاورزی و کسب و کار دارم باعث می شود تا دیدگاه متفاوتی در ارتباط با این صنعت داشته باشم» در مصاحبه شغلی شما می توانید آنچه که ممکن است نقطه ضعف شما تلقی شود، را تغییر دهید. نقطه ضعف (از نظر کارفرما: شما دانش زیادی در صنعت غذا ندارید، چرا که بیست سال است به عنوان خبرنگار با موضوع تجارت و کسب و کار مشغول فعالیت بوده) را به نقطه قوت (دیدگاه متفاوتی نسبت به صنعت غذا دارد، چون دانشی که او در این زمینه دارد؛ ممکن است دیگران نداشته باشند) تبدیل کنید، به گونه ای که در ذهن سایر افراد نیز بماند. اما نکته کلیدی این است که دلیل تغییر را صرفا بر اساس علاقه شخصی توضیح ندهید (من از کار قبلی خسته شده بودم و تصمیم گرفته ام که در زمینه جدیدی وارد کار شوم) یا (ترجیح می دهم که در این مسیر شخصیت واقعی خودم را پیدا کنیم). در عوض، به جای این موارد بر ارزش تجربه ای که از کار قبلی کسب کرده اید، تمرکز کنید. این موضوع کاملا با وضعیت کسانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند، مرتبط است. زیرا فرصت های شغلی ممکن است بر اثر رکود، دشوار و کم تر شوند. تجربه کاری کوتاه در فست فود ممکن است رزومه خوبی نباشد؛ اما می توانید با توضیح تجربه های مرتبط برای فرصت شغلی در شرکت خدماتی اعتباری برای خود کسب کنید. مهم ترین نکته در توضیح و بیان این است که باید همراستا با گذشته شما باشد. سیاست مداران مثال خوبی برای این قضیه هستند. (برند سازی مجدد آل گور (Al Gore) در کمپین انتخاباتی سال 2000 شکست خورد) اگر شما اصالت خود را کنار بگذارید یا حقیقت را کم رنگ ساخته و به تاریخچه قبلی خود ارزش قائل نشوید، سریع کنار گذاشته می شوید و جای خود را به فرد دیگری می دهید (آلکس بوگوسکی (Alex Bugosky) با زمینه اجرا وارد رستوران های زنجیره ای برگر کینگ (Burger King) و کوک (Coke)  شده بود که بازسازی برند شخصی او در پروفایل فست کمپانی (Fast company) چالش هایی را برای وی ایجاد کرد). بازآفرینی موفقیت آمیز با شخصیت سازی جدید ایجاد نمی شود، بلکه باید این نکته را در ذهن دیگران ایجاد کند که می توانید از پس این کار جدید نیز بر بیایید (همچنین برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله افراد با استعداد به چه مهارت هایی برای تغییر مسیر حرفه ای خود نیاز دارند؟ مراجعه نمایید).

تا اینجا سه مورد از راه های باز آفرینی برند شخصی را مورد بررسی قرار دادیم. بمنظور جلوگیری از طولانی شدن متن، ادامه راه های معرفی شده توسط کلارک و جمع بندی این بحث را در «قسمت دوم این مقاله» دنبال نمایید.

منبع: Harvard Business Review

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تخصص، اثربخش ترین منبع ایجاد قدرت

 

تاثیرگذاری بر دیگران و اعمال نفوذ قطعا در خلا اتفاق نمی افتد و هر فردی برای جاری ساختن اراده خود در تیم نیازمند دسترسی به منابعی است. شاید شما نیز تا کنون با مدیرانی برخورد کرده باشید که برای پیش برد اهداف خود تنها به عنوان سازمانی خود متوصل می شوند و در صورتی که این عنوان از آن ها گرفته شود، دیگر هیچ تاثیر و نفودی بر دیگران ندارند.

معمولا بنیان های قدرت مختلفی وجود دارند که رهبران می توانند آن ها را به کار گیرند. مانند قدرت ناشی از پست، قدرت دادن پاداش و تنبیه کردن، یا اعمال کنترل بر اطلاعات که ماهیتی سازمانی دارند و بیشتر از جایگاه فرد نشات می گیرند؛ اما استفاده از منابع ذکر شده چندان هم بی درد سر نیست. زمانی که استفاده رهبر از این منابع قدرت که بیشتر ناشی از جایگاه سازمانی افراد است زیاد می شود، ممکن است کارکنان را در موقعیت ضعف قرارد دهد و از طرفی و به مرور موجب تبدیل شدن شما به فردی سلطه جو و انعطاف ناپذیر شود.

علاوه بر این، جامعه نیز نسبت به پنجاه سال پیش تغییر های عمده ای پیدا کرده است. امروزه کارکنان به صورت انفرادی از قدرت تصمیم گیری و نیز اختیار بیشتری در تغییر شغل خود برخوردارند. تعداد کمی از ما ممکن است نسبت به زور و قدرتی که به ما تحمیل شود، کنار بیاییم و بسیارند افرادی که (به خصوص نیروهای دانشی) که این نوع منابع قدرت را عملا، نادیده می گیرند.

در هر صوت رهبران موثر می توانند از سه نوع قدرت مثبت استفاده کنند: قدرت کاریزما (وجهه شخصی)، قدرت ناشی از تخصص و قدرت ناشی از منابع؛ که این مبحث به توضیح روش های ایجاد قدرت ناشی از تخصص به عنوان یکی از بهترین شیوه های تاثیرگذاری و اعمال نفوذ می پردازد.

استفاده از ابزار

قدرت ناشی از تخصص برای هر رهبری ضروری است، چرا که نگاه تیم در جهت دهی و هدایت به شما است. اعضای تیم به باور نسبت به توانایی شما نیاز دارند تا در مسیر درست پیش بروند و با راهنمایی و همکاری به نتیجه مناسب برسند. اگر تیم شما را به عنوان یک متخصص درک نماید، زمانی که شما آنها را توجیه و یا ترغیب می کنید، به شما گوش خواهند داد. و اگر تیم مهارت شما را به عنوان متخصص ببیند، شما مسیر آسانتری در ایجاد انرژی و انگیزه در اعضای تیم دارید.

  • اگر اعضای تیم برای مهارت و تخصص شما احترام قائل باشند، در این صورت آنها می دانند که شما می توانید به آنها روش موثر کارکردن را نشان بدهید.
  • اگر اعضای تیم به قضاوت شما اعتماد کنند، درک خواهند کرد که ترغیب کردن آنها به سخت کار کردن از جانب شما بخاطر هدایت تلاش آنها به مسیر درست است.
  • اگر آنها بتوانند تخصص شما را ببینند، باور خواهند کرد که شما برای هدایت تلاش آنها به سوی هدفی ارزشمند، خرد و ذکاوت کافی دارید.

در کل اگر اعضای تیم شما را به عنوان متخصص باور داشته باشد، شما برای انگیزه دادن آنها به منظور انجام بهترین عملکرد کار راحتتری خواهید داشت. اما شما چگونه می توانید قدرت ناشی از تخصص را بسازید؟

اولین قدم کاملا مشخص است (با این که زمان بر است). اما اگر شما از ابزارهایی مانند گردآوری اطلاعات استفاده کنید، به احتمال زیاد شما می توانید به خوبی در این مرحله جلو بروید.

تنها متخصص بودن کافی نیست. ضرورت دارد که اعضای تیم به تخصص و خبرگی شما پی ببرند و اعتبار شما به عنوان منبع اطلاعاتی معتبر مشهود باشد. گری یوکل (Gary A. Yukl) در کتاب خودش با عنوان "رهبری در سازمانها" برخی اقدامات را برای پرورش قدرت ناشی از تخصص اینگونه بیان می کند:

  • تصویر تخصص خود را ارتقا دهید.

به دلیل این که درک کردن تخصص در بسیاری از حرفه ها با تحصیلات و تجربه فرد ارتباط دارد، یک رهبر باید اطمینان پیدا کند که زیر دستان، هم رده ها و سرپرستاران از تحصیلات دانشگاهی، تجربه کاری مرتبط و موفقیت های مهم وی آگاه هستند. یکی از روش های متدوال برای اگاهی دادن از این موضوع به نمایش گذاشتن مدارک، لوح تقدیرها و سایر شواهد مربوط به مهارت و تخصص است که برای افراد قابل مشاهده است.- اصلا قبل از این موضوع، وقتی که شما برای کسب دانشی زحمات زیادی کشیده اید، شما شایسته تقدیر برای آنها هستید. روش دیگر، ارجاع دادن غیر مستقیم و جزئی به تحصیلات و تجربیات پیشین است ( مانند وقتی که به عنوان مهندس ارشد در شرکت ... بودم، مشکلی شبیه به این موضوع داشتیم). دقت کنید که این تاکتیک بیش از حد انجام نشود.

  • اعتبار خود را حفظ کنید.

زمانی که تصویری از تخصص خودتان ایجاد کردید، باید به دقت از آن مراقبت کنید. رهبر باید از نظر دادن های بی دقت نسبت به موضوعاتی که نسبت به آنها اطلاعات کمتری دارد، اجتناب کند.

  • در بحران ها با قاطعیت و محکم برخورد کنید.

در بحران و یا شرایط اضطرار زیر دستان ترجیح می دهند که رهبری که می داند چگونه تیم را برای حل مسئله هدایت کند، سکان امور را به دست گیرد. در این موقعیت زیر دستان تمایل دارند با رهبری محکم و خود اتکا و با دانش و تخصص روبرو شوند، حتی اگر رهبر مطمئن نباشد که بهترین روش برای حل بحران چیست. بیان کردن شک و تردید و یا سردرگمی خطر از دست رفتن نفوذ رهبر بر زیر دستان را به همراه خواهد داشت.

  • خودتان را به روز نگاه دارید.

قدرت ناشی از تخصص از طریق متقاعد کردن منطقی و نشان دادن دانش، عملی می شود. متقاعد کردن منطقی به کسب کردن اطلاعات به روز بستگی دارد. در نتیجه رهبر باید اطلاعات خوبی از تحولات داخل تیم، سازمان و یا بیرون سازمان و دنیا داشته باشد.

  • به دغدغه های همکاران پی ببردید.

متقاعد کردن منطقی نباید به شکل ارتباط یک طرفه از سوی رهبر با زیر دستان باشد. رهبران اثربخش با دقت به دغدغه و عدم اطمینان اعضای تیم خود گوش می دهند، و مطمئن می شوند که اعضا این موارد را طرح می کنند.

  • از تهدید عزت نفس همکاران خودداری کنید.

اگر چه قدرت ناشی از تخصص بر پایه تفاوت میزان دانش میان رهبر و اعضای تیم است، اما متاسفانه وجود میزان بالای تفاوت در صورتی که رهبر نسبت به روش اعمال قدرت تخصص خود مراقبت لازم را نداشته باشد، می تواند باعث به وجود آمدن مشکلاتی شود.

اگر رهبر قدرت مربوط به تخصص خودش را کاملا با تکبر به رخ اعضای تیم بکشد، احتمالا آنها از این قضیه ناراحت می شوند. در زمان ارائه دادن نظر و بحث های منطقی، برخی از رهبران از بالا به پایین به زیر دستان نگاه می کنند و سعی می کنند به آنها درس بدهند و این مفهوم شکل می گیرد که زیر دستان « نادان» هستند. نسبت به این موضوع مواظب باشید و از آن خودداری کنید.

نکات کلیدی:

به عنوان یکی از بهترین منابع نفوذ به جای متکی بودن بر قدرت ناشی از مقام و یا دسترسی به منابع، از توان تخصصی خود و قابلیت ترغیب منطقی استفاده کنید. این شیوه ضمن افزایش مشروعیت شما، منبعی پایدار جهت اعمال نفوذ در اختیار شما قرار میدهد. خود را به روز نگه دارید و تصویر یک فرد متخصص در ذهن مخاطبان خود ایجاد کنید.

منبع : Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


بازآفرینی برند شخصی: چگونه می توانید تصویر از خودتان را تغییر دهید؟ «قسمت دوم»

 

در « قسمت اول» این مقاله با برخی از موارد مربوط به باز آفرینی برند که توسط خانم کلارک در مجله دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR) منتشر شده بود، آشنا شدیم. در ادامه سایر راه هایی که حاصل سال ها تجربه ایشان در نقش های مشاوره ای و اجرایی است را معرفی کرده و بحث بازآفرینی برند را جمع بندی خواهیم کرد.

مشخص کردن مقصد، برجسته کردن نقاط تمایز و ایجاد ارتباط میان حرفه قبلی با زمینه جدید مواردی بود که با آنها آشنا شدید. مورد بعدی معرفی دوباره خودتان است.

4. خودتان را دوباره معرفی کنید.

 زمانی که برند خود را بازسازی می کنید، یکی از قسمت های ساده پیدا کردن مخاطبان جدید است، زیرا برای آنها چهره ای جدید و شاید با ارزش شناخته شوید. اما سخت ترین قسمت معرفی دوباره خودتان به شبکه ارتباطی قبلی است. واقعیت این است که بیشتر افراد به پروفایل شما دقت زیادی نمی کنند. به عبارت دیگر، ذهنیت های آنها نسبت به شما ممکن است قدیمی باشد- و البته تقصیری هم از این بابت ندارند. در پروفایل شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک که ممکن است با بیش از هزار نفر ارتباط داشته باشیم، ارتباطات مبهم بوده و نباید انتظار داشته باشیم که این افراد از جزییات زندگی ما نیز مطلع باشند. بنابراین باید به صورت استراتژیک به شبکه های ارتباطی خود اطلاعات مجددی ارائه دهیم- زیرا ممکن است آنها خریدار (کارفرما) یا توصیه کننده  ما باشند و ما را به شغل جدید هدایت کنند. بنابراین ابتدا مطمئن شوید که همه مخاطب های شما (فیسبوک، لینکداین، وب سایت شخصی و ...) به روز و مرتبط باشند. فراموش نکنید که به مخاطب های لیست خود، با ارسال ایمیل یا تماس فردی علاقه خود به ارتباط را نشان دهید و در مورد جهت گیری جدید خود یا درخواست کمک، مشورت یا حتی پیشنهاد کار اطلاع دهید (ایمیل ها برای شروع کار موثر هستند، اما اغلب ممکن است بدون باز شدن باقی بمانند). در برخی مواقع، معرفی دوباره خود ممکن است با ادراک منفی دیگران همراه باشد و حفظ نظم در داشتن رفتار جدید بهتر می تواند انگیزه شما را نشان دهد. علاوه بر این در مورد ایده و فکر های جدید خودتان نیز تفکر استراتژیک داشته باشید. آیا می توانید طرح یا پروژه جدیدی را شروع کنید که مهارت های شما را بهتر نشان دهد (یا به توسعه آن کمک کند)؟ شرکت کردن داوطلبانه در فرصت ها یا موسسات خیریه یکی از روش هایی است که به وسیله آن می توانید شبکه ارتباطی بیشتری بسازید و مهارت های خود را توسعه دهید. اگر ایده جدیدی در حال اجرا شدن است، زود پیشقدم شوید. اگر رقابت شدید شود، در این صورت می توانید به شغل هایی رجوع کنید که دیگران تمایل ندارند (کارهای اداری)، اما با این کار می توانید با افراد جدید آشنا شده و ارتباط های حیاتی ایجاد کنید.

5. ارزش خود را اثبات کنید.

 بسیاری از دانشجویان هنر و طراحی همیشه پیش خود نمونه کاری دارند و در هر لحظه که نیاز باشد، به متقاضیان نشان می دهند. این موضوع در دنیای کسب و کار نیز صدق می کند. شکاف بزرگی بین آگاهی من از ایجاد کسب و کار جدید و اعتماد به آن چه که شما می توانید برای مشتریان انجام دهید، وجود دارد. ممکن است من به شما علاقه زیادی داشته باشم، اما تا زمانی که مهارت های شما برای من تایید نشده باشد؛ نسبت به پیشنهاد شما به دیگران تردید پیدا می کنم.  وبلاگ، فایل های صوتی و تصویری و شکل های مختلف شبکه های اجتماعی در این زمینه وارد شده اند و می توانید خودتان را نشان دهید. اما اولین قدم این است که از نام دامنه اینترنت خود به منظور رعایت کپی رایت آن مطمئن شوید. دومین مورد که می تواند بسیار مهم باشد؛ این است که منابع پیشنهادی شما ارزش واقعی خود را نشان دهد. شما در صورتی که بتوانید در حل مساله یا انجام بهتر کار به دیگران کمک کنید، سریع می توانید تخصص خودتان را نشان دهید. به عنوان مثال برایان کلارک با راه اندازی وب سایت Copyblogger توانست مخاطبان زیادی را با ارائه سرویس های مربوط به بهبود محتوای وب سایت ها جذب کند. به اشتراک گذاشتن محتوایی که ایجاد کرده اید، به مشتریان یا کارکنان بالقوه این امکان را فراهم می کند که قبل از این که تعهد بلند مدتی را با شما بپذیرند، بتوانند دیدگاه شما را ارزیابی کنند. (به عنوان مثال اگر طراح و گرافیست هستید، با نشان دادن گالری از تصاویر یا لوگو هایی که برای شرکت های دیگر طراحی کرده اید، می توانید مخاطبان خود را برای پیشنهاد کار جذب کنید). قبل از این که توانایی خود را نشان دهید، برند خود را با ایجاد ارتباط با شرکت های رهبر در رشته خود تقویت کنید. مقاله های خود را در ژورنال های معتبر چاپ کنید، در کنفرانس های مهم سخنرانی داشته باشید یا در انجمن های مربوط به رشته خود، نقش اجرایی و رهبری را قبول کنید. نتیجه این کار، دیده شدن، ارتباطات، اعتبار، بازدهی بالا و بازگشت سرمایه خواهد بود. در نتیجه شما باید به طور ثابت و متعهد رو به جلو حرکت کنید. اگر برای ورود به شغلی که زمینه بین الملی دارد، تمایل نشان دهید ولی تلاشی برای یادگیری زبان خارجی یا فرهنگ های دیگر نداشته باشید، پیشرفت زیادی نخواهید داشت. کلید اصلی در این زمینه تلاش و کوشش بلند مدت است. به عنوان مثال، مایکل میلکن (Michael Milken) که به خاطر نقض امنیت بازداشت شده بود، اعتبار خود را با سه دهه کمک های انسان دوستانه احیا کرد و بسیاری از موسسه ها و بنیادهای خیریه که با بیماری هایی چون سرطان، ملانوما (یکی از بیماریهای پوستی- سرطانی)، صرع و غیره مبارزه می کردند را ایجاد نمود و در سال 2004 با «عنوان مردی که پزشکی را تغییر داد»، لقب گرفت.

به ویژه در دوران اینترنت، نشانه های برند قبلی شما کاملا از بین نمی رود- و تا زمانی که نسبت به آن چه که یاد گرفته اید، تسلط و درک داشته باشید، مشکلی به وجود نمی آید. چالش این است که نسبت به آرزوی خود برای اینکه چه برداشتی از شما شود، خلق داستانی که توسعه شما را توصیف کند و سپس در رابطه با انتقال پیام تفکر استراتژیک داشته باشید. این نکته را مانند بهینه ساز موتور جست و جوی زندگی خود در نظر بگیرد: هر اندازه که ارتباطات خود را گسترش دهید و اعتبار بیشتری کسب کرده و محتوای منظمی را به شبکه خود اضافه کنید، احتمال این که برند جدید شما بیشتر شناخته شود، بالاتر می رود.

 ایده در یک نگاه

 افراد با تغییر شغل خود می توانند خودشان را باز آفرینی کنند. اما مدیریت برند در این تغییر اهمیت زیادی دارد. زیرا این کار می تواند بین تغییر موفق و ناموق تمایز ایجاد کند. قدم های اصلی در بازآفرینی شخصی عبارتند از:

  1. مقصد خود را تعیین کرده و مهارت های مورد نیاز را کسب کنید
  2. ویژگی متمایزی در خود ایجاد کرده و آن را برجسته کنید.
  3. ارتباط حرفه قبلی و ارزش آن را در زمینه جدید شرح دهید.
  4. خودتان را دوباره معرفی کنید، برای نشان دادن توانایی های خود از رسانه های دیجیتال و ظرفیت آنها استفاده کنید.
  5. ارزش خود را با ایجاد و بهبود سابقه قبلی خود اثبات کنید.

نشانه های برند قبلی تان ممکن است برای مدتی باقی بماند، اما با دقت نظر، استراتژی و توانایی را در نظر بگیرید که بتواند در نقش جدید ارزش ایجاد کرده و به برند جدیدتان نیز کمک کند.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف:ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین

 

در اینفوگراف زیر با چگونگی ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین آشنا خواهید شد.

 TalentYab-linkedin-profile. 01

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف: چگونه می توانید برند شخصی دلخواهتان را شکل دهید؟

 

در اینفو گراف زیر که مطابق مدل Canvas  طراحی شده، شما می توانید فرایند اجزاء فرایند و چگونگی توسعه برند شخصی دلخواه خودتان را فرا بگیرید.

Talentyab Personal Branding 01     

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


در حین کار و وظایف حرفه ای اشتباهی مرتکب شدیم. حالا چه کار باید بکنیم؟

مقدمه: اشتباه و خطا در کار با وجود اجتناب ناپذیری آن، شرایط روحی و روانی نامناسبی را برای افراد ایجاد می کند. گاهی اوقات شاید لغزش در کار به قدری سهوی باشد که تمام روزمان به سرزنش سپری شود. در برخی شرایط، افراد بیشتر دیگران را مقصر می دانند و یا بهانه جویی هایی می کنند که در نهایت باعث بدبینی و سلب اعتماد دیگران می شود. اما اگر از روی فشار کاری یا عدم تمرکز، سهل انگاری یا به هر دلیلی اشتباهی از ما صورت بگیرد، چاره چیست؟ در این ارتباط، مقاله امی گالو (Amy Gallo) می تواند راهگشا باشد: 

کسی که بیش از یک روز در محیط اداری سپری کرده، ممکن است دچار اشتباه هم شده باشد. با اینکه بسیاری از افراد قبول می­کنند که این اشتباهات اجتناب ناپذیرند، اما هیچ کسی دوست ندارد مسئولیت آنها را بر عهده بگیرد. شاید قسمت خوب ماجرا این باشد که خطاها حتی از نوع بزرگ آن، باعث نشوند که کارتان را از دست بدهید. در واقع، بیشتر به یادگیری شغلی و فردی شما کمک می­کنند. آنها بخش مهمی از تجربه و پیش نیاز نوآوری هستند. پس، اگر در حین کار دچار اشتباه شدید نگران نباشید- دوباره این نکته را تکرار باید کنیم- آیا کسی هست که اشتباه نکرده باشد؟ - پس شما هم می توانید به صورت مطلوب (اشتباه) را جبران کرده و از تجربه آن برای یادگیری و رشد استفاده کنید.

کارشناسان چه می گویند؟

طبق نظر پل شو میکر (Paul Shoemaker)، از محققان مرکز نوآوری فناوری ماک (Mack Center for Technological Innovation) در دانشکده کسب و کار وارتون دانشگاه پنسیلوانیا و از مولفان کتاب "Brilliant Mistake" بسیاری از افراد نسبت به اشتباهاتشان، بیش از حد واکنش نشان می­دهند. به اعتقاد وی، افراد ارزیابی نامتقارنی از اندوخته ها و شکست های خود انجام می دهند، به طوری­که شکست ها بزرگتر از این اندوخته و داشته ها به نظر می­رسد. در نتیجه، دچار این وسوسه می شوند که اشتباهاتشان را مخفی نگه داشته و در حالت بدتر، مسیرهایی را ادامه دهند که قبلا غیرمفید بودنشان ثابت شده است. این حالت که می توان آن را به تعبیر اقتصادی " هزینه های برگشت ناپذیر" عنوان کرد، بسیار خطرناک بوده و گران تمام می شوند. بهتر است اشتباهات را پذیرفته و از آن درس بگیریم و مسیر را ادامه دهیم. همانطور که آقای شو میکر می­گوید "به آینده نگاه کنید و مبنای تصمیم هایتان آینده باشد و نه گذشته." کریستوفر گرگن (Christopher Gergen)، مدیر مرکز رهبری کارآفرینی در دانشگاه دوک (Duke University) و از مولفان کتاب "Life Entrepreneurs: Ordinary People Creating Extraordinary Lives" نیز با این نظر موافق است. به اذعان وی، مفیدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که اشتباه خود را به لحظه ارزشمند رهبری تبدیل کنید. در ادامه به ارائه چند اصولی پرداخته می شود که می تواند به شما در جبران اشتباهات و تبدیل آن به موقعیت کمک کند:

به اشتباه خود پی برده و به آن اقرار کنید.

اول و مهم تر از همه، باید شفاف، رو راست بوده و اشتباه را از طرف خود بدانید. دیگران را سرزش نکرده و مقصر جلوه ندهید. حتی اگر اشتباه ناشی از (کار) گروهی باشد، به نقش خود در آن پی ببرید. اگر کسی در این اشتباه زیان دیده، معذرت خواهی کنید. ولی بیش از حد عذرخواهی نکرده و تدافعی عمل نکنید. نکته کلیدی در این موضوع این است که عملگرا باشید و روی آینده تمرکز کنید. اینکه چطور می توان خطای پیش آمده را اصلاح کرد؟ و چه رفتار متمایزی برای پیشبرد کار انجام داد؟

وقتی به اشتباه (سهوی) خود پی بردید، بهتر و مناسب­تر این است که آن را بازسازی (جبران) کنید. منظور از این بازسازی، عذرخواهی نیست؛ بلکه تلاش هوشمندانه ای است تا دیگران اشتباه تان را جور دیگری ببینند. تصمیم های ضعیف یا فرآیندهای ناقص گاهی اوقات منجر به خطا و اشتباه می شوند، اما به این معنی نیست که هر خروجی بدی، اشتباه تلقی شود. گرگن می گوید خیلی اهمیت دارد که بدانید عوامل درونی یا بیرونی چه بوده، چه چیزی در کنترل شما بوده یا خارج از کنترل­تان. اینکه به روش غیر تدافعی دلایل رخ دادن اشتباه را توضیح دهید، به افراد کمک می کند تا بهتر دلیل اتفاق آن را درک کرده و بدانند چطور می توانند از رخ دادن آن در آینده اجتناب کرد. 

روش­تان را تغییر دهید.

اشتباهات نقش اساسی را در توسعه رهبری ایجاد می­کنند. شو میکر می گوید: بهترین نوع اشتباه این است که هزینه کمتر ولی یادگیری بالایی داشته باشد. اگر خطا در نتیجه تصمیم گیری اشتباه باشد، به مدیر خود و سایر افراد مربوطه روشی که باعث اجتناب شما از همین اشتباه یا خطاهای مشابه در آینده می شود، را توضیح دهید. شما باید قبل از اینکه افراد در مورد شایستگی و تخصص شما قضاوت کنند، پاسخ فوری بدهید. گرگن می گوید، شما باید دوباره به صدر برگردید و پیش روی کرده و آن را حل کنید. با نشان دادن اینکه در نتیجه این اشتباه تغییر کرده اید، سرپرستان و هم رده های شغلی و نیز افراد زیر دست­تان را مطمئن می کنید که به شما در تصمیم گیری و وظایف مهم آتی نیز اعتماد کنند. گرگن می گوید "اگر شما برای این اشتباه تاوان می دهید، به کسب یادگیری از آن احتیاج دارید." این مساله در فرهنگ مبتنی بر یادگیری آسانتر از فرهنگی است که بر اساس عملکرد باشد، که در آن با اشتباهات اغلب به صورت جدی برخورد می شود. گرگن در ادامه توضیح می دهد، بدون در نظر گرفتن محیط کار، "شما باید بدانید که چگونه می توان اشتباه را به دارایی و سرمایه تبدیل کرد."

به شبکه حمایتی خود تکیه کنید.

شبکه قوی حمایتی نیز می تواند به شما کمک کند. به گفته گرگن: "تحقیقات ما نشان می دهد که شبکه حمایتی سالم سه ویژگی را داراست: روابط قابل اعتماد معتبر، دامنه ای از دیدگاه های مختلف و وجود رابطه دو طرفه. از همکاران فعلی یا سابق و یا افراد بیرون سازمان بخواهید تا دیدگاه و باوری که به جبران اشتباه تان دارند، مطرح کنند. آنها احتمالا توصیه های مفیدی را نسبت به نحوه شکل­گیری اشتباه و جبران شهرت (برند) تان خواهند داشت.

دوباره مسیر حرکت را شروع کنید.

بازسازی اعتماد ممکن است پس از لغزش سخت به نظر برسد. نکته کلیدی این است که اجازه ندهید خطاها باعث ترس شما از تجربه کردن شوند. وقتی اشتباهی پشت سرتان باشد، به آینده فکر کنید. اگر باعث شده تا تخصص تان زیر سوال برود، به داده ها (واقعیت هایی) بیشتری اشاره کنید تا دوباره این اعتماد ساخته شود. به یاد داشته باشید که اشتباهات نشانه ضعف یا بی کفایتی نیستند، و جبران آنها تاب­آوری (انعطاف پذیری) و ثابت قدمی را نشان می دهد. برگن و شومیکر، هر دو تاکید دارند که بسیاری از کارفرماها به دنبال افرادی هستند که با وجود داشتن اشتباه، به مسیر خود ادامه داده اند.

همه اشتباهات به یک شکل اتفاق نمی افتند.

اشتباهات از لحاظ درجه و نوع متفاوت بوده و جبران برخی از آنها دشوارتر از بقیه می تواند باشد. آقای شومیکر اشاره به این نکته دارد که جبران اشتباهات گروهی اغلب آسان تر بوده، زیرا در به عهده گرفتن مسئولیت ناشی از آن، ابهام وجود دارد. خطاهایی که باعث سلب اعتماد افراد می­شوند، پیامدهای طولانی تری داشته و پشیمانی از آن حیاتی به نظر می­رسد. اگر اشتباهی انجام داده اید که اعتماد کسی نسبت به شما از دست رفته، به وی نزدیک شوید و صمیمانه عذرخواهی کنید. همچنین از او درخواست کنید که برای جبران این اشتباه چه کاری باید انجام دهید. صبور باشید، چرا که ممکن است بخشیده شدن­تان زمان بیشتری طول بکشد.

این اصول را به خاطر داشته باشید:

بایدها

  • مسئولیت نقش خود را در هنگام اشتباه بپذیرید.
  • نشان دهید که یادگیری کسب کرده و رفتارتان در آینده متمایز خواهد بود.
  • نشان دهید که در آینده نیز برای تصمیم های مهم مشابه نیز قابل اعتماد خواهید بود.

نبایدها

  • اینکه حالت تدافعی بگیرید و دیگران را سرزنش کنید.
  • اشتباهاتی بکنید که باعث خدشه دار شدن اعتماد دیگران شود- جبران این نوع اشتباهات بسیار سخت و دشوار است.
  • به خاطر اشتباهی که انجام داده اید، از فعالیت و تجربه کردن دست بکشید.

 

منبع: HBR.org

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.