اینفوگراف: شغل متناسب با تیپ شخصیتی شما

اینفوگراف: شغل متناسب با تیپ شخصیتی شما

 

در این اینفو گراف با مشاغل متناسب با هر تیپ شخصیتی آشنا خواهید شد. همچنین می توانید با مراجعه به آزمون آنلاین MBTI تلنت یاب، تیپ شخصیتی خود را نیز شناسایی کنید. 

 

توجه: با مراجعه به آزمون آنلاین MBTI تلنت یاب، تیپ شخصیتی خود را شناسایی کنید. 
 

دیدگاه ها

م محمد

خیلی ممنون . جالب و مورد پسند بود .

م مینا

واقعا خوب بود. ممنونم

م ميثم

سپاس گزارم بسيار عالي بود

م مارال

بسیار عالی و مفید بود ممنون.

Z zahra

دقیق خود من

م محمود

لذت بردم - مرسی

آ آروین

بنظرم بینظیر بود...

م محمد

ممنون

ف فاطمه

عالی بووووووووووووود

ب س بابک ساسانی

بسیار تحلیل های جالبی ارائه شد تشکر

م مریم

عالی بود ممنون

ف فاطمه

ممنون عالی بود

ش شهریار

تقریبا میتونم بگم 99درصد درست بود و خوشحالم که کمک کرد شخصیت خودمو بشناسم.

ه هلیا

خیلی جالب بود ممنون

م ماجده

عاااالی

ف فاطمه

فوق العاده

ن ناصر

ممنون عالی بود

م محمد

خیلی عالی و کابردی بود .

م ا مجید ابراهیم زاده

واقعا عالی بود باعث شد که شخصیت خودم را بهتر بشناسم و بدون کجای زندگی قرار دارم و بتونم واسه بهتر شدن خودم کاری بکنم

ع علی

بسیار عالی بود. متشکرم.

ی ن یونسی نژاد

باسلام درست و دقیق ابعاد شخصیتی را شرح داده است

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


پاسخی به این سوال که در محیط کاری چطور هر روز خلاق و خلاق‌تر باشیم

پاسخی به این سوال که در محیط کاری چطور هر روز خلاق و خلاق‌تر باشیم

خلاقیت به معنی تبدیل ایده های نو و تخیلات به واقعیت است. معنا و مفهوم خلاقیت در واقع، درک جهان به شیوه های جدید، شناخت الگوهای پنهان، برقراری ارتباط بین پدیده‌های ظاهرا نامربوط و ایجاد و خلق راه حل‌هاست. خلاقیت شامل دو فرآیند است: تفکر و سپس خلق.

اگر شما ایده ای در ذهن دارید اما برای عملی کردن آنها کاری نمی کنید، شما تنها تخیل گرا هستید و نه خلاق!

خلاقیت فرآیند جان بخشیدن به چیز های جدید است و به علاقه و تعهد نیاز دارد.

خلاقیت ما را نسبت به شناخت مسائلی که قبلا از نظر ما پنهان بوده است، برای ساختن یک زندگی جدید آگاه می سازد. تجربه خود نوعی افزایش آگاهی  تلقی می شود؛ مانند کاری که اکستازی انجام می دهد. به قول  رولو می "جسارت خلق کردن" می دهد.

آیا خلاقیت در کسب و کار امکان پذیر است؟  من بر این باورم که امکان پذیر است اما ریسک کرد تا پس از عبور از ناهمواریهای راه، به مقصد رسید.

"محصولی خلاق است که بدیع و شایسته باشد. محصول بدیع در واقع اصیل است و نه قابل انتظار. هر قدر معنا و مفهوم وسیع تر باشد، محصول، کار و ایده های بیشتری می طلبد و در نتیجه خلاقانه تر است.

نوآوری چیست ؟

نوآوری پیاده سازی محصول، خدمات و یا فرآیندی جدید و یا کاملا بهبود یافته است که برای کسب و کار، دولت و جامعه ایجاد ارزش می کند. به گفته برخی، خلاقیت به نوآوری ارتباطی ندارد، چرا که نوآوری دارای چهارچوب و قاعده است. در حالیکه خلاقیت اینگونه نیست. البته من با این موضوع مخالفم. در واقع خلاقیت نیز دارای چهارچوب و قاعده است و یکی  از قسمتهای اصلی معادله نوآوری است. هیچ نوآوری بدون خلاقیت اتفاق نمی افتد. معیار کلیدی در خلاقیت و نوآوری ایجاد ارزش است.

خلاقیت و توسعه اقتصادی

ما در عصر خلاقیت زندگی می کنیم. دنیل پینک در کتابش به نام " ذهن کاملا جدید: چرا راست مغزها دنیا را رهبری خواهند کرد؟" توسعه اقتصادی را اینگونه بیان می کند:

  1.  عصر کشاورزی (کشاورزان)
  2. عصر صنعتی (کارگران کارخانه)
  3.  عصر اطلاعات (دانشمندان)
  4. عصر ادراک (خالقین و مبتکران)

پینک معتقد است که تفکر کامپیوتری تحلیلی چپ مغزها در حال جایگزینی با همدلی، خلاقیت و درک درست مهارتهای مورد نیاز برای کسب کار راست مغزهاست. به تعبیر دیگر، خلاقیت با افزایش ارزش سرویس، محصول و یا کسب و کار، به شما امتیاز رقابت و متمایز کردن کسب و کارتان از دیگر بیزنس‌ها را می دهد به عبارتی خلاقیت واجب ترین فاکتور برای موفقیت های آینده است.

بدون خلاقیت، شما محکوم به رقابت بین کالاهای جهنمی هستید!

با افزایش پیچیدگی های کار، مدیران اجرایی و تیم هایشان تصمیم گرفتند تا با خلاقیت های جسورانه مدیریت و با مشتریان از راه های خلاقانه ارتباط برقرار کنند و سازمانهایشان را با بهبود سرعت و انعطاف پذیری برای موفقیت قرن بیست و یکم آماده کنند.

نبود خلاقیت

مطالعات  Adobe در 2012 در مورد خلاقیت نشان میدهد که 8 نفر از 10 نفر احساس میکنند که آزاد سازی خلاقیت برای رشد اقتصادی بسیار مهم است و تقریبا دو سوم از پاسخ دهندگان احساس میکنند که خلاقیت برای جامعه ارزشمند است، اما یک اقلیت قابل توجه - تنها 1 در 4 نفر - بر این باورند که آنها با پتانسیل خلاقانه خود زندگی می کنند.

آیا خلاقیت می تواند آموخته شود؟

جواب کوتاه آری است. بر اساس تحقیقات جورج لند، ما به طور طبیعی خلاق هستیم اما همینطور که بزرگ می شویم یاد میگیریم که غیر خلاق باشیم. خلاقیت مهارتیست که می تواند توسعه بیابد و پروسه ایست که می تواند مدیریت شود.

خلاقیت بر پایه دانش، یادگیری یک چهارچوب و تسلط یافتن بر یک روش جدید تفکر آغاز میشود. شما می توانید با آزمایش، کشف کردن و بررسی کردن فرضیات از طریق ذهنیات و تلفیق اطلاعات خلاق باشید. یادگیری خلاقیت مانند یادگیری یک ورزش است. شما به تمرین نیاز دارید تا عضلات صحیح و فضای تشویق کننده توسعه یابد تا شکوفا شوید.

تحقیقات کلیتون ام.کریستنسن و محقیقنش دی ان ای خلاق را کشف کردند: توانایی شما برای تولید ایده های ابتکاری صرفا یک عملکرد ذهنی نیست، بلکه عملکرد پنج رفتار کلیدی نیز هست که مغز شما را برای کشف بهینه سازی می کند:

  • ایجاد ارتباط: ایجاد ارتباط بین سوالات، مشکلات یا ایده ها از زمینه های نامرتبط
  • تحقیق کردن: بیان پرسش هایی که دانش فعلی را به چالش می کشد.
  • مشاهده: نظارت بر رفتار مشتریان، تامین کنندگان و رقبا برای شناسایی راه های جدید انجام کارها
  • کار شبکه‌ای : دیدار با افرادی با ایده ها و دیدگاه های مختلف
  • آزمایش: ایجاد تجربیات بر اساس تعامل و تحریک پاسخ های غیر معمول برای ظهور تفکرات

سر ریچارد برانسون  شعاری دارد که در DNA شرکت های ویرجین اجرا می شود. این شعار A-B-C-D است. (یعنی همیشه به نقاط متصل باشید). خلاقیت یک تمرین است، و اگر شما هر روز با استفاده از این پنج مهارت تمرین کنید، مهارت های خود را در خلاقیت و نوآوری افزایش خواهید داد.

منایع دیگر خلاقیت

کارگاه خلاقیت و نوآوری

یک لیست تدوین شده از ابزارها و تکنیک های خلاقیت:

این باور که فقط افراد خاص و با استعداد خلاق هستند (و ما حتما باید اینگونه متولد شده باشیم) اعتماد به نفسمان را در مورد توانایی های خلاقانه ما از بین می‌برد. بر اساس یک تحقیق در دانشگاه اکستر، مفهوم این که نوابغی چون شکسپیر، پیکاسو و موتزارت دارای استعداد خدادادی هستند، یک داستان است. محققان عملکردهای برجسته را در هنر، ریاضیات و ورزش مورد بررسی قرار دادند تا ببینند "آیا اگر فردی بخواهد به توانایی بالایی دست پیدا کند، باید یک بالقوه ذاتی را به نام استعداد داشته باشد‍‍. در این تحقیق برتری با موارد زیر بدست آید:

  • استفاده از فرصت‌ها
  • تشویق و دل‌گرمی
  • آموزش دیدن
  • با انگیزه بودن
  • و مهمتر از همه تمرین

تعداد کمی از نشانه های اولیه  تشویق والدین نسبت به تعهد مشاهده شده است. "هیچ کس بدون انجام هزاران ساعت آموزش جدی، به سطوح بالایی از موفقیت دست نیافته است. موتزارت قبل از خلق یک شاهکار شناخته شده ۱۶ سال به تمرین پرداخت. علاوه بر این، بسیاری از هنرمندان برجسته ای که امروز به سطوح عالی از موفقیت میرسند تواناهایی مشابه با امثال موتزارت یا دارنده مدال طلای قرون اخیر را دارند.

پرورش خلاقیت در محیط کار: قانون های گاراژ

این قوانین ساده را دنبال کنید تا فرهنگ خلاقیت و نوآوری را تقویت کنید: این ها در گزارش سالانه 1999 توسط HP تعریف شده‌اند، که در حقیقت اولین بار در گاراژ شروع شد که به همین خاطر به آن‌ها قانون‌های گاراژ می‌گوییم:

  • باور کنید می توانید جهان را تغییر دهید
  • به سرعت کار کنید، ابزارها را در دسترس قرار دهید، هر زمان کار کنید.
  • بدانید چه زمانی به تنهایی کار کنید و  چه زمانی با هم دست به کار شوید.
  • ابزارها و ایده ها را با هم در میان بگذارید. به همکاران خود اعتماد کنید.
  • سیاست ممنوع. بوروکراسی ممنوع. (این ها در یک گاراژ مضحک هستند.)
  • مشتری تعیین می کند که کار به خوبی انجام شده است یا نه.
  • ایده های رادیکال ایده های بدی نیستند.
  • روشهای مختلفی برای کار خلق کنید.
  • هر روزدیگران را در کار خود سهیم کنید. بدون این کار، گاراژ را ترک نخواهد کرد.
  • باور کنید که هر کاری را باهم می توانیم انجام دهیم.
  • و در آخر: اختراع کنید.

منبع

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


سبک انگیزشی غالب شما چیست؟ شناخت آنچه موجب انگیزه و پیشرفت شما می شوند

سبک انگیزشی غالب شما چیست؟ شناخت آنچه موجب انگیزه و پیشرفت شما می شوند

یکی از اعضای تیم شما به تازگی گزارشی نوشته است و این گزارش تا حدی دقیق بوده که هیئت مدیره از شما خواسته است از این فرد برای تلاش هایش تقدیر به عمل آورید. شما نیز در جلسه ی ماهانه ی کارکنان در مقابل جمع ایستاده و به او برای دستاورد هایش و تاثیر مثبتی که در تیم ایجاد کرده است، با ارائه ی پاداشی تحسین می کنید. اما او به جای خوشحال شدن و قدردانی از شما بابت توجه به عملکردش، خجالت زده می شود. سرش را پایین می اندازد و در اولین موقعیت ممکن جلسه را ترک می کند.

شما چه اشتباهی کردید؟

چه چیزی به نیروی انسانی سازمان شما انگیزه می بخشد؟ آن ها چگونه به بازخورد و تحسین واکنش نشان می دهند و به کمک چه ابزار هایی می توانید به تناسب یا عدم تناسب افراد با شغل وظایفی که به آن ها محول می کنید پی ببرید؟ مدیریت کردن گروهی از افراد با شخصیت های مختلف هرگز کار آسانی نیست. نظریه ی انگیزش انسانی دیوید مکللند راهی را برای شناسایی سبک های انگیزشی افراد به شما ارائه می کند. این امر کمک می کند تا به شکل موثری بازخورد متناسب با سبک انگیزشی نیروی انسانی ارائه نمائید و به آن‌ها وظایف مناسبی را محول کنید و آن‌ها را با انگیزه نگه دارید.

در نمونه ذکر شده می توانستیم با درک سائق انگیزشی فرد مورد نظر(به کمک ابزار سنجش سبک غالب انگیزشی)، به وی بازخورد متناسبی ارائه نمائید. به این معنا که وی نمی خواهد فراتر از جمع مورد توجه قرار گیرد. بنابرین اگر از او به شکل خصوصی تقدیر کرده بودید، بازخورد شما می توانست موثرتر باشد.

در واقع نظریه‌ی مک‌کللند به شما کمک می‌کند تا انگیزه دهنده های غالب افراد تیم خود را شناسایی کنید. در گام بعدی می‌توانید از این اطلاعات استفاده کنید تا بر جذب افراد مناسب برای آن شغل، شیوه‌ی تعیین اهداف، ارائه بازخورد، شیوه ی انگیزش افراد تیم و پاداش دادن به آن ها تاثیر بگذارید. همچنین می‌توانید از این انگیزه‌دهنده‌ها برای ساختن یا طراحی شغل متناسب با اعضای تیم خود استفاده کنید تا از تناسب آن اطمینان حاصل نمائید. مک کللند توجه به نیازهای زیر را عامل افزایش انگیزش کارکنان‌می‌داند:

  • نیاز به کسب موفقیت
  • نیاز به ایجاد ارتباط با دیگران
  • نیاز به کسب قدرت.

در یک نگاه اجمالی می توانیم موارد کاربرد این نظریه و استفاده از پرسشنامه سبک انگیزشی غالب (DMSI) را در سازمان ها بصورت زیر بیان نمائیم:

  • اگر درگیر فرایند جذب کارکنان هستید، می‌توانید برای بررسی تطابق شغل-شاغل از این ابزار استفاده کنید. الزامات هر شغل و هر محیط سازمانی با یکی از سبک های انگیزشی تطابق دارد. در صورت حصول این توافق در فرایند استخدام و قبل از جذب فرد برای مشاغل، کارکنان موثرتر و خشنودتری را در سازمان خود خواهید داشت و از هزینه های ناشی از جذب افراد نامتناسب با شغل پیشگیری خواهید کرد.
  • در فرایند توسعه سازمانی نیز می توانید از این پرسشنامه بهره بگیرید. تیم خود را بررسی کنید تا مشخص شود که کدام یک از سه انگیزه دهنده در هر فرد غالب است. به طور مثال، ممکن است یکی از اعضای تیم همیشه کنترل گروه را هنگامی که شما پروژه ای را به آن ها محول کرده اید، دنبال می کند. او در جلسات برای اقناع افراد سررشته ی حرف را در دست می گیرد و مسئولیت هایی را به دیگران محول می کند تا اهداف گروه محقق شوند. او دوست دارد تا کنترل محصول قابل تحویل را در دست داشته باشد. این عضو از تیم به احتمال قوی پیش از هر چیز با قدرت انگیزه می یابد. شما ممکن است عضو دیگری را در تیم خود داشته باشید که هیچ گاه در جلسات سخن نمی گوید. او همیشه با گروه موافقت می کند، هنگام بروز تعارض تلاش بسیاری برای مدیریت آن نشان می دهد و هنگامی که شما درباره ی انجام پروژه های پر ریسک و سودآور سخن می گویید، به شکل قابل ملاحظه ای نگران می شود. این فرد به احتمال قوی نیاز زیادی به پیوندجویی دارد.
  • به کمک  این ابزار به عنوان مدیر یا سرپرست یک تیم، می توانید بر اساس سبک انگیزشی کارکنان خود، سبک رهبری و محول کردن تکالیف را متناسب با هر فرد در تیم خود بسازید. این به شما کمک می کند تا مطمئن شوید همه ی آن ها در کاری که انجام می دهند فعال، باانگیزه و راضی هستند.

به عقیده مک کللند جدای از جنسیت، فرهنگ یا سن، همه ی ما این سه سائق انگیزشی را داریم و یکی از این ها سبک انگیزشی غالب ما را تشکیل میدهند. این انگیزه دهنده ی غالب بیش از هر چیزی وابسته به فرهنگ و تجربیات زندگی ماست. سبک انگیزشی افراد با استفاده از پرسشنامه‌ی DMSI قابل شناسایی است و مطابق این پرسشنامه سبک انگیزشی افراد به سه دسته پیشرفت گرا، قدرت گرا و رابطه گرا تقسیم می گردد . در جدول زیر می توانید این سه سبک را به همراه توضیحات آنها مشاهده نمائید:

سبک انگیزشی

توضیحات

پیشرفت گرا

سبک انگیزشی پیشرفت گرا مربوط به سختی تکالیفی است که به عهده می گیریم. کسانی که نیاز به پیشرفت کمی دارند ممکن است تکالیف بسیار آسانی را انتخاب کنند تا احتمال شکست را به حداقل برسانند، یا سخت ترین تکالیف را انتخاب کنند تا شکستشان خجالت آور نباشد. اما سبک انگیزشی پیشرفت­گرا به انتخاب تکالیف سخت-متوسط، یعنی تکالیفی که چالشی اما قابل حصول هستند منجر می شود. افراد با سبک انگیزشی پیشرفت­گرا به دنبال چالش هستند و به انتخاب تکالیفی که درجه ی بالایی از استقلال را لازم دارند روی می آورند.

قدرت گرا

در سبک انگیزشی قدرت گرا انگیزه و نیاز به قدرت غالب است. نیاز به قدرت میل به کنترل افراد دیگر برای اهداف شخصی یا برای دستیابی به اهداف بالاتر می باشد و افرادی که این صفت در آن ها قوی تر است به دنبال موافقت و اطاعت دیگران هستند، نه تحسین و تایید آنها. این افراد در مقایسه با سبک های انگیزشی دیگر، گرایش بیشتری به مجادله گر بودن دارند، در مباحثات گروهی قاطعیت بیشتری دارند و به احتمال بیشتری هنگام احساس بی قدرتی یا کنترل نداشتن روی موقعیت، درماندگی را تجربه می کنند.

رابطه گرا

در سبک انگیزشی رابطه گرا انگیزه ی غالب پیوندجویی و ایجاد رابطه صمیمی و همکاری با دیگران است. تمایل به قرارگرفتن در گروه و دستیابی به هویت گروهی برای افراد این دسته بسیار مهم است. به این معنی که از تعلق داشتن به یک گروه یا تفکر لذت می برند. و عموما با چیزی که بقیه ی گروه می خواهند انجام دهند، موافقت می کنند. در مجموع همکاری را به رقابت ترجیح می دهند و ریسک بالا و عدم اطمینان را دوست ندارد.

 

همراهان تلنت یاب به صورت فردی و نیز واحد های منابع انسانی به صورت سازمانی می توانند در بخش ابزار ارزیابی تلنت یاب به این ابزار دسترسی پیدا کنند. 
 

      برای شروع آزمون اینجا کلیک نمایید       

توجه: ابزار های ارزیابی و تست های روانشناسی موجود و نیز خروجی و تفسیر تفضیلی هر کدام از آن ها، توسط هسته پژوهشی روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه علامه طباطبائی تدوین گردیده است.
 


 

دیدگاه ها

B barana

مرسی.من خیلی اهل تست های روانشناسی ام.تا حالا بهتر از این ندیدم.عالی بود.

E ehsan

واقعا عالی بود

E Ehsan

بدنبود

ا احسان

عالی بود

ا د امید دیوشلی

خوب و جذاب بود

ز زهرا

دمتون گرم . وجدانا مادرم هم نمیتونست انقد دقیق منو توصیف کنه حقیقتا خیلی خوب بود دوستان ممنون

س ج سپهر جاویدان جم

عالی بود ... ممنون70 درست بود .

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ویدئو: چرا برای داشتن یک شغل عالی با شکست مواجه خواهید شد؟

ویدئو: چرا برای داشتن یک شغل عالی با شکست مواجه خواهید شد؟

هدیه آخر هفته ای تلنت یابی ها:

دو هفته از قولی که به شما همراهان خوب تلنت یاب داده بودیم می گذرد و خوشبختانه توانسته ایم در این مدت کوتاه با کمک شما دوستان  خوب، زنگ تفریح و استراحت آخر هفته هایمان را به یادگیری و رشد شخصی گره بزنیم، این هفته نیز شما عزیزان را به دیدن این ویدئو جذاب دعوت میکنیم.

در این بحث خند‌ه دار و بی پرده، لاری اسمیت، بی‌ریا و صادقانه عذر و بهانه‌های پوچ و بی‌معنی را برمی‌شمارد که مردم، هنگامی که موفق به دنبال کردن اشتیاق‌شان نمی‌شوند، اختراع می‌کنند.

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ویدئو: از زبان جک ما، بنیانگذار علی بابا : در هر سنی چه کاری باید انجام دهیم؟

ویدئو: از زبان جک ما، بنیانگذار علی بابا : در هر سنی چه کاری باید انجام دهیم؟

جک ما، جوان کوتاه قد لاغر اندامی که روزی بخاطر همین ویژگی ها در مجموعه رستوران های کی اف سی استخدام نشد، اکنون جایگاه سی و ششمین  میلیارد دنیا را دارد. او در سال 1999 گروه تجارت الکترونیک علی بابا را بنیان نهاد. علی بابا جزء 20 وب سایت برتر دنیا محسوب شده که 80 درصد فروش آنلاین و ارتباط تولید کنندگان چینی با مشتریان خارجی را به خود اختصاص داده است.

در این ویدئو جذاب او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر الان جوانی 25 ساله بودید چه کاری انجام می دادید، اینگونه پاسخ می دهد:

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


هنر هدف گذاری و حرکت در مسیر چشم انداز زندگی حرفه ای

هنر هدف گذاری  و حرکت در مسیر چشم انداز زندگی حرفه ای

سپری شدن هر فصل و رسیدن روز های نو، خاطره برنامه های گذاشته ما را تداعی می کند. دیگر وقت آن است که گذشته را فراموش کنیم و با خوش بینی به آینده نگاه کنیم. هدف گذاری یک نوع هنر محسوب می شود. مساله این است که بعضی وقت ها هدف های تعیین شده ما بزرگ به نظر می رسند. برای این که مسائل خیلی بزرگ به نظر نرسند، پیشنهاد می شود که ویدئوی آیا استرس واقعا دشمن ما است را ببینید. در این ویدیو از خانم کلی مک گونیگال (McGonigal) از روانشناسان دانشگاه استنفورد در مورد بهترین روش برای رسیدن به هدف و انجام آنها سوال شده است و او به این پرسش به صورت علمی جواب می دهد.

اصل اهمیت هدف است، نه سهولت رسیدن به آن

مغز انسان به واکنش های احساسی ما پاسخ می دهد، در نتیجه زمانی که اهداف ساده ای را برای خود تعیین می کنیم، بررسی آنها نیز راحت تر می شود. زیرا هدف گذاری اهداف ساده راحت است. افراد معمولا برای رسیدن به خوش بینی هنگام تغییر، هدف های ساده ای نیز تعریف می کنند. هدف معنادار، در حقیقت شما را برای تغییر نیز آماده می کند. اما برای تغییر باید عزم زیادی داشته باشید. به خودتان وقت بدهید و در مورد این که در زندگی به دنبال چه تجربه ای هستید و چه مسیری را می خواهید طی کنید، فکر کنید. مک گونیگال می گوید نسبت به برنامه سال آینده فکر کنید و سپس دلیل آن را از خودتان بپرسید. به گفته ی این روانشناس بهتر است در مورد چیزی فکر کنید که بیشترین اهمیت را برای شما داشته باشد.

بر روی میسر دستیابی به هدف تمرکز کنید، نه صرفا خروجی آن

وقتی ما اهداف خود را تنظیم می کنیم، صحبت در مورد پایان آن در صورتی که مشکلی نباشد، بسیار راحت خواهد بود. اما ما همیشه قادر به کنترل نتایج نیستیم و نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم. بنابراین در هر قدم باید تصمیم بگیریم. به گفته مک گونیگال « افراد معمولا تمرکز خود را زمانی که مسیر به صورت ناگهانی تغییر می کند، از دست می دهند» اما ممکن است برخی تغییرات کوچک، باعث تغییرات بزرگ شود. به همین خاطر از خودتان بپرسید که کوچک ترین چیزی که می تواند مسیر زندگی شما را عوض کند و برای رسیدن به هدف شما کمک کند، چیست؟

بنابراین ممکن است شما تصمیم های بسیار کوچکی بگیرید که در رسیدن به اهداف شما بسیار کمک کند، بدون این که شاید متوجه این قضیه باشید. اگر شما هم راستا با هدف تان حرکت کنید، آرام آرام به آن خواهید رسید.

به اهداف خود خوش بین باشید.

بیشتر به این تمرکز کنید که خواسته شما از زندگی چیست و به اهدافی که برایتان اولویت ندارند، فکر نکنید. این کار باعث می شود که اهداف خودتان را دنبال کنید. مک گونیکال اعتقاد دارد که این کار از واکنش های شیمیایی مغز نیز ناشی می شود. هر گونه اجتناب از فکر های بی جهت به دیدگاه مثبت شما کمک کرده و به شما برای ادامه مسیر انگیزه می دهد.

بنابراین به این فکر کنید که چه نقاطی را می خواهید تقویت کنید. این تفکر مثبت به انگیزه شما کمک می کند که بهتر خودتان را بشناسید. (می توانید با آزمون های ارزیابی شناخت بیشتری از خودتان کسب کنید)

برای شکست آماده شوید (اما به روشی مناسب)

لحظه های شکست اجتناب ناپذیرند، اما بسیاری از ما حتی زمانی که کوچکترین شکست و مشکلات سراغ ما می آید، نیز اهداف خود را فراموش می کنیم. مک گونیال اشاره می کند که «در لحظه شکست، ممکن است اولین واکنش این باشد که هدف خود را کنار بگذارید». اما وظیفه شما اجتناب از شکست نیست، بلکه باید برای آن برنامه داشته باشید. از خودتان بپرسید که احتمال شکست شما چگونه خواهد بود؟ روانشناسان به این برنامه، برنامه اقتضایی می گویند که اگر این شرایط رخ دهد، شما این عکس العمل ها را خواهید داشت. در واقع برنامه ذهنی که به شما کمک کند تا نسبت به روند هدف واکنش نشان دهید.

اگر با سختی های زیادی مواجه شدید، به یاد بیاورید که هدفتان چه اندازه برایتان اهمیت داشت. این هشدارهای ساده برای این که بتوانید انگیزه خود را حفظ کنید، بسیار اهمیت دارند و شما را در مسیر حرکت نگه می دارند.

منبع: Ideas.ted
 

 

برای شناخت دقیقتر گرایش های شغلی خود می توانید به آزمون شناسایی لنگرگاه های مسیر شغلی مراجعه نماید.
 

دیدگاه ها

M marzieh

بسیار مفید و عالی

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.