چطور خلاقیت درونی خود را بروز دهیم؟

چطور خلاقیت  درونی خود را بروز دهیم؟

مقدمه: خلاقیت، ایده، نوآوری کلیدواژه های تحول و اتفاقات مثبت هستند. تغییرات بدون خلاقیت معنایی ندارد و در اصل، هر کار تیمی برای معنا بخشیدن به تغییر مثبت به خلاقیت ذاتی اعضایش بستگی دارد. مقاله جالب آنی مک کی (Annie McKee)، از نویسندگان مجله مروری هاروارد و استاد دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا نیز به اهمیت موضوع ایده پردازی درونی می پردازد.

خلاقیت

خلاقیت می تواند به صورت اتفاقی احساس شود. ناگهان لحظه ای پیش می آید که ایده جدید خودش را با تفکر آگاهانه نشان دهد و ما بتوانیم مساله همیشگی را حل کنیم. برای نمونه، پس از چند روز تلاش برای نوشتن روی کاغذ سفید، بالاخره کلمات از انگشتان ما جاری شدند و توانستیم مقاله مربوط به بلاگ را بنویسیم. برخی خلاقیترا به هوش نسبت می­دهند، ولی می دانیم که صرفا باهوش بودن، کافی نیست. ما زمانی خلاق هستیم که شرایط ذهنی مان، مناسب باشد. وقتی به ذهن، دانش و تجربه خود رجوع می کنیم، در ذهن مان می تواند ایده جدیدی خطور کند. آنگاه می توانیم مساله حل نشدنی را حل کنیم و واقعیت جدیدی را متصور شویم.

اما تمام آنچه که در مورد آگاهانه بودن فکر می کنیم، اتفاق نمی افتند. طبق نظرات محققانی چون آرنه دایتریش (Arne Dietrich)، این که چطور ذهن ما عمل می کند، کلید فهم فرآیند خلاقیت است. به ویژه، سیستم نئو کورتکس (neocortex) و لیمبیک (limbic) مغز –  و احساس و تفکر منطقی، بر هر دو نوع خلاقیت ارادی و خود بخودی اثر می گذارند.

طبق نظر دایتریش، افکار و احساسات، زمانی که ما حس لحظه ای شبیه به اورکا (Eureka) (جمله مشهور ارشمیدس: یافتم!) یا تجربه الهام هنری داشته باشیم، یعنی اینکه کارکرد هماهنگ با یکدیگر دارند. و زمانی که افکار و احساسات به صورت دو شبکه بهم پیوسته (کنار همدیگر) فعالیت کنند، می توانیم خلاقیت ارادی بیشتر داشته باشیم. برای نمونه، اگر بتوانیم به صورت آگاهانه در دراز مدت خاطره های احساسی خود را به جریان بیندازیم، به تولید ایده و یا بینش ارادی منجر می شوند. اما باید بدانیم که برای خلاق بودن، نیاز داریم تا در وضعیت مناسب باشیم - کارکرد ذهن بر خلاقیت اثر می گذارد و نیز نوع احساسمان نیز بر کارکرد مغز اثر دارد. اما متاسفانه، گفتن این موضوع راحت تر از اجرای آن در محیط کار است.

بسیاری از سازمان ها فرهنگ هایی دارند که بدبینی و منفی بودن را حمایت می کنند- و شوربختانه، بسیاری از مدیران نیز اثر منفی و زهرآگینی دارند. بسیاری از افراد اصلا دوست ندارند که به کسانی که برای انجام کار به آن ها وابسته اند،  زیانی برسانند، اما این اتفاق، به دلیل استرس مزمن رخ می دهد. حاصل فشار ثابت در محیط کار، در دنیای پر از تغییر و پریشانی، سندرم قربانی است که لطفش شامل حال ما می شود و آنقدر این استرس به ما وارد می شود، تا دیگر چیزی باقی نمی ماند. ارگانسیم انسان سازگاری خوبی با این شرایط ندارد. به اصطلاح، ذهن ما خاموش می شود. ما اطلاعات را غربال می کنیم، تنها برای اینکه حس می کنیم برای بقا باید آنها را داشته باشیم. تمرکز زیادی را روی تهدیدات بالقوه صرف می کنیم، و واقعیت را بطور شفاف نمی بینیم. احساسات منفی که بر درون ما غلبه می کنند و پیرامون ما شکل می گیرند، نه تنها کارکرد ذهن، بلکه خلاقیت مان را نیز مختل می کنند.

اگر می خواهید دوباره خلاقیت درونی خود را به دست آورید، باید این چرخه را متوقف سازید. از خودتان مراقبت کنید، به این معنی که بیشتر بخوابید. تحقیقات اخیر نشان می دهند که افراد بالغ برای عملکرد بهتر به مقدار خواب بیشتری در طول روز بین 7 الی 9 ساعت نیاز دارند. حرف رهبرانی که می گویند، "تنها چهار یا پنج ساعت به استراحت شب نیاز دارم" را باور نکنید. آنها اشتباه می کنند و پیام اشتباهی می دهند. غذای خوب و ورزش مناسب نیز اهمیت دارند، و خوشبختانه در بسیاری از سازمان ها نشاط و سلامتی کارکنان در حال مشروع شدن است. این سه موضوع، خواب، غذا و ورزش اساس کارکرد مغز هستند (برای همه ممکن است بدیهی باشد)، اما برای ایده پردازی، شما به تغییرات واقعی در نوع و نحوه کار خود نیاز دارید. در اینجا به برخی پیشنهادات کاربردی اشاره می شود که می تواند به ذهن شما کمک کند تا خلاقیت ذاتی و درونی تان را رها سازید:

عادت های مخرب و کشنده- تمرکز، مانند اختصاص دادن زمان زیاد در طول روز (اخر هفته) به ایمیل ها و یا حواس پرتی های طویل را کنار بگذارید. به خودتان برای فکر و تامل زمان بدهید. بهوشیاری(Mindfulness) یا تمرین ذهن برای مدیریت استرس و عملکرد شناختی بسیار مفید است. آقای دنیل گلمن(Daniel Goleman) از اساتید برجسته، سال های پیش در مورد این موضوع صحبت کرده و به زعم وی "بهوشیاری، توانایی درک اتفاقاتی است که رخ می دهند و مهارت احساسی ضروری برای توقف واکنش ما قبل از پاسخ به این محرک است.  این نتیجه گیری حاصل شده که تمرین ذهن، توانایی توقف پالس های سریع احساسی را تقویت می کند."

برای کاهش استرس می توانید در دوره های بهوشیاری شرکت کنید و یا حداقل نفس عمیق بکشید. افکار منفی در مورد ضعف و شکست های خود را کنار بگذارید. البته این موضوع برای کسانی که در کسب و کار مشغول فعالیت هستند، دشوار است، اما چگونه کسی می تواند بدون شکست – زیاد، خلاق باشد؟

به آنچه که در کار شما را شاد می کند، توجه کنید. احساسات مثبت زمانی شکل می گیرند که شما اهداف شخصی و سازمانی را با یکدیگر گره بزنید و حس ارتباطی بین آنها ایجاد کنید. مهم کاری است که انجام می دهید و به شما کمک می کند تا خلاق و مشغول به فعالیت بمانید، حتی اگر شرایط دشوار شوند.

این تغییرات برای رهبرانی که می خواهند به خلاقیت افراد خود کمک کنند، بسیار حیاتی است. وقتی از خودتان مراقبت می کنید، در جایگاه بهتری برای کمک به دیگران قرار می گیرید. حتی اگر نمی توانید در کل شرکت با استرس و فشار  مقابله کنید، می توانید حداقل "خرده فرهنگی" ایجاد کنید که در آن ارزش هایی مانند احترام و تعهد به اهداف دیگران برجسته باشد.

شما می توانید باعث ایجاد هنجار هایی شوید که افراد را برای رفتار مناسب با یکدیگر هدایت کند و چالش ها را با صرف وقت و ایثار، تحمل و خوش طبعی حل کند. شما می توانید افراد را برای رشد و توسعه و آرزوهای بزرگ ترغیب کنید. می توانید از این موضوع، اطمینان حاصل کنید که افراد سلامتی را اساس زندگی خود می دانند و کار بخشی از این تصویر است. ما نمی توانیم برای اینکه چطور خلاقیت بیشتری داشته باشیم، یا به نوآوری تیم کمک کنیم، فرمولی ایجاد کنیم، اما می توانیم محیطی بسازیم که سرشار از امید، اشتیاق و انگیزه و روحیه تیمی باشد. در تیم هایی که این خصیصه های احساسی برجسته باشد، افراد به کار جمعی بیشتر، تحمل و برگشت سریع پس از ناکامی تمایل بیشتری نشان می دهند. افراد در محیط های پر از هیاهو و هیجان، رشد می کنند. زیرا خلاقیت در ذهن ما شکل می گیرد و محیط پویا به ما کمک می کند تا روشن تر و خلاق تر فکر کنیم.

منبع: HBR.org

دیدگاه ها

م محمدرضا

مقالتون فوق العاده ارزشمند بود. متاسفانه یک سال و. نیم در سازمانی خدمت کردم که با وضع قوانین کشنده همه پرسنلش را تبدیل به ربات و جانور کرده بود و در این بین خلاقیت من را نیز کشت در حال حاضر. هر روز به این فکر میکنم که چطور به گذشته طلایی برگردم ،،،،

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهنی

چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهنی

 

آیا برایتان اتفاق افتاده که در مورد موضوعی مطالعه کرده و یا درباره مساله ای طوفان فکری داشته باشید، اما صرفا با چند صفحه اطلاعاتی که هیچ درک روشنی از آنها ندارید، روبرو شوید؟ نقشه ذهن می تواند به شما در این موارد کمک کند.

یکی از روش های مفید برای یادگیری موثر استفاده از تکنیک نقشه ذهن است. با این روش می توانید اطلاعات را ثبت کنید و مساله خود را با خلاقیت بیشتر و بهتر حل نمایید. در واقع، با استفاده از روش نقشه ذهن، می توانید ساختار موضوع را زودتر تشخیص داده و آن را بفهمید. علاوه براین نقشه ذهن به شما کمک می کند که اطلاعات را به گونه ای به خاطر بسپارید که راحت تر بتوانید آنها را به یاد بیاورید.

نقشه های ذهن

این روش توسط تونی بوزان ابداع گردید و شهرت یافت. با این روش به جای لیست کردن نوشته ها، می توان به صورت دو بعدی از مطالب یادداشت برداشت. به این معنی که نقشه های ذهن (درخت های ذهن)، از یاداشت برداری عادی فشرده تر بوده و فضای کمتری اشغال می کند. این روش به شما کمک می کند که به راحتی بین نوشته ها ارتباط برقرار کرده و ایده های جدیدی از آنها ایجاد کنید. علاوه بر این نقشه های ذهنی به شما کمک می­کند تا پروژه ­ها یا موضوعات بزرگ را بدون اینکه موضوعی از قلم بیفتد، به فرآیندهای قابل مدیریت تقسیم و برنامه ­ریزی موثرتری داشته باشید.

نقشه ذهنی مناسب، نشان­دهنده شکل موضوع، اهمیت نسبی امتیازها و روشی است که فرد واقعیت­ها را به یکدیگر مرتبط می سازد. بدین معنی که با استفاده از این روش، مطالب خیلی سریع قابل بازبینی  شده  و می توانید در یک نگاه اطلاعات ذهنی­ خود را بازسازی کنید. بعلاوه با این روش، اطلاعات به صورت موثر یادآوری شده و ساختار نقشه ذهنی شکل می گیرد، تا با نشان دادن سرنخ به شما در به خاطر آوردن اطلاعات کمک کند.

کاربردها

نقشه­ های ذهنی می تواند برای موارد زیر مفید واقع شود:

  • طوفان فکری- یه صورت فردی یا گروهی.

  • خلاصه کردن اطلاعات و یادداشت برداری.

  • تثبیت اطلاعات از طریق منابع تحقیقاتی مختلف.

  • فکرکردن راجع به مشکلات پیچیده.

  • ارائه اطلاعات در قالبی که نشانگر ساختار کلی موضوع باشد.

  • مطالعه و حفظ اطلاعات.

 ترسیم اساسی نقشه ­های ذهنی

برای ترسیم نقشه ذهنی مراحل زیر را انجام دهید؛

1.عنوان موضوع مورد نظر را در وسط برگه نوشته و به شکل دایره دور آن خط بکشید.(مانند شکل1که فعالیت­های طوفان فکری را در ارتباط با ارائه سخرانی مناسب نشان می­دهد)

  mindmap.01

2.وقتی که زیر مجموعه ها و سر تیترها مربوط به این موضوع به ذهن تان می رسد، خطوطی را به دایره اضافه کنید و آنها را یادداشت نمایید.

 

mindmap.02

3.زمانی که موضوعات بیشتری نسبت به هریک از خطوط ترسیم شده به ذهنتان رسید (سر تیترهای بیشتر و موضوعات متفاوت) این خطوط را نیز به هر یک از بخش های خود وصل کنید.

 

mindmap.03

4. سپس برای هر یک از این ایده ها، خطوطی را با توجه به سر تیتر بکشید و آنها را نام گذاری کنید. در شکل 4 نحوه انجام آن نشان داده شده است.

 mindmap.04

5.در هر قسمت و شاخه ای، اگر اطلاعات جدیدی به ذهنتان رسید، بار دیگر بر اساس زیر موضوعات خطوط را ترسیم و نام گذاری کنید.

نقشه ذهنی کامل ممکن است خط‌ هایی از موضوع اصلی را دربرگیرند، که از همه طرف به مرکز موضوع وصل شده باشد. مانند شاخه های درختی که موضوعات فرعی و نکته ­ها براساس این شاخه ها مشخص شده است. نباید نگران این ساختار باشید، زیرا بر اساس هماهنگی، به تدریج رشد می یابد.

استفاده موثر از نقشه های ذهنی

وقتی شما با نحوه یادداشت برداری به شکل نقشه های ذهنی آشنا باشید، می توانید از اصطلاحات خودتان برای یادداشت برداری بیشتر استفاده کنید. نکات پیشنهادی ذیل می تواند به شما در این مورد کمک کند:

  • از کلمه ها و یا عبارت های کوتاه استفاده کنید: بسیاری از کلمات به شکل طبیعی خود طولانی و با جزئیات بیشتری ذکر می شوند، زیرا می خواهند معنی و مفهوم اصلی جمله به درستی انتقال یابد. اما در روش نقشه ذهنی کلمات کوتاه و عبارت های معنادار به همان شکل مفاهیم را می رسانند و عبارت های اضافی در نقشه های ذهنی دسته بندی می شوند.
  • با استفاده از رنگ ها ایده ها را از هم متمایز کنید: با این روش می توانید هر جایی که لازم دیدید، ایده ها را از همدیگر جدا کنید. این روش به شما در تجسم کردن نقشه های ذهنی برای به خاطر آوری آنها نیز کمک می کند. استفاده از رنگ سازماندهی مطالب شما را نشان می دهد.
  • از نشانه ها و علایم استفاده کنید: استفاده از تصاویر به جای کلمات به شما کمک می کند که اطلاعات را به طور موثر به یاد بیاورید. در نتیجه اگر علامت یا تصویری برای شما مفهومی دارد، از آن استفاده کنید
  • اطلاعات را به همدیگر ربط دهید: اطلاعات در یک بخش نقشه ذهنی ممکن است با قسمت دیگری مرتبط باشد. بر همین اساس شما می توانید از خطوط برای ارتباط دادن آنها استفاده کنید. این کار به شما کمک می کند که بفهمید موضوعات به چه نحوی بر یکدیگر تاثیر دارند.

نکته:

می توانید با مراجعه به بخش جعبه ابزار با «ابزار شماره 6 :  Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه» جهت ترسیم ایده های خود اقدام کنید.

منبع : Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تفکر انتقادی: راه دست یافتن به راهکار های مناسب در حل مسائل

تفکر انتقادی: راه دست یافتن به راهکار های مناسب در حل مسائل

 

تفکر انتقادی توانایی اندیشیدن به صورت روشن و منطقی است، به گونه ای که ارتباط منطقی بین ایده ها نیز قابل درک باشد. این موضوع از جمله مباحثی است که از دوره فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و سقراط تا به امروز همواره مورد بحث و مناقشه بوده است. تفکر انتقادی به صورت توانایی درگیر ساختن ذهن برای اندیشیدن انعکاسی و مستقل توصیف شده که توانایی افراد در استفاده از آن به قوه استدلال بستگی دارد، همچنین این سبک تفکر به جای پذیرش صرف و بدون تغییر اطلاعات، زمینه ساز یادگیری فعال می شود.

افرادی که از توانایی تفکر انتقادی برخوردارند، سوالات زیادی در ذهنشان نسبت به ایده ها و فرضیات شکل می گیرد و موضوعات را به صورت صرف و بر اساس ظاهر قبول نمی کنند. آنها همیشه به دنبال مشخص کردن این هستند که آیا ایده ها، بحث ها و یافته ها تصویر کلی از برداشته آنها است یا خیر.

شناسایی، تحلیل و حل مسائل به صورت سیستمی از ویژگیهای اصلی متفکران انتقادی است. این افراد از قابلیت ها و مهارت های زیر برخوردار هستند:

  • رابطه بین ایده ها و پدیده ها را درک می کنند.
  • اهمیت بحث ها و ایده را مشخص می کنند.
  • به سازماندهی، درک و تحلیل بحث ها می پردازند.
  • عدم تناسب و خطاهای استدلال را مشخص می سازند.
  • به مسائل رویکردی سیستماتیک و پایدار دارند.
  • فرضیات، باور و ارزش هایشان را ابراز می کنند (تنها به کسب و انعکاس بدون تغیییر اطلاعات بسنده نمی کنند).

 در فرایند تفکر انتقادی، فرد با توجه به شرایطی که نسبت به آن آگاهی دارد، به روشی فکر می کند که بتواند به بهترین راه حل دست یابد. تفکر انتقادی روش اندیشدن ویژه نسبت به موضوعی خاص در زمان خاص خودش است، نه اینکه حقایقی را نسبت به چیزی کسبکرده و یاد بگیرم   تا بتوانیم همیشه به یک شکل از آن استفاده کنیم.

مهارت های مورد نیاز برای تفکر انتقادی

مهارت های مختلفی وجود دارند که می توانیم با استفاده از آنها به تفکر انتقادی دست پیدا کنیم. مانند مشاهده، تحلیل، تفسیر، بازتاب، ارزیابی، استتناج، توضیح، حل مساله و در نهایت تصمیم گیری. برای رسیدن به این مهارت ها باید به موارد زیر توجه داشته باشیم:

  • در مورد موضوع یا مساله ای به صورت عینی و انتقادی فکر کنیم.
  • استدلال های مختلفی که در ارتباط با موضوع وجود دارند را شناسایی کنیم.
  • نقطه نظرهای مختلف را ارزیابی کنیم تا نقاط قوت و با ارزش آنها مشخص شود.
  • نقاط ضعف و منفی که در استدلال یا گواهی ها وجود دارد را تشخیص دهیم.
  • به مفاهیمی که در اظهار نظرها و استدلال ها وجود دارند، پی ببریم.
  • با منطق ساختار یافته و تایید به یک استدلال مناسب برسیم.

فرآیند تفکر انتقادی:

  باید بدانیم که هیچ یک از ما نمی توانیم در هر زمانی به صورت انتقادی فکر کنیم. برخی مواقع زمانی که عصبانی، ناراحت و یا شاد هستیم و یا احساس ناتوانی می کنیم ممکن است نسبت به مسائل تفکر انتقادی داشته باشیم. از طرف دیگر، توانایی تفکر انتقادی با توجه به شرایط ذهنیت ما نیز تغییر می کند. بیشتر مواقع می توانیم مهارت تفکر انتقادی خود را با انجام فعالیت های روزمره و به کارگیری آنها در حل مسائل بهبود دهیم. می توانیم با تمرین کردن این مهارت را در خود تقویت کنیم.

یکی از مهم ترین جنبه های تفکر انتقادی تصمیم گیری بر اساس احتمالات و شرایطی است که می خواهیم به هدفی دست پیدا کنیم. وقتی هدف ما روشن و واضح است، باید به موقعیت های آینده و احتمالات فکر کرده و تصمیم بگیریم. برای این کار می توانیم از همکاران یا اعضای خانواده یا کسانی که نسبت به شرایط و اهداف شما آگاهی دارند، کمک بگیریم. در نهایت باید به اجرای تصمیم گیری متعهد شویم مگر این که شرایطی رخ دهد که باعث گردد در فرآیند تصمیم گیری تجدید نظر کنیم.

اما باید توجه داشته باشیم که حتی در تصمیم گیری ساده نیز مسائل مختلفی دخیل هستند. علاقه و یا عدم علاقه، رفتارها و ترجیحات شخصی، زندگی ما را شکل می دهند. در نتیجه برای این که بتوانیم تفکر انتقادی خود را بهبود دهیم، باید از ویژگی های شخصیتی و ترجیح های خود آگاه باشیم تا بتوانیم تصمیم های مناسبی را بر اساس شرایط بگیریم. (در این زمینه می توانید به آزمون شخصیت MBIT مراجعه کنید).

هر اندازه که از توانایی ها، نقاط قوت و ضعف خود آگاهی بیشتری داشته باشیم به همان اندازه نیز بهره وری تفکر انتقادی ما افزایش می یابد. همچنین باید این نکته را در ذهن داشته باشیم که یکی از عناصر اصلی تفکر انتقادی آینده نگری است. بر همین اساس تصمیم گیری فعلی ما زمانی با موفق بیشتری همراه خواهد بود که تاثیر آن را بر افراد و فعالیت هایی که در اطراف ما هستند، را نیز در نظر گرفته باشیم.

به صورت کلی هدف از به کارگیری تفکر انتقادی دست یافتن به بهترین نتایج بر اساس شرایط و موقعیت است. برای رسیدن به این هدف بایستی اطلاعات را از جنبه های مختلف مورد ارزیابی قرار دهیم. همچنین تفکر انتقادی مستلزم ارزیابی روشن از ویژگیهای شخصیتی، نقاط قوت و ضعف ما و نیز آگاهی از تاثیری که تصمیم گیری ما ممکن است بر دیگران داشته باشد، خواهد بود. تصمیم های اخذ شده بر اساس تفکر انتقادی باید با ارزیابی پیامدهای احتمالی باشد تا از نتایج منفی جلوگیری شده و یا حداقل از شدت تاثیر آنها کاسته شود. در نهایت نیز با مرور نتایج تصمیم گرفته شده در صورتی که نیازی به تغییری وجود داشته باشد، باید در آنها تجدید نظر کنیم.

منبع:Skills You Need 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ابزار شماره 6 : Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه

ابزار شماره 6 :  Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه

 

با وجود اینکه همه ما اذعان داریم که پیشرفت تکنولوژی و سرعت رشد فناوری های نوین همه فعالیت ها را تحت و الشعاع قرار داده، اما گاهی اوقات نوعی مقاوت در برابر تغییر برای استفاده از این فناوری ها در همه ما شکل می گیرد. این مقاومت می تواند ریشه های مختلفی نظیر داشتن یا نداشتن آمادگی و یا ذهنیت در مورد آسان بودن یا نبودن استفاده از این فناوری ها باشد. اما همیشه اینطور نبوده و گاهی صرفا عدم اطلاع و آگاهی از یک تکنولوژی موجب مورد استفاده قرار نگرفتن آن می شود. بنابر این لازم می دانیم بار دیگر قبل از پرداختن به معرفی ششمین ابزار، این نکته را یادآور شویم که تلاش همه ما در تیم تلنت یاب گرد هم آوردن و معرفی ابزار های کاربردی حرفه ای است که بتواند به ما در مسیر تسهیل فعالیت های شغلی مان کمک نماید. 

پیش از این در مقاله (چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهن) به معرفی منطق ایجاد یک نقشه ذهنی و فواید آن پرداختیم. حال در این مقاله می خواهیم ابزاری قدرتمند، کاربردی و گرافیکی که به شما کمک می کند تا به آسانی نقشه های ذهنی جذابی را خلق کنید، معرفی نماییم.

اگر تا به حال تجربه ایجاد یک نقشه ذهنی را داشته اید، شاید برای شما هم اتفاق افتاده است که در مرحله ای که شاخص و برگ های موضوع محوری مورد نظرتان را مشخص می کنید، بارها و بارها نیاز به اضافه و کم کردن موضوعات پیدا می کنید. این مسئله باعث خواهد شد که نقشه ذهنی شما با خط خوردگی ها و اصلاحات فراوانی همراه شود. در بهترین شرایط شما مجبورید که یک بار دیگر وقت صرف کرده و یک نسخه ویرایش شده از نقشه ذهنی خود تهیه کنید. بخصوص اگر قصد به اشتراک گذاری و نظر خواهی از سایرین را داشته باشید، تهیه نسخه ای شکیل و قابل ارائه از نقشه ذهنیتان ضروری است. این جاست که پای ابزار و تکنولوژی به میان آمده و این مشکل را برای برای شما به آسانی مرتفع می کند.

معرفی:

در زمینه ترسیم نقشه ذهنی طیف وسیعی از نرم افزار ها و سامانه های مختلفی وجود دارند که برخی از آنها دارای دسترسی رایگان و برخی دیگر  همراه با محدودیت هایی می باشد. مایند ماپ (mind mup) یکی از این نرم افزار هاست که تحت لیسانس دانشگاه ام آی تی (MIT) بوده و سرویس تحت وب آن به صورت رایگان به نشانی (mindmup.com) موجود است. پروژه (mind mup) در ژانویه 2013 جهت ایجاد یک سرویس ابری و با قابلیت دسترسی آزاد کلیک خورد. کار با (mind mup) بسیار راحت و آسان بوده و یادگیری کار با آن تنها چند دقیقه طول می کشد. همچنین از دیگر مزایای آن می توان به دسترسی سریع ، بدون نیاز به ثبت نام و نام کاربری اشاره کرد.

ویژگی ها :

(mind mup) برای کاربران خود این امکان را فراهم می آورد تا موضوعات مورد نظر خود را در قالب نقشه های ذهنی زیبا و گرافیکی ایجاد نمایند. همچنین امکان ویرایش و حذف و اضافه کردن موضوعات مختلف به نقشه ذهنی به آسانی امکان پذیر می باشد. برای مثال نقشه ذهنی ای که در مقاله (چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهن) برای شما ذکر گردید در (mind mup) ظرف مدت کوتاهی و تنها با چند کلیک قابل ایجاد است. شکل 1 تصویر مثال همین مقاله را در (mind mup) نشان می دهد.

mindmup

یکی دیگر از مزیت های برجسته (mind mup) پشتیبانی کردن از فرمت فایل های HTML ، تصاویر PNG و بردارهای PDF می باشد. شما می توانید نقشه های ذهنی ای که ایجاد کرده اید را در گوگل درایو (Google Drive) خود به صورت شخصی و یا با قابلیت دسترسی و اشتراک با دیگران ذخیره نمایید. همچنین این امکان وجود دارد که نقشه ذهنی خود را به صورت فایل PDF و یا اسلاید پاورپوینت خروجی بگیرید.

آدرس دسترسی: Mindmup.com 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


پاسخی به این سوال که در محیط کاری چطور هر روز خلاق و خلاق‌تر باشیم

پاسخی به این سوال که در محیط کاری چطور هر روز خلاق و خلاق‌تر باشیم

خلاقیت به معنی تبدیل ایده های نو و تخیلات به واقعیت است. معنا و مفهوم خلاقیت در واقع، درک جهان به شیوه های جدید، شناخت الگوهای پنهان، برقراری ارتباط بین پدیده‌های ظاهرا نامربوط و ایجاد و خلق راه حل‌هاست. خلاقیت شامل دو فرآیند است: تفکر و سپس خلق.

اگر شما ایده ای در ذهن دارید اما برای عملی کردن آنها کاری نمی کنید، شما تنها تخیل گرا هستید و نه خلاق!

خلاقیت فرآیند جان بخشیدن به چیز های جدید است و به علاقه و تعهد نیاز دارد.

خلاقیت ما را نسبت به شناخت مسائلی که قبلا از نظر ما پنهان بوده است، برای ساختن یک زندگی جدید آگاه می سازد. تجربه خود نوعی افزایش آگاهی  تلقی می شود؛ مانند کاری که اکستازی انجام می دهد. به قول  رولو می "جسارت خلق کردن" می دهد.

آیا خلاقیت در کسب و کار امکان پذیر است؟  من بر این باورم که امکان پذیر است اما ریسک کرد تا پس از عبور از ناهمواریهای راه، به مقصد رسید.

"محصولی خلاق است که بدیع و شایسته باشد. محصول بدیع در واقع اصیل است و نه قابل انتظار. هر قدر معنا و مفهوم وسیع تر باشد، محصول، کار و ایده های بیشتری می طلبد و در نتیجه خلاقانه تر است.

نوآوری چیست ؟

نوآوری پیاده سازی محصول، خدمات و یا فرآیندی جدید و یا کاملا بهبود یافته است که برای کسب و کار، دولت و جامعه ایجاد ارزش می کند. به گفته برخی، خلاقیت به نوآوری ارتباطی ندارد، چرا که نوآوری دارای چهارچوب و قاعده است. در حالیکه خلاقیت اینگونه نیست. البته من با این موضوع مخالفم. در واقع خلاقیت نیز دارای چهارچوب و قاعده است و یکی  از قسمتهای اصلی معادله نوآوری است. هیچ نوآوری بدون خلاقیت اتفاق نمی افتد. معیار کلیدی در خلاقیت و نوآوری ایجاد ارزش است.

خلاقیت و توسعه اقتصادی

ما در عصر خلاقیت زندگی می کنیم. دنیل پینک در کتابش به نام " ذهن کاملا جدید: چرا راست مغزها دنیا را رهبری خواهند کرد؟" توسعه اقتصادی را اینگونه بیان می کند:

  1.  عصر کشاورزی (کشاورزان)
  2. عصر صنعتی (کارگران کارخانه)
  3.  عصر اطلاعات (دانشمندان)
  4. عصر ادراک (خالقین و مبتکران)

پینک معتقد است که تفکر کامپیوتری تحلیلی چپ مغزها در حال جایگزینی با همدلی، خلاقیت و درک درست مهارتهای مورد نیاز برای کسب کار راست مغزهاست. به تعبیر دیگر، خلاقیت با افزایش ارزش سرویس، محصول و یا کسب و کار، به شما امتیاز رقابت و متمایز کردن کسب و کارتان از دیگر بیزنس‌ها را می دهد به عبارتی خلاقیت واجب ترین فاکتور برای موفقیت های آینده است.

بدون خلاقیت، شما محکوم به رقابت بین کالاهای جهنمی هستید!

با افزایش پیچیدگی های کار، مدیران اجرایی و تیم هایشان تصمیم گرفتند تا با خلاقیت های جسورانه مدیریت و با مشتریان از راه های خلاقانه ارتباط برقرار کنند و سازمانهایشان را با بهبود سرعت و انعطاف پذیری برای موفقیت قرن بیست و یکم آماده کنند.

نبود خلاقیت

مطالعات  Adobe در 2012 در مورد خلاقیت نشان میدهد که 8 نفر از 10 نفر احساس میکنند که آزاد سازی خلاقیت برای رشد اقتصادی بسیار مهم است و تقریبا دو سوم از پاسخ دهندگان احساس میکنند که خلاقیت برای جامعه ارزشمند است، اما یک اقلیت قابل توجه - تنها 1 در 4 نفر - بر این باورند که آنها با پتانسیل خلاقانه خود زندگی می کنند.

آیا خلاقیت می تواند آموخته شود؟

جواب کوتاه آری است. بر اساس تحقیقات جورج لند، ما به طور طبیعی خلاق هستیم اما همینطور که بزرگ می شویم یاد میگیریم که غیر خلاق باشیم. خلاقیت مهارتیست که می تواند توسعه بیابد و پروسه ایست که می تواند مدیریت شود.

خلاقیت بر پایه دانش، یادگیری یک چهارچوب و تسلط یافتن بر یک روش جدید تفکر آغاز میشود. شما می توانید با آزمایش، کشف کردن و بررسی کردن فرضیات از طریق ذهنیات و تلفیق اطلاعات خلاق باشید. یادگیری خلاقیت مانند یادگیری یک ورزش است. شما به تمرین نیاز دارید تا عضلات صحیح و فضای تشویق کننده توسعه یابد تا شکوفا شوید.

تحقیقات کلیتون ام.کریستنسن و محقیقنش دی ان ای خلاق را کشف کردند: توانایی شما برای تولید ایده های ابتکاری صرفا یک عملکرد ذهنی نیست، بلکه عملکرد پنج رفتار کلیدی نیز هست که مغز شما را برای کشف بهینه سازی می کند:

  • ایجاد ارتباط: ایجاد ارتباط بین سوالات، مشکلات یا ایده ها از زمینه های نامرتبط
  • تحقیق کردن: بیان پرسش هایی که دانش فعلی را به چالش می کشد.
  • مشاهده: نظارت بر رفتار مشتریان، تامین کنندگان و رقبا برای شناسایی راه های جدید انجام کارها
  • کار شبکه‌ای : دیدار با افرادی با ایده ها و دیدگاه های مختلف
  • آزمایش: ایجاد تجربیات بر اساس تعامل و تحریک پاسخ های غیر معمول برای ظهور تفکرات

سر ریچارد برانسون  شعاری دارد که در DNA شرکت های ویرجین اجرا می شود. این شعار A-B-C-D است. (یعنی همیشه به نقاط متصل باشید). خلاقیت یک تمرین است، و اگر شما هر روز با استفاده از این پنج مهارت تمرین کنید، مهارت های خود را در خلاقیت و نوآوری افزایش خواهید داد.

منایع دیگر خلاقیت

کارگاه خلاقیت و نوآوری

یک لیست تدوین شده از ابزارها و تکنیک های خلاقیت:

این باور که فقط افراد خاص و با استعداد خلاق هستند (و ما حتما باید اینگونه متولد شده باشیم) اعتماد به نفسمان را در مورد توانایی های خلاقانه ما از بین می‌برد. بر اساس یک تحقیق در دانشگاه اکستر، مفهوم این که نوابغی چون شکسپیر، پیکاسو و موتزارت دارای استعداد خدادادی هستند، یک داستان است. محققان عملکردهای برجسته را در هنر، ریاضیات و ورزش مورد بررسی قرار دادند تا ببینند "آیا اگر فردی بخواهد به توانایی بالایی دست پیدا کند، باید یک بالقوه ذاتی را به نام استعداد داشته باشد‍‍. در این تحقیق برتری با موارد زیر بدست آید:

  • استفاده از فرصت‌ها
  • تشویق و دل‌گرمی
  • آموزش دیدن
  • با انگیزه بودن
  • و مهمتر از همه تمرین

تعداد کمی از نشانه های اولیه  تشویق والدین نسبت به تعهد مشاهده شده است. "هیچ کس بدون انجام هزاران ساعت آموزش جدی، به سطوح بالایی از موفقیت دست نیافته است. موتزارت قبل از خلق یک شاهکار شناخته شده ۱۶ سال به تمرین پرداخت. علاوه بر این، بسیاری از هنرمندان برجسته ای که امروز به سطوح عالی از موفقیت میرسند تواناهایی مشابه با امثال موتزارت یا دارنده مدال طلای قرون اخیر را دارند.

پرورش خلاقیت در محیط کار: قانون های گاراژ

این قوانین ساده را دنبال کنید تا فرهنگ خلاقیت و نوآوری را تقویت کنید: این ها در گزارش سالانه 1999 توسط HP تعریف شده‌اند، که در حقیقت اولین بار در گاراژ شروع شد که به همین خاطر به آن‌ها قانون‌های گاراژ می‌گوییم:

  • باور کنید می توانید جهان را تغییر دهید
  • به سرعت کار کنید، ابزارها را در دسترس قرار دهید، هر زمان کار کنید.
  • بدانید چه زمانی به تنهایی کار کنید و  چه زمانی با هم دست به کار شوید.
  • ابزارها و ایده ها را با هم در میان بگذارید. به همکاران خود اعتماد کنید.
  • سیاست ممنوع. بوروکراسی ممنوع. (این ها در یک گاراژ مضحک هستند.)
  • مشتری تعیین می کند که کار به خوبی انجام شده است یا نه.
  • ایده های رادیکال ایده های بدی نیستند.
  • روشهای مختلفی برای کار خلق کنید.
  • هر روزدیگران را در کار خود سهیم کنید. بدون این کار، گاراژ را ترک نخواهد کرد.
  • باور کنید که هر کاری را باهم می توانیم انجام دهیم.
  • و در آخر: اختراع کنید.

منبع

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه دشمن خلاقیت را کنار بگذاریم؟

چگونه دشمن خلاقیت را کنار بگذاریم؟

مقدمه:  معمولا وقتی به ایده جدیدی در مورد موضوع خاصی نیاز داریم، حس درماندگی برای رسیدن به ایده به ما دست می دهد. باید بدانیم که هر ایده ای به پشتکار نیاز دارد و طرح مساله برای بهبود مستمر به استمرار نیاز دارد. در همین راستا بریان لوکاس (Brian Lucas)، استاد علوم رفتار دانشگاه شیگاکو و لوران نوردگرن (Loran Nordgren) استاد دانشگاه در حوزه مدیریت و سازمان به بررسی تحقیقات خود مبنی بر موانع رسیدن به خلاقیت بیشتر و راهکارهای آن می پردازند.

چه شاخصه هایی مشخص می کنند ایده هایی که به ذهن مان می رسند، واقعا خلاقانه هستند؟ تحقیقات اخیر ما نشان می دهد که یک عامل عمده تعیین کننده این موضوع است: فواید استمرار و سماجت (روی تفکر خلاقانه) از سوی ما نادیده گرفته می شود. در بررسی ها به این نتیجه رسیدیم که افراد همواره میزان ایده هایی که می تواند به حل چالش ها منجر شود، را دست کم می گیرند. در یکی از این بررسی ها، از 24 دانشجو به مدت یک هفته در آزمایشگاه خواسته شد تا ده دقیقه نسبت به طرح ایده های مربوط به نحوه تشریفات ضیافت مراسم قدردانی، صرف کنند. سپس از آنها خواستیم پیش بینی کنند که اگر بیش از ده دقیقه برای فکر کردن در مورد این موضوع وقت صرف می کردند، چه ایده های بیشتری تولید می شد. این دانشجویان به مدت ده دقیقه به فکر کردن ادامه دادند. به طور متوسط، دانشجویان پیش بینی کردند که اگر تفکر بیشتر را ادامه می دادند، می توانستند تقریبا به 10 ایده جدید برسند. اما ما به این نتیجه رسیدیم که آنها واقعا قادر به خلق 15 ایده جدید بودند. چندین مطالعه یکسانی که انجام داده ایم، نتایج مشابهی را داشته اند. به عنوان مثال، از کمدین های حرفه ای درخواست کردیم تا خطوط اجرا را برای صحنه کمدی مشخص کنند، افراد با تجربه شعار تبلیغاتی را برای محصول ارائه دهند، و افراد به تاکتیک هایی دست یابند تا کمک و وقف به سازمان خیریه افزایش یابد. در هر کدام از این آزمایش های تجربی، مشارکت کنندگان به طور چشمگیری بسیاری از ایده هایی که با ادامه و پایداری همراه با چالش می توانست به نتیجه برسد، را نادیده گرفتند. مهم آن که، پس از هر مطالعه از گروه های جداگانه افراد درخواست کردیم تا نرخ خلاقیت ایده های مشارکت کنندگان مشخص شود. در طول مطالعات خود به این نتیجه رسیدیم که ایده هایی تولید شده با استمرار و سماجت، به طور میانگین خلاقانه تر از ایده های اولیه بودند. اما نه تنها افراد توانایی خود را برای خلق ایده هایی که همراه با این پافشاری بود، نادیده گرفته بودند، بلکه توانایی خود را برای ایده های خلاقانه نیز دست کم می گرفتند.

چرا فواید این پافشاری را دست کم می گیریم؟ به خاطر اینکه چالش های خلاقیت دشوار به نظر می رسد. به افراد معمولا حس «ماندن یا گیر کردن» روی موضوع دست می دهد و مطمئن نیستند که به راه حل برسند و یا بتواند با ایده ای مشکل را حل کنند. و در نتیجه حس می کنند به اجبار باید از اول کار را شروع کنند.

سخت کوشی و شکست در پیشرفت روی وظیفه غیر خلاقانه، مانند هر مساله پیچیده فیزیک، ممکن است نشانه این باشد که زمان توقف کار رسیده است. اما ایده های خلاقانه به زمان نیاز دارند و وقت می گیرند. این ایده ها معمولا پس از دوره اولیه ای از تفکر عمیق با در نظر داشتن روش های مختلف برای چارچوب بندی مساله و جست و جوی الگوها و روش های ممکن حل آن، شکل می گیرند. آقای جیمز دایسون را در نظر بگیرید که قبل از اختراح جاروی برقی پرفروش دایسون، به بیش از 5000 نمونه اولیه رسیده بود. یا والت دیزنی قبل از فروش بزرگ انیمیشن سفید برفی و هفت کوتوله، نزدیک به دو دهه انیمشن کار کرده بود. اما مطالعه ما نشان می دهد که وقتی حس دشواری چالش های خلاقانه فرا می رسد، بسیاری از افراد توقع های خود را نسبت به مزیت سماجت و پافشاری پایین می آورند و در نتیجه، توانایی خود را برای خلق ایده های جدید دست کم می گیرند. اهمیت زیادی دارد تا میزان مقاومت به درستی ارزش گذاری شود، زیرا باورهای ما قویا رفتار ما را شکل می دهند. اگر به این نتیجه نرسیده باشیم که پافشاری برای خلق ایده ارزشی ندارد، احتمالا برای مواجه شدن با چالش های خلاقیت تمایل کمتری نشان می دهیم.

در مطالعه دیگری از مشارکت کنندگان خواستیم تا روی چالش خلاقیت کار کنند و مقداری پول هم برای ایده های خلق شده پرداخت کردیم. سپس از آنها درخواست کردیم اگر حس می کنند پول کمتری گرفته اند، به خلق ایده ها ادامه بدهند (پول بیشتری کسب کنند). به این نتیجه رسیدیم که میزان مبلغ برای تحریک تصمیم به مقاومت و اصرار، همیشه فرصت هزینه را ایجاد کرده: اصرار روی یک وظیفه به معنای دسترسی کمتر به سایر منابع برای سرمایه گذاری در سایر کارها بود. با وجود اینکه تقریبا از همه مشارکت کنندگان انتظار می رفت تا از استمرار (بر اساس نتیجه های این پافشاری) نفع مالی داشته باشند، اما تنها 54 درصد ادامه کار را انتخاب کردند و همانطور که پیش بینی می کردیم، افرادی که کمتر به خلق ایده های خلاقانه پرداختند، پول کمتری به دست آورند. تحقیقات ما نشان می دهد که کارکنان معمولا مزایای پافشاری را زمانی که به خلاقیت منتج می شود، نادیده می گیرند. به عبارت دیگر، برخی کارکنان ممکن است پتانسیل خلاقیت را داشته باشند، ولی وقتی تصمیم به ادامه آن نداشته باشند، این پتانسیل خلاقیت بروز پیدا نکند. بر اساس تحقیقات، دو راه حل برای اجتناب از این موضوع پیشنهاد می کنیم:

اولین تمایل خود برای توقف فکر کردن را نادیده بگیرید. وقتی برای حل چالش های سخت مربوط به خلاقیت تلاش می کنید، احتمال دارد که با لحظه ای مواجه شوید که احساس درماندگی و یاس از رسیدن به نتایج به شما دست دهد. بنابراین ابتدا می خواهید که این کار را ترک کنید و زمان خود را برای کار دیگری صرف نمایید. به طور موقت این غریزه را نادیده بگیرید، به ویژه وقتی هنوز در مراحل اولیه تلاش هستید. برای رسیدن به ایده های دیگر، تنها چند راه حل دیگر را در نظر بگیرید. وقتی که به چیزی که تصور می کنید، نزدیک می شوید، ممکن است ایده خلاقانه ای به ذهنتان برسد. در نظر داشته باشید که چالش های ناشی از خلاقیت دشوار فرض می شوند و این حس شامل توقف، شکست و درمانده بودن است. این موضوع بخشی از فرآیند خلاقیت است. با تمایل به تفسیر احساساتی مانند اینکه «شما خلاق نیستید و به ایده جدید نمی رسید» مقابله کنید. رسیدن به ایده های جدید زمان می طلبد و پافشاری و استمرار عنصر حیاتی برای رساندن این چالش به خط پایان محسوب می شود.

منبع: HBR.org

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.