ویدئو: چه چیزی شغل مان را معنادار می سازد؟

 

چه چیزی به ما برای کار کردن انگیزه می‌دهد؟ برخلاف دانش مرسوم، موضوع فقط پول نیست.به نظر می‌رسد که بیشتر ما با انجام پیشرفت مستمر و داشتن حس هدفمندی به موفقیت می رسیم. در این ویدئو اقتصاددان رفتاری دن آرییلی دوآزمایش روشنگرانه را ارائه می‌دهد تا گرایش‌های جزئی وغیرمنتظره ما نسبت به معنادار بودن کارمان را آشکار سازد.

 

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهنی

 

آیا برایتان اتفاق افتاده که در مورد موضوعی مطالعه کرده و یا درباره مساله ای طوفان فکری داشته باشید، اما صرفا با چند صفحه اطلاعاتی که هیچ درک روشنی از آنها ندارید، روبرو شوید؟ نقشه ذهن می تواند به شما در این موارد کمک کند.

یکی از روش های مفید برای یادگیری موثر استفاده از تکنیک نقشه ذهن است. با این روش می توانید اطلاعات را ثبت کنید و مساله خود را با خلاقیت بیشتر و بهتر حل نمایید. در واقع، با استفاده از روش نقشه ذهن، می توانید ساختار موضوع را زودتر تشخیص داده و آن را بفهمید. علاوه براین نقشه ذهن به شما کمک می کند که اطلاعات را به گونه ای به خاطر بسپارید که راحت تر بتوانید آنها را به یاد بیاورید.

نقشه های ذهن

این روش توسط تونی بوزان ابداع گردید و شهرت یافت. با این روش به جای لیست کردن نوشته ها، می توان به صورت دو بعدی از مطالب یادداشت برداشت. به این معنی که نقشه های ذهن (درخت های ذهن)، از یاداشت برداری عادی فشرده تر بوده و فضای کمتری اشغال می کند. این روش به شما کمک می کند که به راحتی بین نوشته ها ارتباط برقرار کرده و ایده های جدیدی از آنها ایجاد کنید. علاوه بر این نقشه های ذهنی به شما کمک می­کند تا پروژه ­ها یا موضوعات بزرگ را بدون اینکه موضوعی از قلم بیفتد، به فرآیندهای قابل مدیریت تقسیم و برنامه ­ریزی موثرتری داشته باشید.

نقشه ذهنی مناسب، نشان­دهنده شکل موضوع، اهمیت نسبی امتیازها و روشی است که فرد واقعیت­ها را به یکدیگر مرتبط می سازد. بدین معنی که با استفاده از این روش، مطالب خیلی سریع قابل بازبینی  شده  و می توانید در یک نگاه اطلاعات ذهنی­ خود را بازسازی کنید. بعلاوه با این روش، اطلاعات به صورت موثر یادآوری شده و ساختار نقشه ذهنی شکل می گیرد، تا با نشان دادن سرنخ به شما در به خاطر آوردن اطلاعات کمک کند.

کاربردها

نقشه­ های ذهنی می تواند برای موارد زیر مفید واقع شود:

  • طوفان فکری- یه صورت فردی یا گروهی.

  • خلاصه کردن اطلاعات و یادداشت برداری.

  • تثبیت اطلاعات از طریق منابع تحقیقاتی مختلف.

  • فکرکردن راجع به مشکلات پیچیده.

  • ارائه اطلاعات در قالبی که نشانگر ساختار کلی موضوع باشد.

  • مطالعه و حفظ اطلاعات.

 ترسیم اساسی نقشه ­های ذهنی

برای ترسیم نقشه ذهنی مراحل زیر را انجام دهید؛

1.عنوان موضوع مورد نظر را در وسط برگه نوشته و به شکل دایره دور آن خط بکشید.(مانند شکل1که فعالیت­های طوفان فکری را در ارتباط با ارائه سخرانی مناسب نشان می­دهد)

  mindmap.01

2.وقتی که زیر مجموعه ها و سر تیترها مربوط به این موضوع به ذهن تان می رسد، خطوطی را به دایره اضافه کنید و آنها را یادداشت نمایید.

 

mindmap.02

3.زمانی که موضوعات بیشتری نسبت به هریک از خطوط ترسیم شده به ذهنتان رسید (سر تیترهای بیشتر و موضوعات متفاوت) این خطوط را نیز به هر یک از بخش های خود وصل کنید.

 

mindmap.03

4. سپس برای هر یک از این ایده ها، خطوطی را با توجه به سر تیتر بکشید و آنها را نام گذاری کنید. در شکل 4 نحوه انجام آن نشان داده شده است.

 mindmap.04

5.در هر قسمت و شاخه ای، اگر اطلاعات جدیدی به ذهنتان رسید، بار دیگر بر اساس زیر موضوعات خطوط را ترسیم و نام گذاری کنید.

نقشه ذهنی کامل ممکن است خط‌ هایی از موضوع اصلی را دربرگیرند، که از همه طرف به مرکز موضوع وصل شده باشد. مانند شاخه های درختی که موضوعات فرعی و نکته ­ها براساس این شاخه ها مشخص شده است. نباید نگران این ساختار باشید، زیرا بر اساس هماهنگی، به تدریج رشد می یابد.

استفاده موثر از نقشه های ذهنی

وقتی شما با نحوه یادداشت برداری به شکل نقشه های ذهنی آشنا باشید، می توانید از اصطلاحات خودتان برای یادداشت برداری بیشتر استفاده کنید. نکات پیشنهادی ذیل می تواند به شما در این مورد کمک کند:

  • از کلمه ها و یا عبارت های کوتاه استفاده کنید: بسیاری از کلمات به شکل طبیعی خود طولانی و با جزئیات بیشتری ذکر می شوند، زیرا می خواهند معنی و مفهوم اصلی جمله به درستی انتقال یابد. اما در روش نقشه ذهنی کلمات کوتاه و عبارت های معنادار به همان شکل مفاهیم را می رسانند و عبارت های اضافی در نقشه های ذهنی دسته بندی می شوند.
  • با استفاده از رنگ ها ایده ها را از هم متمایز کنید: با این روش می توانید هر جایی که لازم دیدید، ایده ها را از همدیگر جدا کنید. این روش به شما در تجسم کردن نقشه های ذهنی برای به خاطر آوری آنها نیز کمک می کند. استفاده از رنگ سازماندهی مطالب شما را نشان می دهد.
  • از نشانه ها و علایم استفاده کنید: استفاده از تصاویر به جای کلمات به شما کمک می کند که اطلاعات را به طور موثر به یاد بیاورید. در نتیجه اگر علامت یا تصویری برای شما مفهومی دارد، از آن استفاده کنید
  • اطلاعات را به همدیگر ربط دهید: اطلاعات در یک بخش نقشه ذهنی ممکن است با قسمت دیگری مرتبط باشد. بر همین اساس شما می توانید از خطوط برای ارتباط دادن آنها استفاده کنید. این کار به شما کمک می کند که بفهمید موضوعات به چه نحوی بر یکدیگر تاثیر دارند.

نکته:

می توانید با مراجعه به بخش جعبه ابزار با «ابزار شماره 6 :  Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه» جهت ترسیم ایده های خود اقدام کنید.

منبع : Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه بازخوردهای منفی دیگران را مدیریت کنیم؟

 

بازخوردهای منفی چه در دریافت و چه در ارائه مهارت های زیادی را می طلبد. اما دریافت بازخورد از هر نوعی می تواند به عنوان منبعی ارزشمند به ما در توسعه شخصی کمک فراوانی نماید؛ بنابراین کسب این مهارت در فضای حرفه ای امروز ضروری است. دیک گروت، از مشاوران مدیریت و نویسنده کتاب «چگونه می توانیم در ارزیابی عملکرد بهتر عمل کنیم» (How to Be Good at Performance Appraisals) مطلبی ارزشمند را در این رابطه در وب سایت مجله هاروارد (HBR) ارائه کرده که در ادامه تقدیم می شود:

درباره این که نسبت به بازخورد منفی (مقاله بازخورد موثر شما را با مفهوم کلی بازخورد بیشتر آشنا می کند) چگونه واکنش نشان دهیم، توصیه زیادی ارائه شده است. هنگامی که انتقادی از سوی مدیر یا همکار مطرح می شود و معمولا با جمله هدایت کننده آشنای همیشگی  بیان می شود: خوب گوش کنید ، تدافعی برخورد نکنید و کمی به خودتان زمان بدهید.

البته در ارائه این سه پیشنهاد خطا و اشتباهی وجود ندارد. اما درست زمانی که همکارتان ناراحتی خود را با صدای بلند به خاطر فراموشی شما در برخی نکات اصلی پروژه برنامه ریزی شده بیان می کند، یا این که مدیر در مورد اشتباهات و لغزش هایی که در جلسه مهمی داشتید، به شما تذکر می دهد، در آن لحظه شاید این توصیه های ارزشمند را به خاطر نیاورید، زیرا در آن موقع سخت به نظر می رسد که این نکات به ذهن تان خطور کند و شما نیز بتوانید بر اساس آنها واکنش نشان دهید.

 نکته این جاست که اگر شما از پیش زمانی را برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهید انجام دهید، اختصاص دهید، جدا از این که این فکر درست یا اشتباه باشد، افراد باز هم انتقادهای غیر منتظره ای را به شما وارد می کنند و شما همه نصیحت های درستی را که قبلا شنیده اید، زود به یاد نمی آورید.  بدون زمینه آمادگی، احتمالا به قدری غافل گیر می شوید که نمی توانید این سه توصیه ساده را به یاد بیاورید، در واقع این نسخه های تجویز شده به ما کمک می کنند که کنترل خودمان را حفظ کرده و یا (حداقل) بر موقعیت تسلط پیدا کنیم. در نتیجه آنها ارزش تکرار شدن و فکر کردن دارند- تا بتوانید در آن لحظه آمادگی داشته باشید.

1.به دقت گوش دهید. اول این که، هیچ شک و شبهه ای در این نکته وجود ندارد که هنگام بازخورد منفی بهترین کار قطع نکردن صحبت و گوش دادن دقیق به فرد بازخورد دهنده است. (می توانید با مراجعه به مطلب گوش کردن موثر، این مهارت رفتاری را بهتر بیاموزید). با وجود تکراری بودن این توصیه، سوالی که بحث نشده این است که چرا باید به این حرف ها گوش کنید؟

دلایل مختلفی برای این که هنگام گرفتن بازخورد منفی تا لحظه آخر سکوت خود را حفظ کنید، وجود دارد. البته شما می خواهید به طور دقیق دلیل انتقاد را قبل از واکنش دادن به آن بدانید. اما بهتر است به نکات دیگری نیز توجه کنید.

این که آیا این انتقاد وارد شده واقعیت داشته یا صرفا بیان نظر فرد بوده است؟ اگر به شما این نکته یادآوری شود که اجزای مهم پروژه را در نظر نگرفته اید، انتقاد واقعی خواهد بود. اما اگر گفته شود که جلسه را بد مدیریت کردید، یک نظر خواهد بود. ممکن است هر دو نوع انتقاد درست باشد، اما اگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید و آنها را از هم جدا کنید، بهتر می توانید پاسخ موثری برای آنها داشته باشید.

سوال بعدی این است که آیا این گفته ها صحت دارند؟ بین صحت بازخورد و کیفیت ارائه آن تمایز قائل شوید. معمولا افراد کمی در ارائه بازخورد منفی مهارت کافی دارند و به گونه ای آن را به مخاطب خود منتقل می کنند تا او احساس راحتی در دریافت آن یا پذیرش آن داشته باشد. من معمولا در انتقاد های افراد این جمله « صحبت های او مشکلی نداشت اما مشکل من با نحوه صحبت های او بود.»، مواجه می شوم. با قبول این که روش ارائه بازخورد تند، بدون احتیاط و بدون درنظر گرفتن حساسیت ها بوده، اما به این نکته فکر کنید که آیا واقعا بازخورد او درست بوده یا خیر؟ با وجود این که ممکن است بازخورد منفی با روشی نامناسبی ارائه شود، اما می تواند از لحاظ مفهومی به جا و درست باشد.

قصد و نیت و انگیزه او از بازخورد دادن به شما چه بوده است؟ اگر فردی که به شما بازخورد داده ، قابل اعتماد بوده و می توانید به او اتکا کنید، شما به این بازخورد توجه خواهید کرد و به آن تمایل نشان می دهید. اما حتی اگر فردی با حس غرور و برتری، مغرضانه و با قصد دیگری به شما بازخورد می دهد، بهتر است رفتار حرفه ای از خودتان نشان داده و آن چه را می گوید را خوب گوش کنید. مرجع صحبت ها را در نظر بگیرید، اما زیاد درگیر آن نشوید.

2.تدافعی برخورد نکنید. وقتی انتقاد بازخورد دهنده نادرست، نامطلع ، غیر منطقی و یا عجیب به نظر برسد، معمولا افراد در قبال آن موضع تدافعی می گیرند. حتی اگر انتقادکننده بازخورد اشتباهی به شما بدهد، پاسخ « فکر می کنم اشتباه برداشت کردید!» جمله مفید و سازنده ای نخواهد بود. حتی اگر شما بتوانید آن را اثبات هم کنید، فایده ای برایتان نخواهد داشت. ماهیت ما به گونه ای است که به صورت تدافعی گوش می دهیم. وقتی کسی به ما بازخورد منفی می دهد، گفته او را کامل متوجه نمی شویم، و بیشتر دقت ما به انحراف ها، جمله یا نتیجه گیری های اشتباه او متمرکز می شود. ما با گوش کردن به جمله ها سعی داریم اشتباهای او را اثبات کرده و کارهای خودمان را توجیه کنیم. حتی اگر بازخورد منفی که به ما داده بشود، از نظر ما اشتباه باشد، تلاش به ثابت کردن آن نیز فواید خوبی برای ما نخواهد داشت. ما سعی می کنیم اشتباه فرد را با بحث و گفت و گو ثابت کنیم. اما در بازخوردهای ضعیف ذهن ما بسته عمل می کند و ممکن است اطلاعات مفید نیز از دید ما پنهان باشد.

نکته کلیدی این است که بدون پاسخ به حرف های طرف مقابل گوش کنیم. تایید صحبت های او تا زمان اتمام آن، این اطمینان را به ما می دهد که وی همه مطالب خود را بیان کرده است. پرسیدن سوال به ما کمک می کند (می توانید برای استفاده موثر به مقاله تکنیک سوال پرسیدن مراجعه کنید) که موضع تدافعی را از ذهن خود حذف کنیم و از واکنش سریع و توضیح کارها نیز جلو گیری میکنید. این سوال ها را می توانید از او بپرسید... «من تمایل دارم تا مطمئن شوم که همه صحبت های شما را فهمیده ام ... اگر اشتباه نکنم ، شما احساس می کنید...» در واقع این سوال ها بدون درنظر گرفتن پیام اصلی، به ارتباطات شفاف و روشن کمک می کند. پرسیدن نمونه های مشابه از این سوالات به شما دید بهتری می دهد تا از پیام های غیر سازنده رهایی پیدا کنید.

3.زمان بخواهید. وقتی نگرانی هایی که در بازخورد منفی ارائه شده به صورتی است که می توان با تمرکز آن را حل کرد، بهترین کار این است که از طرف مقابل خود برای فهم بیشتر این نگرانی ها زمان بخواهید. این نکته مزیت های مختلفی دارد. اول این که باعث جلوگیری از واکنش سریع از سوی شما شده و این حس به بازخورد دهنده منتقل می شود که صحبت های او برایتان مهم بوده و می خواهید در زمان مناسب و با آرامش خاطر به آن توجه کنید. همچنین این امکان برایتان فراهم می شود که در مورد درستی و صحت گفته ها فکر کنید و اعتبار آن را با دیگران بسنجید.

گفتن جمله هایی نظیر «ممنون از بازخورد شما. دوست دارم در مورد صحبت های شما بیشتر فکر کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم... نکته ای دیگری به ذهنتان می رسد که دانستن آن مهم باشد؟» نشان می دهد که شما صحبت های مطرح شده را جدی می گیرید و از نا گفته نماندن مطلبی اطمینان حاصل می کنید.

درخواست زمان همچنین به شما کمک می کند که از واکنش عاطفی جلوگیری کنید. برای همین سعی کیند در آن زمان از این جمله ها استفاده کنید: «این موضوع خیلی اهمیت دارد، به خاطر همین دوست دارم با شما در مورد نکات گفته شده صحبت کنم، اما الان خیلی احساس خستگی می کنم / تمرکز خود را از دست داده ام/ یا موضع تدافعی گرفته ام. اگر امکان دارد فردا صبح در مورد این مساله بیشتر صحبت کنیم؟»

همچنین اگر در این گفت و گو ها، پس از بازخورد منفی توضیحات و یا دلایل شما نسبت به این که بدون فکر و تامل کافی آنها را بر زبان بیاورید، با توجه بیشتری در نظر گرفته می شوند. اگر طرف مقابل احساس کند که حرف های او کامل شنیده و فهمیده شده است، احتمال این که بازخورد از سوی هر دو طرف به دیدگاه مشترک برسد، زیاد است. زمانی که شما کاملا بازخورد منفی را متوجه شده اید، عذرخواهی پاسخ مناسبی برای آن خواهد بود. اما بیش از حد عذر خواهی نکنید. در واقع بنا به ضرورت و صادقانه معذرت بخواهید. به خاطر داشته باشید که بازخورد واقعیتی از زندگی است و از خطاها باید یادگیری داشته باشید و به سوی پیشرفت حرکت کنید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


توانایی شما برای ارتقاء چقدر است؟ داستان موفقیت جک ولش از زبان خود.

 

  «سرنوشت خود را به‌دست بگیرید در غیر این صورت دیگری آن را در کنترل خود خواهد گرفت». جک ولش

در این مقاله جک ولش ضمن ارائه پیشنهاداتی اثربخش در زمینه پیشرفت مسیر شغلی از داستان موفقیت و تجربه خود صحبت می کند. اما پیش از ورود به این نوشته جذاب از جک ولش بهتر است در ابتدا معرفی مختصری از این اسطوره مدیریت معاصر برای همراهانی که آشنایی کمتری با وی دارند، ارائه دهیم.

معرفی مختصر جک ولش:

خبرگزاری سی‌ان‌بی‌سی (CNBC) در سالروز تاسیس خود، فهرستی از 25 شخصیت تاثیرگذار بر عرصه کسب و کار در ربع قرن اخیر تهیه کرد و در آن فهرست به معرفی این افراد و تاثیری که بر صنعت حوزه فعالیت خود داشتند پرداخت. یکی از نکات مهم انتخاب نام‌ها در این فهرست میزان تاثیر انقلاب گونه‌ای بوده که این افراد بر صنعت حوزه فعالیت خود داشته‌اند، نه ثروت آنها. جک ولش مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک یکی از افراد این فهرست است.

جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک در سال 1935 در ایالت ماساچوست متولد شد و در رشته مهندسی شیمی از دانشگاه ایلینویز با مدرک دکتری فارغ‌التحصیل شد. ولش به جای آنکه یک مالک-کارآفرین باشد، یک کارمند- مدیر بود و از این منظر در میان 25 نفر معرفی شده، منحصر به ‌فرد یا کم‌نظیر است. ولش که مهندسی شیمی خوانده بود در سال 1960 پس از گرفتن مدرک دکترای خود در شرکت جنرال الکتریک پلاستیکس مشغول به‌کار شد. او به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. وی نهایتاً در سال 1981 او به عنوان جوان‌ترین مدیر عامل تاریخ شرکت جنرال الکتریک انتخاب شد.

از جمله دستاوردهای ملموس این اسطوره مدیریت می توان به این نکته اشاره کرد که، طی دوره ریاست وی بر شرکت جنرال الکتریک ارزش بازار این شرکت از 14 میلیارد دلار به 400 میلیارد دلار (بیش از 28 برابر) رسید. همچنین درآمد جنرال الکتریک از حدود 27 میلیارد دلار به 130 میلیارد دلار (نزدیک به 5 برابر) افزایش یافت. در مجموع از وی به عنوان یکی از موفق ترین مدیران صاحب سبک در جهان می توان یاد کرد.

توانایی شما برای ارتقاء تا چه اندازه است؟

دست یافتن به رشد فردی در سازمان با انجام دو کار میسر می شود. اول این که بر اساس معیارهای مورد نظر مدیر خود نتایج بسیار خوبی کسب کنید. اگر شما بتوانید عملکرد مستمر خود حفظ کرده و رفتارهای مربوط به آن را داشته باشید، مدیر پی خواهد برد که روی شما همیشه می توان حساب کرد.

اما نباید به همین اکتفا کنید، مشخصه دیگری که می تواند شانس ارتقا شما را افزایش دهد، تلاش مستمر شما است که باعث افزایش موفقیت مدیرتان نیز می شود. پس وقتی مدیر از شما تقاضای انجام کاری دارد، نه تنها آن را انجام دهید، بلکه حتی مسئولیت های بیشتری نیز بپذیرید تا تصویر بهتری از خود ایجاد کنید.

در دوران جوانی وقتی که مدیر فرآیند تولید پلاستیک لوله های ده اینچی بودم، روزی مدیر کارخانه به من گفت: رییس شعبه مرکزی (نیویورک) در راه رسیدن به شرکت ما است. قرار است که در این بازدید ما پروژه هایی که اخیراً انجام داده ای را به او نشان دهیم. من نیز هنگام بازدید رئیس شعبه مرکزی درباره پیش نیازهای و بهبود پروژه کوچک خود با او صحبت کردم. همچنین به او درباره این که چطور می توانیم از این نوع پلاستیک در صنعت استفاده کنیم و آن را متناسب بازار عرضه کنیم توضیح دادم.

با این که اصلا فرد باهوشی نبودم، اما در طول یک سال تحقیقات زیادی را برای یافتن تناسب محصول در مقیاس بزرگتر در بازار انجام دادم. همه مسائل برای سرمایه گذاری مشخص شده بود - این که جایگاه شرکت ما کجا بود، محصول ما در مقایسه با سه رقیب برتر به چه شکلی بود و با نقطه قوت آنها چه تفاوت هایی داشت. پس از این جلسه توانستم در ذهن او تاثیر مثبتی ایجاد کنم. یک سال بعد، ارتقاهای شغلی شروع شد. مدیر شعبه اصلی در نیویورک ارائه آن روز من را به خاطر آورد. من به خاطر آن که در او تاثیری ایجاد کرده بودم و او انتظارش را نداشت، ارتقا گرفتم. اگر شما می خواهید در حرفه خود ارتقا یابید، باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهید، و حتی بیش تر از آن فعالیت و رفتار حرفه ای داشته باشید و تصویر بزرگی از خود به جای بگذارید.

منبع: برگرفته از صفحه شخصی جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تفکر انتقادی: راه دست یافتن به راهکار های مناسب در حل مسائل

 

تفکر انتقادی توانایی اندیشیدن به صورت روشن و منطقی است، به گونه ای که ارتباط منطقی بین ایده ها نیز قابل درک باشد. این موضوع از جمله مباحثی است که از دوره فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و سقراط تا به امروز همواره مورد بحث و مناقشه بوده است. تفکر انتقادی به صورت توانایی درگیر ساختن ذهن برای اندیشیدن انعکاسی و مستقل توصیف شده که توانایی افراد در استفاده از آن به قوه استدلال بستگی دارد، همچنین این سبک تفکر به جای پذیرش صرف و بدون تغییر اطلاعات، زمینه ساز یادگیری فعال می شود.

افرادی که از توانایی تفکر انتقادی برخوردارند، سوالات زیادی در ذهنشان نسبت به ایده ها و فرضیات شکل می گیرد و موضوعات را به صورت صرف و بر اساس ظاهر قبول نمی کنند. آنها همیشه به دنبال مشخص کردن این هستند که آیا ایده ها، بحث ها و یافته ها تصویر کلی از برداشته آنها است یا خیر.

شناسایی، تحلیل و حل مسائل به صورت سیستمی از ویژگیهای اصلی متفکران انتقادی است. این افراد از قابلیت ها و مهارت های زیر برخوردار هستند:

  • رابطه بین ایده ها و پدیده ها را درک می کنند.
  • اهمیت بحث ها و ایده را مشخص می کنند.
  • به سازماندهی، درک و تحلیل بحث ها می پردازند.
  • عدم تناسب و خطاهای استدلال را مشخص می سازند.
  • به مسائل رویکردی سیستماتیک و پایدار دارند.
  • فرضیات، باور و ارزش هایشان را ابراز می کنند (تنها به کسب و انعکاس بدون تغیییر اطلاعات بسنده نمی کنند).

 در فرایند تفکر انتقادی، فرد با توجه به شرایطی که نسبت به آن آگاهی دارد، به روشی فکر می کند که بتواند به بهترین راه حل دست یابد. تفکر انتقادی روش اندیشدن ویژه نسبت به موضوعی خاص در زمان خاص خودش است، نه اینکه حقایقی را نسبت به چیزی کسبکرده و یاد بگیرم   تا بتوانیم همیشه به یک شکل از آن استفاده کنیم.

مهارت های مورد نیاز برای تفکر انتقادی

مهارت های مختلفی وجود دارند که می توانیم با استفاده از آنها به تفکر انتقادی دست پیدا کنیم. مانند مشاهده، تحلیل، تفسیر، بازتاب، ارزیابی، استتناج، توضیح، حل مساله و در نهایت تصمیم گیری. برای رسیدن به این مهارت ها باید به موارد زیر توجه داشته باشیم:

  • در مورد موضوع یا مساله ای به صورت عینی و انتقادی فکر کنیم.
  • استدلال های مختلفی که در ارتباط با موضوع وجود دارند را شناسایی کنیم.
  • نقطه نظرهای مختلف را ارزیابی کنیم تا نقاط قوت و با ارزش آنها مشخص شود.
  • نقاط ضعف و منفی که در استدلال یا گواهی ها وجود دارد را تشخیص دهیم.
  • به مفاهیمی که در اظهار نظرها و استدلال ها وجود دارند، پی ببریم.
  • با منطق ساختار یافته و تایید به یک استدلال مناسب برسیم.

فرآیند تفکر انتقادی:

  باید بدانیم که هیچ یک از ما نمی توانیم در هر زمانی به صورت انتقادی فکر کنیم. برخی مواقع زمانی که عصبانی، ناراحت و یا شاد هستیم و یا احساس ناتوانی می کنیم ممکن است نسبت به مسائل تفکر انتقادی داشته باشیم. از طرف دیگر، توانایی تفکر انتقادی با توجه به شرایط ذهنیت ما نیز تغییر می کند. بیشتر مواقع می توانیم مهارت تفکر انتقادی خود را با انجام فعالیت های روزمره و به کارگیری آنها در حل مسائل بهبود دهیم. می توانیم با تمرین کردن این مهارت را در خود تقویت کنیم.

یکی از مهم ترین جنبه های تفکر انتقادی تصمیم گیری بر اساس احتمالات و شرایطی است که می خواهیم به هدفی دست پیدا کنیم. وقتی هدف ما روشن و واضح است، باید به موقعیت های آینده و احتمالات فکر کرده و تصمیم بگیریم. برای این کار می توانیم از همکاران یا اعضای خانواده یا کسانی که نسبت به شرایط و اهداف شما آگاهی دارند، کمک بگیریم. در نهایت باید به اجرای تصمیم گیری متعهد شویم مگر این که شرایطی رخ دهد که باعث گردد در فرآیند تصمیم گیری تجدید نظر کنیم.

اما باید توجه داشته باشیم که حتی در تصمیم گیری ساده نیز مسائل مختلفی دخیل هستند. علاقه و یا عدم علاقه، رفتارها و ترجیحات شخصی، زندگی ما را شکل می دهند. در نتیجه برای این که بتوانیم تفکر انتقادی خود را بهبود دهیم، باید از ویژگی های شخصیتی و ترجیح های خود آگاه باشیم تا بتوانیم تصمیم های مناسبی را بر اساس شرایط بگیریم. (در این زمینه می توانید به آزمون شخصیت MBIT مراجعه کنید).

هر اندازه که از توانایی ها، نقاط قوت و ضعف خود آگاهی بیشتری داشته باشیم به همان اندازه نیز بهره وری تفکر انتقادی ما افزایش می یابد. همچنین باید این نکته را در ذهن داشته باشیم که یکی از عناصر اصلی تفکر انتقادی آینده نگری است. بر همین اساس تصمیم گیری فعلی ما زمانی با موفق بیشتری همراه خواهد بود که تاثیر آن را بر افراد و فعالیت هایی که در اطراف ما هستند، را نیز در نظر گرفته باشیم.

به صورت کلی هدف از به کارگیری تفکر انتقادی دست یافتن به بهترین نتایج بر اساس شرایط و موقعیت است. برای رسیدن به این هدف بایستی اطلاعات را از جنبه های مختلف مورد ارزیابی قرار دهیم. همچنین تفکر انتقادی مستلزم ارزیابی روشن از ویژگیهای شخصیتی، نقاط قوت و ضعف ما و نیز آگاهی از تاثیری که تصمیم گیری ما ممکن است بر دیگران داشته باشد، خواهد بود. تصمیم های اخذ شده بر اساس تفکر انتقادی باید با ارزیابی پیامدهای احتمالی باشد تا از نتایج منفی جلوگیری شده و یا حداقل از شدت تاثیر آنها کاسته شود. در نهایت نیز با مرور نتایج تصمیم گرفته شده در صورتی که نیازی به تغییری وجود داشته باشد، باید در آنها تجدید نظر کنیم.

منبع:Skills You Need 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تحصیل در کنار اشتغال: آیا پرداختن همزمان به هر دو شدنی است؟

 

اگر قصد دارید که در کنار اشتغال و فعالیت، تحصیلات خود را نیز ادامه دهید و یا این که همزمان با تحصیل وارد بازار کار شوید، به احتمال زیاد با مشغله های فکری زیادی روبرو خواهید شد. بی شک به دست آوردن دانش و کسب مهارت ها در کنار انجام تعهدات شغلی و اجتماعی بسیار چالش برانگیز خواهد بود. اگر بتوانید با تلاش بیشتر تحصیل خود را در کنار رسیدگی به وظایف شغلی انجام دهید، به ارزش های بیشتری دست می یابید. راهکارهای زیر می تواند تا حدودی چالش شما را نسبت به تداخل شغل و تحصیل بکاهد.

1.از دوستان و خانواده کمک بگیرید.

اگر تصمیم شما برای ادامه تحصیل جدی است و یا این که می خواهید واقعا کنار تحصیل درگیر شغل نیز شوید،  بهتر است از حمایت های نزدیکان خود بهره بگیرید. قبل از تصمیم گیری می توانید از مشورت های خانواده و نزدیکان خود استفاده کنید. حداقل این کار باعث می شود که آنها به کمبود زمان شما پی ببرند و از این که  بنا به  دلایلی نمی توانید کنار آنها باشید، مطلع شوند. کمک گرفتن از کسانی که این راه را تجربه کرده اند، بسیار اهمیت دارد. سعی کنید از افرادی که این موقعیت را تجربه کرده اند، نیز مشورت بگیرید. یا ممکن است خانواده با تصمیم شما مخالفت داشته باشد، در این صورت می توانید با ایجاد تعادل در مطالعه و کار آنها را نیز قانع کنید.

 2.با کارفرمای خود صحبت کنید.

با این کار ممکن است کارفرما از تحصیلات شما حمایت و برای آن برنامه ریزی کند. و این امیدواری وجود داشته باشد که از حجم کاری شما بکاهد و برای شما مرخصی های بیشتری در طول سال در نظر بگیرد. یا این که در صورت امکان برنامه منعطف تری را برای شما پیشنهاد کند. به هر حال، حتی اگر شما تحصیلات خود را با هزینه و تلاش های خودتان ادامه می دهید، کارفرمای خود را نسبت به برنامه و اهداف خود مطلع کنید. زیرا معمولا کارفرماها نسبت به افزایش مهارت های کارکنان خود موانع کمتری می گذارند و با اطلاع دادن به آنها می توانید از حمایت های بیشتری برخوردار شوید.

البته این قضیه همیشه وقت صادق نیست و ممکن است مجبور شوید از میان کار یا شغل یکی را انتخاب کنید. در این صورت با اهداف مورد نظر خودتان پیش بروید و بهترین تصمیم را بگیرید که به پیشرفت شما کمک کند.

3.بر زمان خود کنترل بیشتری داشته باشید.

با این که در اوایل ممکن است به نظر برسد که تحصیل در کنار انجام وظایف شغلی، مشغولیت زیادی را به همراه داشته باشد، اما در واقعیت بسیاری از ما می توانیم از زمان با بهره وری بیشتری استفاده کنیم. به عنوان مثال هنگام رفتن به محل کار می توانیم در حمل و نقل عمومی مشغول مطالعه شویم. و مهم تر از همه این که امروزه اینترنت، شبکه های مجازی و تلویزیون وقت زیادی از ما می گیرند و می توانیم به طور موثر آنها را کنترل کنیم. حتی برخی مواقع وقت زیادی را صرف چک کردن ایمیل می کنیم (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله مدیریت موثر ایمیل). بنابراین بهترین کار برنامه ریزی برای آنها و پاینبد بودن به انجام کارها است. ترک عادت های بد نیاز به زمان و تمرین دارد، در صورتی که اراده آن را داشته باشیم.

4.بر نقاط قوت خود تمرکز کنید.

مهارت های یادگیری افراد با یکدیگر بسیار تفاوت دارد. در نتیجه ممکن است سبک یادگیری که برای شما کارایی لازم را دارد، برای فرد دیگری صادق نباشد (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله سبک های یادگیری). اگر سحر خیز هستید، می توانید یک یا دوبار در هفته ساعتی را برای مطالعه اختصاص دهید. تمرکز افراد نیز در مدت زمان های روز با یکدیگر تفاوت دارد، بنابریان همواره برنامه ای که با ویژگی های شخصیتی شما تطابق دارد را اجرا کنید.

5.محدوده مطالعه برای خودتان مشخص کنید.

اگر برایتان مقدور است می توانید مکانی را برای مطالعه خود اختصاص دهید. حتی لازم نیست که اتاق جداگانه ای داشته باشید و یک میز در گوشه ای از اتاق نیز راه حل مناسبی برای این کار خواهد بود. در این صورت سعی کنید برنامه خود را به اعضای خانواده بگویید تا آنها در این زمان، وقت کمتری از شما بگیرند و تمرکز شما را به هم نزنند. اگر پشتکار خود را نشان دهید، حمایت آنها را نیز پشت سرتان خواهید دید. اگر احساس کردید که این مکان مناسب شرایط شما نیست،  کتابخانه های عمومی جایگزین مناسبی خواهد بود. در نظر داشته باشید که ایجاد تمایز میان وقت مطالعه و دیگر ساعت های روز  باعث می شود که ذهن شما در بهترین حالت یادگیری قرار بگیرد.

6.برای خود هم مطالعه پیدا کنید.

یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به خواسته ها، هدف گذاری و اشتراک آنها با دوستان مشترک تحصیلی است که می تواند انگیزه شما را نیز افزایش دهد. دوست های خوب مزیت های زیادی دارند و برای یادگیری شما نیز موثر واقع می شوند. با فناوری های امروزه می توانید با آنها به صورت مجازی ارتباط داشته باشید و به همفکری و مشارکت در یادگیری بپردازید. اگر به صورت سنتی مطالعه می کنید، سعی کنید زمانی را نیز به شبکه های علمی و سایت های مناسب اختصاص دهید تا از اخبار و دانش به روز نیز آگاه شوید و اثر بخشی برنامه خود را نیز افزایش دهید.

خلاصه اینکه معمولا مشکل ترین موضوع مربوط به تداخل شغل و کار تصمیم گیری درباره اولویت آن است. شاید ابتدا این حس به شما دست دهد که انجام این دو کار به صورت همزمان مشکل است، اما زمانی که برنامه خود را شروع کنید، متوجه می شوید که آنقدر که تصور می کردید، سخت و دشوار نبوده است. برای انگیزه بیشتر می توانید به الگوها و افراد موفق مراجعه کنید و در صورت امکان از آنها مشورت بگیرید. حتی اگر امکان تحصیل فراهم نشد می توانید از دوره های مجازی استفاده کنید. لازم نیست همه وقت زندگی خود را به مطالعه اختصاص دهید، اختصاص چند ساعت و حتی شاید کمتر از آن نیز به زندگی شما ارزش بیشتری می بخشد.

منبع: Jobs Telegraph

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.