آیا سبک یادگیری خود را می شناسید؟

 

ترجیحات و راه های مورد پسند شما برای مطالعه و یادگیری مسائل چگونه است؟ استفاده از تصاویر به جای متن؟ یادگیری همراه با دیگران یا اقدام به یادگیری به صورت فردی؟ و یا یادگیری در یک موقعیت ساختارمند را به یک موقعیت غیر ساختارمند ترجیح می دهید؟ پاسخ هر کدام از این سوالات سبک یادگیری شما را مشخص می کند.

حتما به صورت تجربی با این واقعیت برخورد کرده اید که یادگیری شما تحت شرایط خاصی به شدت متفاوت و لذت بخش است ترجیحات و یا سبک های یادگیری افراد بسیار گوناگون اند، ولی می توان آن ها را به سه دسته اصلی شناختی، عاطفی و فیزیولوژیکی تقسیم کرد. سبک های یادگیری شناختی، به روش هایی که شخص موضوعات را ادراک می کند، اطلاعات را به خاطر می سپارد، درباره مطالب می اندیشند و مسائل را حل می کند، گفته می شود. سبک های یادگیری عاطفی دربرگیرنده ویژگی های شخصیتی و هیجانی یادگیرنده، مانند: پشتکار، تنها کار کردن یا با دیگران کار کردن، و پذیرش یا رد تقویت کننده های بیرونی است. سبک های یادگیری فیزیولوژیکی جنبه زیست شناختی دارند و دربرگیرنده واکنش فرد به محیط فیزیکی موثر بر یادگیری او هستند، مانند: ترجیح دادن مطالعه در شب یا روز.

مقدمه ای که گفته شد به این دلیل است که می خواهیم در این مقاله، یکی از انواع سبک های یادگیری در حوزه شناختی را به شما معرفی کنیم. این سبک توسط دیوید کلب بر اساس یک چرخه چهار مرحله ای به نام چرخه یادگیری تجربه ای تعریف شده است.کلب با توجه به الگوی یادگیری تجربه ای خود، دو بعد و چهار شیوه یادگیری را معرفی کرده است.

  • بعد نخست شامل دو شیوه یادگیری تجربه عینی در مقابل مفهوم سازی انتزاعی است. شما برای یادگیری و تفکر بیشتر به مباحث عینی و ملموس علاقه مند هستید یا موضوعات ذهنی و انتزاعی؟
  • بعد دوم نیز شامل دو شیوه یادگیری، آزمایشگری فعال در مقابل مشاهده تاملی است. بیشتر علاقه دارید که به عنوان یک مشارکت کننده در فرایند یادگیری درگیر شوید و آزمایش کنید یا ترجیح می دهید، صرفا مشاهده و تفکر عمیقی پیرامون موضوع داشته باشید؟

بر همین مبنا، کلب و فرای با ترکیب این چهار شیوه یادگیری، سبک های مختلف یادگیری شامل : سبک های واگرا، جذب کننده، همگرا و انطباق یابنده را معرفی نموده، که به شکل زیر مطرح می شوند:

learning02

  1. واگراها:

    واگراها قابلیت های تجربه عینی و مشاهده تاملی قوی دارند، آن ها موقعیت را از زوایای متعدد می بینند، به طوفان مغزی و تولید ایده تاکید دارند، تخیل بسیار قوی دارند، به ارزش ها حساس ترند، به احساسات دیگران احترام می گذارند، با ذهن باز و بدون سوگیری گوش می دهند و در موقعیت های مبهم به تخیل می پردازند.

  2. جذب کننده ها:

    جذب کننده ها قابلیت های مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تاملی قوی دارند، قدرت ساخت مدل های نظری را دارند، به مفاهیم انتزاعی علاقه مندند، چندان به کاربرد عملی نظریه ها اهمیت نمی دهند، اطلاعات را سازماندهی می کنند، مدل های مفهومی خوبی می سازند و داده های کمی را خوب تحلیل می کنند.

  3. همگراها:

    همگراها قابلیت ها و مهارت های مفهوم سازی انتزاعی و آزمایش گری فعال قوی دارند، آن ها قدرت حل مساله بالایی دارند و برای مشاغل مدیریتی مناسب اند، در کاربرد نظریه بسیار قوی عمل می کنند، به کارهای فنی و تکنیکی علاقه دارند، روش های جدیدی برای تفکر و عمل ایجاد می کنند، ایده های جدید را آزمایش می کنند، راه حل های بهینه تری انتخاب می کنند و در تصمیم گیری مهارت خوبی دارند.

  4. انطباق دهنده ها:

    انطباق دهنده ها قابلیت تجربه عینی و آزمایش گری فعال قوی دارند، قدرت تحلیل این ها کمتر است، در موقعیت های تصمیم گیری به عقل سلیم خود اعتماد می کنند، طرح ها و تجربیات را متناسب با شرایط به کار می گیرند، سرعت بالایی دارند و برای مشاغلی همچون فروش و بازاریابی بسیار مناسب اند. به تحقق اهداف تعهد بالایی دارند، به دنبال شکار و بهره برداری از فرصت ها هستند و دوست دارند با دیگران در تعامل باشند.

حال با توجه به آن چه گفته شد، فکر می کنید شما جزو کدام یک از این دسته بندی ها قرار می گیرید؟ امیدواریم که پس از مطالعه این مطلب شناخت بیشتری از سبک یادگیری خود بدست آورده باشید و مبتنی بر این خودآگاهی تجربه های یادگیری لذت بخش و پربارتری برای خود ایجاد کنید. برای شناخت سبک یادگیری خود، می توانید به پرسشنامه سبک های یادگیری کلب مراجعه نموده و سبک فردی خود را شناسایی نمایید.

نکات کلیدی:

در نظر داشته باشید که هر چهار سبک یادگیری در افراد وجود دارد، ولی در مجموع تمایل افراد به برخی از سبک ها به نسبت بقیه بیشتر است. نکته ای که باید یادآور شویم این است که بر خلاف هوش و استعداد که توانایی هستند، سبک یادگیری توانایی نیست. به این معنی که، سبک یادگیری به اینکه یادگیرنده چگونه یاد می گیرد اشاره می کند نه به میزان موفقیت فر د در امر یادگیری و طبعا هرچه سبک یادگیری شخصی شما با آنچه می آموزید هماهنگ تر باشد، یادگیری اثربخش و لذت بخش تر خواهد بود.

برگرفته از: سیف، علی اکبر(1389) روانشناسی پرورشی نوین، نشر دوران: تهران.

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه بازخوردهای منفی دیگران را مدیریت کنیم؟

 

بازخوردهای منفی چه در دریافت و چه در ارائه مهارت های زیادی را می طلبد. اما دریافت بازخورد از هر نوعی می تواند به عنوان منبعی ارزشمند به ما در توسعه شخصی کمک فراوانی نماید؛ بنابراین کسب این مهارت در فضای حرفه ای امروز ضروری است. دیک گروت، از مشاوران مدیریت و نویسنده کتاب «چگونه می توانیم در ارزیابی عملکرد بهتر عمل کنیم» (How to Be Good at Performance Appraisals) مطلبی ارزشمند را در این رابطه در وب سایت مجله هاروارد (HBR) ارائه کرده که در ادامه تقدیم می شود:

درباره این که نسبت به بازخورد منفی (مقاله بازخورد موثر شما را با مفهوم کلی بازخورد بیشتر آشنا می کند) چگونه واکنش نشان دهیم، توصیه زیادی ارائه شده است. هنگامی که انتقادی از سوی مدیر یا همکار مطرح می شود و معمولا با جمله هدایت کننده آشنای همیشگی  بیان می شود: خوب گوش کنید ، تدافعی برخورد نکنید و کمی به خودتان زمان بدهید.

البته در ارائه این سه پیشنهاد خطا و اشتباهی وجود ندارد. اما درست زمانی که همکارتان ناراحتی خود را با صدای بلند به خاطر فراموشی شما در برخی نکات اصلی پروژه برنامه ریزی شده بیان می کند، یا این که مدیر در مورد اشتباهات و لغزش هایی که در جلسه مهمی داشتید، به شما تذکر می دهد، در آن لحظه شاید این توصیه های ارزشمند را به خاطر نیاورید، زیرا در آن موقع سخت به نظر می رسد که این نکات به ذهن تان خطور کند و شما نیز بتوانید بر اساس آنها واکنش نشان دهید.

 نکته این جاست که اگر شما از پیش زمانی را برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهید انجام دهید، اختصاص دهید، جدا از این که این فکر درست یا اشتباه باشد، افراد باز هم انتقادهای غیر منتظره ای را به شما وارد می کنند و شما همه نصیحت های درستی را که قبلا شنیده اید، زود به یاد نمی آورید.  بدون زمینه آمادگی، احتمالا به قدری غافل گیر می شوید که نمی توانید این سه توصیه ساده را به یاد بیاورید، در واقع این نسخه های تجویز شده به ما کمک می کنند که کنترل خودمان را حفظ کرده و یا (حداقل) بر موقعیت تسلط پیدا کنیم. در نتیجه آنها ارزش تکرار شدن و فکر کردن دارند- تا بتوانید در آن لحظه آمادگی داشته باشید.

1.به دقت گوش دهید. اول این که، هیچ شک و شبهه ای در این نکته وجود ندارد که هنگام بازخورد منفی بهترین کار قطع نکردن صحبت و گوش دادن دقیق به فرد بازخورد دهنده است. (می توانید با مراجعه به مطلب گوش کردن موثر، این مهارت رفتاری را بهتر بیاموزید). با وجود تکراری بودن این توصیه، سوالی که بحث نشده این است که چرا باید به این حرف ها گوش کنید؟

دلایل مختلفی برای این که هنگام گرفتن بازخورد منفی تا لحظه آخر سکوت خود را حفظ کنید، وجود دارد. البته شما می خواهید به طور دقیق دلیل انتقاد را قبل از واکنش دادن به آن بدانید. اما بهتر است به نکات دیگری نیز توجه کنید.

این که آیا این انتقاد وارد شده واقعیت داشته یا صرفا بیان نظر فرد بوده است؟ اگر به شما این نکته یادآوری شود که اجزای مهم پروژه را در نظر نگرفته اید، انتقاد واقعی خواهد بود. اما اگر گفته شود که جلسه را بد مدیریت کردید، یک نظر خواهد بود. ممکن است هر دو نوع انتقاد درست باشد، اما اگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید و آنها را از هم جدا کنید، بهتر می توانید پاسخ موثری برای آنها داشته باشید.

سوال بعدی این است که آیا این گفته ها صحت دارند؟ بین صحت بازخورد و کیفیت ارائه آن تمایز قائل شوید. معمولا افراد کمی در ارائه بازخورد منفی مهارت کافی دارند و به گونه ای آن را به مخاطب خود منتقل می کنند تا او احساس راحتی در دریافت آن یا پذیرش آن داشته باشد. من معمولا در انتقاد های افراد این جمله « صحبت های او مشکلی نداشت اما مشکل من با نحوه صحبت های او بود.»، مواجه می شوم. با قبول این که روش ارائه بازخورد تند، بدون احتیاط و بدون درنظر گرفتن حساسیت ها بوده، اما به این نکته فکر کنید که آیا واقعا بازخورد او درست بوده یا خیر؟ با وجود این که ممکن است بازخورد منفی با روشی نامناسبی ارائه شود، اما می تواند از لحاظ مفهومی به جا و درست باشد.

قصد و نیت و انگیزه او از بازخورد دادن به شما چه بوده است؟ اگر فردی که به شما بازخورد داده ، قابل اعتماد بوده و می توانید به او اتکا کنید، شما به این بازخورد توجه خواهید کرد و به آن تمایل نشان می دهید. اما حتی اگر فردی با حس غرور و برتری، مغرضانه و با قصد دیگری به شما بازخورد می دهد، بهتر است رفتار حرفه ای از خودتان نشان داده و آن چه را می گوید را خوب گوش کنید. مرجع صحبت ها را در نظر بگیرید، اما زیاد درگیر آن نشوید.

2.تدافعی برخورد نکنید. وقتی انتقاد بازخورد دهنده نادرست، نامطلع ، غیر منطقی و یا عجیب به نظر برسد، معمولا افراد در قبال آن موضع تدافعی می گیرند. حتی اگر انتقادکننده بازخورد اشتباهی به شما بدهد، پاسخ « فکر می کنم اشتباه برداشت کردید!» جمله مفید و سازنده ای نخواهد بود. حتی اگر شما بتوانید آن را اثبات هم کنید، فایده ای برایتان نخواهد داشت. ماهیت ما به گونه ای است که به صورت تدافعی گوش می دهیم. وقتی کسی به ما بازخورد منفی می دهد، گفته او را کامل متوجه نمی شویم، و بیشتر دقت ما به انحراف ها، جمله یا نتیجه گیری های اشتباه او متمرکز می شود. ما با گوش کردن به جمله ها سعی داریم اشتباهای او را اثبات کرده و کارهای خودمان را توجیه کنیم. حتی اگر بازخورد منفی که به ما داده بشود، از نظر ما اشتباه باشد، تلاش به ثابت کردن آن نیز فواید خوبی برای ما نخواهد داشت. ما سعی می کنیم اشتباه فرد را با بحث و گفت و گو ثابت کنیم. اما در بازخوردهای ضعیف ذهن ما بسته عمل می کند و ممکن است اطلاعات مفید نیز از دید ما پنهان باشد.

نکته کلیدی این است که بدون پاسخ به حرف های طرف مقابل گوش کنیم. تایید صحبت های او تا زمان اتمام آن، این اطمینان را به ما می دهد که وی همه مطالب خود را بیان کرده است. پرسیدن سوال به ما کمک می کند (می توانید برای استفاده موثر به مقاله تکنیک سوال پرسیدن مراجعه کنید) که موضع تدافعی را از ذهن خود حذف کنیم و از واکنش سریع و توضیح کارها نیز جلو گیری میکنید. این سوال ها را می توانید از او بپرسید... «من تمایل دارم تا مطمئن شوم که همه صحبت های شما را فهمیده ام ... اگر اشتباه نکنم ، شما احساس می کنید...» در واقع این سوال ها بدون درنظر گرفتن پیام اصلی، به ارتباطات شفاف و روشن کمک می کند. پرسیدن نمونه های مشابه از این سوالات به شما دید بهتری می دهد تا از پیام های غیر سازنده رهایی پیدا کنید.

3.زمان بخواهید. وقتی نگرانی هایی که در بازخورد منفی ارائه شده به صورتی است که می توان با تمرکز آن را حل کرد، بهترین کار این است که از طرف مقابل خود برای فهم بیشتر این نگرانی ها زمان بخواهید. این نکته مزیت های مختلفی دارد. اول این که باعث جلوگیری از واکنش سریع از سوی شما شده و این حس به بازخورد دهنده منتقل می شود که صحبت های او برایتان مهم بوده و می خواهید در زمان مناسب و با آرامش خاطر به آن توجه کنید. همچنین این امکان برایتان فراهم می شود که در مورد درستی و صحت گفته ها فکر کنید و اعتبار آن را با دیگران بسنجید.

گفتن جمله هایی نظیر «ممنون از بازخورد شما. دوست دارم در مورد صحبت های شما بیشتر فکر کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم... نکته ای دیگری به ذهنتان می رسد که دانستن آن مهم باشد؟» نشان می دهد که شما صحبت های مطرح شده را جدی می گیرید و از نا گفته نماندن مطلبی اطمینان حاصل می کنید.

درخواست زمان همچنین به شما کمک می کند که از واکنش عاطفی جلوگیری کنید. برای همین سعی کیند در آن زمان از این جمله ها استفاده کنید: «این موضوع خیلی اهمیت دارد، به خاطر همین دوست دارم با شما در مورد نکات گفته شده صحبت کنم، اما الان خیلی احساس خستگی می کنم / تمرکز خود را از دست داده ام/ یا موضع تدافعی گرفته ام. اگر امکان دارد فردا صبح در مورد این مساله بیشتر صحبت کنیم؟»

همچنین اگر در این گفت و گو ها، پس از بازخورد منفی توضیحات و یا دلایل شما نسبت به این که بدون فکر و تامل کافی آنها را بر زبان بیاورید، با توجه بیشتری در نظر گرفته می شوند. اگر طرف مقابل احساس کند که حرف های او کامل شنیده و فهمیده شده است، احتمال این که بازخورد از سوی هر دو طرف به دیدگاه مشترک برسد، زیاد است. زمانی که شما کاملا بازخورد منفی را متوجه شده اید، عذرخواهی پاسخ مناسبی برای آن خواهد بود. اما بیش از حد عذر خواهی نکنید. در واقع بنا به ضرورت و صادقانه معذرت بخواهید. به خاطر داشته باشید که بازخورد واقعیتی از زندگی است و از خطاها باید یادگیری داشته باشید و به سوی پیشرفت حرکت کنید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


توانایی شما برای ارتقاء چقدر است؟ داستان موفقیت جک ولش از زبان خود.

 

  «سرنوشت خود را به‌دست بگیرید در غیر این صورت دیگری آن را در کنترل خود خواهد گرفت». جک ولش

در این مقاله جک ولش ضمن ارائه پیشنهاداتی اثربخش در زمینه پیشرفت مسیر شغلی از داستان موفقیت و تجربه خود صحبت می کند. اما پیش از ورود به این نوشته جذاب از جک ولش بهتر است در ابتدا معرفی مختصری از این اسطوره مدیریت معاصر برای همراهانی که آشنایی کمتری با وی دارند، ارائه دهیم.

معرفی مختصر جک ولش:

خبرگزاری سی‌ان‌بی‌سی (CNBC) در سالروز تاسیس خود، فهرستی از 25 شخصیت تاثیرگذار بر عرصه کسب و کار در ربع قرن اخیر تهیه کرد و در آن فهرست به معرفی این افراد و تاثیری که بر صنعت حوزه فعالیت خود داشتند پرداخت. یکی از نکات مهم انتخاب نام‌ها در این فهرست میزان تاثیر انقلاب گونه‌ای بوده که این افراد بر صنعت حوزه فعالیت خود داشته‌اند، نه ثروت آنها. جک ولش مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک یکی از افراد این فهرست است.

جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک در سال 1935 در ایالت ماساچوست متولد شد و در رشته مهندسی شیمی از دانشگاه ایلینویز با مدرک دکتری فارغ‌التحصیل شد. ولش به جای آنکه یک مالک-کارآفرین باشد، یک کارمند- مدیر بود و از این منظر در میان 25 نفر معرفی شده، منحصر به ‌فرد یا کم‌نظیر است. ولش که مهندسی شیمی خوانده بود در سال 1960 پس از گرفتن مدرک دکترای خود در شرکت جنرال الکتریک پلاستیکس مشغول به‌کار شد. او به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. وی نهایتاً در سال 1981 او به عنوان جوان‌ترین مدیر عامل تاریخ شرکت جنرال الکتریک انتخاب شد.

از جمله دستاوردهای ملموس این اسطوره مدیریت می توان به این نکته اشاره کرد که، طی دوره ریاست وی بر شرکت جنرال الکتریک ارزش بازار این شرکت از 14 میلیارد دلار به 400 میلیارد دلار (بیش از 28 برابر) رسید. همچنین درآمد جنرال الکتریک از حدود 27 میلیارد دلار به 130 میلیارد دلار (نزدیک به 5 برابر) افزایش یافت. در مجموع از وی به عنوان یکی از موفق ترین مدیران صاحب سبک در جهان می توان یاد کرد.

توانایی شما برای ارتقاء تا چه اندازه است؟

دست یافتن به رشد فردی در سازمان با انجام دو کار میسر می شود. اول این که بر اساس معیارهای مورد نظر مدیر خود نتایج بسیار خوبی کسب کنید. اگر شما بتوانید عملکرد مستمر خود حفظ کرده و رفتارهای مربوط به آن را داشته باشید، مدیر پی خواهد برد که روی شما همیشه می توان حساب کرد.

اما نباید به همین اکتفا کنید، مشخصه دیگری که می تواند شانس ارتقا شما را افزایش دهد، تلاش مستمر شما است که باعث افزایش موفقیت مدیرتان نیز می شود. پس وقتی مدیر از شما تقاضای انجام کاری دارد، نه تنها آن را انجام دهید، بلکه حتی مسئولیت های بیشتری نیز بپذیرید تا تصویر بهتری از خود ایجاد کنید.

در دوران جوانی وقتی که مدیر فرآیند تولید پلاستیک لوله های ده اینچی بودم، روزی مدیر کارخانه به من گفت: رییس شعبه مرکزی (نیویورک) در راه رسیدن به شرکت ما است. قرار است که در این بازدید ما پروژه هایی که اخیراً انجام داده ای را به او نشان دهیم. من نیز هنگام بازدید رئیس شعبه مرکزی درباره پیش نیازهای و بهبود پروژه کوچک خود با او صحبت کردم. همچنین به او درباره این که چطور می توانیم از این نوع پلاستیک در صنعت استفاده کنیم و آن را متناسب بازار عرضه کنیم توضیح دادم.

با این که اصلا فرد باهوشی نبودم، اما در طول یک سال تحقیقات زیادی را برای یافتن تناسب محصول در مقیاس بزرگتر در بازار انجام دادم. همه مسائل برای سرمایه گذاری مشخص شده بود - این که جایگاه شرکت ما کجا بود، محصول ما در مقایسه با سه رقیب برتر به چه شکلی بود و با نقطه قوت آنها چه تفاوت هایی داشت. پس از این جلسه توانستم در ذهن او تاثیر مثبتی ایجاد کنم. یک سال بعد، ارتقاهای شغلی شروع شد. مدیر شعبه اصلی در نیویورک ارائه آن روز من را به خاطر آورد. من به خاطر آن که در او تاثیری ایجاد کرده بودم و او انتظارش را نداشت، ارتقا گرفتم. اگر شما می خواهید در حرفه خود ارتقا یابید، باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهید، و حتی بیش تر از آن فعالیت و رفتار حرفه ای داشته باشید و تصویر بزرگی از خود به جای بگذارید.

منبع: برگرفته از صفحه شخصی جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تحصیل در کنار اشتغال: آیا پرداختن همزمان به هر دو شدنی است؟

 

اگر قصد دارید که در کنار اشتغال و فعالیت، تحصیلات خود را نیز ادامه دهید و یا این که همزمان با تحصیل وارد بازار کار شوید، به احتمال زیاد با مشغله های فکری زیادی روبرو خواهید شد. بی شک به دست آوردن دانش و کسب مهارت ها در کنار انجام تعهدات شغلی و اجتماعی بسیار چالش برانگیز خواهد بود. اگر بتوانید با تلاش بیشتر تحصیل خود را در کنار رسیدگی به وظایف شغلی انجام دهید، به ارزش های بیشتری دست می یابید. راهکارهای زیر می تواند تا حدودی چالش شما را نسبت به تداخل شغل و تحصیل بکاهد.

1.از دوستان و خانواده کمک بگیرید.

اگر تصمیم شما برای ادامه تحصیل جدی است و یا این که می خواهید واقعا کنار تحصیل درگیر شغل نیز شوید،  بهتر است از حمایت های نزدیکان خود بهره بگیرید. قبل از تصمیم گیری می توانید از مشورت های خانواده و نزدیکان خود استفاده کنید. حداقل این کار باعث می شود که آنها به کمبود زمان شما پی ببرند و از این که  بنا به  دلایلی نمی توانید کنار آنها باشید، مطلع شوند. کمک گرفتن از کسانی که این راه را تجربه کرده اند، بسیار اهمیت دارد. سعی کنید از افرادی که این موقعیت را تجربه کرده اند، نیز مشورت بگیرید. یا ممکن است خانواده با تصمیم شما مخالفت داشته باشد، در این صورت می توانید با ایجاد تعادل در مطالعه و کار آنها را نیز قانع کنید.

 2.با کارفرمای خود صحبت کنید.

با این کار ممکن است کارفرما از تحصیلات شما حمایت و برای آن برنامه ریزی کند. و این امیدواری وجود داشته باشد که از حجم کاری شما بکاهد و برای شما مرخصی های بیشتری در طول سال در نظر بگیرد. یا این که در صورت امکان برنامه منعطف تری را برای شما پیشنهاد کند. به هر حال، حتی اگر شما تحصیلات خود را با هزینه و تلاش های خودتان ادامه می دهید، کارفرمای خود را نسبت به برنامه و اهداف خود مطلع کنید. زیرا معمولا کارفرماها نسبت به افزایش مهارت های کارکنان خود موانع کمتری می گذارند و با اطلاع دادن به آنها می توانید از حمایت های بیشتری برخوردار شوید.

البته این قضیه همیشه وقت صادق نیست و ممکن است مجبور شوید از میان کار یا شغل یکی را انتخاب کنید. در این صورت با اهداف مورد نظر خودتان پیش بروید و بهترین تصمیم را بگیرید که به پیشرفت شما کمک کند.

3.بر زمان خود کنترل بیشتری داشته باشید.

با این که در اوایل ممکن است به نظر برسد که تحصیل در کنار انجام وظایف شغلی، مشغولیت زیادی را به همراه داشته باشد، اما در واقعیت بسیاری از ما می توانیم از زمان با بهره وری بیشتری استفاده کنیم. به عنوان مثال هنگام رفتن به محل کار می توانیم در حمل و نقل عمومی مشغول مطالعه شویم. و مهم تر از همه این که امروزه اینترنت، شبکه های مجازی و تلویزیون وقت زیادی از ما می گیرند و می توانیم به طور موثر آنها را کنترل کنیم. حتی برخی مواقع وقت زیادی را صرف چک کردن ایمیل می کنیم (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله مدیریت موثر ایمیل). بنابراین بهترین کار برنامه ریزی برای آنها و پاینبد بودن به انجام کارها است. ترک عادت های بد نیاز به زمان و تمرین دارد، در صورتی که اراده آن را داشته باشیم.

4.بر نقاط قوت خود تمرکز کنید.

مهارت های یادگیری افراد با یکدیگر بسیار تفاوت دارد. در نتیجه ممکن است سبک یادگیری که برای شما کارایی لازم را دارد، برای فرد دیگری صادق نباشد (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله سبک های یادگیری). اگر سحر خیز هستید، می توانید یک یا دوبار در هفته ساعتی را برای مطالعه اختصاص دهید. تمرکز افراد نیز در مدت زمان های روز با یکدیگر تفاوت دارد، بنابریان همواره برنامه ای که با ویژگی های شخصیتی شما تطابق دارد را اجرا کنید.

5.محدوده مطالعه برای خودتان مشخص کنید.

اگر برایتان مقدور است می توانید مکانی را برای مطالعه خود اختصاص دهید. حتی لازم نیست که اتاق جداگانه ای داشته باشید و یک میز در گوشه ای از اتاق نیز راه حل مناسبی برای این کار خواهد بود. در این صورت سعی کنید برنامه خود را به اعضای خانواده بگویید تا آنها در این زمان، وقت کمتری از شما بگیرند و تمرکز شما را به هم نزنند. اگر پشتکار خود را نشان دهید، حمایت آنها را نیز پشت سرتان خواهید دید. اگر احساس کردید که این مکان مناسب شرایط شما نیست،  کتابخانه های عمومی جایگزین مناسبی خواهد بود. در نظر داشته باشید که ایجاد تمایز میان وقت مطالعه و دیگر ساعت های روز  باعث می شود که ذهن شما در بهترین حالت یادگیری قرار بگیرد.

6.برای خود هم مطالعه پیدا کنید.

یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به خواسته ها، هدف گذاری و اشتراک آنها با دوستان مشترک تحصیلی است که می تواند انگیزه شما را نیز افزایش دهد. دوست های خوب مزیت های زیادی دارند و برای یادگیری شما نیز موثر واقع می شوند. با فناوری های امروزه می توانید با آنها به صورت مجازی ارتباط داشته باشید و به همفکری و مشارکت در یادگیری بپردازید. اگر به صورت سنتی مطالعه می کنید، سعی کنید زمانی را نیز به شبکه های علمی و سایت های مناسب اختصاص دهید تا از اخبار و دانش به روز نیز آگاه شوید و اثر بخشی برنامه خود را نیز افزایش دهید.

خلاصه اینکه معمولا مشکل ترین موضوع مربوط به تداخل شغل و کار تصمیم گیری درباره اولویت آن است. شاید ابتدا این حس به شما دست دهد که انجام این دو کار به صورت همزمان مشکل است، اما زمانی که برنامه خود را شروع کنید، متوجه می شوید که آنقدر که تصور می کردید، سخت و دشوار نبوده است. برای انگیزه بیشتر می توانید به الگوها و افراد موفق مراجعه کنید و در صورت امکان از آنها مشورت بگیرید. حتی اگر امکان تحصیل فراهم نشد می توانید از دوره های مجازی استفاده کنید. لازم نیست همه وقت زندگی خود را به مطالعه اختصاص دهید، اختصاص چند ساعت و حتی شاید کمتر از آن نیز به زندگی شما ارزش بیشتری می بخشد.

منبع: Jobs Telegraph

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف: 10 مورد از مهمترین مهارت های شغلی مورد نیاز سال 2020

 

در اینفو گراف زیر با 10 مهارت بسیار مهم مورد نیاز برای سال 2020 آشنا می شوید.

TalentYab-skills in 2020-2-01   

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


افراد با استعداد چه مهارت هایی برای تغییر مسیر حرفه ای خود نیاز دارند؟

 

بسیاری از افراد با استعداد معمولا با تغییر مسیر شغلی خود یا این که حرفه جدید آنها به چه مهارت هایی نیاز دارد، مشکل دارند. خبر خوش این است که سازمان ها یا صنعت جدیدی که وارد آن می شوید، برای شما ارزش قائل اند. این ارزش اگر بیشتر از سازمان فعلی شما نباشد، کمتر نخواهد بود.

چالش های مشخصی که معمولا افراد با استعداد برای نشان دادن مهارت های خود به دیگران و درک ارزش آنها مواجه می شوند، واضح به نظر می رسد. با این مقدمه، کریستوفر بو (Christopher Bowe)  از مشاوران ارشد در حوزه استراتژی و مدیریت اجرایی که نویسنده مقاله ای با این عنوان در وب سایت مقاله های مربوط به دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business Review) است، به بررسی مهارت هایی که افراد با استعداد برای تغییر میسر حرفه ای خود نیاز دارند، پرداخته است.

هفت سال پیش وقتی شغل خود را از گزارش نویسی در فایننشال تایمز (Financial Times) به مشاوره در زمینه رهبری و استراتژی برای مدیر عامل های صنعت دارو و پزشکی تغییر دادم، بسیاری از دوستان و حتی افراد نا آشنا نیز با توصیه من مسیر شغلی خود را با کنار گذاشتن خبر نویسی تغییر دادند. با جمع بندی صحبت هایی که با این افراد داشتم می توانم ادعا کنم که در این زمینه درس و تجربه زیادی را نسبت به سرمایه گذاری دوباره در استعدادها و مهارت های خودم یاد گرفتم: بهره گرفتن از مهارت های مهم و ویژگی های افراد کار راحتی محسوب می شود. اما مشکل، ناشی از دام های مربوط به عدم شناخت خود است.(برای شناخت بیشتر خودتان می توانید به آزمون تعیین کانون درونی و آزمون شخصیت MBTIرجوع کنید) افراد با مهارت های اصلی که در کار قبلی خود داشتند ارتباط برقرار کرده و فکر می کنند که این مهارت ها در موقعیت های شغلی دیگر کاربرد زیادی نداشته باشد. اما در واقعیت، شاید آنها نسبت به قبل هم ارزش بیشتری پیدا کنند.

به عنوان مثال رشته حقوق را در نظر بگیرید. تقریبا برای همه ثابت شده است که مهارت ها و دانش حقوقی مربوط به این رشته در بسیاری از رشته های دیگر نیز کاربرد دارد: مانند تجارت، سیاست، مدیریت مالی و حتی مربی گری ورزشی، داستان نویسی و روزنامه نگاری. مهارت های لازم مانند مهارت های ایجاد ارتباط و شبکه سازی (برای آشنایی بیشتر به مقاله توسعه شبکه ارتباطات حرفه ای  مراجعه کنید) و یا دانش ارائه مطالب (در این زمینه ابزار Prezi را مطالعه کنید )  و نیز داشتن مهارت هایی مانند خبر نویسی یا حتی دقت به جزئیات می تواند اساس موفقیت در بسیاری از شغل ها باشد. شاید با نگاه درونی به صنعت فعلی، برخی از مهارت های آن عادی به نظر برسند. اما برای موفقیت شغلی در قرن حاضر برخی از مهارت ها بسیار مهم و با اهمیت محسوب می شوند. به عنوان مثال اگر شغل خبرنگاری را در نظر بگیریم، مهارت مربوط به آن را می توانیم مرور کنیم:

ارتباطات شفافی ایجاد کنید

از جنبه درونی شغل، در این حرفه نوشتن نقشی مانند نفس کشیدن دارد- که معمولا به صورت داوطلبانه، مشترک و بدون پیش زمینه صورت می گیرد. اما با دیدگاه بیرون از این شغل، مهارت هایی مانند داستان سرایی، ساختار و شفافیت در ارتباطات در هرشکل و یا رسانه ای منجمله دیجیتالبسیار با ارزش است.

تلاش کنید تا کارها با سرعت بیشتری انجام شود

معمولا می شنوم که رهبران نسبت به سرعت افراد در ایجاد مزیت رقابتی استرس دارند. معمولا افراد یا به طور کلی سازمان های کمتری پیدا می شوند که می توانند سرعت خود را با تحریریه خبر و گزارش هایی که در دست دارند، تنظیم کنند. خبرنگاران یا سردبیران در وب سایت های خبری یا روزنامه ها معمولا برای ویرایش خبرهای مهم تقریبا کمتر از سی دقیقه زمان اختصاص می دهند. تحلیل و تفسیر حجم زیادی از اطلاعات، ایده یابی و تصمیم گیری باید قبل از رسیدن ساعت به زمان انتشار باشد.

تفکر خلاق داشته باشید

در هر سطحی از سازمان، به ویژه در سطوح بالا، توانایی یافتن و وصل کردن  قطعه های پازل مانند اطلاعات به منظور رسیدن به ایده کلی یکی از مهارت های اساسی محسوب می شود. (برای سنجش خلاقیت آزمون تورنس را پیشنهاد می کنیم) روزنامه نگاران معمولا در هر ساعتی از روز این کار را انجام می دهند- تا بتوانند منشا و ریشه حوادث و مسائل را شناسایی کنند.

شبکه های ارتباطی را بیشتر کنید

اگر از داخل شغل حرفه خبرنگاری به آن نگاه کنیم، ایجاد شبکه های ارتباطی گسترده با افراد مانند بستن بند کفش است تا بتوانید در این راه محکم قدم بردارید. روزی یکی از دوستان به من گفت که «آیا حاضر هستی با افراد نا آشنا و غریبه سر میز ناهار بنشینی تا در تمام این مدت برای رسیدن به موضوعی صحبت کنی؟»  قبل از این صحبت این اتفاق برای من رخ نداده بود و من فکر می کردم انجام این کار خیلی راحت نیست. بسیاری از مقاله ها، ستون های روزنامه و حتی کتاب ها به مهارت شبکه سازی پرداخته اند. برای تصمیم گیری، موفقیت فردی و فهم بهتر محیط خارجی شبکه سازی بسیار ارزشمند است. روزنامه نگاران می توانند با ایجاد ارتباطات، زمینه رسیدن به ایده های جدیدی را برای سازمان خود نیز فراهم کنند.

با شجاعت کار کنید

 بسیاری از خبرنگاران معمولا نام خود را در ستون خبری نیز قرار می دهند. به عنوان مثال دیوید کر (David Carr) یکی از ستون نویس های سابق نیویورک تایمز (New York Times) می گوید: « اگر خبر مربوط به داستان بحث برانگیزی شکل گرفته، باید خودتان را برای شنیدن صدای بمب آماده کنید» کار روزانه شما موشکافی اخبار عمومی است. سوال می تواند این باشد که چرا رهبران تمایلی به دیدن این نقطه قوت که دارایی با ارزشی برای کار محسوب می شود، ندارند؟

بازنگری در سایر مهارت ها

نسبت به تقویت مهارت های اصلی که برای صنعت فعلی خود بسیار مهم هستند، دوباره قدم بردارید. با افرادی مشورت کنید که در شغل فعلی شما، قبلا کار کرده اند و تجربه های زیادی دارند. این بحث را اغاز کنید که کدام یک از مهارت های اصلی شما ممکن است نادیده گرفته شود یا می توانید بیرون از این فضا به کار گرفته شود. دامنه­ی توانایی های بالقوه وسیع تر از آن چیزی است که فکر می کنید.

با افراد بیرون از محیط کار بحث کنید

سعی کنید با دامنه مختلفی از افرادی که بیرون از صنعت شما قرار دارند، به ویژه افرادی که به صورت حرفه ای با شما تعامل دارند، صحبت کنید. نظر آنها را نسبت به مهارت های اصلی جویا شوید. به عنوان مثال من با افراد زیادی در صنعت پزشکی و درمانی صحبت کرده ام. شما می توانید از آنها این سوال را بپرسید که چگونه می توانید مهارت های خود را بازاریابی کنید؟ چه سازمان هایی به دنبال این مهارت ها هستند؟ موانع رسیدن به این شغل ها چیست؟

متن پیام های خود را با رویکرد استراتژیک بنویسید

این مهارت معمولا نادیده گرفته می شود، یکی از استراتژی های خوبی که از مدیر عامل ها یاد گرفته ام این است که شرکت ها برای این که جذاب دیده شوند، از این مهارت استفاده می کنند. به عنوان مثال فرد حسن (Fred Hassan)  برای استراتژی بازار دارو این پیام را آماده کرده بود «روند رو به جلوی خود را سرعت ببخشید، تحقیق و توسعه را افزایش دهید، هزینه ها را کاهش دهید و سرمایه گذاری وسیعی انجام دهید»

افراد نیز باید مشابه این کار انجام دهند.من به این نتیجه رسیدم که:

« ارتباط شفاف برقرار کنید، کار خود را سریع انجام دهید، با خلاقیت فکر کنید، شبکه بسازید و با شجاعت عمل کنید.»

در پایان اگر می خواهید بدانید چقدر از شغلی که مشغول آن هستید رضایت دارید و یا چقدر با آن عجین شده اید، می توانید به ( آزمون های رضایت از شغل و دلبستگی به شغل) مراجعه کنید.

منبع: Harvard Business Review  

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.