10 اشتباه متداول در ارتباطات!

 

خطاهای متداولی که گاهی در ارتباط ما با دیگران رخ می دهد، می تواند باعث شرمندگی مان شود. به عنوان مثال ایمیلی را ارسال کرده اید، اما بعد از ارسال متوجه می شوید که در متن آن اشتباهی مرتکب شده اید. این نکته غیرحرفه ای بودن شما را نشان می دهد. حتی برخی از این قبیل اشتباهات عواقب بدتری دارند و اعتبار شما را نیز به خطر می اندازند. بر همین اساس این مقاله با مرور ده نوع خطای متدوال در ارتباطات، نکات جالبی را برای اجتناب از آنها به شما ارائه می دهد.

خطای اول: عدم ویرایش وظایف

اشتباهات ناشی از لحن، املا و یا دستور زبان (برای رفع این گونه مشکلات به مقاله ابزار شماره 2: ویراستیار) از بی دقتی شما ناشی می شوند. ضروری است که قبل از هر نوع مکاتبه و یا ارتباط این موارد را به دقت بررسی کنید. که برای این کار می توانید از نرم افزارهای ویراستاری استفاده کنید. و همچنین کلماتی را که نسبت به دیکته آنها تردید دارید، از واژه نامه های معتبر، املای صحیح آنها را چک کنید. برخی مواقع اشتباهات املایی برای شما محسوس نیستند، برای جلوگیری از این مساله بهتر است قبل از نهایی کردن مدارک و اسناد، از همکار خود بخواهید آنها را به دقت چک کند. یا می توانید جملات را بلند بخوانید، این روش به شما کمک می کند تا خطاها را راحت تر پیدا کنید. سپس قبل از نهایی کردن مدارک زمانی را برای بررسی پایانی آنها اختصاص دهید.

خطای دوم: ارسال اخبار بد از طریق ایمیل

آیا خبرهای بدی مثل اخراج و توبیخ را با ایمیل و یا به شکل پیامک به دیگران اطلاع می دهید؟ با این کار افراد را ناراحت خواهید کرد. زیرا مکاتبات معمولا نمی توانند پیام های غیر کلامی مثل (زبان بدن) و احساسات را انتقال دهند. اگر مجبورید این خبرها را اطلاع دهید، این کار را شخصا و با دقت و لحن مناسبی انجام دهید. وقتی می خواهید پیام دشواری را اطلاع دهید، استفاده از برخی نشانه ها ممکن است باعث شوند که افراد نکات اصلی پیام شما را درست متوجه نشده و اطلاعات نادرستی را برداشت کنند. برای اجتناب از این موضوع پیام خود را واضح بنویسید و یا از افراد برای انتقال اخبار بد کمک بگیرید.

خطای سوم: اجتناب از صحبت های دشوار

برخی مواقع لازم است که بازخورد منفی بدهید. با این که ممکن است این صحبت ها را نادیده بگیرید، اما اجتناب از آنها باعث مشکلات بیشتری می شود. به ویژه این که ممکن است با این کار مسائل کوچک، بزرگتر و جدی تر شوند. آمادگی یکی از نکات کلیدی در مدیریت این نوع صحبت ها است. یاد بگیرید که بازخوردی روشن، منطقی و شدنی ارائه دهید.

خطای چهارم: قاطع نبودن

قاطعیت یعنی بیان خواسته های خود و در نظر گرفتن نیازهای دیگران! وقتی قاطع هستید، احتمال این که به روش مشخصی برسید بیشتر می شود و شما می توانید خواسته های خود را صریح بیان کنید.

خطای پنجم: واکنش بدون پاسخ

آیا تا کنون برایتان اتفاق افتاده که با عصبانیت بر سر همکار خود فریاد بزنید و بدون توجه دقیق به منظور او پاسخ تندی به ایمیل او بدهید؟ اگر چنین است شما به جای پاسخ مناسب، واکنش احساسی نسبت به این مساله داشته اید.

واکنش احساسی می تواند باعث خدشه دار شدن اعتبار شما شود. بروز واکنش احساس شدید باعث ناراحتی دیگران می شود. عدم کنترل خود و استفاده نکردن از هوش احساسی در این مواقع، می تواند تاثیرات منفی در دیگران بگذارد.

خطای ششم: آمادگی کامل نداشتن

ارائه ها، گزارش ها و یا ایمیل هایی که بدون آمادگی قبلی بوده و باعث کلافه شدن مخاطب های شما می شود، به اعتبار شما صدمه می زند. در واقع دلیل اصلی موضوع مطرح شده این نکته است که باید از قبل برنامه ریزی و آمادگی برای آنها داشته باشید. ابتدا زمانی را برای برنامه ریزی ارتباطات خود در نظر بگیرید. پس اگر می خواهید مکالمه و یا ارائه موثری داشته باشید، تمرین کنید تا بتوانید روان و جذاب صحبت کنید.

خطای هفتم: استفاده از یک رویکرد در همه ارتباطات

اگر شما صرفا از یک دیدگاه در ارتباطات استفاده کنید، ممکن است شخصیت، خواسته ها و نیازهای مختلف افراد را نادیده بگیرید. در واقع، بایستی تا جایی که امکان دارد به روش های متفاوت، افراد را مخاطب قرار دهید. اگر برای ارائه آماده شده اید، بایستی سبک های یادگیری افراد را در نظر بگیرید و بر اساس آن مطالب را ارائه کنید. به این معنی که از روش های متفاوت یادگیری مثل خواندن و یا روش یادگیری فعال برای حصول اطمینان از یادگیری مخاطبان، استفاده کنید.

خطای هشتم: نداشتن ذهنیت باز هنگام ملاقات افراد جدید

محیط کار امروزه را ترکیبی متنوع از قومیت ها، سن، جنسیت و نقطه نظرات متفاوت افراد شکل می دهد. این تفاوت ها و نقطه نظرات مختلف بوده که باعث ارتقای سطح زندگی ما می شود. با این وجود کلیشه هایی نسبت به همکاران جدید و یا فرضیه ها ای که بر اساس اطلاعات ناقص شکل می گیرند، وجود دارد. به خصوص زمانی که از آنها شناخت کافی ندارید.

داشتن فرضیه های کلیشه ای در ارتباطات جدید، نشان دهنده ذهن بسته ما است، زیرا ما پیش زمینه منحصر، شخصیت و تجربه طرف مقابل را در نظر نمی گیریم. با گذشت زمان این موضوع به روابط میان ما و افراد ضربه می زند.

بنابراین، زمانی که با فرد جدیدی آشنا می شوید، به او گوش دهید. به آنها فرصت دهید تا از نقطه نظرات خود بگویند و برای شنیدن آنها وقت بگذارید. یاد بگیرید که چگونه تفاوت های فرهنگی را مدیریت کنید. تا بتوانید نیازها و انتظارات آنها را درک کنید. اگر شما اغلب با فرد خارجی روبرو می شوید، در مورد هوش فرهنگی بیشتر یادگیری داشته باشید تا رفتار شما هنگام برخورد با فرهنگ های مختلف سازگاری بیشتری داشته باشد.

خطای نهم: تصور این که پیام شما کاملا فهمیده شده است

همیشه بررسی کنید که آیا افراد پیام شما را درست فهمیده اند یا خیر. برای مثال، زمانی که ایمیلی ارسال می کنید، می توانید باپرسیدن سوال هایی افراد را به پاسخ ترغیب کنید، یا اگر قسمتی را متوجه نشوند به آنها پاسخ دهید. اطمینان حاصل کنید اگر موضوعی را ارائه می دهید، زمانی را برای بحث و نقطه نظرات و یا سوالات اختصاص دهید.

برای صحت از فهم پیام ها می توانید از سوالاتی باز مانند چگونه، چرا و... استفاده کنید. این سوالات باعث می شوند که مخاطبان نظرات برگرفته از ارائه شما را توضیح دهند.

خطای دهم: نقض حریم خصوصی دیگران به طور تصادفی

آیا تاکنون برایتان اتفاق افتاده که ایمیلی غیرکاری و یا فایلی را به اشتباه برای کسی ارسال کنید؟ این نوع اشتباهات ممکن است مشکلات جدی را در مسائل کاری شما به وجود آورد و حریم خصوصی دیگران را نقض کند و در نهایت باعث شرمندگی شما شود. برای اجتناب از این مسائل، قبل از این که این نوع ایمیل ها را بنویسید، مخاطب خود را مشخص کنید و با دوبار کلیک کردن از صحت نام مخاطب مطمئن شوید. اگر برنامه ایمیل شما به صورت خودکار آدرس را نمایش می دهد، آن را غیر فعال کنید تا از بروز اشتباه جلوگیری شود.

شما می توانید این نوع ایمیل ها را در صفحه خالی و در پیش نویس ذخیره کنید. و آنها را برای استفاده دوباره کپی کنید. با این روش شما از اطلاعات قبلی و تصادفی در ایمیل جلوگیری می کنید. اگر شما ایمیل غیر کاری و یا محرمانه ارسال می کنید، از دقیق بودن نسخه و اطلاعات و تغییرات موجود اطمینان حاصل کنید.

جمع بندی:

  • هر کسی ممکن است در ارتباطات دچار خطا شود. اما شما می توانید با اجتناب از برخی خطاها اعتبار خود را حفظ کنید. خطاهایی مانند ویرایش نکردن کارها و نقض اتفاقی حریم خصوصی با ارسال ایمیل ها و قاطع نبودن.
  • کلید اصلی در ارتباطات فکر کردن نسبت به خواسته های دیگران است. زمانی را برای بررسی ایمیل، سند و ازقبل نهایی کردن ارائه خود اختصاص دهید.
  • مهم تر از همه این که به یاد داشته باشید، ارتباط فرآیندی دو طرفه است. برای سوالات و گوش کردن به آنچه که مخاطب شما عنوان می کند، آماده باشید.
  • با گذشت زمان به این نتیجه خواهید رسید که ارتباطات می تواند روابط میان شما را تقویت کند و رضایت شغلی شما را افزایش دهد.

منبع : Mind Tools

 

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه تکنیک سوال پرسیدن را در خود تقویت کنیم؟

 

شاید به جرات بتوان گفت که جمع آوری اطلاعات از مهارت های اصلی در محیط کار محسوب می شود. چرا که ما بر اساس اطلاعات یاد می گیریم، قضاوت می کنیم و مسائل و چالش ها را  نیز مورد بررسی قرار می دهیم. با توجه به این که اطلاعات درست در تصمیم گیری ما نقش اساسی ایفا می کند، بنابراین هر چه اطلاعات ما کامل تر باشد، تصمیم گیری ما نیز دقیق تر خواهد بود.

اما مهم ترین ابزار برای جمع آوری اطلاعات چیست؟ این سوال ممکن است با پاسخ های متعددی همراه باشد، اما در اصل سوال پرسیدن یکی از ابزارهای اصلی برای جمع آوری داده و اطلاعات به شمار می رود. بدون پرسش از طرف مقابل خودمان، ایجاد روابط بین شخصی نیز ممکن نخواهد بود. در واقع برخی اوقات سوال پرسیدن پایه اصلی ارتباطات موفق است. ما هم از دیگران سوال می پرسیم و هم مورد سوال قرار می گیریم، زیرا ارتباطات بدون پرسش کامل نمی شود. زمینه های سوال نیز می تواند متفاوت باشد. جالب است بدانیم که بسیاری از سیاست مداران، خبرنگاران و حتی کارآفرینان موفق، پرسشگران موفقی نیز هستند و مهارت بالایی در این زمینه دارند. با توجه به این مقدمه و اهمیت این موضوع، در این مقاله سعی می کنیم  به مهارت های مربوط به پرسش سوال بپردازیم.

هر چند ماهیت سوال به صورت کلامی است، اما می توانیم به صورت غیر کلامی نیز سوال خود را مطرح کنیم. به عنوان مثال با ژست و میمیک های صورت یا زبان بدن ( ویدئوی: زبان بدن شما هویت شما را شکل می دهد! پیشنهاد می شود) تایید کردن موضوعی را از فردی بپرسیم. البته بیان صورت می تواند حاوی سوال های متفاوتی در زمینه های مختلف باشد. اما در این مقاله بیشتر هدف ما سوال کلامی است، زیرا سوال غیر کلامی باعث ایجاد ابهام می شود.

علت پرسیدن سوال چیست؟

برای پاسخ به این سوال ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشیم. اما به دلایل عمده آن در ذیل اشاره می شود:

  • برای کسب اطلاعات: هدف اصلی از طرح سوال به دست آوردن اطلاعات است. مانند سوالی که برای پرسیدن زمان مطرح می کنیم.
  • احاطه و حفظ کنترل بر موضوع گفت و گو: با پرسیدن سوال می توانیم کنترل خود را بر موضوعی که با همکار یا سرپرست و مدیر خود داریم، حفظ کنیم. به این معنی که از صحت اطلاعات و پیام دریافت شده مطمئن شویم. بسیاری از افراد قاطع کنترل بیشتری نیز بر گفت و گو دارند و با سوال پرسیدن نیز اطلاعات خود را کسب می کنند. (رجوع کنید به مقاله چگونه می توانیم قاطعیت خود را تقویت کنیم)
  • بیان علاقه به صحبت های طرف مقابل: پرسیدن سوال این امکان را برای ما فراهم می کند تا نسبت به مخاطب خود اطلاعات بیشتری کسب کنیم. با این کار می توانیم همدلی و علاقه خود را نسبت به صحبت های وی نشان دهیم و او را متوجه این نکته سازیم که صحبت های او برای ما ارزشمند است. با این کار صحبت کننده برای ادامه گفت و گو بیشتر ترغیب می شود.
  • مشخص کردن نقطه نظر خودمان: پرسش می تواند احساس، باور، نگرش، نظر و ایده های ما را نسبت به موضوع های مورد بحث منتقل کند. به وسیله سوال می توانیم مسائل را بهتر درک کنیم و انتظارات دیگران را بفهیم و یا نقطه نظرات خودمان را به دیگران پیشنهاد کنیم.
  • سنجش دانش: بیشتر موارد همانند دوران تحصیلی برای اطمینان از یادگیری از سوال استفاده می شود. مانند کوییز و یا آزمون هایی که در دوره های آموزشی استفاده می شود. از سوال برای شروع موضوعی برای بحث و محک زدن طرف یا افراد مقابل استفاده می شود.
  • موقعیت های گروهی: سوال هایی که در گروه پرسیده می شود، می تواند بسیار مفید واقع شود. دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. زیرا همه افراد را به مشارکت دعوت و ترغیب می کند و توجه دیگران را نیز می توانیم با پرسش جلب کنیم. نوع سوال می تواند بدون این که به طرف مقابل هشدار "توجه کنید" را بدهیم، روش موثر و حرفه ای تری برای جلب توجه باشد.

تا اینجا با مفهوم و اهمیت سوال کردن و نیز دلایل و کاربرد این تکنیک آشنا شدیم. در ادامه راهکار های مربوط به پرسش موثر معرفی می شود.

برای شروع ارتباط موثر بیشتر سوال های چگونه و چطور پرسیده می شود. البته وقتی هدف سوال برای ما مشخص شد، بهتر می توانیم ارتباط برقرار کنیم. قبل از پرسیدن سوال باید به این موارد دقت کنیم که چه نوع سوالی باید از مخاطب خود بپرسیم، آیا سوال ما با شخص مقابل یا گروه تناسب دارد یا خیر، آیا زمان مناسبی برای پرسیدن سوال است و یا این که انتظار ما از طرف مقابل در قبال سوال چیست؟ وقتی سوال خود را به صورت رسمی و محترمانه می پرسیم، بهتر است به این نکات توجه کنیم:

1) ساختار و نظم دادن به سوالات

در صورتی که مشغول به انجام پروژه یا کاری هستید که به جمع آوری اطلاعات نیاز دارید، به سوال های زیادی احتیاج خواهید داشت. در برخی موارد، بهترین ایده این است که قبل از شروع کار، مخاطب خود را با دادن پیش زمینه از دلیل پرسش های خودمطلع کنید. با این کار مخاطب از پرسش شما بیشتر آگاه شده و برای او قابل قبول خواهد بود.

2) استفاده از سکوت در حین پرسش

استفاده از سکوت نیز روش قدرتمندی برای مطرح کردن سوال است. در تعامل میان شخصی با وقفه های کوتاه می توان نقاط مهم را برجسته ساخته و نیز این فرصت را به طرف یا طرفین مقابل داد تا برای پاسخ بهتر آماده شوند. همچنین با این کار می توان از پرسیدن سوال دیگر بلافاصله بعد از سوال قبلی جلوگیری کرد. همچنین سکوت در لحظه های ابتدایی پاسخ گو را ترغیب می کند تا با جزییات بیشتری به آن پاسخ دهد.

3) ترغیب افراد به مشارکت

موقعیت های گروهی فرصت بهتری برای همکاری بیشتر است و افراد می توانند در بحث و تبادل نظر مشارکت کنند. این مشارکت نیز با پرسیدن سوال آغاز می شود و هر یک از اعضای گروه می توانند نقطه نظرهای خود را بیان کنند. یکی از تکنیک هایی که می تواند تعامل را میان افراد بیشتر کند، این است که با هدایت سوال ها می توان فعالیت افراد را در گروه و اعضایی که فعالیت کمتری دارند، را بیشتر کرد. این زمینه ها می تواند صحبت و مشارکت در بحث گروهی را افزایش دهد. البته باید دقت داشت که ممکن است صحبت گروهی باعث استرس و احساس خجالت افراد شود. پیشنهاد می شود که با سوال پرسیدن افراد را ترغیب به مشارکت کنید، اما هیچ گاه آنها را اجبار نکنید.

منبع: Skills You Need  

دیدگاه ها

م ر مرتضی رضایی مشکین

درود.تحقیق مطالب بسیار خوب و قابل تفهیم بود به شماتبریک عرض میکنم. به نظر بنده آگه امکان صوتی کردن این مطالب باشه و دیگران بصورت شنوایی این مطالب رو بشنون بشترتائثر داشته باشه و ازجهت دیگه درزمان صرفه و دیگران بیشتر علاقه نشان و وقت میکنن این مطالب رو گوش کنن.باتشکرازدوست خوبم.

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه بازخوردهای منفی دیگران را مدیریت کنیم؟

 

بازخوردهای منفی چه در دریافت و چه در ارائه مهارت های زیادی را می طلبد. اما دریافت بازخورد از هر نوعی می تواند به عنوان منبعی ارزشمند به ما در توسعه شخصی کمک فراوانی نماید؛ بنابراین کسب این مهارت در فضای حرفه ای امروز ضروری است. دیک گروت، از مشاوران مدیریت و نویسنده کتاب «چگونه می توانیم در ارزیابی عملکرد بهتر عمل کنیم» (How to Be Good at Performance Appraisals) مطلبی ارزشمند را در این رابطه در وب سایت مجله هاروارد (HBR) ارائه کرده که در ادامه تقدیم می شود:

درباره این که نسبت به بازخورد منفی (مقاله بازخورد موثر شما را با مفهوم کلی بازخورد بیشتر آشنا می کند) چگونه واکنش نشان دهیم، توصیه زیادی ارائه شده است. هنگامی که انتقادی از سوی مدیر یا همکار مطرح می شود و معمولا با جمله هدایت کننده آشنای همیشگی  بیان می شود: خوب گوش کنید ، تدافعی برخورد نکنید و کمی به خودتان زمان بدهید.

البته در ارائه این سه پیشنهاد خطا و اشتباهی وجود ندارد. اما درست زمانی که همکارتان ناراحتی خود را با صدای بلند به خاطر فراموشی شما در برخی نکات اصلی پروژه برنامه ریزی شده بیان می کند، یا این که مدیر در مورد اشتباهات و لغزش هایی که در جلسه مهمی داشتید، به شما تذکر می دهد، در آن لحظه شاید این توصیه های ارزشمند را به خاطر نیاورید، زیرا در آن موقع سخت به نظر می رسد که این نکات به ذهن تان خطور کند و شما نیز بتوانید بر اساس آنها واکنش نشان دهید.

 نکته این جاست که اگر شما از پیش زمانی را برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهید انجام دهید، اختصاص دهید، جدا از این که این فکر درست یا اشتباه باشد، افراد باز هم انتقادهای غیر منتظره ای را به شما وارد می کنند و شما همه نصیحت های درستی را که قبلا شنیده اید، زود به یاد نمی آورید.  بدون زمینه آمادگی، احتمالا به قدری غافل گیر می شوید که نمی توانید این سه توصیه ساده را به یاد بیاورید، در واقع این نسخه های تجویز شده به ما کمک می کنند که کنترل خودمان را حفظ کرده و یا (حداقل) بر موقعیت تسلط پیدا کنیم. در نتیجه آنها ارزش تکرار شدن و فکر کردن دارند- تا بتوانید در آن لحظه آمادگی داشته باشید.

1.به دقت گوش دهید. اول این که، هیچ شک و شبهه ای در این نکته وجود ندارد که هنگام بازخورد منفی بهترین کار قطع نکردن صحبت و گوش دادن دقیق به فرد بازخورد دهنده است. (می توانید با مراجعه به مطلب گوش کردن موثر، این مهارت رفتاری را بهتر بیاموزید). با وجود تکراری بودن این توصیه، سوالی که بحث نشده این است که چرا باید به این حرف ها گوش کنید؟

دلایل مختلفی برای این که هنگام گرفتن بازخورد منفی تا لحظه آخر سکوت خود را حفظ کنید، وجود دارد. البته شما می خواهید به طور دقیق دلیل انتقاد را قبل از واکنش دادن به آن بدانید. اما بهتر است به نکات دیگری نیز توجه کنید.

این که آیا این انتقاد وارد شده واقعیت داشته یا صرفا بیان نظر فرد بوده است؟ اگر به شما این نکته یادآوری شود که اجزای مهم پروژه را در نظر نگرفته اید، انتقاد واقعی خواهد بود. اما اگر گفته شود که جلسه را بد مدیریت کردید، یک نظر خواهد بود. ممکن است هر دو نوع انتقاد درست باشد، اما اگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید و آنها را از هم جدا کنید، بهتر می توانید پاسخ موثری برای آنها داشته باشید.

سوال بعدی این است که آیا این گفته ها صحت دارند؟ بین صحت بازخورد و کیفیت ارائه آن تمایز قائل شوید. معمولا افراد کمی در ارائه بازخورد منفی مهارت کافی دارند و به گونه ای آن را به مخاطب خود منتقل می کنند تا او احساس راحتی در دریافت آن یا پذیرش آن داشته باشد. من معمولا در انتقاد های افراد این جمله « صحبت های او مشکلی نداشت اما مشکل من با نحوه صحبت های او بود.»، مواجه می شوم. با قبول این که روش ارائه بازخورد تند، بدون احتیاط و بدون درنظر گرفتن حساسیت ها بوده، اما به این نکته فکر کنید که آیا واقعا بازخورد او درست بوده یا خیر؟ با وجود این که ممکن است بازخورد منفی با روشی نامناسبی ارائه شود، اما می تواند از لحاظ مفهومی به جا و درست باشد.

قصد و نیت و انگیزه او از بازخورد دادن به شما چه بوده است؟ اگر فردی که به شما بازخورد داده ، قابل اعتماد بوده و می توانید به او اتکا کنید، شما به این بازخورد توجه خواهید کرد و به آن تمایل نشان می دهید. اما حتی اگر فردی با حس غرور و برتری، مغرضانه و با قصد دیگری به شما بازخورد می دهد، بهتر است رفتار حرفه ای از خودتان نشان داده و آن چه را می گوید را خوب گوش کنید. مرجع صحبت ها را در نظر بگیرید، اما زیاد درگیر آن نشوید.

2.تدافعی برخورد نکنید. وقتی انتقاد بازخورد دهنده نادرست، نامطلع ، غیر منطقی و یا عجیب به نظر برسد، معمولا افراد در قبال آن موضع تدافعی می گیرند. حتی اگر انتقادکننده بازخورد اشتباهی به شما بدهد، پاسخ « فکر می کنم اشتباه برداشت کردید!» جمله مفید و سازنده ای نخواهد بود. حتی اگر شما بتوانید آن را اثبات هم کنید، فایده ای برایتان نخواهد داشت. ماهیت ما به گونه ای است که به صورت تدافعی گوش می دهیم. وقتی کسی به ما بازخورد منفی می دهد، گفته او را کامل متوجه نمی شویم، و بیشتر دقت ما به انحراف ها، جمله یا نتیجه گیری های اشتباه او متمرکز می شود. ما با گوش کردن به جمله ها سعی داریم اشتباهای او را اثبات کرده و کارهای خودمان را توجیه کنیم. حتی اگر بازخورد منفی که به ما داده بشود، از نظر ما اشتباه باشد، تلاش به ثابت کردن آن نیز فواید خوبی برای ما نخواهد داشت. ما سعی می کنیم اشتباه فرد را با بحث و گفت و گو ثابت کنیم. اما در بازخوردهای ضعیف ذهن ما بسته عمل می کند و ممکن است اطلاعات مفید نیز از دید ما پنهان باشد.

نکته کلیدی این است که بدون پاسخ به حرف های طرف مقابل گوش کنیم. تایید صحبت های او تا زمان اتمام آن، این اطمینان را به ما می دهد که وی همه مطالب خود را بیان کرده است. پرسیدن سوال به ما کمک می کند (می توانید برای استفاده موثر به مقاله تکنیک سوال پرسیدن مراجعه کنید) که موضع تدافعی را از ذهن خود حذف کنیم و از واکنش سریع و توضیح کارها نیز جلو گیری میکنید. این سوال ها را می توانید از او بپرسید... «من تمایل دارم تا مطمئن شوم که همه صحبت های شما را فهمیده ام ... اگر اشتباه نکنم ، شما احساس می کنید...» در واقع این سوال ها بدون درنظر گرفتن پیام اصلی، به ارتباطات شفاف و روشن کمک می کند. پرسیدن نمونه های مشابه از این سوالات به شما دید بهتری می دهد تا از پیام های غیر سازنده رهایی پیدا کنید.

3.زمان بخواهید. وقتی نگرانی هایی که در بازخورد منفی ارائه شده به صورتی است که می توان با تمرکز آن را حل کرد، بهترین کار این است که از طرف مقابل خود برای فهم بیشتر این نگرانی ها زمان بخواهید. این نکته مزیت های مختلفی دارد. اول این که باعث جلوگیری از واکنش سریع از سوی شما شده و این حس به بازخورد دهنده منتقل می شود که صحبت های او برایتان مهم بوده و می خواهید در زمان مناسب و با آرامش خاطر به آن توجه کنید. همچنین این امکان برایتان فراهم می شود که در مورد درستی و صحت گفته ها فکر کنید و اعتبار آن را با دیگران بسنجید.

گفتن جمله هایی نظیر «ممنون از بازخورد شما. دوست دارم در مورد صحبت های شما بیشتر فکر کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم... نکته ای دیگری به ذهنتان می رسد که دانستن آن مهم باشد؟» نشان می دهد که شما صحبت های مطرح شده را جدی می گیرید و از نا گفته نماندن مطلبی اطمینان حاصل می کنید.

درخواست زمان همچنین به شما کمک می کند که از واکنش عاطفی جلوگیری کنید. برای همین سعی کیند در آن زمان از این جمله ها استفاده کنید: «این موضوع خیلی اهمیت دارد، به خاطر همین دوست دارم با شما در مورد نکات گفته شده صحبت کنم، اما الان خیلی احساس خستگی می کنم / تمرکز خود را از دست داده ام/ یا موضع تدافعی گرفته ام. اگر امکان دارد فردا صبح در مورد این مساله بیشتر صحبت کنیم؟»

همچنین اگر در این گفت و گو ها، پس از بازخورد منفی توضیحات و یا دلایل شما نسبت به این که بدون فکر و تامل کافی آنها را بر زبان بیاورید، با توجه بیشتری در نظر گرفته می شوند. اگر طرف مقابل احساس کند که حرف های او کامل شنیده و فهمیده شده است، احتمال این که بازخورد از سوی هر دو طرف به دیدگاه مشترک برسد، زیاد است. زمانی که شما کاملا بازخورد منفی را متوجه شده اید، عذرخواهی پاسخ مناسبی برای آن خواهد بود. اما بیش از حد عذر خواهی نکنید. در واقع بنا به ضرورت و صادقانه معذرت بخواهید. به خاطر داشته باشید که بازخورد واقعیتی از زندگی است و از خطاها باید یادگیری داشته باشید و به سوی پیشرفت حرکت کنید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ایجاد تصویری عالی در اولین برخورد

 

همیشه اولین هاست که در ذهن افراد ماندگار می شود. وقتی برای اولین بار فردی را می بینید مهم است که بتوانید تاثیر مثبتی از خود در ذهن او ایجاد کنید.

ارزیابی فرد مصاحبه کننده از شما که برای اولین بار ملاقاتتان می کند، ممکن است با نگاهی سریع و صرفا در چند ثانیه صورت بگیرد. درواقع، این فرد در زمانی کوتاه عقیده خودش نسبت به شما را بر اساس ظاهر، زبان بدن، طرز برخورد، اخلاق و نحوه پوششتان شکل می دهد. شما در هر برخورد جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و تاثیر اولیه ای از شما در ذهن مخاطب نقش می بندد. برخوردهای اولیه ممکن است دیگر قابل برگشت و جبران نباشند، چرا که این برخوردها از اهمیت زیادی برخورداراند و مبنای روابط آتی شما قرار می گیرند.

بنابراین، چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی کاری ، دانستن این که شما چگونه تاثیر اولیه مناسبی را ایجاد کنید، اهمیت ویژه ای دارد. این مقاله به تشریح نکاتی پرداخته که می تواند برایتان در ارتباط با این موضوع مفید باشد.

سر وقت حاضر شوید.

کسی که شما او را برای بار اول ملاقات می کنید خیلی مشتاق شنیدن "دلایل هرچند مناسب" شما برای دیر رسیدن نیست. برای زود رسیدن به "قرار ملاقات" برنامه ریزی داشته باشید. این باعث می شود که در صورت وجود ترافیک یا اشتباه احتمالی در مسیر، کماکان امکان به موقع رسیدن وجود داشته باشد. زود رسیدن بسیار مناسب تر از این است که شما با تاخیر و بدون انجام کمی تلاش به قرار برسید، و این قدم اولیه در ایجاد یک تصویر و برخورد اولیه مناسب است.

راحت و آرام باشید.

اگر شما احساس راحتی نداشته باشید، ممکن است فرد مقابل نیز به همین احساس دچار شده و تصویر نامناسبی از شما در ذهن مخاطبتان شکل بگیرد. اگر شما آرام و با اعتماد به نفس باشید، فرد مقابل نیز احساس راحتی بیشتری با شما خواهد کرد. بنابراین این موضوع بنای مستحکمی برای ایجاد اثر مثبت اولیه در ذهن آن فرد است. برای اطلاع بیشتر از نحوه آرامش و حفظ آدرنالین به مقاله تمرکز رجوع کنید.

خودتان را خوب معرفی کنید.

مسلما وضعیت ظاهری شما اهمیت (زیادی) دارد. کسی که شما او را برای اولین بار می بینید، شما را نمی شناسد و به همین دلیل وضعیت ظاهری شما معمولا اولین تاثیر را در ایجاد علاقه او به ادامه گفت و گو با شما می گذارد. آیا وضع ظاهری شما دقیقا همان چیزی است که تاثرگذاری اولیه مناسب کمک می کند؟

ابتدا از نحوه پوشش خودتان شروع کنید. به نظر شما مناسب ترین لباس برای این جلسه و ملاقات چه می تواند باشد؟ در موقعیت تجاری و کسب و کار، مناسب ترین پوشش چیست؟ کت، ژاکت یا لباس غیر رسمی؟ از خودتان بپرسید که طرف مقابل شما چه لباسی را احتمالا می پوشد؟

برای قرارهای اجتماعی و کاری، پوشش مناسب در کشور ها و فرهنگ های مختلف متفاوت است. این همان نکته ای است که وقتی شما در کشور یا موقعیت ناشناخته ای قرار بگیرید، بایستی به آن توجه ویژه ای داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که از هنجارها و سنت ها اطلاع دارید.

در مورد آراستگی شما چطور؟ ظاهر منظم و تمیز برای بیشتر موقعیت های کاری و اجتماعی مناسب است. به عنوان مثال نوع پیرایش مو ،اصلاح صورت، لباس تمیز و منظم و یا آرایش ساده و منظم. اطمینان کسب کنید که آراستگی و نحوه پیرایشی که دارید به برقراری ارتباط سازنده با طرف مقابل شما کمک کند.

علاوه بر موارد فوق نکات زیر را نیز برای اینکه تاثیرگذاری اولیه مناسبی داشته باشید، به کار گیرید.

خودتان باشید ! (تظاهر نکنید)

بهترین وضعیت این است که شما بدون انکار شخصیت و عقاید خودتان، اثر اولیه مناسب ایجاد کنید. البته که، شما برای ایجاد تاثیرگذاری اولیه به درجه ای از متناسب سازی نیز نیاز دارید، اما همه اینها به متناسب بودن وضعیت شما با آن موقعیت مربوط بوده و نیازی نیست که به چیزی غیر از خود واقعیتان تظاهر نمایید.

لبخند در حکم پیروزی!

همانطور که گفته می شود "بخند تا دنیا به رویت بخندد"، هیچ چیزی مانند لبخند باعث ایجاد اثر برخورد اول خوب نمی شود. لبخند گرم و با نشانه اعتماد به نفس باعث راحت بودن شما و فرد ملاقات شونده می شود. در نتیجه لبخند در حکم برگ برنده است، اما در آن زیاده روی نکنید- افرادی که بیشتر از لبخند استفاده می کنند، دو رو و بی صداقت جلوه می دهند یا حداقل "غیر جدی و سبک" به نظر می رسند.

صریح و با اعتماد به نفس باشید

زمانی که قصد ایجاد یک تاثیر اولیه مطلوب را دارید، زبان بدن و وضعیت ظاهری از کلمات بسیار گویاتر هستند. از زبان بدنتان برای نشان دادن اعتماد به نفس و حس اتکا به خود بهره بگیرید. مستحکم بایستید، لبخند به لب داشته باشید و با قاطعیت دست دهید. همه این موارد به شما کمک خواهد کرد تا اعتماد به نفس داشته باشید و شما و طرف مقابل نیز در وضعیت راحتی قرار بگیرید.

تقریبا همه افراد زمانی که کسی را برای اولین بار ملاقات می کنند، درجه ای از استرس و نگرانی دارند. با آگاهی از عادت های استرس خود سعی کنید که آنها را اصلاح کنید.

 مثبت باشید

نگرش شما آنچه را که انجام می دهید را نشان می دهد. حتی اگر با انتقاد و یا عصبانیت مصاحبه کننده روبرو شدید نگرش مثبتی داشته باشید. سعی کنید که از مصاحبه درس بگیرید و از آن بهره مناسب ببرید.

مودب باشید و دقت نظر داشته باشید

طرز برخورد مناسب، ادب، دقت توجه و خوش رفتاری به ایجاد برخورد اولیه خوب کمک می کند. در واقع ممکن است شما بدون داشتن حتی یکی از این شرایط، فرصتی را در ایجاد تصویر اولیه مناسب از دست بدهید.

یکی از رفتارهای مناسب این است که "موبایل خود را خاموش کنید یا در حالت سکوت قرار دهید". چطور می خواهید برخورد اولیه مناسبی خلق کنید وقتی که شما در حین ملاقات با فرد دیگری صحبت کنید؟. آشنایی جدید شایسته تمام دقت توجه شماست. در غیر این صورت شما اثر اولیه ضعیف تری را ایجاد خواهید کرد

منبع: Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


الگوی اثرگذاری کوهن-برادفورد: تعامل با کسانی که تمایلی به همکاری ندارند!

 

آیا برایتان پیش آمده از همکار یا هم تیمی که تمایلی برای کمک کردن به شما ندارد، اطلاعات یا کمکی بخواهید و او دست رد بر سینه شما بزند. گاهی اوقات، کمک گرفتن از دیگران دشوار به نظر می رسد، به ویژه اگر نسبت به آنها نفوذ یا قدرتی نداشته باشیم. بهره گیری از الگوی اثرگذاری کوهن- برادفورد (Cohen-Bradford) می تواند به ما در شناخت ارزش های دیگران کمک کند و اثرگذاری ما را در این افراد بیشتر کند.

در حقیقت الگوی اثرگذاری که به مدل «اثر کوهن-برادفورد» نیز مشهور شده، توسط دو تن از صاحب نظران رهبری و از اساتید برجسته حوزه مدیریت رفتار سازمانی به نام های آلان کوهن (Allan Cohen)  و دیوید برادفورد (David Bradford) مطرح گردیده است.

این مدل در کتاب آنها با عنوان «اثرگذاری بدون استفاده از قدرت» در سال 2005 تشریح شده است. کوهن و برادفورد اعتقاد دارند که قدرت می تواند برخی اوقات مساله ساز شود و همیشه تضمین کننده این موضوع نباشد که شما می توانید حمایت و پشتیبانی اطرافیان خود را به دست بیاورید. قدرت با این که می تواند در افراد ترس و هراس ایجاد کند اما باعث برانگیختن اقدامات مخرب آنها نیز هست. به همین دلیل اهمیت زیادی دارد که ما چگونه بتوانیم بر دیگران بدون اعمال قدرت اثرگذاری داشته باشیم و آنها را همسوی خواسته های خودمان کنیم. با توجه به این موضوع، در این مقاله به بررسی این الگو و راهکارهایی برای تقویت اثرگذاری می پردازیم.

الگوی اثر گذاری بر مبنای تعامل دو سویه است. این که هر رفتار مثبت و منفی که در قبال دیگران انجام می دهیم، از طرف آنها به همان شکل پاسخ داده می شود. به عنوان مثال اگر حجمی از کار مدیرتان را کم کنید، این انتظار را دارید که او در آینده در قبال کمک شما، اقدام مثبتی انجام دهد.

نحوه استفاده از مدل: مدل اثر گذاری در مواقعی موثر واقع می شود که شما:

  1. به کمک فردی نیاز داشته باشید که نسبت به او قدرت و اختیاری ندارید.
  2. این فرد معمولا از کمک کردن به شما دوری می کند.
  3. رابطه ای خوبی با او ندارید، اما به کمک او احتیاج دارید.
  4. تنها یک گزینه برای کمک گرفتن از دیگران برای شما باقی مانده است.
  5. فرد مقابل خود را خوب نمی شناسید.

این مدل مراحل مختلفی را شامل می شود: ابتدا باید به این فکر کنید که همه می توانند به شما کمک کنند. سپس اهداف خودتان را الویت بندی کرده و موقعیت آن فرد را نیز در نظر بگیرید. در مرحله بعد باید آنچه که فکر می کنید برای شما و او اهمیت دارد را شناسایی کنید و در نهایت روابط فردی خودتان را تحلیل کرده و به تبادل روابط بپردازید. البته خیلی ضروری نیست که به دقت همه مراحل را اجرا کنید.

در ادامه جزئیات این مراحل تشریح می شود:

  1. فرض این که همه می توانند به شما کمک کنند.

شاید راحت نبودن طرف مقابل باعث ناراحتی و دلخوری شما شود اما هیچ گاه کسی را کنار نگذارید، با در نظر گرفتن همه پتانسیل و ظرفیت های او این دیدگاه را در خود ایجاد کنید که همه می توانند به ما کمک کنند. البته باید رابطه خودتان را بهسازی کنید. سعی کنید جنبه های مختلف او را در نظر بگیرید. اگر فردی کم رو و درون گرا هستید سعی کنید شبکه سازی خود را تقویت کنید.

  1. الویت بندی اهداف

در این مرحله علت این که چرا می خواهید بر فرد مورد نظر نفوذ داشته باشید را مشخص کنید. این که چرا به او نیاز دارید و اهداف اصلی و فرعی شما از این کار چیست. البته باید حواستان باشد که اهداف شخصی خودتان را در نظر نگیرید. برای مثال می خواهید به او نشان بدهید که همکاری او برایتان خیلی موثر است و برای اینکار می خواهید با او صحبت کنید. اگر اهداف فردی شما نمایان شود، مذاکره موثری با او نخواهید داشت. به همین خاطر باید به جای عوامل شخصی بر اهداف کاری تمرکز کنید.

  1. درک موقعیت

در این مرحله شما باید توانایی او را در نظر بگیرید و درکش کنید. برای مثال شاخص های عملکرد او چیست و در قبال آن چه انتظاری از شما دارد و شما چگونه کار او را جبران می کنید؟

این عوامل نقش مهمی در همراه کردن دیگران دارد، زیرا افراد انتظار پاداش و واکنش مثبت به کارهایشان را دارند. برای این منظور می توانید از خودتان بپرسید که مسئولیت های اصلی او چیست، چگونه می توان عملکرد او را سنجید، آیا از طرف همکاران به او فشار کاری وارد می شود. اگر این فرد خارج از سازمان و شرکت شما است، باید بدانید که فرهنگ سازمانی او چگونه بوده و چه انتظاراتی از دیگران دارد. همدلی با دیگران و درک درست آنها یکی از مهارت هایی است که می توانید موقعیت و رفتار دیگران را درک کنید. این مرحله چالش برانگیز نیز هست و تعیین کننده گام بعدی یعنی این که آیا شما عوامل پر اهمیت را برای آنها درست شناسایی کرده اید یا خیر.

  1. مشخص کردن موضوعات مهم برای خود و طرف مقابل

این مرحله یکی از مهم ترین بخش های مدل اثرگذاری به شمار می رود. در واقع شما باید اهمیت ها و موضوعاتی که جنبه مهمی برای شما و او به شمار می رود را مشخص کنید. باید دقت کنید که ارزش های طرف مقابل شما چیست. کوهن و برادفورد پنج عامل مهم در سازمان ها را مشخص کرده اند که شامل ارزش، وظیفه، روابط، پست و مقام و مسائل شخصی است.

آ. عوامل مربوط به ارزش کار

بسیاری از افراد به دنبال جست و جوی مفهوم و اهمیت کار هستند. اگر آنها بدانند که کاری که انجام می دهند باعث ایجاد ارزش می شود، تمایل بیشتری برای کمک کردن نشان می دهند. شما می توانید با نشان دادن جذابیت کارها و بیان اهمیت پروژه و یا درخواست خودتان این عامل پیش برنده را در او ایجاد کنید و از کمک او بهره بگیرید.

ب. عوامل مربوط به وظیفه

شرایطی که مربوط به انجام کار و وظیفه می شوند و شما در قبال کارهایی که طرف مقابل برای شما انجام داده، پاداش مادی، قدردانی و یا کمک متقابل انجام می دهید. در واقع شما نیز می توانید با پیشنهاد کمک به پروژه او که به تبادل مهارت و تخصص منجر شود، او را نیز تشویق کنید. عوامل مربوط به وظیفه در سازمان ها ارزش زیادی دارد و معمولا شرکت ها نیاز دارند که تیم ها دانش و مهارت های خود را در میان یکدیگر به اشتراک بگذارند.

به یاد داشته باشید که ممکن است این کار نیز شما را با چالش هایی روبرو کند. معمولا کسانی که دوست دارند مهارت های جدیدی یاد بگیریند به دنبال فرصتی برای تقویت مهارت ها خود هستند و شاید دیگر افراد تمایلی به این کار نداشته باشند. باید مراقب باشید که قولی ندهید که بدون عمل بماند و عدم صداقت شما را نشان دهد.

ج. عوامل مربوط به پست و موقعیت

اگر پست و مقام بالاتری نسبت به او دارید از زحمات و تلاش های او قدردانی کنید. می توانید با ترتیب یک مهمانی و دعوت از او و مقام های بالاتر شرکت مانند مدیر عامل به صرف نهار و یا یک عصرانه زحمت های او را جبران کنید.  همواره سعی کنید از کسی که حتی یک کمک مختصر به شما انجام داده قدردانی کنید و تشکر را هیچ گاه فراموش نکنید.

د. عوامل مربوط به روابط

افراد به داشتن روابطی که خودشان تمایل دارند، ارزش می دهند و به دنبال ایجاد روابط قوی با اعضای تیم و همکاران هستند. بنابراین سعی کنید که ارتباط خود را با اعضا گسترش دهید و شبکه سازی بیشتری ایجاد کنید. گوش دادن موثر و فعال نیز باعث می شود که درک بهتری از آنها داشته باشید و وقتی که از مشکلات و مسائل خود حرف می زنند بهتر بتوانید آنها را بفهمید.

ه. عوامل مربوط به مسائل شخصی

از میان عوامل گفته شده این جنبه یکی از ساده ترین مسائلی است که می توانید به طرف مقابل نشان دهید. به او اجازه دهید که راحت باشد و نسبت به همکاری و کمک به شما تصمیم خودش را بگیرد. مسائل را برای او ساده کنید تا راحت بتواند به شما کمک کند. یکی از اشتباهات متداولی که ممکن است رخ دهد این است که اهمیت و ارزش افراد دیگر را نادیده بگیریم. چرا که شاید فکر کنیم به کمک آنها احتیاجی نداشته باشیم و یا حتی نسبت به خودمان این تفکر را داشته باشیم.

  1. تحلیل ایجاد رابطه

شما در این مرحله باید تحلیل کنید که چه نوع رابطه ای را با او برقرار کنید. اگر او را خوب می شناسید، می توانید درخواست و کمک خود را مستقیم بگویید. اما اگر این فرد را نمی شناسید، قبل از این که از او کمک بخواهید به فکر ایجاد اعتماد و برقراری رابطه خوب با او باشید. برای این کار زمانی را به تعامل و صحبت با او اختصاص دهید، مهارت خود را در گوش دادن موثر و هوش هیجانی بالا ببرید تا بتوانید درک مناسبی از آنها داشته باشید.

  1. تبادل روابط

وقتی که خواسته و نیازهای او را مشخص کرده  و رابطه مناسبی را با فرد مقابل ایجاد نمودید، در گام آخر سعی کنید که این روابط را مبادله کنید. به این مفهوم که اطلاعات، دانش و مهارت های خودتان را به اشتراک بگذارید ( برای آگاهی بیشتر به مقاله مذاکره برد-برد رجوع کنید). یادتان باشید که این مبادله بر مبنای صداقت و اعتماد باشد. احترام و همدل بودن خودتان را نشان دهید و در کمک کردن به او حتی در صورت تمایل نداشتن طرف مقابل پیشقدم شوید. همیشه به دنبال کمک کردن به دیگر افراد باشید و در آگاهی دادن خساست به خرج ندهید.

با این که ممکن است اثرگذاری و ترغیب دیگران زمان بر و شاید در مواردی غیر قابل انجام باشد، اما همواره سعی کنید تا جایی که امکان دارد بدون اعمال قدرت ناشی از جایگاه خودتان دیگران را ترغیب کنید. همیشه به قدردانی از زحمات آنها توجه کنید و شرایط را برایشان فراهم سازید. از مشکلات آنها با خبر شوید و روابط مبتی بر اعتماد و احترام ایجاد کنید. تا جایی که می توانید به آنها کمک کنید، زیرا کمک کردن نه تنها باعث خوشحالی آنها می شود، بلکه آنها را ترغیب به جبران آن می کند.

منبع: Mind Tools  

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


افراد درون گرا چگونه می توانند شبکه ارتباطی قوی بسازند؟

 

اگر افراد درون گرایی هستیم ما نیز می توانیم در شبکه سازی عالی عمل کنیم.

این که برای بهبود آینده شغلی خود باید با دیگران ارتباط بیشتری ایجاد کنیم، دیگر موضوعی بدیهی به نظر می رسد. اما باید توجه کنیم که شبکه سازی برای افرادی درون گرا کار راحتی نیست. حتی اگر احساس کنیم که در شرایط کاری از دیگران برتر هستیم،  باز هم شبکه سازی به نفع ما است. در این مقاله به بررسی نکات مربوط به افراد درونگرا و  این که چگونه می توانتد شبکه ارتباطی قوی بسازند، پرداخته می شود.

  1. با کسانی که نمی شناسید، ارتباط آنلاین ایجاد کنید.

 اگر قصد دارید با فردی ملاقات کنید، قبل از این دیدار، ارتباط آنلاینی با وی داشته باشید. چرا که برای تسهیل ارتباط شما نیز مفید خواهد بود. می توانید با عضویت در شبکه های اجتماعی مانند لینکداین و سایر شبکه های اجتماعی این کار را انجام دهید. ارتباط آنلاین قبل از ملاقات، باعث می شود که حس غریب بودن در این ملاقات کمتر به شما دست دهد. در واقع چهره های آشنا حتی اگر برای ما کمی غریب به نظر برسند، باعث راحتی با فرد ملاقات شونده خواهد بود. شما می توانید با این کار و ارتباط با کسانی که جزئی از سازمان شما هستند، زمینه ها و فرصت های جدیدی را ایجاد کنید.

  1. از موفقیت های خودتان در حضور جمع صحبت کنید.

یکی از سخت ترین کارها برای افراد درونگرا صحبت کردن از موفقیت های خودشان است. در واقع این افراد بیشتر سعی می کنند کمتر موفقیت های خودشان را در جمع نشان دهند. اما اتفاق بدی نیست اگر به افراد اطلاع دهید که چه کارهایی انجام داده اید و به چه موفقیت هایی دست یافته اید. صحبت کردن درباره این موفقیت ها به شما کمک می کند که با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید که بتوانند در این راه به شما نیز کمک کنند.

  1. درمورد اهداف و ایده های خودتان بحث کنید.

نیازی نیست که در مورد ایده های زیادی که به ذهنتان می رسد، با افراد صحبت کنید. اما اگر می خواهید با فردی که در صنعت مورد نظر شما فعالیت دارد صحبت کنید، می توانید با مطرح کردن ایده ای مربوط به آن صنعت، سر صحبت را باز کنید. از آنها بپرسید که اهدافشان چیست و اگر فردی را می شناسید که می تواند به آنها کمک کند، معرفی کنید.

  1. به تعاملاتی که قبلا داشته اید زیاد فکر نکنید.

وقتی که به خانه برمی گردید، تعاملات و کارهایی را که برای شبکه سازی انجام داده اید را فراموش کنید. نیازی نیست که خیلی راجع به گفته های افراد و این که چه عکس العملی به شما نشان دادند و یا این که پاسخ آنها مثبت یا منفی بود، فکر کنید. حتی اگر احساس می کنید که اشتباهاتی را در ایجاد رابطه انجام داده اید، خیلی روی آن تمرکز نکنید. سعی کنید بر انرژی خودتان تمرکز داشته باشید.

  1. روابط قوی را حفظ کنید.

اگر ارتباط قوی را با کسی برقرار کنید به شما کمک خواهد کرد که شبکه سازی پایداری را نیز ایجاد و حفظ کنید. در واقع این ارتباط قوی با افراد باعث می شود که برخی اوقات به جای شما صحبت کنند، شما را به دیگران معرفی کنند و شبکه سازی شما نیز راحتتر صورت بگیرد. این کار به دو روش انجام می شود. اطمنیان از صحبت کردن برای دیگر افراد و نیز شنیدن فرصت های احتمالی آنها.

  1. یادداشت برداری کنید.

اهمیت زیادی دارد که بتوانید چهره و اسامی افراد را پس از مراسم و جلسه های ارتباطی که قبلا با همدیگر داشته اید، به خاطر بیاورید. برای این کار می توانید زمانی که از فردی کارت ویزیت می گیرید، به کارت و سپس چهره او توجه داشته باشید. وقتی که فرد از شما فاصله گرفت یادداشت کوچکی در تلفن خود و یا دفتر یادداشت بنویسید. این جزییات باعث می شود که بعدا این ارتباط را راحت تر به خاطر بیاورید. همچنین با ارسال ایمیل به آنها اطلاع دهید که از مراسمی که شرکت کرده اید و در کنار آنها بوده اید، لذت برده اید (برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله 7 تکنیک پیگیری یک ارتباط مراجعه کنید)

در پایان می توانید با مراجعه به  «آزمون شخصیتی MBTI» از میزان درونگرا یا برونگرا بودن خود اطلاعات بیشتری کسب کنید و با استفاده از «آزمون سنجش مهارت ایجاد شبکه ارتباطی حرفه ای» توانایی خود در ایجاد شبکه ارتباطات حرفه ای را سنجیده و از نتایج آن برای بهبود نقاط قوت و ضعف خود استفاده نمایید.

منبع: Entrepreneur 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.