چگونه می توانید شهرت و اعتبار خود را در محیط کار احیا کنید؟

درباره نویسنده: کارولین اوهارا (Carolyn Ohara)  از نویسندگان و ویرایش کنندگا مجله مروری دانشکده هاروارد (HBR) است که در برخی از رسانه های معتبر آمریکا مانند The Week، شبکه PBS و Foreign Policy فعالیت حرفه ای خود را دنبال می کند. در یکی از مطالب منتشر شده او در مجله مروری دانشکده کسب و کار هاروارد به موضوع نحوه تغییر شهرت و اعتبار قبلی افراد در محیط کار اشاره شده است.

 آیا تاکنون حس کرده اید که افراد برداشت اشتباهی نسبت به شما داشته باشند؟ ممکن است وقتی نسبت به پروژه خودتان بیش از حد جانبداری کرده اید و یا زمانی که مذاکره تان آن طور که مایل بودید به نتیجه نرسیده، متکبر به نظر برسید. چگونه می توانید نگرش دیگران را نسبت به خودتان تغییر دهید؟ آیا باید به طور مستقیم روی شهرت خود متمرکز شوید یا بهتر است انرژی خود را روی تغییر روش خود صرف کنید؟

کارشناسان چه می گویند

وقتی آن گونه که دوست داریم، دیگران به ما توجه و علاقه مندی نشان ندهند، برای ما آزار دهنده به نظر خواهد رسید. هایدی گرنت هالورسون (Heidi Grant Halvorson) در کتاب خود با عنوان «هیچ کس شما و کاری را که انجام می دهید درک نمی کند»  (No One Understand You and What to Do About it) می گوید: «اما معمولا فراموش می کنیم که خودمان نسبت به دیگران شناخت بیشتری داریم. همچنین یادمان می رود که ممکن است از هر واکنشی تفسیر و برداشت های مختلفی صورت بگیرد. فکر کنید می خواهید فنجان قهوه ای را به طور مستقیم و بدون پیشنهاد قبلی برای کسی بیاورید. شاید به نظر شما عمل خوبی را انجام داده اید، اما دیگران ممکن است آن را نفع شخصی شما ببیند که از آنها انتظار دارید. دوری کلارک (Dorie Cark) می گوید که مقاومت در درک موقعیت هر فردی اشتباه است. ادارک هر کسی نسبت به آن چه که شما از واقعیت برداشت می کنید، متفاوت است، اما الزاما اشتباه نیست. برای آنها برداشت از شما واقعی بوده و این وظیفه شماست که این پویایی (شهرت) را تغییر دهید. در این مطلب به مواردی که شهرت شما را در کار تغییر می دهند، اشاره می شود.(در همین زمینه مطالعه مقاله باز آفرینی برند شخصی نیز پیشنهاد می شود)

با مساله روبرو شوید

وقتی فکر می کنید اثر گذاری ضعیفی در دیگران ایجاد کرده اید، یا احساس می کنید که توسط دیگران برچسب غیر منصفانه ای خورده اید، بهتر است به طور مستقیم به سو برداشت مورد نظر اشاره کنید. اگر فکر می کنید کاری کرده اید که باعث توهین به همکار خودتان شده اید، از وی معذرت خواهی کنید. یا اگر گزارش های خود را دیر تحویل داده اید، به مدیر خود نزدیک شوید و به او توضیح دهید که این مساله پیش آمده و دیگر تکرار نخواهد شد. کلارک در ادامه می گوید، پرداختن به اصل مساله نشان می دهد که شما از آن آگاه هستید. همچنین این موضوع شروع فرآیند تغییر نسبت به آن چه که از شما برداشت شده، است. در  غیر این صورت ، تاثیر منفی در ذهن افراد باقی می ماند و ادامه دار خواهد بود. هالورسون توضیح می دهد که نیازی نیست که به طور مستقیم هر مساله ای را توضیح دهید. اما اگر سوء برداشتی ایجاد شده، بهتر است به آن پرداخته شود.

موضع تدافعی نگیرید

اگر شما به طور مستقیم به سو تفاهم ایجاد شده اشاره می کنید، بهتر است از عصبانی بودن و قضاوت سریع خوداری کنید. نباید صحبت خود را با گفتن جمله هایی مانند از «از آخرین برخورد با شما به یاد دارم که به من به عنوان فردی نادان نگاه می کنید، اما من همچین تصوری ندارم.» شروع کنید. شما با این کار آنها را متهم به فکر اشتباه در مورد خودتان می کنید. در عوض، قبول کنید که آنها احساس مشخصی نسبت به شما دارند و اگر نیاز بود، عذرخواهی کنید. سپس انرژی و تمرکز خود را به نشان دادن بهتر خود واقعی تان صرف کنید.

به دنبال فرصت هایی باشید تا با یکدیگر همکاری کنید

هالورسون می گوید خوب بودن فقط در یک زمان برای از میان بردن تاثیر اولیه از  رفتار(مثلا متکبر بودن) شما کارساز واقع نمی شود. شما باید شواهدی را آماده کنید تا خلاف آن را نشان دهد و هر چه این شواهد و دلایل بیشتر باشد، بهتر خواهد بود. او می گوید که تدوام داشتن در انجام یک عمل (مانند یک دوست) موثر خواهد بود. یکی از روش های هوشمندانه برای به دست آوردن این مورد، به ویژه زمانی که با فردی که می خواهید او را متقاعد کنید و با او برخورد کمتری داشته اید، این است که به صورت داوطلبانه با او همکاری کنید. با این کار نه تنها فرصت بیشتری برای تغییر ذهنیت آنها دارید، بلکه افراد انگیزه بیشتری پیدا می کنند تا نسبت به شما روی باز نشان دهند. کلارک می گوید وقتی آنها مجبور می شوند که به طور نزدیک با شما همکاری کنند، علاقه آنها به توجه بیشتر و نزدیک تر شدن به شما نیز وجود خواهد داشت. گرنت هالورسون نیز با این موضوع موافق است. خانم کلارک در ادامه توضیح می دهد که افراد فکر می کنند، «اگر بخواهم به سمت موفقیت پیش بروم، به همکاری خوب آنها نیاز دارم و این همان جمله ای خواهد بود که آنها را برانگیخته و باعث می شود ذهنشان را نسبت به این موضوع باز کنند.

فراتر بروید

خیلی دشوار خواهد بود که ذهنیت افراد را نسبت به این که به «تاخیر و دیرکرد» در کار شهرت یافته اید، تغییر دهید. اگر شما به این جنبه شناخته شده اید که دیر سرکار حاضر می شوید، رسیدن به محل کار در ساعت 9.01 (اگر ساعت شروع کار 9 باشد) نیز مساله ساز خواهد بود. زیرا شما با این کار فرض آنها را نسبت به خودتان تایید می کنید. در عوض، شما باید یک ربع قبل (8.45) حاضر شوید. اگر می دانید که با نظر دادن خود فردی را ناراحت می کنید، سعی کنید نسبت به زبان خود مراقب باشید. و اگر مدیر شما فکر می کند که شما در جلسه ها مشارکت فعال ندارید، سعی کنید مشارکت های فکر شده و بیشتری را ارائه دهید. کلارک می گوید شما مجبور هستید که دوباره خودتان را به نمایش بگذارید و در عکس جهت شهرت قبلی خودتان را نشان دهید. اما با گذشت زمان، وقتی ذهنیت افراد در حال تغییر است، شما باید به نقطه مرکزی(تعادل) که احساس راحتی بیشتری می کنید، برگردید.

 زمینه های مشترک بیابید

کلارک می گوید یافتن زمینه های مشترک باعث می شود که افراد بیشتر از دیگران نسبت به ما فکر کنند. این کار باعث می شود که آنها بیشتر به گفته های شما گوش کنند (برای آگاهی بیشتر در مورد این که چگونه دیگران صحبت های شما را گوش کنند ویدیوی صحبت های آقای جولیان ترژر را پیشنهاد می کنیم).            

حتی خصیصه های مشترکی که به ظاهر ممکن است اهمیت زیادی نداشته باشد: این که شما همسایه باشید، یا برند مشترکی از کفشی را بپوشید و یا هر دو به حیوانات خانگی علاقه داشته باشید. هالورسون می گوید که افراد معمولا به صورت ناآگاهانه شما را زمانی که ویژگی مشترکی در شما می بینند، دسته بندی می کنند. آنها شاید این فکر را در ذهن داشته باشند که شما و او اهداف مشترکی دارید. و ما به صورت خودکار نسبت به کسانی که در گروه ما باشند، نگرش ا داریم.

اگر احساس می کنید که ارتباط شما با فردی خیلی خوب پیش نمی رود، استراتژی دیگر این است که از وی بخواهید تا به شما توصیه هایی داشته باشد. کلارک می گوید با این کار معمولا به فرد حس خوشایندی دست می دهد و این پویایی(ذهنیت) را تغییر می دهد زیرا شما خود را به آنها قابل تغییر و نشان می دهید.

حوصله داشته باشید

انتظار نداشته باشید که نتایج به یکباره اتفاق بیافتد. اگر می خواهید بدانید که تغییر ذهنیت افراد چه قدر طول می کشد، هالورسون این زمان را این گونه توضیح می دهد: به اندازه زمانی که شما تمایل داشته باشید. البته به عوامل زیادی وابسته خواهد بود، به این که اختلاف بین اثر گذاری قبلی شما و این که می خواهید تا چه اندازه اثر گذاری در آنها داشته باشید و چه فرصت هایی را دارید که این شرایط را ایجاد کنید، بستگی خواهد داشت. او در ادامه می گوید هر چه اثر گذاری قوی باشد، احتمال تغییر نیز زیاد می شود. کلارک پیشنهاد می کند که چندین ماه به خودتان زمان بدهید. اما اجازه ندهید که انگیزه شما را بگیرد. فقط به این فکر کنید که اگر از الان شروع کنید، می توانید این تغییر را بهتر آغاز کنید.

اصولی که باید به خاطر داشته باشید

باید ها

  • به مساله اشاره کنید، به ویژه اگر شما اشتباه کرده اید.
  • اگر می خواهید تاثیر مثبتی در ذهن دیگران ایجاد کنید، چندین بار این کار را تکرار کنید.
  • ویژگی های مشترک خودتان با او را جست و جو کنید. ویژگی مشترک باعث می شود تا افراد به شما نزدیک شوند

نبایدها

  • این که افراد را به قضاوت اشتباه در مورد خودتان محکوم کنید. این ذهنیت متعلق به آنها بوده و وظیفه شما اصلاح آن است.
  • از همکاری با او خودداری کنید. اما هر چه بیشتر در کنار آنها قرار بگیرید، موثر واقع می شود.
  • این انتظار را داشته باشید که ذهنیت افراد خیلی زود تغییر یابد. در حالی که تغییر ذهنیت زمان بر است.

 منبع: Harvard Business Review   

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف:ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین

 

در اینفوگراف زیر با چگونگی ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین آشنا خواهید شد.

 TalentYab-linkedin-profile. 01

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ویدئو: زبان بدن شما هویت شما را شکل می دهد!

زبان بدن بر دیدگاه دیگران درباره‌ی ما تاثیر می‌گذارد، اما ممکن است گاهی نگاه ما بر خودمان را نیز تغییردهد. اِمی کادی، روانشناس اجتماعی، نشان می‌دهد که چگونه ژست قدرت «قرار گرفتن در حالتی از اطمینان، حتی هنگامی که ما احساس اطمینان نداریم» می‌تواند تاثیرات متفاوت و شگرفی بر حالات و همچنین فرصت‌های ما در زندگی بگذارد.

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


حرفه ای گرایی(2): مسئولیت های یک حرفه ای

 

پیش از این در مقاله (حرفه ای گرایی(1) : چگونه می توانیم در شغل خود حرفه ای رفتار کنیم؟ با تعاریف و ویژگی های یک فرد حرفه ای در کار آشنا شده و موارد مربوط به جنبه های حرفه ای گرایی مطرح شد. حال در این مقاله می خواهیم به تشریح مسئولیت هایی که یک فرد حرفه ای در قبال خود و دیگران دارد، بپردازیم.

 

  1. مسئولیت های یک حرفه ای در قبال خود:

یک حرفه ای از طریق رابطه ذهنی که با کار برقرار کرده، به صورت شفافی از دیگران متمایز است. فرد حرفه ای شغل خود را به عنوان مسیری حرفه ای و نه صرفا انجام یک مجموعه از وظایف درک می کند. بنابراین به صورت خود انگیخته و مستقل عمل می نماید. از طریق ایجاد این رابطه مستقل، حرفه ای ها با کار به عنوان یک منبع کسب هویت برخورد می کنند. از طرفی فرد حرفه ای سرعت رشد خود را همگام با تغییرات و رشدی که در حوزه تخصصی رخ می دهد، حفظ می کند. بنابراین تلاش جدی در جهت توسعه فردی خود دارد. تقویت شایستگی های خود مدیریتی، خود انگیختگی و خود توسعه ای هسته اصلی پاسخگویی به این انتظار از فرد حرفه ای است.

  1. مسئولیت های یک حرفه ای در قبال همکاران:

انتظارات از یک فرد حرفه ای در قبال همکاران خود، پذیرش مسئولیت در کمک به افراد تازه وارد در توسعه و کسب شایستگی های مورد نیازشان از طریق تشویق، ارائه بازخورد و مربی گری است. فرد حرفه ای در جهت افزایش انگیزه و بهبود سطح مهارت همکاران خود در انطباق با نیازمندی های شغلشان اقدام می کند. تقویت شایستگی توسعه دیگران هسته اصلی پاسخگویی به این انتظار از فرد حرفه ای است.

  1. مسئولیت های یک حرفه ای در قبال مشتری/مخاطبان:

احترام به محرمانگی اطلاعات سازمانی و اطلاعات شخصی افراد، اشتیاق به خدمت رسانی به مشتری/مخاطب و عمل همراه با صداقت و وفاداری در قبال مسائل مشتری از دیگر انتظاراتی است که از یک فرد حرفه ای می رود. تقویت شایستگی مشتری مداری و تمرکز بر مشتری هسته اصلی پاسخگویی به این انتظار از فرد حرفه ای است.

  1. مسئولیت های یک حرفه ای در قبال حرفه و حوزه تخصصی:

برای حرفه ای بودن در ابتدا باید آموزش های لازم کسب و مهارت های خاص حرفه در فرد توسعه یابد. از فرد حرفه ای نه تنها انتظار ارشدیت و تسلط تخصصی می رود، بلکه مشارکت در توسعه و بسط حوزه تخصص از دیگرانتظارات است. فرد حرفه ای باید همیشه از اخرین تحولات حوزه خود مطلع باشد و این دانش را در حل مسائل جدید کاربردی سازد. به عبارتی یک حرفه ای واقعی درگیر پرسشگری مستمر و توسعه حوزه تخصصی خود است.

  1. مسئولیت های یک حرفه ای در قبال سازمان و جامعه:

یک فرد حرفه ای همچنین از طریق ویژگی اخلاقی در رفتار و فعالیت هایش قابل تمایز است. ارائه خدمت و به کارگیری دانش خود در تحقق مسئولیت های اجتماعی خود از دیگر ویژگی های یک فرد حرفه ای است. فعالیت و عملکرد با بالاترین استاندارهای ممکن، همراه با درستی و قابلیت اتکا نیز از جمله انتظارات سازمان است. همچنین فرد حرفه ای ضمن تحقق کیفیت، مسئولیت کامل کار و پیامدهای آن برای سازمان و جامعه را می پذیرد. تقویت شایستگی های آگاهی درون و برون سازمانی، اخلاق مداری و ... هسته اصلی پاسخگویی به این انتظار از فرد حرفه ای است.

نکته کلیدی :

شناسایی انتظارات و مسئولیت ها از فرد حرفه ای از جنبه های گوناگون می تواند به توسعه این شایستگی در افراد کمک بسزایی نماید. روشن شدن این انتظارات و مسئولیت ها در قبال خود و دیگران می تواند به عنوان شاخصی جهت ارزیابی وضع کنونی خود (شناسایی قوت ها و ضعف ها) و همچنین برنامه ریزی برای رشد آتی، مد نظر قرار گیرد. لازم به توضیح نیست که هسته اصلی تمامی این وجوه مسئولیت پذیری فرد حرفه ای است، نکته ای که سنگ بنای پذیرش و عمل به انتظارات از تمامی وجوه است.

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


حرفه ای گرایی (1): چگونه می توانیم در شغل خود حرفه ای رفتار کنیم؟

 

همه ما می دانیم که برای موفقیت در کار باید حرفه ای باشیم. اما مفهوم حرفه ای گرایی چیست؟ به اعتقاد برخی افراد، حرفه ای گرایی یعنی همان پوشش رسمی در کار یا بهتر انجام دادن وظایف شغلی. برخی دیگر نیز عقیده دارند که حرفه ای گرایی یعنی داشتن مدارک پیشرفته، دریافت گواهی نامه ها و به نمایش گذاشتن آن در دفتر کار. با وجود این که مفهوم حرفه ای گرایی این موارد را شامل می شود، اما جنبه های بیشتری را نیز می توان برای آن در نظر گرفت.

به نظر شما حرفه ای گرایی به چه معناست؟ چطور می توان در شغل خود کاملا حرفه ای رفتار کرد. در این مقاله به بررسی این سوالها و مروری بر مفاهیم حرفه ای گرایی در شغل اشاره می شود.

تعریف حرفه ای گرایی

واژه نامه مریام وبستر (Merriam-Webster) حرفه ای گرایی را اقدام، اهداف و کیفیت هایی که حرفه ای بودن شغل یا شخص را مشخص می کنند، تعریف کرده است. همچنین حرفه را نیز به صورت "دانش تخصصی مورد نیاز" که معمولا با کسب درجه های بالای علمی و آکادمیک به دست می آید، توصیف کرده است.

این تعاریف اشاره به این نکته دارند که حرفه ای گرایی مجموعه ای از مشخصه های مختلف را شامل می شود و مجموع این ویژگیها حرفه ای بودن را مشخص می کنند. اما جنبه های حرفه ای گرایی شامل چه مواردی است؟

1. دانش تخصصی:

قبل از همه، بسیاری از افراد حرفه ای با توجه به دانش تخصصی خود شناخته می شوند. آنها تعهد شخصی زیادی دارند و مهارت های خود را همیشه بهبود و ارتقا می دهند. در صورت لزوم نیز مدارک و گواهی نامه هایی را که باعث افزایش دانش آنها شود، کسب می کنند. البته نیازی نیست که برای هر شغلی مدارک علمی کسب شود. در واقع برخی حرفه ها نیاز به مدارک تحصیلی بالایی ندارند. اما افراد حرفه ای با جدیت، و دقت و سخت کوشی تلاش می کنند که به دانش تخصصی مورد نیاز رشته خود، تسلط یابند و این دانش را به روز نگه دارند تا بتوانند شغل خود را به بهترین شکل انجام دهند.

2. شایستگی:

حرفه ای ها کار را تمام می کنند و با مسئولیت پذیری به تعهداتشان عمل می کنند. اگر شرایطی به وجود بیاید که باعث شود آنها نسبت به تعهداتشان عقب بمانند، سعی می کنند که انتظارات را با توجه به اولویت ها انجام داده و با در نظر گرفتن شرایط، بهترین اقدام را انتخاب کنند. آنها بهانه و توجیه نمی آورند و به دنبال راه حل هستند.

3. صداقت و انسجام رفتار:

حرفه ای ها ویژگیهایی چون صداقت و انسجام رفتار خود را در کار نشان می دهند. آنها به وعده خود عمل می کنند و به همین دلیل نیز اعتماد دیگران را جلب می کنند. برای ارزش های خود احترام قائل هستند و نسبت به آنها مصالحه نمی کنند. همیشه مناسب ترین کار را انجام می دهند حتی اگر این کار برایشان گران تمام شود.

علاوه بر این موارد آدم های حرفه ای، افرادی متواضع هستند. اگر پروژه یا کاری خارج از تخصص آنها باشد، از اعتراف به آن هراسی ندارند. آنها در صورتی که به کسی نیاز داشته باشند، سریع از آنها درخواست کمک می کنند و به یادگیری از دیگران مشتاق هستند.

4. مسئولیت پذیری:

حرفه ای ها مسئولیت اشتباهاتی که در نظرات، صحبت ها و اقدامات خود انجام می دهند، را می پذیرند. این ویژگی مسئولیت پذیری با صداقت و انسجام رفتاری آنها رابطه قوی دارد و یکی از عناصر اصلی حرفه ای گرایی را تشکیل می دهد.

5. خود-تنظیمی:

حرفه ای ها تحت فشار نیز حرفه ای رفتار می کنند. برای مثال، کارمند بخش خدمات مشتری را تصور کنید که با مشتری عصبانی روبرو شده است. به جای اینکه در پاسخ به این حرکت ناراحت و عصبانی شود، با حفظ آرامش و انجام اقدامی که مناسب شرایط باشد، حرفه ای گرایی خود را نشان می دهد.

افراد حرفه ای هوشمند بدون توجه به شرایط، احترام خود را به دیگران نشان می دهند. آنها درجه بالایی از هوش احساسی (جهت بررسی این مولفه در خود می توانید به آزمون هوش هیجانی بار-ان مراجعه نمایید) دارند و با توجه به خواسته های دیگران، تاثیر منفی را در تعامل با همکاران و مشتریان ایجاد نمی کنند.

6. تصویر:

افراد حرفه ای لباس رسمی و مناسب شرایط انتخاب می کنند و با این اقدام اعتماد و احترام خود به دیگران را نشان داده و یک تصویر حرفه ای عالی از خود می سازند.

چگونه حرفه ای گرایی خود را نشان دهید؟

با توجه به مشخصه های گفته شده، افراد حرفه ای برای دیگران احترام و ارزش قائل هستند. آنها اعتبار اصلی سازمان خود به حساب می آیند. این نکته اهمیت این مطلب را می رساند که چرا بایستی شهرت حرفه ای بودن را در سازمان کسب کنیم. افراد واقعا حرفه ای، قبل از هر چیز به پیشرفت فکر می کنند و برای پروژه ها و مشتریان ارزش قائل بوده و در حرفه خود موفق هستند.

حال با توجه به دیدی که نسبت به حرفه ای گرایی به دست آورده اید، آیا شما نیز این تصویر را از خود در ذهن اطرافیانتان ایجاد کرده اید؟ شاید برخی از این ویژگیها در شما باشد اما ممکن است برخی از این ویژگیها را نیز نداشته باشید. برای این که حرفه ای گرایی را در خود نهادینه کنید، به مهارت های گفته شده توجه داشته باشید ( در هر زمان سعی کنید به یکی از آنها تمرکز کنید). علاوه بر این، می توانید از راهکارهای زیر نیز برای افزایش رفتار حرفه ای در کار بهره بگیرید:

ایجاد تخصص

اجازه ندهید که دانش و مهارت شما قدیمی بماند. سعی کنید تخصص خود را حفظ کنید (جهت بررسی بیشتر میتوانید به مقاله تخصص اثربخش ترین منبع ایجاد قدرت مراجعه نمایید) و همیشه خودتان را در صنعتی که مشغول به فعالیت هستید، به روز نگه دارید.

بهبود هوش احساسی

افراد حرفه ای نیازهای احساسی دیگران را درک می کنند. آنها قادرند نیازهای مشتریان و همکاران خود را با گوش دادن موثر و مشاهده شرایط پاسخ دهند. اگر می خواهید که حرفه ای گرایی خود را ارتقا دهید، بر روی بهبود هوش احساسی خود تمرکز کنید.

پایبندی به تعهدات

زمانی که قولی را به مدیر، همکاران، مشتریان و... می دهید، باید به آن پایبند باشید. اگر به نظر می رسد که قادر به انجام کاری تا پایان مهلت آن نیستید، هر چه سریعتر آن را به مدیر، تیم و همکاران خود اطلاع دهید. در هر صورت تمام تلاش خود را برای اجتناب از رسیدن به این وضعیت، انجام دهید. به جای توجیه کردن، سعی کنید بیشتر به انتظارات توجه کرده و بهترین شرایط را ایجاد کنید.

حرفه ای ها همیشه آماده اند. این ویژگی نیازمند برنامه ریزی، زمان بندی و دقت است. اگر مدیریت زمان و مهارت های برنامه ریزی خود را افزایش دهید می توانید همیشه روند توسعه خودتان به سمت حرفه ای گرایی را کنترل کنید. در ادامه این مطلب  بحث حرفه گرایی و مسئولیت های او را می توانید دنبال کنید.

منبع : Mind Tools 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه برای ورود به شغل در دوران پس از فارغ التحصیلی برنامه ریزی کنیم؟

 

اگر از کسی که به تازگی فارغ التحصیل شده این سوال را بپرسیم که برای آینده چه هدفی در سر دارد، شاید نتواند پاسخ مطمئنی برای ما داشته باشد. (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله هفت گام مهم پس از فارغ التحصیلی) به ویژه این که بسیاری از دانشجویان در حین تحصیل اعتماد به نفس پایینی برای ورود به کار پیدا می کنند و احساس می کنند که مهارت های لازم برای ورود به بازار کار را ندارند. البته این احساس طبیعی به نظر می رسد. چون بسیاری از افراد فکر می کنند که دیگران جای آنها را می گیرند و میزان بالای آمار فارغ التحصیلان را نیز سندی برای این ادعا قرار می دهند. یا حتی به آمارهای بیکاری اشاره می کنند و بسیاری از توجیه های مشابه. اما واقعا چگونه می توانیم برنامه ای برای ورود به مسیر شغلی خودمان داشته باشیم؟

اولین قدم شناخت خودمان است. دلیل اهمیت این موضوع به این نکته برمی گردد که با شناخت بیشتر از خودمان می توانیم توانایی هایمان را بهتر شناخته  و شانس جذب شدن را نیز افزایش دهیم. در واقع این مساله به برند شخصی ما نیز کمک می کند (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به اینفو  برند شخصی). در واقع وقتی شما خودتان نیز نمی دانید که چه ارزشی را می توانید برای کار فرما عرضه کنید، به طور یقین او هم از این موضوع با خبر نخواهد بود. دوم این که اگر واقعا خودتان را خوب بشناسید، انتخاب حرفه شغلی نیز برای شما راحتتر خواهد بود. تحقیقات نشان می دهد که معمولا بیش از 35 درصد از فارغ التحصیلان، شغل خود را در سال اول تجربه کاری از دست می دهند. دلیل این امر هم خیلی واضح است، چون که شخصیت خود را به خوبی نمی شناخت و بدون اطلاع از آن وارد حرفه شغلی شده اند. نکته مهم تر برای کسانی است که شغل دائمی انتخاب می کنند و حداقل باید چهار سال به صورت پیمانی مشغول فعالیت باشند. به نظرتان با انتخاب اشتباه و قبل از آن شناخت ناکافی از خودتان، چهار سال وقت و زمان خود را از دست نمی دهید؟

«معمولا برای بسیاری از افراد علاقه پس از سپری شدن زمان ایجاد می شود، به ویژه اگر پیشرفتی در شغل انتخابی ببینند. انتخاب بر اساس علاقه و  متناسب با ویژگی های شخصیتی استراتژی موثری برای ورود به کار است که استرس کمتری هم برای متقاضی شغل خواهد داشت. در این بحث به بررسی سه پرسش اصلی پرداخته می شود که با ایجاد چالش و سوال در ذهن شما می توانند کمک کنند تا شناخت بیشتری از توانایی های خودتان پیدا کنید و بهتر بتوانید شغل مورد علاقه خود را تعیین نمایید.»

1.نوع شخصیت، ارزش ها، هنجارها و باورهایتان چیست؟

وقتی این سوال از شما پرسیده شود، پاسخ شما برای آن چه خواهد بود؟ آیا فکر می کنید که فردی ایده آل گرا و اجتماعی هستید یا این که درون گرا و پایبند به اهداف خودتان؟ آزمونی که می تواند به شما در پاسخ به این سوال کمک کند، تست شخصیت است و بر اساس خروجی آن می توانید پاسخ مناسبی به این سوالات  بدهید. (مانند تست شخصیت MBTI). یا استفاده از تست مربوط به پروفایل های شخصی که معمولا جنبه هایی مانند علاقه به کارهای روتین یا انعطاف پذیری، آرام در مقابل شخصیت تنش پذیر، منظم یا نا منظم، خجالتی یا دارای اعتماد به نفس و میزان تمایل به تجربیات جدید (آزمون پنج عاملی شخصیت) را در نظر می گیرند. فکر کردن به این موارد می تواند مسیر شغلی شما را بهتر تعیین کند و بدانید که مناسب چه شغل هایی هستید.

2.دانش و مهارت های شما در چه زمینه هایی است؟

اهمیت دانستن مهارت ها و دانش بسیار بدیهی و روشن به نظر می رسد. دانستن نقاط قوت باعث می شود که کارفرما نیز درک بهتری از ما داشته باشد و شاخصی برای توسعه و رشد فردی ما باشد. برای این که بتوانید درک بهتری از نقاط قوت و ضعف خود داشته باشید، می توانید از شاخص های هسته ای (Core Quadrang) دنیل اوفمن (Daniel Ofman) استفاده کنید. همچنین موفقیت های قبلی و پیشین خود را در نظر بگیرید. بسیاری از افراد در دیدن موفقیت های خود کم بینی قائل می شوند و آنها را نادیده می گیرند. بنابراین حداقل سه موفقیت قبلی خودتان را بنویسید. ممکن است این موفقیت ها شامل افتخاراتی که در دوران تحصیل کسب کرده اید، کار آموزی یا حتی قهرمانی های ورزشی باشد که کسب کرده اید. برای هر یک از موارد نیز با جزئیات مشخص کنید که چه ویژگی هایی در شما باعث رسیدن به آنها شده است. نوشتن این ویژگی ها  باعث می شود که به خلاصه ای از قابلیت و توانایی های خود برسید.

3. هدف شما چیست؟ چه عواملی انگیزه شما را بیشتر می کند؟ 

این که شما به مهارتی تسلط داشته باشید، به معنای آن نیست که حتما به حرفه مورد نیاز آن وارد شوید. در واقع علاقه شما نیز بعد مهم دیگر آن است. باید مشخص کنید که به دنبال چه میسر شغلی و حرفه ای هستید. ممکن است وقتی می خواهید علاقه خودتان را مشخص کنید با سوالات انتزاعی روبرو شوید، در نتیجه بهتر است شرح شغلی از وظایف خودتان را بنویسید. برای این کار می توانید از شرح شغل های آماده ایده بگیرید. به عنوان مثال می توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • فرصت رشد: دست یابی به فرصت های بالاتر با توجه به رده سازمانی و سلسه مراتب ساختاری آن.
  • امنیت شغلی: شغل دائم، دیده شدن و تحسین عملکرد شما توسط کارفرما.
  • آزادی: داشتن قدرت شخصی بیشتر، آزادی و بر عهده گرفتن مسئولیت حاصل از نتایج به منظور رسیدن به موفقیت های بیشتر و کم بودن وظایف ثابت و تکراری.
  • تعادل: ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی و افزایش توسعه فردی. در واقع پرداختن به شغل به عنوان یکی از بعدهای زندگی.
  • چالشی بودن: هیجان و چالشی بودن وظایف باعث می شود که شما تعهد بیشتری به کار نیز داشته باشید. تلاش برای این که بتوانید اقدامات و خلاقیت های خود را در کار بیشتر کنید و سخت برای رسیدن به موفقیت بکوشید.

در مرحله بعدی به دنبال فرصت های شغلی باشید که جزئیات آن را مشخص کرده اید. به این فکر کنید که آیا کار کردن در شرکت کوچک را ترجیح می دهید یا شرکت بزرگ ؟. آیا ساختار سازمانی برای شما اهمیت دارد و موارد دیگر. همچنین فرهنگ سازمانی (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله شناخت فرهنگ سازمانی)، همکاران و هر آنچه که فکر می کنید برایتان مهم است را در نظر بگیرید. لیستی از ترجیح های خودتان را تهیه کنید. توجه داشته باشید که در دانشگاه به شما پیدا کردن فرصت های شغلی آموزش داده نمی شود. بنابراین باید به سراغ کانال فرصت های شغلی بروید و با توجه به شرایط خودتان، مسیر آینده را مشخص کنید. نباید دلسرد شوید و فکر کنید که دیده نمی شوید، اگر حرفی برای گفتن داشته باشید و به اصطلاح نیازهای کارفرما را تا حدودی پاسخ بدهید، در لیست انتخابی او برای تماس مصاحبه خواهید بود. در نهایت به یاد داشته باشید که استفاده از رویکرد استراتژیک پایانی برای ورود میسر شغلی نیست و تنها نقطه آغازی برای تحقق رویاهای شماست.

منبع: Careerealism

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.