تخصص، اثربخش ترین منبع ایجاد قدرت

 

تاثیرگذاری بر دیگران و اعمال نفوذ قطعا در خلا اتفاق نمی افتد و هر فردی برای جاری ساختن اراده خود در تیم نیازمند دسترسی به منابعی است. شاید شما نیز تا کنون با مدیرانی برخورد کرده باشید که برای پیش برد اهداف خود تنها به عنوان سازمانی خود متوصل می شوند و در صورتی که این عنوان از آن ها گرفته شود، دیگر هیچ تاثیر و نفودی بر دیگران ندارند.

معمولا بنیان های قدرت مختلفی وجود دارند که رهبران می توانند آن ها را به کار گیرند. مانند قدرت ناشی از پست، قدرت دادن پاداش و تنبیه کردن، یا اعمال کنترل بر اطلاعات که ماهیتی سازمانی دارند و بیشتر از جایگاه فرد نشات می گیرند؛ اما استفاده از منابع ذکر شده چندان هم بی درد سر نیست. زمانی که استفاده رهبر از این منابع قدرت که بیشتر ناشی از جایگاه سازمانی افراد است زیاد می شود، ممکن است کارکنان را در موقعیت ضعف قرارد دهد و از طرفی و به مرور موجب تبدیل شدن شما به فردی سلطه جو و انعطاف ناپذیر شود.

علاوه بر این، جامعه نیز نسبت به پنجاه سال پیش تغییر های عمده ای پیدا کرده است. امروزه کارکنان به صورت انفرادی از قدرت تصمیم گیری و نیز اختیار بیشتری در تغییر شغل خود برخوردارند. تعداد کمی از ما ممکن است نسبت به زور و قدرتی که به ما تحمیل شود، کنار بیاییم و بسیارند افرادی که (به خصوص نیروهای دانشی) که این نوع منابع قدرت را عملا، نادیده می گیرند.

در هر صوت رهبران موثر می توانند از سه نوع قدرت مثبت استفاده کنند: قدرت کاریزما (وجهه شخصی)، قدرت ناشی از تخصص و قدرت ناشی از منابع؛ که این مبحث به توضیح روش های ایجاد قدرت ناشی از تخصص به عنوان یکی از بهترین شیوه های تاثیرگذاری و اعمال نفوذ می پردازد.

استفاده از ابزار

قدرت ناشی از تخصص برای هر رهبری ضروری است، چرا که نگاه تیم در جهت دهی و هدایت به شما است. اعضای تیم به باور نسبت به توانایی شما نیاز دارند تا در مسیر درست پیش بروند و با راهنمایی و همکاری به نتیجه مناسب برسند. اگر تیم شما را به عنوان یک متخصص درک نماید، زمانی که شما آنها را توجیه و یا ترغیب می کنید، به شما گوش خواهند داد. و اگر تیم مهارت شما را به عنوان متخصص ببیند، شما مسیر آسانتری در ایجاد انرژی و انگیزه در اعضای تیم دارید.

  • اگر اعضای تیم برای مهارت و تخصص شما احترام قائل باشند، در این صورت آنها می دانند که شما می توانید به آنها روش موثر کارکردن را نشان بدهید.
  • اگر اعضای تیم به قضاوت شما اعتماد کنند، درک خواهند کرد که ترغیب کردن آنها به سخت کار کردن از جانب شما بخاطر هدایت تلاش آنها به مسیر درست است.
  • اگر آنها بتوانند تخصص شما را ببینند، باور خواهند کرد که شما برای هدایت تلاش آنها به سوی هدفی ارزشمند، خرد و ذکاوت کافی دارید.

در کل اگر اعضای تیم شما را به عنوان متخصص باور داشته باشد، شما برای انگیزه دادن آنها به منظور انجام بهترین عملکرد کار راحتتری خواهید داشت. اما شما چگونه می توانید قدرت ناشی از تخصص را بسازید؟

اولین قدم کاملا مشخص است (با این که زمان بر است). اما اگر شما از ابزارهایی مانند گردآوری اطلاعات استفاده کنید، به احتمال زیاد شما می توانید به خوبی در این مرحله جلو بروید.

تنها متخصص بودن کافی نیست. ضرورت دارد که اعضای تیم به تخصص و خبرگی شما پی ببرند و اعتبار شما به عنوان منبع اطلاعاتی معتبر مشهود باشد. گری یوکل (Gary A. Yukl) در کتاب خودش با عنوان "رهبری در سازمانها" برخی اقدامات را برای پرورش قدرت ناشی از تخصص اینگونه بیان می کند:

  • تصویر تخصص خود را ارتقا دهید.

به دلیل این که درک کردن تخصص در بسیاری از حرفه ها با تحصیلات و تجربه فرد ارتباط دارد، یک رهبر باید اطمینان پیدا کند که زیر دستان، هم رده ها و سرپرستاران از تحصیلات دانشگاهی، تجربه کاری مرتبط و موفقیت های مهم وی آگاه هستند. یکی از روش های متدوال برای اگاهی دادن از این موضوع به نمایش گذاشتن مدارک، لوح تقدیرها و سایر شواهد مربوط به مهارت و تخصص است که برای افراد قابل مشاهده است.- اصلا قبل از این موضوع، وقتی که شما برای کسب دانشی زحمات زیادی کشیده اید، شما شایسته تقدیر برای آنها هستید. روش دیگر، ارجاع دادن غیر مستقیم و جزئی به تحصیلات و تجربیات پیشین است ( مانند وقتی که به عنوان مهندس ارشد در شرکت ... بودم، مشکلی شبیه به این موضوع داشتیم). دقت کنید که این تاکتیک بیش از حد انجام نشود.

  • اعتبار خود را حفظ کنید.

زمانی که تصویری از تخصص خودتان ایجاد کردید، باید به دقت از آن مراقبت کنید. رهبر باید از نظر دادن های بی دقت نسبت به موضوعاتی که نسبت به آنها اطلاعات کمتری دارد، اجتناب کند.

  • در بحران ها با قاطعیت و محکم برخورد کنید.

در بحران و یا شرایط اضطرار زیر دستان ترجیح می دهند که رهبری که می داند چگونه تیم را برای حل مسئله هدایت کند، سکان امور را به دست گیرد. در این موقعیت زیر دستان تمایل دارند با رهبری محکم و خود اتکا و با دانش و تخصص روبرو شوند، حتی اگر رهبر مطمئن نباشد که بهترین روش برای حل بحران چیست. بیان کردن شک و تردید و یا سردرگمی خطر از دست رفتن نفوذ رهبر بر زیر دستان را به همراه خواهد داشت.

  • خودتان را به روز نگاه دارید.

قدرت ناشی از تخصص از طریق متقاعد کردن منطقی و نشان دادن دانش، عملی می شود. متقاعد کردن منطقی به کسب کردن اطلاعات به روز بستگی دارد. در نتیجه رهبر باید اطلاعات خوبی از تحولات داخل تیم، سازمان و یا بیرون سازمان و دنیا داشته باشد.

  • به دغدغه های همکاران پی ببردید.

متقاعد کردن منطقی نباید به شکل ارتباط یک طرفه از سوی رهبر با زیر دستان باشد. رهبران اثربخش با دقت به دغدغه و عدم اطمینان اعضای تیم خود گوش می دهند، و مطمئن می شوند که اعضا این موارد را طرح می کنند.

  • از تهدید عزت نفس همکاران خودداری کنید.

اگر چه قدرت ناشی از تخصص بر پایه تفاوت میزان دانش میان رهبر و اعضای تیم است، اما متاسفانه وجود میزان بالای تفاوت در صورتی که رهبر نسبت به روش اعمال قدرت تخصص خود مراقبت لازم را نداشته باشد، می تواند باعث به وجود آمدن مشکلاتی شود.

اگر رهبر قدرت مربوط به تخصص خودش را کاملا با تکبر به رخ اعضای تیم بکشد، احتمالا آنها از این قضیه ناراحت می شوند. در زمان ارائه دادن نظر و بحث های منطقی، برخی از رهبران از بالا به پایین به زیر دستان نگاه می کنند و سعی می کنند به آنها درس بدهند و این مفهوم شکل می گیرد که زیر دستان « نادان» هستند. نسبت به این موضوع مواظب باشید و از آن خودداری کنید.

نکات کلیدی:

به عنوان یکی از بهترین منابع نفوذ به جای متکی بودن بر قدرت ناشی از مقام و یا دسترسی به منابع، از توان تخصصی خود و قابلیت ترغیب منطقی استفاده کنید. این شیوه ضمن افزایش مشروعیت شما، منبعی پایدار جهت اعمال نفوذ در اختیار شما قرار میدهد. خود را به روز نگه دارید و تصویر یک فرد متخصص در ذهن مخاطبان خود ایجاد کنید.

منبع : Mind Tools

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ویدئو: چگونه سخن بگوییم تا مردم علاقه مند به شنیدن بشوند؟

آیا تا بحال حس کرده اید که هیچ کس حاضر نیست به حرف های شما فکر کند؟ در این سخنرانی مفید، متخصص صدا جولین ترژر چگونگی داشتن یک مکالمه قوی را بوسیله تمرینات ساده صوتی نشان می دهد. این سخنرانی می تواند دنیای صدای شما را زیباتر کند.

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه تکنیک سوال پرسیدن را در خود تقویت کنیم؟

 

شاید به جرات بتوان گفت که جمع آوری اطلاعات از مهارت های اصلی در محیط کار محسوب می شود. چرا که ما بر اساس اطلاعات یاد می گیریم، قضاوت می کنیم و مسائل و چالش ها را  نیز مورد بررسی قرار می دهیم. با توجه به این که اطلاعات درست در تصمیم گیری ما نقش اساسی ایفا می کند، بنابراین هر چه اطلاعات ما کامل تر باشد، تصمیم گیری ما نیز دقیق تر خواهد بود.

اما مهم ترین ابزار برای جمع آوری اطلاعات چیست؟ این سوال ممکن است با پاسخ های متعددی همراه باشد، اما در اصل سوال پرسیدن یکی از ابزارهای اصلی برای جمع آوری داده و اطلاعات به شمار می رود. بدون پرسش از طرف مقابل خودمان، ایجاد روابط بین شخصی نیز ممکن نخواهد بود. در واقع برخی اوقات سوال پرسیدن پایه اصلی ارتباطات موفق است. ما هم از دیگران سوال می پرسیم و هم مورد سوال قرار می گیریم، زیرا ارتباطات بدون پرسش کامل نمی شود. زمینه های سوال نیز می تواند متفاوت باشد. جالب است بدانیم که بسیاری از سیاست مداران، خبرنگاران و حتی کارآفرینان موفق، پرسشگران موفقی نیز هستند و مهارت بالایی در این زمینه دارند. با توجه به این مقدمه و اهمیت این موضوع، در این مقاله سعی می کنیم  به مهارت های مربوط به پرسش سوال بپردازیم.

هر چند ماهیت سوال به صورت کلامی است، اما می توانیم به صورت غیر کلامی نیز سوال خود را مطرح کنیم. به عنوان مثال با ژست و میمیک های صورت یا زبان بدن ( ویدئوی: زبان بدن شما هویت شما را شکل می دهد! پیشنهاد می شود) تایید کردن موضوعی را از فردی بپرسیم. البته بیان صورت می تواند حاوی سوال های متفاوتی در زمینه های مختلف باشد. اما در این مقاله بیشتر هدف ما سوال کلامی است، زیرا سوال غیر کلامی باعث ایجاد ابهام می شود.

علت پرسیدن سوال چیست؟

برای پاسخ به این سوال ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشیم. اما به دلایل عمده آن در ذیل اشاره می شود:

  • برای کسب اطلاعات: هدف اصلی از طرح سوال به دست آوردن اطلاعات است. مانند سوالی که برای پرسیدن زمان مطرح می کنیم.
  • احاطه و حفظ کنترل بر موضوع گفت و گو: با پرسیدن سوال می توانیم کنترل خود را بر موضوعی که با همکار یا سرپرست و مدیر خود داریم، حفظ کنیم. به این معنی که از صحت اطلاعات و پیام دریافت شده مطمئن شویم. بسیاری از افراد قاطع کنترل بیشتری نیز بر گفت و گو دارند و با سوال پرسیدن نیز اطلاعات خود را کسب می کنند. (رجوع کنید به مقاله چگونه می توانیم قاطعیت خود را تقویت کنیم)
  • بیان علاقه به صحبت های طرف مقابل: پرسیدن سوال این امکان را برای ما فراهم می کند تا نسبت به مخاطب خود اطلاعات بیشتری کسب کنیم. با این کار می توانیم همدلی و علاقه خود را نسبت به صحبت های وی نشان دهیم و او را متوجه این نکته سازیم که صحبت های او برای ما ارزشمند است. با این کار صحبت کننده برای ادامه گفت و گو بیشتر ترغیب می شود.
  • مشخص کردن نقطه نظر خودمان: پرسش می تواند احساس، باور، نگرش، نظر و ایده های ما را نسبت به موضوع های مورد بحث منتقل کند. به وسیله سوال می توانیم مسائل را بهتر درک کنیم و انتظارات دیگران را بفهیم و یا نقطه نظرات خودمان را به دیگران پیشنهاد کنیم.
  • سنجش دانش: بیشتر موارد همانند دوران تحصیلی برای اطمینان از یادگیری از سوال استفاده می شود. مانند کوییز و یا آزمون هایی که در دوره های آموزشی استفاده می شود. از سوال برای شروع موضوعی برای بحث و محک زدن طرف یا افراد مقابل استفاده می شود.
  • موقعیت های گروهی: سوال هایی که در گروه پرسیده می شود، می تواند بسیار مفید واقع شود. دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. زیرا همه افراد را به مشارکت دعوت و ترغیب می کند و توجه دیگران را نیز می توانیم با پرسش جلب کنیم. نوع سوال می تواند بدون این که به طرف مقابل هشدار "توجه کنید" را بدهیم، روش موثر و حرفه ای تری برای جلب توجه باشد.

تا اینجا با مفهوم و اهمیت سوال کردن و نیز دلایل و کاربرد این تکنیک آشنا شدیم. در ادامه راهکار های مربوط به پرسش موثر معرفی می شود.

برای شروع ارتباط موثر بیشتر سوال های چگونه و چطور پرسیده می شود. البته وقتی هدف سوال برای ما مشخص شد، بهتر می توانیم ارتباط برقرار کنیم. قبل از پرسیدن سوال باید به این موارد دقت کنیم که چه نوع سوالی باید از مخاطب خود بپرسیم، آیا سوال ما با شخص مقابل یا گروه تناسب دارد یا خیر، آیا زمان مناسبی برای پرسیدن سوال است و یا این که انتظار ما از طرف مقابل در قبال سوال چیست؟ وقتی سوال خود را به صورت رسمی و محترمانه می پرسیم، بهتر است به این نکات توجه کنیم:

1) ساختار و نظم دادن به سوالات

در صورتی که مشغول به انجام پروژه یا کاری هستید که به جمع آوری اطلاعات نیاز دارید، به سوال های زیادی احتیاج خواهید داشت. در برخی موارد، بهترین ایده این است که قبل از شروع کار، مخاطب خود را با دادن پیش زمینه از دلیل پرسش های خودمطلع کنید. با این کار مخاطب از پرسش شما بیشتر آگاه شده و برای او قابل قبول خواهد بود.

2) استفاده از سکوت در حین پرسش

استفاده از سکوت نیز روش قدرتمندی برای مطرح کردن سوال است. در تعامل میان شخصی با وقفه های کوتاه می توان نقاط مهم را برجسته ساخته و نیز این فرصت را به طرف یا طرفین مقابل داد تا برای پاسخ بهتر آماده شوند. همچنین با این کار می توان از پرسیدن سوال دیگر بلافاصله بعد از سوال قبلی جلوگیری کرد. همچنین سکوت در لحظه های ابتدایی پاسخ گو را ترغیب می کند تا با جزییات بیشتری به آن پاسخ دهد.

3) ترغیب افراد به مشارکت

موقعیت های گروهی فرصت بهتری برای همکاری بیشتر است و افراد می توانند در بحث و تبادل نظر مشارکت کنند. این مشارکت نیز با پرسیدن سوال آغاز می شود و هر یک از اعضای گروه می توانند نقطه نظرهای خود را بیان کنند. یکی از تکنیک هایی که می تواند تعامل را میان افراد بیشتر کند، این است که با هدایت سوال ها می توان فعالیت افراد را در گروه و اعضایی که فعالیت کمتری دارند، را بیشتر کرد. این زمینه ها می تواند صحبت و مشارکت در بحث گروهی را افزایش دهد. البته باید دقت داشت که ممکن است صحبت گروهی باعث استرس و احساس خجالت افراد شود. پیشنهاد می شود که با سوال پرسیدن افراد را ترغیب به مشارکت کنید، اما هیچ گاه آنها را اجبار نکنید.

منبع: Skills You Need  

دیدگاه ها

م ر مرتضی رضایی مشکین

درود.تحقیق مطالب بسیار خوب و قابل تفهیم بود به شماتبریک عرض میکنم. به نظر بنده آگه امکان صوتی کردن این مطالب باشه و دیگران بصورت شنوایی این مطالب رو بشنون بشترتائثر داشته باشه و ازجهت دیگه درزمان صرفه و دیگران بیشتر علاقه نشان و وقت میکنن این مطالب رو گوش کنن.باتشکرازدوست خوبم.

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


بازآفرینی برند شخصی: چگونه می توانید تصویر از خودتان را تغییر دهید؟ «قسمت دوم»

 

در « قسمت اول» این مقاله با برخی از موارد مربوط به باز آفرینی برند که توسط خانم کلارک در مجله دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR) منتشر شده بود، آشنا شدیم. در ادامه سایر راه هایی که حاصل سال ها تجربه ایشان در نقش های مشاوره ای و اجرایی است را معرفی کرده و بحث بازآفرینی برند را جمع بندی خواهیم کرد.

مشخص کردن مقصد، برجسته کردن نقاط تمایز و ایجاد ارتباط میان حرفه قبلی با زمینه جدید مواردی بود که با آنها آشنا شدید. مورد بعدی معرفی دوباره خودتان است.

4. خودتان را دوباره معرفی کنید.

 زمانی که برند خود را بازسازی می کنید، یکی از قسمت های ساده پیدا کردن مخاطبان جدید است، زیرا برای آنها چهره ای جدید و شاید با ارزش شناخته شوید. اما سخت ترین قسمت معرفی دوباره خودتان به شبکه ارتباطی قبلی است. واقعیت این است که بیشتر افراد به پروفایل شما دقت زیادی نمی کنند. به عبارت دیگر، ذهنیت های آنها نسبت به شما ممکن است قدیمی باشد- و البته تقصیری هم از این بابت ندارند. در پروفایل شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک که ممکن است با بیش از هزار نفر ارتباط داشته باشیم، ارتباطات مبهم بوده و نباید انتظار داشته باشیم که این افراد از جزییات زندگی ما نیز مطلع باشند. بنابراین باید به صورت استراتژیک به شبکه های ارتباطی خود اطلاعات مجددی ارائه دهیم- زیرا ممکن است آنها خریدار (کارفرما) یا توصیه کننده  ما باشند و ما را به شغل جدید هدایت کنند. بنابراین ابتدا مطمئن شوید که همه مخاطب های شما (فیسبوک، لینکداین، وب سایت شخصی و ...) به روز و مرتبط باشند. فراموش نکنید که به مخاطب های لیست خود، با ارسال ایمیل یا تماس فردی علاقه خود به ارتباط را نشان دهید و در مورد جهت گیری جدید خود یا درخواست کمک، مشورت یا حتی پیشنهاد کار اطلاع دهید (ایمیل ها برای شروع کار موثر هستند، اما اغلب ممکن است بدون باز شدن باقی بمانند). در برخی مواقع، معرفی دوباره خود ممکن است با ادراک منفی دیگران همراه باشد و حفظ نظم در داشتن رفتار جدید بهتر می تواند انگیزه شما را نشان دهد. علاوه بر این در مورد ایده و فکر های جدید خودتان نیز تفکر استراتژیک داشته باشید. آیا می توانید طرح یا پروژه جدیدی را شروع کنید که مهارت های شما را بهتر نشان دهد (یا به توسعه آن کمک کند)؟ شرکت کردن داوطلبانه در فرصت ها یا موسسات خیریه یکی از روش هایی است که به وسیله آن می توانید شبکه ارتباطی بیشتری بسازید و مهارت های خود را توسعه دهید. اگر ایده جدیدی در حال اجرا شدن است، زود پیشقدم شوید. اگر رقابت شدید شود، در این صورت می توانید به شغل هایی رجوع کنید که دیگران تمایل ندارند (کارهای اداری)، اما با این کار می توانید با افراد جدید آشنا شده و ارتباط های حیاتی ایجاد کنید.

5. ارزش خود را اثبات کنید.

 بسیاری از دانشجویان هنر و طراحی همیشه پیش خود نمونه کاری دارند و در هر لحظه که نیاز باشد، به متقاضیان نشان می دهند. این موضوع در دنیای کسب و کار نیز صدق می کند. شکاف بزرگی بین آگاهی من از ایجاد کسب و کار جدید و اعتماد به آن چه که شما می توانید برای مشتریان انجام دهید، وجود دارد. ممکن است من به شما علاقه زیادی داشته باشم، اما تا زمانی که مهارت های شما برای من تایید نشده باشد؛ نسبت به پیشنهاد شما به دیگران تردید پیدا می کنم.  وبلاگ، فایل های صوتی و تصویری و شکل های مختلف شبکه های اجتماعی در این زمینه وارد شده اند و می توانید خودتان را نشان دهید. اما اولین قدم این است که از نام دامنه اینترنت خود به منظور رعایت کپی رایت آن مطمئن شوید. دومین مورد که می تواند بسیار مهم باشد؛ این است که منابع پیشنهادی شما ارزش واقعی خود را نشان دهد. شما در صورتی که بتوانید در حل مساله یا انجام بهتر کار به دیگران کمک کنید، سریع می توانید تخصص خودتان را نشان دهید. به عنوان مثال برایان کلارک با راه اندازی وب سایت Copyblogger توانست مخاطبان زیادی را با ارائه سرویس های مربوط به بهبود محتوای وب سایت ها جذب کند. به اشتراک گذاشتن محتوایی که ایجاد کرده اید، به مشتریان یا کارکنان بالقوه این امکان را فراهم می کند که قبل از این که تعهد بلند مدتی را با شما بپذیرند، بتوانند دیدگاه شما را ارزیابی کنند. (به عنوان مثال اگر طراح و گرافیست هستید، با نشان دادن گالری از تصاویر یا لوگو هایی که برای شرکت های دیگر طراحی کرده اید، می توانید مخاطبان خود را برای پیشنهاد کار جذب کنید). قبل از این که توانایی خود را نشان دهید، برند خود را با ایجاد ارتباط با شرکت های رهبر در رشته خود تقویت کنید. مقاله های خود را در ژورنال های معتبر چاپ کنید، در کنفرانس های مهم سخنرانی داشته باشید یا در انجمن های مربوط به رشته خود، نقش اجرایی و رهبری را قبول کنید. نتیجه این کار، دیده شدن، ارتباطات، اعتبار، بازدهی بالا و بازگشت سرمایه خواهد بود. در نتیجه شما باید به طور ثابت و متعهد رو به جلو حرکت کنید. اگر برای ورود به شغلی که زمینه بین الملی دارد، تمایل نشان دهید ولی تلاشی برای یادگیری زبان خارجی یا فرهنگ های دیگر نداشته باشید، پیشرفت زیادی نخواهید داشت. کلید اصلی در این زمینه تلاش و کوشش بلند مدت است. به عنوان مثال، مایکل میلکن (Michael Milken) که به خاطر نقض امنیت بازداشت شده بود، اعتبار خود را با سه دهه کمک های انسان دوستانه احیا کرد و بسیاری از موسسه ها و بنیادهای خیریه که با بیماری هایی چون سرطان، ملانوما (یکی از بیماریهای پوستی- سرطانی)، صرع و غیره مبارزه می کردند را ایجاد نمود و در سال 2004 با «عنوان مردی که پزشکی را تغییر داد»، لقب گرفت.

به ویژه در دوران اینترنت، نشانه های برند قبلی شما کاملا از بین نمی رود- و تا زمانی که نسبت به آن چه که یاد گرفته اید، تسلط و درک داشته باشید، مشکلی به وجود نمی آید. چالش این است که نسبت به آرزوی خود برای اینکه چه برداشتی از شما شود، خلق داستانی که توسعه شما را توصیف کند و سپس در رابطه با انتقال پیام تفکر استراتژیک داشته باشید. این نکته را مانند بهینه ساز موتور جست و جوی زندگی خود در نظر بگیرد: هر اندازه که ارتباطات خود را گسترش دهید و اعتبار بیشتری کسب کرده و محتوای منظمی را به شبکه خود اضافه کنید، احتمال این که برند جدید شما بیشتر شناخته شود، بالاتر می رود.

 ایده در یک نگاه

 افراد با تغییر شغل خود می توانند خودشان را باز آفرینی کنند. اما مدیریت برند در این تغییر اهمیت زیادی دارد. زیرا این کار می تواند بین تغییر موفق و ناموق تمایز ایجاد کند. قدم های اصلی در بازآفرینی شخصی عبارتند از:

  1. مقصد خود را تعیین کرده و مهارت های مورد نیاز را کسب کنید
  2. ویژگی متمایزی در خود ایجاد کرده و آن را برجسته کنید.
  3. ارتباط حرفه قبلی و ارزش آن را در زمینه جدید شرح دهید.
  4. خودتان را دوباره معرفی کنید، برای نشان دادن توانایی های خود از رسانه های دیجیتال و ظرفیت آنها استفاده کنید.
  5. ارزش خود را با ایجاد و بهبود سابقه قبلی خود اثبات کنید.

نشانه های برند قبلی تان ممکن است برای مدتی باقی بماند، اما با دقت نظر، استراتژی و توانایی را در نظر بگیرید که بتواند در نقش جدید ارزش ایجاد کرده و به برند جدیدتان نیز کمک کند.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


بازآفرینی برند شخصی: چگونه می توانید تصویر از خودتان را تغییر دهید؟ «قسمت اول»

درباره نویسنده:  دوری کلارک (Dorie Clark) از مشاوران شناخته شده در حوزه بازاریابی و استراتژی است که عمده مقالات منتشر شده او در مجله دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR) به چشم می خورد. او یکی از اساتید مدعو دانشکده کسب و کار هاروارد بوده و در بسیاری از دانشگاه های دیگر نیز تدریس کرده است. این مقاله، به مرور کتاب مشهور او با نام «بازآفرینی خود» می پردازد که خلاصه ای از آن در مجله مروری هاروارد منتشر شده است. منظور او از بازآفرینی، برند سازی مجدد شخصی (برای آشنایی با مفهوم برند شخصی می توانید اینفو­گراف توسعه برند شخصی را مطالعه کنید.) بوده که افراد با داشتن زمینه های قبلی می توانند اعتبار دوباره ای را به دست آورند.

افراد برای رسیدن به شهرت و اعتبار طولانی مدت، فداکارانه و سخت کار می کنند. ممکن است شما وقتی بیرون از محل کار هستید، حدس بزنید که افراد در مورد شما چه صحبتی می کنند، گفت و گوهایی مثل «او بازاریاب مبتکری است. در وکالت فوق العاده خلاقیت دارد، یا با بازار صادرات آشنایی کامل دارد و ...» در مورد شما شکل می گیرد. با این حال، اگر بخواهید برند شخصی خود را باز آفرینی کنید، چه کاری انجام می دهید؟

افراد همیشه خودشان را بازآفرینی می کنند تا بتوانند چالش جدیدی را برعهده بگیرند، به شغل معنادارتری رشد پیدا کنند یا ذهنیت ها و ادراک خود را نسبت به موانع توسعه شغلی خود تغییر دهند. برخی اوقات این تغییرات بزرگ و چشمگیر هستند (به عنوان مثال فردی با زمینه مدیریت مالی در یک شرکت وارد بازار خرده فروشی می شود یا سرمایه گذاری می خواهد ادامه فعالیت خود را در زمینه مربی گری یا منتورینگ ادامه دهد)، اما گاهی نیز بازآفرینی برند شخصی جزئی و نامحسوس است، مانند مشکلات مربوط به مدیر اجرایی که به عنوان مثال با تقویت مهارت محاسباتی قابل حل می شود. کنترل برند شخصی، تفاوت میان شغل ناموفق و کار راهه موفق را مشخص می کند.

من (دوری کلارک) به شرکت های 500 فورچون (شرکت هایی که بر اساس درآمد در سایت فورچون رتبه بندی می شوند)، سازمان های عام المنفعه و نهاد های دولتی (آمریکا) در زمینه استراتژی و بازاریابی مشاوره می دهم. علاوه بر این خبرنگار، سیاسی، مدیر اجرایی غیر انتفاعی و فیلم ساز مستند نیز هستم. در طول این مدت نیز رشته دانشگاهی من در هاروارد الهیات بوده است. همچنین به بسیاری از مدیران اجرایی که درخواست مشاوره داشته اند، راهنمایی کرده ام. بر اساس تجربیات به این نتیجه رسیده ام که با پنج مرحله می توانید برند شخصی خود را بازآفرینی کنید.

1.مقصد خود را مشخص کنید.

 برند سازی مجدد کار آسانی نیست، و در صورتی که برای این کار برنامه ضعیفی داشته باشید، خود و دیگران را سر در گم می کنید. برای شروع، ابتدا نقطه ای را مشخص کنید که می خواهید انرژی خود را صرف آن کنید. با دنبال کردن فصل نامه ها و مجله های مرتبط با صنعت خودتان، حضور یافتن در مصاحبه هایی که به شما اطلاعات می دهند، شرکت در کارآموزی های این زمینه را شروع کنید (این نکات دیگر مربوط به دوران دانشجویی نیستند، برای مثال سایت Vocation Vacations زمینه کار آموزی را در شرکت های برتر فراهم می کند). اگر به دنبال این هستید که در شرکت فعلی خود پیشرفت کنید یا ارتقا بگیرید، فرصت ها و دوره های آموزشی قابل دسترس و یافتن منتور (مربی) را برای هدایت خود پیگیری کنید (مبحث منتورینگ در مقاله ای با همین عنوان به تفصیل تشریح شده است).

در گام بعدی باید برای این مسیر نو، مهارت های جدیدی نیز یاد بگیرید. برای مثال، اگر یک دهه است که شغل برنامه نویسی بازی های رایانه ­ای را بر­عهده دارید، مفهوم فناوری را بهتر از هر کسی می دانید. اما اگر بخواهید در بازاریابی این بازی ها وارد شوید، دانش فنی شما کفایت نمی کند. بنابراین اول باید از خود بپرسید که به چه دانشی نیاز دارید و به چطور می توانید آن را یاد بگیرید. یادگرفتن دانشی که به آن نیاز دارید، این اعتماد به نفس را به شما می دهد تا هویت جدید خود را کسب کنید، و برای رسیدن به آن به اعتبار نیاز دارید.

2.نقطه تمایز های خود را برجسته کنید.

ویژگیهای متمایز شما چیست؟ با این ویژگی ها شما بهتر می­توانید در خاطر­ افراد بمانید و از آن به عنوان مزیت نیز استفاده کنید. هر کسی حتی مدیران برجسته مانند خانم آن کاتلر (Ann Coutler) که یکی از نویسندگان و کارشناسان محافظه کار سیاسی محسوب می شود، نیز به برند سازی مجدد خود نیاز دارد، اما برند قبلی خود را به طور کامل کنار نمی گذارد. در نهایت باید مشخصه های مربوط به مزیت خود را متمایز کنید، حتی اگر کاملا مرتبط با کاری که انجام می دهید، نباشد. به عنوان مثال روبرت ریچ (Robert Reich) از وزیران سابق کار در آمریکا تنها 1.49 سانتی متر قد دارد. او به خوبی می دانست که افراد با دیدن میزان قد او شگفت زده می شوند، اما تلاش می کرد که این ویژگی مانع ارتباطات او نشود. او با ایجاد فضای شوخی افراد را جذب می کرد، به طوری که حتی در کمپین خود نیز با انتخاب شعار «I’ll be short» (کوتاه خواهم بود) نشان داد که این ویژگی جزیی از برند اوست.

3.ارتباط حرفه قبلی را با زمینه جدید شرح دهید.

فرض کنید شما قبلا ستون نویس (خبرنگار) در زمینه کسب و کارهای موفق در نشریه ای فعالیت داشتید، اما اکنون تصمیم گرفته اید در ارتباط با رستوران و صنعت غذا مطلب بنویسید. ماهیت انسان به گونه ای است که علاقه های متنوعی دارد تا تجربه های بیشتری کسب کرده و مهارت های جدیدی یاد بگیرد. اما متاسفانه بسیاری از افراد این موضوع را نشانه ای از غیر حرفه ای بودن می دانند. اما برای حفظ برند شخصی، شما باید توصیف منسجمی در ذهن خود داشته باشید و با این توصیف تناسب فعالیت گذشته را با وضعیت فعلی ارتباط دهید.  برای مثال شما می توانید به این شکل برای کارفرما توضیح دهید «من معمولا در حرفه قبلی در کنار موضوع های مربوط به کسب و کار تجربه نوشتن ستون هایی مربوط به صنعت غذا را نیز داشته ام» و در ادامه بگویید «زمینه دانشی خوبی که از روند کشاورزی و کسب و کار دارم باعث می شود تا دیدگاه متفاوتی در ارتباط با این صنعت داشته باشم» در مصاحبه شغلی شما می توانید آنچه که ممکن است نقطه ضعف شما تلقی شود، را تغییر دهید. نقطه ضعف (از نظر کارفرما: شما دانش زیادی در صنعت غذا ندارید، چرا که بیست سال است به عنوان خبرنگار با موضوع تجارت و کسب و کار مشغول فعالیت بوده) را به نقطه قوت (دیدگاه متفاوتی نسبت به صنعت غذا دارد، چون دانشی که او در این زمینه دارد؛ ممکن است دیگران نداشته باشند) تبدیل کنید، به گونه ای که در ذهن سایر افراد نیز بماند. اما نکته کلیدی این است که دلیل تغییر را صرفا بر اساس علاقه شخصی توضیح ندهید (من از کار قبلی خسته شده بودم و تصمیم گرفته ام که در زمینه جدیدی وارد کار شوم) یا (ترجیح می دهم که در این مسیر شخصیت واقعی خودم را پیدا کنیم). در عوض، به جای این موارد بر ارزش تجربه ای که از کار قبلی کسب کرده اید، تمرکز کنید. این موضوع کاملا با وضعیت کسانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند، مرتبط است. زیرا فرصت های شغلی ممکن است بر اثر رکود، دشوار و کم تر شوند. تجربه کاری کوتاه در فست فود ممکن است رزومه خوبی نباشد؛ اما می توانید با توضیح تجربه های مرتبط برای فرصت شغلی در شرکت خدماتی اعتباری برای خود کسب کنید. مهم ترین نکته در توضیح و بیان این است که باید همراستا با گذشته شما باشد. سیاست مداران مثال خوبی برای این قضیه هستند. (برند سازی مجدد آل گور (Al Gore) در کمپین انتخاباتی سال 2000 شکست خورد) اگر شما اصالت خود را کنار بگذارید یا حقیقت را کم رنگ ساخته و به تاریخچه قبلی خود ارزش قائل نشوید، سریع کنار گذاشته می شوید و جای خود را به فرد دیگری می دهید (آلکس بوگوسکی (Alex Bugosky) با زمینه اجرا وارد رستوران های زنجیره ای برگر کینگ (Burger King) و کوک (Coke)  شده بود که بازسازی برند شخصی او در پروفایل فست کمپانی (Fast company) چالش هایی را برای وی ایجاد کرد). بازآفرینی موفقیت آمیز با شخصیت سازی جدید ایجاد نمی شود، بلکه باید این نکته را در ذهن دیگران ایجاد کند که می توانید از پس این کار جدید نیز بر بیایید (همچنین برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله افراد با استعداد به چه مهارت هایی برای تغییر مسیر حرفه ای خود نیاز دارند؟ مراجعه نمایید).

تا اینجا سه مورد از راه های باز آفرینی برند شخصی را مورد بررسی قرار دادیم. بمنظور جلوگیری از طولانی شدن متن، ادامه راه های معرفی شده توسط کلارک و جمع بندی این بحث را در «قسمت دوم این مقاله» دنبال نمایید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف:ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین

 

در اینفوگراف زیر با چگونگی ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین آشنا خواهید شد.

 TalentYab-linkedin-profile. 01

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.