معرفی مدل (Big 5) برای شناخت بیشتر شخصیت خود

 

دو سال پیش زمانی که مسئولیت جذب و استخدام افراد شرکت به صورت مستقیم زیر نظرم بود، به دنبال آگهی استخدام برای جذب کارشناس فروش و بازاریابی، جوانی با مدرک کارشناسی ارشد مارکتینگ مراجعه کرد. پس از مصاحبه و گرفتن تست های رفتاری متوجه شدم که شخصیت او متناسب با این موقعیت شغلی نیست، ولی به صورت خیلی اتفاقی ویژگی های یک کارشناس آموزش، که مدت هاست وجود چنین شخصی در مجموعه احساس می شد را، دارا بود. موضوع را با وی در میان گذاشتم و انگار که کشفی اتفاق افتاده باشد، با خوشحالی برای پذیرش این موقعیت ابراز آمادگی کرد و اذعان داشت " راستش خودمم اصلا علاقه ای به کار کردن تو حوزه فروش و بازاریابی ندارم !"  دو سال از آن ماجرا می گذرد و حسین در حال حاضر سرپرست آموزش شرکت شده و از کاری که انجام می دهد بسیار راضی بوده و در این موقعیت شغلی عملکرد بسیار موفقی دارد.

تجربه ای که در بالا عنوان شد، تنها یک مثال از اهمیت فراوان موضوع تناسب شخصیت و شغل افراد و اهمیت این تناسب در افزایش عملکرد و موفقیت شغلی است. معمولا در سازمان ها کارکنان را با خصوصیاتی نظیر: مستقل، اجتماعی، وفادار، جاه طلب و ساکت توصیف می کنند.تکرار الگوهای ثابت رفتاری موجب این طبقه بندی ها است. روانشناسان مفاهیم و تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه کرده اند که تعدد این تعاریف از پیچیدگی شخصیت ناشی می شود. و مدت ها است که نظریه ها و ابزار مختلفی در مورد  ابعاد شخصیت و روش های سنجش در حال توسعه است. در این مقاله می خواهیم به معرفی مدل 5 عاملی به عنوان یکی از مطرح ترین این ابزارها جهت سنجش شخصیت بپردازیم. این مدل ابتدا تنها سه بعد روان رنجوری – برون گرایی – گشودگی راداشت و سپس دو بعد وظیفه شناسی و سازگاری به آن اضافه شد. مطالعات و تحقیقات زیادی در سال های اخیر اعتبار مدل 5 عاملی را تایید کرده و از این رو مبنای بقیه مدل ها شناخته شده است. عامل های مدل 5 عاملی عبارتند از :

1.برون گرایی: این بعد به راحت بودن فرد در روابط دلالت دارد. افراد برون گرا اجتماعی، خوش مشرب و قاطع اند. در مقابل افراد درون گرا خود دار ، کم حرف، کم رو و محتاط اند.

2.سازگاری: این بعد به احترام به دیگران دلالت دارد. افراد سازگار دارای روحیه همکاری، صمیمی و قابل اعتماد اند. افراد ناسازگار سرد، رقابتی و ستیزه جو هستند.

3.وظیفه شناسی و باوجدانی: این بعد به قابل اعتماد بودن فرد دلالت دارد. افراد با وجدان مسئولیت پذیر، پایدار، ساختار یافته و قابل اطمینان اند. افراد کم وجدان تر یعنی کسانی که در این بعد نمره پایینی می گیرند غیر ساختارمند و پریشان احوال اند.

4.روان رنجوری – ثبات احساسی: این بعد به توانایی فرد در تحمل محرک های استرس و عوامل تنشزا اشاره دارد. افراد دارای ثبات احساسی ایمن، دارای اعتماد به نفس، استوار و آرام اند. آن طرف طیف ثبات احساسی، عصبی بودن و روان رنجوری است و افرادی که در این طیف قرار دارند، عصبانی، نامطمئن ، افسرده و مضطرب اند.

5.گشودگی و استقبال از تجربه: این بعد به علاقه و شیفتگی فرد به پدیده ها و تجربیات جدید دلالت دارد. چنین افرادی، خلاق، کنجکاو و حساس اند. افرادی که در آن طرف طیف قرار می گیرند پیرو سنت بوده، در شرایط آشنا راحت ترند. این مدل و مدل های مشابه در زمینه شخصیت این امکان را به ما می دهد که در فرایند خودشناسی دقیتر عمل کنیم و با هدف شناخت ویژگی های مشخصی در خود در این مسیر گام برداریم. تحقیقات زیادی بر اساس مدل پنج بعدی روی گروه های شغلی مختلفی همچون مدیران، فروشندگان، وکلا ، کارگران ماهر و نیمه ماهر، حسابداران، معماران و مهندسان انجام شده که بیانگر ارتباط مهم بین این ابعاد شخصیتی و عملکرد شغلی است. به عنوان مثال در برخی گروه های شغلی مثل مدیران و فروشندگان که نیاز به تعامل اجتماعی دارد، برون گرایی و در حرفه های آموزشی و تحقیقاتی، گشودگی به تجربه، پیش بینی کننده خوبی برای عملکرد است. بنابراین تفکر پیرامون در مورد خود با مدنظر قرار دادن ابعاد این مدل می تواند بسیار سودمند باشد. 

 

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


سبک حل تعارض شما چیست؟ معرفی تست سنجش سبک حل تعارض توماس-کیلمن (TKI)

مدیریت منابع انسانی امروزه بدون در نظر گرفتن ارتباطات بین فردی، بین گروهی و بین سازمانی میسر نیست. توجه به این روابط و زیر نظر داشتن آفت های آن در هر سازمانی، با کاستن از تنش های غیرضروری، دستیابی به اهداف را تسهیل و تسریع می نماید. محصولات طبیعی روابط، تعارض ها هستند. تعارض زمانی رخ می دهد که خواسته ها و اهداف دو یا چند فرد/گروه در تناقض با یکدیگر قرار گیرد و امکان دستیابی کامل به آنها فراهم نباشد. در واقع هر دو طرف خواسته هایی دارند که برآورده شدن آنها در یک مسیر مشترک قرار نمی گیرد. چنین موقعیتی موقعیت تعارضی نامیده می شود و مدیریت آن در سازمان اهمیت بالایی دارد. 

آنچه در گام اول اهمیت دارد، آگاهی از سبک واکنش افراد مختلف به موقعیت تعارض است. نکته ی کلیدی این است که همه ی افراد به شیوه ای یکسان به تعارض پاسخ نمی دهند و شیوه های حل تعارض منحصر به فردی دارند. آگاهی از نوع واکنش خود به تعارض، می تواند به اتخاذ روش های موثر و متناسب با موقعیت کمک کند. همچنین مدیران می توانند با شناسایی سبک های حل تعارض کارکنان خود، در مدیریت تعارض موفق تر عمل کنند.

ابزار سنجش سبک حل تعارض توماس-کیلمن (TKI)، برای ارزیابی رفتار فرد در موقعیت تعارض طراحی شده است. این تست افراد را از سبک رویارویی خود با چنین موقعیت هایی آگاه می کند. در واقع این ابزار به بررسی تعارض های بین فردی می پردازد که بخش مهمی از تعارض های بین گروهی و سازمانی هستند و رصد کردن آنها برای بهینه نگاه داشتن سطح تعارض در سازمان ضروری است.

 نکته کلیدی این است که همه ی افراد به شیوه ای یکسان به تعارض پاسخ نمی دهند و شیوه های حل تعارض منحصر به فردی دارند   

در موقعیت تعارض می توان رفتار فرد را روی دو محور اصلی مشخص کرد:

  1. جراتمندی: میزانی که فرد برای رسیدن به اهداف خودش تلاش می کند.
  2. همکاری: میزانی که فرد برای تحقق اهداف طرف مقابل تلاش می کند.

این دو محور رفتاری می تواند در مشخص کردن 5 شیوه ی حل تعارض به ما کمک کند. این 5 سبک حل تعارض به شکل زیر نشان داده می شود:

رقابت (Competing)

رقابت حالتی قدرت گرا همراه با قاطعیت و عدم همیاری است. زمانی که فرد در حال رقابت است، به دنبال تحقق اهداف خود است که به قیمت هزینه دادن دیگران و استفاده از هر ابزار قدرت مناسب رساندن او به موقعیت دلخواهش تمام می شود.  این ها برخی تجلی های رقابت هستند: پافشاری برای احقاق حق خود، دفاع از جبهه ای که فرد فکر می کند درست است و یا در ساده ترین حالت تنها تلاش برای برنده شدن.

همکاری (collaborating)

همکاری هم قاطعانه و هم همیارانه است. زمانی که فرد در حال همکاری است، تلاش می کند تا در کنار فرد دیگر راه حلی را پیدا کند که به صورت کامل اهداف هر دو را محقق می کند. این شامل جستجو در یک مسئله است تا اهداف زیرین هر دو فرد شناسایی شوند تا بتوان گزینه ای را پیدا کرد که هر دو سری از هدف ها و مشکلات را محقق و حل کرد. همکاری بین دو نفر ممکن است در این حالات ظاهر شوند: به شکل بررسی یک مخالفت در جهت یادگیری از بینش های یکدیگر، توافق بر سر شرایطی که ممکن است در غیر این صورت آن ها را به رقابت بر سر منابع وادارد، و یا مواجهه با یک مشکل بین فردی و تلاش برای پیدا کردن راه حلی خلاقانه.

مصالحه (compromising)

مصالحه در هر دو بعد همیاری و قاطعیت متوسط است. هنگامی که فرد همسازی می کند، به دنبال یافتن راه حلی مقتضی و مورد قبول طرفین است که تا حدی هر دو طرف را راضی می کند. مصالحه در حد وسط رقابت و تطبیق است، که در آن تسلیم شدن کمتر از رقابت و بیشتر از سازش است. به همین شکل، این حالت با یک مسئله بی پرده تر از حالت اجتناب رو در رو می شود اما آن را به اندازه ی همکاری عمیق بررسی نمی کند. مصالحه ممکن است در این اشکال خود را نشان دهد: تقسیم ما به تفاوت، رد و بدل کردن امتیازات، و یا پیدا کردن سریع یک رویکرد مشترک.

     اجتناب (avoiding)

اجتناب عدم قاطعیت و عدم همیاری است. زمانی که فرد در حال اجتناب است، بلافاصله به دنبال تحقق اهداف خود یا فرد دیگر نیست. او تعارض را نادیده می گیرد. اجتناب ممکن است این گونه باشد: کنار کشیدن سیاسانه از یک مسئله، به تعویق انداختن یک مسئله تا زمانی بهتر، و یا در ساده ترین حالت کوتاه آمدن از موقعیتی که تهدید کننده است.

   سازش (accommodating)

سازش حالتی همراه با همیاری و عدم قاطعیت است، درست متضاد رقابت. هنگامی که فرد در حال سازش است، اهداف خود را نادیده می گیرد تا اهداف دیگری را محقق کند. در چنین حالتی عنصر از خود گذشتگی دیده می شود. سازش ممکن است این صورت ها را داشته باشد: شکلی از سخاوت و کمک به دیگران، اطاعت از دستور دیگری زمانی که ترجیح فرد بر عدم اطاعت است، و یا تسلیم شدن به دیدگاه دیگران.

همراهان تلنت یاب به صورت فردی و نیز واحدهای منابع انسانی به صورت سازمانی می توانند در بخش ابزار ارزیابی تلنت یاب به تست آنلاین TKI دسترسی پیدا کنند.

توجه: ابزار های ارزیابی و تست های روانشناسی موجود و نیز خروجی و تفسیر تفضیلی هر کدام از آن ها، توسط هسته پژوهشی روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه علامه طباطبائی تدوین گردیده است.

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه بازخوردهای منفی دیگران را مدیریت کنیم؟

 

بازخوردهای منفی چه در دریافت و چه در ارائه مهارت های زیادی را می طلبد. اما دریافت بازخورد از هر نوعی می تواند به عنوان منبعی ارزشمند به ما در توسعه شخصی کمک فراوانی نماید؛ بنابراین کسب این مهارت در فضای حرفه ای امروز ضروری است. دیک گروت، از مشاوران مدیریت و نویسنده کتاب «چگونه می توانیم در ارزیابی عملکرد بهتر عمل کنیم» (How to Be Good at Performance Appraisals) مطلبی ارزشمند را در این رابطه در وب سایت مجله هاروارد (HBR) ارائه کرده که در ادامه تقدیم می شود:

درباره این که نسبت به بازخورد منفی (مقاله بازخورد موثر شما را با مفهوم کلی بازخورد بیشتر آشنا می کند) چگونه واکنش نشان دهیم، توصیه زیادی ارائه شده است. هنگامی که انتقادی از سوی مدیر یا همکار مطرح می شود و معمولا با جمله هدایت کننده آشنای همیشگی  بیان می شود: خوب گوش کنید ، تدافعی برخورد نکنید و کمی به خودتان زمان بدهید.

البته در ارائه این سه پیشنهاد خطا و اشتباهی وجود ندارد. اما درست زمانی که همکارتان ناراحتی خود را با صدای بلند به خاطر فراموشی شما در برخی نکات اصلی پروژه برنامه ریزی شده بیان می کند، یا این که مدیر در مورد اشتباهات و لغزش هایی که در جلسه مهمی داشتید، به شما تذکر می دهد، در آن لحظه شاید این توصیه های ارزشمند را به خاطر نیاورید، زیرا در آن موقع سخت به نظر می رسد که این نکات به ذهن تان خطور کند و شما نیز بتوانید بر اساس آنها واکنش نشان دهید.

 نکته این جاست که اگر شما از پیش زمانی را برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهید انجام دهید، اختصاص دهید، جدا از این که این فکر درست یا اشتباه باشد، افراد باز هم انتقادهای غیر منتظره ای را به شما وارد می کنند و شما همه نصیحت های درستی را که قبلا شنیده اید، زود به یاد نمی آورید.  بدون زمینه آمادگی، احتمالا به قدری غافل گیر می شوید که نمی توانید این سه توصیه ساده را به یاد بیاورید، در واقع این نسخه های تجویز شده به ما کمک می کنند که کنترل خودمان را حفظ کرده و یا (حداقل) بر موقعیت تسلط پیدا کنیم. در نتیجه آنها ارزش تکرار شدن و فکر کردن دارند- تا بتوانید در آن لحظه آمادگی داشته باشید.

1.به دقت گوش دهید. اول این که، هیچ شک و شبهه ای در این نکته وجود ندارد که هنگام بازخورد منفی بهترین کار قطع نکردن صحبت و گوش دادن دقیق به فرد بازخورد دهنده است. (می توانید با مراجعه به مطلب گوش کردن موثر، این مهارت رفتاری را بهتر بیاموزید). با وجود تکراری بودن این توصیه، سوالی که بحث نشده این است که چرا باید به این حرف ها گوش کنید؟

دلایل مختلفی برای این که هنگام گرفتن بازخورد منفی تا لحظه آخر سکوت خود را حفظ کنید، وجود دارد. البته شما می خواهید به طور دقیق دلیل انتقاد را قبل از واکنش دادن به آن بدانید. اما بهتر است به نکات دیگری نیز توجه کنید.

این که آیا این انتقاد وارد شده واقعیت داشته یا صرفا بیان نظر فرد بوده است؟ اگر به شما این نکته یادآوری شود که اجزای مهم پروژه را در نظر نگرفته اید، انتقاد واقعی خواهد بود. اما اگر گفته شود که جلسه را بد مدیریت کردید، یک نظر خواهد بود. ممکن است هر دو نوع انتقاد درست باشد، اما اگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید و آنها را از هم جدا کنید، بهتر می توانید پاسخ موثری برای آنها داشته باشید.

سوال بعدی این است که آیا این گفته ها صحت دارند؟ بین صحت بازخورد و کیفیت ارائه آن تمایز قائل شوید. معمولا افراد کمی در ارائه بازخورد منفی مهارت کافی دارند و به گونه ای آن را به مخاطب خود منتقل می کنند تا او احساس راحتی در دریافت آن یا پذیرش آن داشته باشد. من معمولا در انتقاد های افراد این جمله « صحبت های او مشکلی نداشت اما مشکل من با نحوه صحبت های او بود.»، مواجه می شوم. با قبول این که روش ارائه بازخورد تند، بدون احتیاط و بدون درنظر گرفتن حساسیت ها بوده، اما به این نکته فکر کنید که آیا واقعا بازخورد او درست بوده یا خیر؟ با وجود این که ممکن است بازخورد منفی با روشی نامناسبی ارائه شود، اما می تواند از لحاظ مفهومی به جا و درست باشد.

قصد و نیت و انگیزه او از بازخورد دادن به شما چه بوده است؟ اگر فردی که به شما بازخورد داده ، قابل اعتماد بوده و می توانید به او اتکا کنید، شما به این بازخورد توجه خواهید کرد و به آن تمایل نشان می دهید. اما حتی اگر فردی با حس غرور و برتری، مغرضانه و با قصد دیگری به شما بازخورد می دهد، بهتر است رفتار حرفه ای از خودتان نشان داده و آن چه را می گوید را خوب گوش کنید. مرجع صحبت ها را در نظر بگیرید، اما زیاد درگیر آن نشوید.

2.تدافعی برخورد نکنید. وقتی انتقاد بازخورد دهنده نادرست، نامطلع ، غیر منطقی و یا عجیب به نظر برسد، معمولا افراد در قبال آن موضع تدافعی می گیرند. حتی اگر انتقادکننده بازخورد اشتباهی به شما بدهد، پاسخ « فکر می کنم اشتباه برداشت کردید!» جمله مفید و سازنده ای نخواهد بود. حتی اگر شما بتوانید آن را اثبات هم کنید، فایده ای برایتان نخواهد داشت. ماهیت ما به گونه ای است که به صورت تدافعی گوش می دهیم. وقتی کسی به ما بازخورد منفی می دهد، گفته او را کامل متوجه نمی شویم، و بیشتر دقت ما به انحراف ها، جمله یا نتیجه گیری های اشتباه او متمرکز می شود. ما با گوش کردن به جمله ها سعی داریم اشتباهای او را اثبات کرده و کارهای خودمان را توجیه کنیم. حتی اگر بازخورد منفی که به ما داده بشود، از نظر ما اشتباه باشد، تلاش به ثابت کردن آن نیز فواید خوبی برای ما نخواهد داشت. ما سعی می کنیم اشتباه فرد را با بحث و گفت و گو ثابت کنیم. اما در بازخوردهای ضعیف ذهن ما بسته عمل می کند و ممکن است اطلاعات مفید نیز از دید ما پنهان باشد.

نکته کلیدی این است که بدون پاسخ به حرف های طرف مقابل گوش کنیم. تایید صحبت های او تا زمان اتمام آن، این اطمینان را به ما می دهد که وی همه مطالب خود را بیان کرده است. پرسیدن سوال به ما کمک می کند (می توانید برای استفاده موثر به مقاله تکنیک سوال پرسیدن مراجعه کنید) که موضع تدافعی را از ذهن خود حذف کنیم و از واکنش سریع و توضیح کارها نیز جلو گیری میکنید. این سوال ها را می توانید از او بپرسید... «من تمایل دارم تا مطمئن شوم که همه صحبت های شما را فهمیده ام ... اگر اشتباه نکنم ، شما احساس می کنید...» در واقع این سوال ها بدون درنظر گرفتن پیام اصلی، به ارتباطات شفاف و روشن کمک می کند. پرسیدن نمونه های مشابه از این سوالات به شما دید بهتری می دهد تا از پیام های غیر سازنده رهایی پیدا کنید.

3.زمان بخواهید. وقتی نگرانی هایی که در بازخورد منفی ارائه شده به صورتی است که می توان با تمرکز آن را حل کرد، بهترین کار این است که از طرف مقابل خود برای فهم بیشتر این نگرانی ها زمان بخواهید. این نکته مزیت های مختلفی دارد. اول این که باعث جلوگیری از واکنش سریع از سوی شما شده و این حس به بازخورد دهنده منتقل می شود که صحبت های او برایتان مهم بوده و می خواهید در زمان مناسب و با آرامش خاطر به آن توجه کنید. همچنین این امکان برایتان فراهم می شود که در مورد درستی و صحت گفته ها فکر کنید و اعتبار آن را با دیگران بسنجید.

گفتن جمله هایی نظیر «ممنون از بازخورد شما. دوست دارم در مورد صحبت های شما بیشتر فکر کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم... نکته ای دیگری به ذهنتان می رسد که دانستن آن مهم باشد؟» نشان می دهد که شما صحبت های مطرح شده را جدی می گیرید و از نا گفته نماندن مطلبی اطمینان حاصل می کنید.

درخواست زمان همچنین به شما کمک می کند که از واکنش عاطفی جلوگیری کنید. برای همین سعی کیند در آن زمان از این جمله ها استفاده کنید: «این موضوع خیلی اهمیت دارد، به خاطر همین دوست دارم با شما در مورد نکات گفته شده صحبت کنم، اما الان خیلی احساس خستگی می کنم / تمرکز خود را از دست داده ام/ یا موضع تدافعی گرفته ام. اگر امکان دارد فردا صبح در مورد این مساله بیشتر صحبت کنیم؟»

همچنین اگر در این گفت و گو ها، پس از بازخورد منفی توضیحات و یا دلایل شما نسبت به این که بدون فکر و تامل کافی آنها را بر زبان بیاورید، با توجه بیشتری در نظر گرفته می شوند. اگر طرف مقابل احساس کند که حرف های او کامل شنیده و فهمیده شده است، احتمال این که بازخورد از سوی هر دو طرف به دیدگاه مشترک برسد، زیاد است. زمانی که شما کاملا بازخورد منفی را متوجه شده اید، عذرخواهی پاسخ مناسبی برای آن خواهد بود. اما بیش از حد عذر خواهی نکنید. در واقع بنا به ضرورت و صادقانه معذرت بخواهید. به خاطر داشته باشید که بازخورد واقعیتی از زندگی است و از خطاها باید یادگیری داشته باشید و به سوی پیشرفت حرکت کنید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ایجاد تصویری عالی در اولین برخورد

 

همیشه اولین هاست که در ذهن افراد ماندگار می شود. وقتی برای اولین بار فردی را می بینید مهم است که بتوانید تاثیر مثبتی از خود در ذهن او ایجاد کنید.

ارزیابی فرد مصاحبه کننده از شما که برای اولین بار ملاقاتتان می کند، ممکن است با نگاهی سریع و صرفا در چند ثانیه صورت بگیرد. درواقع، این فرد در زمانی کوتاه عقیده خودش نسبت به شما را بر اساس ظاهر، زبان بدن، طرز برخورد، اخلاق و نحوه پوششتان شکل می دهد. شما در هر برخورد جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و تاثیر اولیه ای از شما در ذهن مخاطب نقش می بندد. برخوردهای اولیه ممکن است دیگر قابل برگشت و جبران نباشند، چرا که این برخوردها از اهمیت زیادی برخورداراند و مبنای روابط آتی شما قرار می گیرند.

بنابراین، چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی کاری ، دانستن این که شما چگونه تاثیر اولیه مناسبی را ایجاد کنید، اهمیت ویژه ای دارد. این مقاله به تشریح نکاتی پرداخته که می تواند برایتان در ارتباط با این موضوع مفید باشد.

سر وقت حاضر شوید.

کسی که شما او را برای بار اول ملاقات می کنید خیلی مشتاق شنیدن "دلایل هرچند مناسب" شما برای دیر رسیدن نیست. برای زود رسیدن به "قرار ملاقات" برنامه ریزی داشته باشید. این باعث می شود که در صورت وجود ترافیک یا اشتباه احتمالی در مسیر، کماکان امکان به موقع رسیدن وجود داشته باشد. زود رسیدن بسیار مناسب تر از این است که شما با تاخیر و بدون انجام کمی تلاش به قرار برسید، و این قدم اولیه در ایجاد یک تصویر و برخورد اولیه مناسب است.

راحت و آرام باشید.

اگر شما احساس راحتی نداشته باشید، ممکن است فرد مقابل نیز به همین احساس دچار شده و تصویر نامناسبی از شما در ذهن مخاطبتان شکل بگیرد. اگر شما آرام و با اعتماد به نفس باشید، فرد مقابل نیز احساس راحتی بیشتری با شما خواهد کرد. بنابراین این موضوع بنای مستحکمی برای ایجاد اثر مثبت اولیه در ذهن آن فرد است. برای اطلاع بیشتر از نحوه آرامش و حفظ آدرنالین به مقاله تمرکز رجوع کنید.

خودتان را خوب معرفی کنید.

مسلما وضعیت ظاهری شما اهمیت (زیادی) دارد. کسی که شما او را برای اولین بار می بینید، شما را نمی شناسد و به همین دلیل وضعیت ظاهری شما معمولا اولین تاثیر را در ایجاد علاقه او به ادامه گفت و گو با شما می گذارد. آیا وضع ظاهری شما دقیقا همان چیزی است که تاثرگذاری اولیه مناسب کمک می کند؟

ابتدا از نحوه پوشش خودتان شروع کنید. به نظر شما مناسب ترین لباس برای این جلسه و ملاقات چه می تواند باشد؟ در موقعیت تجاری و کسب و کار، مناسب ترین پوشش چیست؟ کت، ژاکت یا لباس غیر رسمی؟ از خودتان بپرسید که طرف مقابل شما چه لباسی را احتمالا می پوشد؟

برای قرارهای اجتماعی و کاری، پوشش مناسب در کشور ها و فرهنگ های مختلف متفاوت است. این همان نکته ای است که وقتی شما در کشور یا موقعیت ناشناخته ای قرار بگیرید، بایستی به آن توجه ویژه ای داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که از هنجارها و سنت ها اطلاع دارید.

در مورد آراستگی شما چطور؟ ظاهر منظم و تمیز برای بیشتر موقعیت های کاری و اجتماعی مناسب است. به عنوان مثال نوع پیرایش مو ،اصلاح صورت، لباس تمیز و منظم و یا آرایش ساده و منظم. اطمینان کسب کنید که آراستگی و نحوه پیرایشی که دارید به برقراری ارتباط سازنده با طرف مقابل شما کمک کند.

علاوه بر موارد فوق نکات زیر را نیز برای اینکه تاثیرگذاری اولیه مناسبی داشته باشید، به کار گیرید.

خودتان باشید ! (تظاهر نکنید)

بهترین وضعیت این است که شما بدون انکار شخصیت و عقاید خودتان، اثر اولیه مناسب ایجاد کنید. البته که، شما برای ایجاد تاثیرگذاری اولیه به درجه ای از متناسب سازی نیز نیاز دارید، اما همه اینها به متناسب بودن وضعیت شما با آن موقعیت مربوط بوده و نیازی نیست که به چیزی غیر از خود واقعیتان تظاهر نمایید.

لبخند در حکم پیروزی!

همانطور که گفته می شود "بخند تا دنیا به رویت بخندد"، هیچ چیزی مانند لبخند باعث ایجاد اثر برخورد اول خوب نمی شود. لبخند گرم و با نشانه اعتماد به نفس باعث راحت بودن شما و فرد ملاقات شونده می شود. در نتیجه لبخند در حکم برگ برنده است، اما در آن زیاده روی نکنید- افرادی که بیشتر از لبخند استفاده می کنند، دو رو و بی صداقت جلوه می دهند یا حداقل "غیر جدی و سبک" به نظر می رسند.

صریح و با اعتماد به نفس باشید

زمانی که قصد ایجاد یک تاثیر اولیه مطلوب را دارید، زبان بدن و وضعیت ظاهری از کلمات بسیار گویاتر هستند. از زبان بدنتان برای نشان دادن اعتماد به نفس و حس اتکا به خود بهره بگیرید. مستحکم بایستید، لبخند به لب داشته باشید و با قاطعیت دست دهید. همه این موارد به شما کمک خواهد کرد تا اعتماد به نفس داشته باشید و شما و طرف مقابل نیز در وضعیت راحتی قرار بگیرید.

تقریبا همه افراد زمانی که کسی را برای اولین بار ملاقات می کنند، درجه ای از استرس و نگرانی دارند. با آگاهی از عادت های استرس خود سعی کنید که آنها را اصلاح کنید.

 مثبت باشید

نگرش شما آنچه را که انجام می دهید را نشان می دهد. حتی اگر با انتقاد و یا عصبانیت مصاحبه کننده روبرو شدید نگرش مثبتی داشته باشید. سعی کنید که از مصاحبه درس بگیرید و از آن بهره مناسب ببرید.

مودب باشید و دقت نظر داشته باشید

طرز برخورد مناسب، ادب، دقت توجه و خوش رفتاری به ایجاد برخورد اولیه خوب کمک می کند. در واقع ممکن است شما بدون داشتن حتی یکی از این شرایط، فرصتی را در ایجاد تصویر اولیه مناسب از دست بدهید.

یکی از رفتارهای مناسب این است که "موبایل خود را خاموش کنید یا در حالت سکوت قرار دهید". چطور می خواهید برخورد اولیه مناسبی خلق کنید وقتی که شما در حین ملاقات با فرد دیگری صحبت کنید؟. آشنایی جدید شایسته تمام دقت توجه شماست. در غیر این صورت شما اثر اولیه ضعیف تری را ایجاد خواهید کرد

منبع: Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


افراد درون گرا چگونه می توانند شبکه ارتباطی قوی بسازند؟

 

اگر افراد درون گرایی هستیم ما نیز می توانیم در شبکه سازی عالی عمل کنیم.

این که برای بهبود آینده شغلی خود باید با دیگران ارتباط بیشتری ایجاد کنیم، دیگر موضوعی بدیهی به نظر می رسد. اما باید توجه کنیم که شبکه سازی برای افرادی درون گرا کار راحتی نیست. حتی اگر احساس کنیم که در شرایط کاری از دیگران برتر هستیم،  باز هم شبکه سازی به نفع ما است. در این مقاله به بررسی نکات مربوط به افراد درونگرا و  این که چگونه می توانتد شبکه ارتباطی قوی بسازند، پرداخته می شود.

  1. با کسانی که نمی شناسید، ارتباط آنلاین ایجاد کنید.

 اگر قصد دارید با فردی ملاقات کنید، قبل از این دیدار، ارتباط آنلاینی با وی داشته باشید. چرا که برای تسهیل ارتباط شما نیز مفید خواهد بود. می توانید با عضویت در شبکه های اجتماعی مانند لینکداین و سایر شبکه های اجتماعی این کار را انجام دهید. ارتباط آنلاین قبل از ملاقات، باعث می شود که حس غریب بودن در این ملاقات کمتر به شما دست دهد. در واقع چهره های آشنا حتی اگر برای ما کمی غریب به نظر برسند، باعث راحتی با فرد ملاقات شونده خواهد بود. شما می توانید با این کار و ارتباط با کسانی که جزئی از سازمان شما هستند، زمینه ها و فرصت های جدیدی را ایجاد کنید.

  1. از موفقیت های خودتان در حضور جمع صحبت کنید.

یکی از سخت ترین کارها برای افراد درونگرا صحبت کردن از موفقیت های خودشان است. در واقع این افراد بیشتر سعی می کنند کمتر موفقیت های خودشان را در جمع نشان دهند. اما اتفاق بدی نیست اگر به افراد اطلاع دهید که چه کارهایی انجام داده اید و به چه موفقیت هایی دست یافته اید. صحبت کردن درباره این موفقیت ها به شما کمک می کند که با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید که بتوانند در این راه به شما نیز کمک کنند.

  1. درمورد اهداف و ایده های خودتان بحث کنید.

نیازی نیست که در مورد ایده های زیادی که به ذهنتان می رسد، با افراد صحبت کنید. اما اگر می خواهید با فردی که در صنعت مورد نظر شما فعالیت دارد صحبت کنید، می توانید با مطرح کردن ایده ای مربوط به آن صنعت، سر صحبت را باز کنید. از آنها بپرسید که اهدافشان چیست و اگر فردی را می شناسید که می تواند به آنها کمک کند، معرفی کنید.

  1. به تعاملاتی که قبلا داشته اید زیاد فکر نکنید.

وقتی که به خانه برمی گردید، تعاملات و کارهایی را که برای شبکه سازی انجام داده اید را فراموش کنید. نیازی نیست که خیلی راجع به گفته های افراد و این که چه عکس العملی به شما نشان دادند و یا این که پاسخ آنها مثبت یا منفی بود، فکر کنید. حتی اگر احساس می کنید که اشتباهاتی را در ایجاد رابطه انجام داده اید، خیلی روی آن تمرکز نکنید. سعی کنید بر انرژی خودتان تمرکز داشته باشید.

  1. روابط قوی را حفظ کنید.

اگر ارتباط قوی را با کسی برقرار کنید به شما کمک خواهد کرد که شبکه سازی پایداری را نیز ایجاد و حفظ کنید. در واقع این ارتباط قوی با افراد باعث می شود که برخی اوقات به جای شما صحبت کنند، شما را به دیگران معرفی کنند و شبکه سازی شما نیز راحتتر صورت بگیرد. این کار به دو روش انجام می شود. اطمنیان از صحبت کردن برای دیگر افراد و نیز شنیدن فرصت های احتمالی آنها.

  1. یادداشت برداری کنید.

اهمیت زیادی دارد که بتوانید چهره و اسامی افراد را پس از مراسم و جلسه های ارتباطی که قبلا با همدیگر داشته اید، به خاطر بیاورید. برای این کار می توانید زمانی که از فردی کارت ویزیت می گیرید، به کارت و سپس چهره او توجه داشته باشید. وقتی که فرد از شما فاصله گرفت یادداشت کوچکی در تلفن خود و یا دفتر یادداشت بنویسید. این جزییات باعث می شود که بعدا این ارتباط را راحت تر به خاطر بیاورید. همچنین با ارسال ایمیل به آنها اطلاع دهید که از مراسمی که شرکت کرده اید و در کنار آنها بوده اید، لذت برده اید (برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله 7 تکنیک پیگیری یک ارتباط مراجعه کنید)

در پایان می توانید با مراجعه به  «آزمون شخصیتی MBTI» از میزان درونگرا یا برونگرا بودن خود اطلاعات بیشتری کسب کنید و با استفاده از «آزمون سنجش مهارت ایجاد شبکه ارتباطی حرفه ای» توانایی خود در ایجاد شبکه ارتباطات حرفه ای را سنجیده و از نتایج آن برای بهبود نقاط قوت و ضعف خود استفاده نمایید.

منبع: Entrepreneur 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


افراد با استعداد چه مهارت هایی برای تغییر مسیر حرفه ای خود نیاز دارند؟

 

بسیاری از افراد با استعداد معمولا با تغییر مسیر شغلی خود یا این که حرفه جدید آنها به چه مهارت هایی نیاز دارد، مشکل دارند. خبر خوش این است که سازمان ها یا صنعت جدیدی که وارد آن می شوید، برای شما ارزش قائل اند. این ارزش اگر بیشتر از سازمان فعلی شما نباشد، کمتر نخواهد بود.

چالش های مشخصی که معمولا افراد با استعداد برای نشان دادن مهارت های خود به دیگران و درک ارزش آنها مواجه می شوند، واضح به نظر می رسد. با این مقدمه، کریستوفر بو (Christopher Bowe)  از مشاوران ارشد در حوزه استراتژی و مدیریت اجرایی که نویسنده مقاله ای با این عنوان در وب سایت مقاله های مربوط به دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business Review) است، به بررسی مهارت هایی که افراد با استعداد برای تغییر میسر حرفه ای خود نیاز دارند، پرداخته است.

هفت سال پیش وقتی شغل خود را از گزارش نویسی در فایننشال تایمز (Financial Times) به مشاوره در زمینه رهبری و استراتژی برای مدیر عامل های صنعت دارو و پزشکی تغییر دادم، بسیاری از دوستان و حتی افراد نا آشنا نیز با توصیه من مسیر شغلی خود را با کنار گذاشتن خبر نویسی تغییر دادند. با جمع بندی صحبت هایی که با این افراد داشتم می توانم ادعا کنم که در این زمینه درس و تجربه زیادی را نسبت به سرمایه گذاری دوباره در استعدادها و مهارت های خودم یاد گرفتم: بهره گرفتن از مهارت های مهم و ویژگی های افراد کار راحتی محسوب می شود. اما مشکل، ناشی از دام های مربوط به عدم شناخت خود است.(برای شناخت بیشتر خودتان می توانید به آزمون تعیین کانون درونی و آزمون شخصیت MBTIرجوع کنید) افراد با مهارت های اصلی که در کار قبلی خود داشتند ارتباط برقرار کرده و فکر می کنند که این مهارت ها در موقعیت های شغلی دیگر کاربرد زیادی نداشته باشد. اما در واقعیت، شاید آنها نسبت به قبل هم ارزش بیشتری پیدا کنند.

به عنوان مثال رشته حقوق را در نظر بگیرید. تقریبا برای همه ثابت شده است که مهارت ها و دانش حقوقی مربوط به این رشته در بسیاری از رشته های دیگر نیز کاربرد دارد: مانند تجارت، سیاست، مدیریت مالی و حتی مربی گری ورزشی، داستان نویسی و روزنامه نگاری. مهارت های لازم مانند مهارت های ایجاد ارتباط و شبکه سازی (برای آشنایی بیشتر به مقاله توسعه شبکه ارتباطات حرفه ای  مراجعه کنید) و یا دانش ارائه مطالب (در این زمینه ابزار Prezi را مطالعه کنید )  و نیز داشتن مهارت هایی مانند خبر نویسی یا حتی دقت به جزئیات می تواند اساس موفقیت در بسیاری از شغل ها باشد. شاید با نگاه درونی به صنعت فعلی، برخی از مهارت های آن عادی به نظر برسند. اما برای موفقیت شغلی در قرن حاضر برخی از مهارت ها بسیار مهم و با اهمیت محسوب می شوند. به عنوان مثال اگر شغل خبرنگاری را در نظر بگیریم، مهارت مربوط به آن را می توانیم مرور کنیم:

ارتباطات شفافی ایجاد کنید

از جنبه درونی شغل، در این حرفه نوشتن نقشی مانند نفس کشیدن دارد- که معمولا به صورت داوطلبانه، مشترک و بدون پیش زمینه صورت می گیرد. اما با دیدگاه بیرون از این شغل، مهارت هایی مانند داستان سرایی، ساختار و شفافیت در ارتباطات در هرشکل و یا رسانه ای منجمله دیجیتالبسیار با ارزش است.

تلاش کنید تا کارها با سرعت بیشتری انجام شود

معمولا می شنوم که رهبران نسبت به سرعت افراد در ایجاد مزیت رقابتی استرس دارند. معمولا افراد یا به طور کلی سازمان های کمتری پیدا می شوند که می توانند سرعت خود را با تحریریه خبر و گزارش هایی که در دست دارند، تنظیم کنند. خبرنگاران یا سردبیران در وب سایت های خبری یا روزنامه ها معمولا برای ویرایش خبرهای مهم تقریبا کمتر از سی دقیقه زمان اختصاص می دهند. تحلیل و تفسیر حجم زیادی از اطلاعات، ایده یابی و تصمیم گیری باید قبل از رسیدن ساعت به زمان انتشار باشد.

تفکر خلاق داشته باشید

در هر سطحی از سازمان، به ویژه در سطوح بالا، توانایی یافتن و وصل کردن  قطعه های پازل مانند اطلاعات به منظور رسیدن به ایده کلی یکی از مهارت های اساسی محسوب می شود. (برای سنجش خلاقیت آزمون تورنس را پیشنهاد می کنیم) روزنامه نگاران معمولا در هر ساعتی از روز این کار را انجام می دهند- تا بتوانند منشا و ریشه حوادث و مسائل را شناسایی کنند.

شبکه های ارتباطی را بیشتر کنید

اگر از داخل شغل حرفه خبرنگاری به آن نگاه کنیم، ایجاد شبکه های ارتباطی گسترده با افراد مانند بستن بند کفش است تا بتوانید در این راه محکم قدم بردارید. روزی یکی از دوستان به من گفت که «آیا حاضر هستی با افراد نا آشنا و غریبه سر میز ناهار بنشینی تا در تمام این مدت برای رسیدن به موضوعی صحبت کنی؟»  قبل از این صحبت این اتفاق برای من رخ نداده بود و من فکر می کردم انجام این کار خیلی راحت نیست. بسیاری از مقاله ها، ستون های روزنامه و حتی کتاب ها به مهارت شبکه سازی پرداخته اند. برای تصمیم گیری، موفقیت فردی و فهم بهتر محیط خارجی شبکه سازی بسیار ارزشمند است. روزنامه نگاران می توانند با ایجاد ارتباطات، زمینه رسیدن به ایده های جدیدی را برای سازمان خود نیز فراهم کنند.

با شجاعت کار کنید

 بسیاری از خبرنگاران معمولا نام خود را در ستون خبری نیز قرار می دهند. به عنوان مثال دیوید کر (David Carr) یکی از ستون نویس های سابق نیویورک تایمز (New York Times) می گوید: « اگر خبر مربوط به داستان بحث برانگیزی شکل گرفته، باید خودتان را برای شنیدن صدای بمب آماده کنید» کار روزانه شما موشکافی اخبار عمومی است. سوال می تواند این باشد که چرا رهبران تمایلی به دیدن این نقطه قوت که دارایی با ارزشی برای کار محسوب می شود، ندارند؟

بازنگری در سایر مهارت ها

نسبت به تقویت مهارت های اصلی که برای صنعت فعلی خود بسیار مهم هستند، دوباره قدم بردارید. با افرادی مشورت کنید که در شغل فعلی شما، قبلا کار کرده اند و تجربه های زیادی دارند. این بحث را اغاز کنید که کدام یک از مهارت های اصلی شما ممکن است نادیده گرفته شود یا می توانید بیرون از این فضا به کار گرفته شود. دامنه­ی توانایی های بالقوه وسیع تر از آن چیزی است که فکر می کنید.

با افراد بیرون از محیط کار بحث کنید

سعی کنید با دامنه مختلفی از افرادی که بیرون از صنعت شما قرار دارند، به ویژه افرادی که به صورت حرفه ای با شما تعامل دارند، صحبت کنید. نظر آنها را نسبت به مهارت های اصلی جویا شوید. به عنوان مثال من با افراد زیادی در صنعت پزشکی و درمانی صحبت کرده ام. شما می توانید از آنها این سوال را بپرسید که چگونه می توانید مهارت های خود را بازاریابی کنید؟ چه سازمان هایی به دنبال این مهارت ها هستند؟ موانع رسیدن به این شغل ها چیست؟

متن پیام های خود را با رویکرد استراتژیک بنویسید

این مهارت معمولا نادیده گرفته می شود، یکی از استراتژی های خوبی که از مدیر عامل ها یاد گرفته ام این است که شرکت ها برای این که جذاب دیده شوند، از این مهارت استفاده می کنند. به عنوان مثال فرد حسن (Fred Hassan)  برای استراتژی بازار دارو این پیام را آماده کرده بود «روند رو به جلوی خود را سرعت ببخشید، تحقیق و توسعه را افزایش دهید، هزینه ها را کاهش دهید و سرمایه گذاری وسیعی انجام دهید»

افراد نیز باید مشابه این کار انجام دهند.من به این نتیجه رسیدم که:

« ارتباط شفاف برقرار کنید، کار خود را سریع انجام دهید، با خلاقیت فکر کنید، شبکه بسازید و با شجاعت عمل کنید.»

در پایان اگر می خواهید بدانید چقدر از شغلی که مشغول آن هستید رضایت دارید و یا چقدر با آن عجین شده اید، می توانید به ( آزمون های رضایت از شغل و دلبستگی به شغل) مراجعه کنید.

منبع: Harvard Business Review  

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.