قبل از نوآوری، سوالات مناسب بپرسید!

درباره نویسنده: گرگ استاتل (Greg Statell)  با اصلیت لهستانی خود را در وب سایت شرکت دیجیتال تونتو  (Digital Tonto) این گونه معرفی می کند که دیگران او را با تفکرات جدید و نو می شناسند و شاید به همین دلیل نیز تغییرات زیادی را در مسیر حرفه ای خود تجربه کرده به طوری که در پنج کشور مختلف فعالیت های متفاوت داشته است. علاوه بر تجربه در حوزه استراتژی و نوآوری در شرکت ماکسی (Moxie)، در همین زمینه برای وب سایت فوربس (Forbes) و سایت مروری هاروارد (HBR) مقالات مختلفی را نوشته است. علاوه بر این ایده استارتاپ Modni در حوزه فروش نیز از ابتکارهای او به شمار می رود. در مطلب حاضر، به مرور مقاله وی که به دو سوال مهم در حوزه نوآوری پاسخ داده شده است، پرداخته می شود.

همانطور که آلبرت انیشتن گفته بود (ممکن است این جمله ساختگی بوده و صرفا به وی نسبت می دهند) «اگر 20 روز برای حل مساله زمان داشتم، 19 روز آن را برای تعریف مساله صرف می کردم». نوآوری یکی از آن دست موضوعاتی است که معمولا برای مدتی بدون این که کاملا مشخص شود، باقی می ماند. همه ما برخورد یکسانی با نوآوری داریم، به گونه ای که تصور می کنیم نوآوری برای هر جنبه ای ماهیت یکسانی دارد و این همان دلیلی است که بسیاری از برنامه های پر هزینه بدون نتیجه به پایان می رسند.

با این مقدمه، چگونه می توانیم نوآوری داشته باشیم؟ آیا باید آن را به افراد آزمایشگاه واگذار کنیم، یا به یک شرکت خارج از سازمان برون سپاری کنیم یا این که به دست متخصصان در این زمینه یا مجموعه ای از شرکت ها بسپاریم؟ اما باید قبل از واگذاری آن، چارچوب مشخص و روشنی از تعریف مسائل مربوط به نوآوری و رویکردهایی که برای حل آنها می تواند مورد استفاده قرار گیرد، مشخص کنیم. تعریف دیدگاه مدیریتی نسبت به نوآوری، با درک بهتر از حل مساله مورد نظر شروع می شود. من (گرگ استاتل) به پاسخ دو سوال اصلی در این زمینه دست یافته ام که ممکن است بسیار مفید واقع شوند .

مساله چگونه بهتر تعریف می شود. وقتی استیو جابز که تسلط زیادی در تعریف چشم انداز برای محصولات خود داشت، طراحی آی پد را شروع کرد، به این چارچوب ذهنی برای این مساله رسید که: «بیش از هزار موزیک در جیب خودم همراه داشته باشم.» این جمله ساده نه تنها ابعاد و مشخصات فنی محصول را مشخص کرد، بلکه دیدگاه کلی نیز برای وی فراهم نمود. متاسفانه رسیدن به راه حل برخی از مسائل مانند این که چگونه گزینه های جایگزین را برای سوخت های فسیلی ایجاد کنیم، ساده نیستند. در نتیجه، استراتژی نوآوری وابستگی زیادی به این موضوع خواهد داشت که چگونه مساله به بهترین شکل به چارچوب برسد.

چه کسی می تواند بهترین فرد برای حل مساله باشد. طرح مساله آی پد از سوی استیو جابز بدیهی بود که به شرکت تولید کننده هارد دیسک نیازمند بود تا ویژگی های محصول او را تامین کند. برخی اوقات مسائل به سادگی حل نمی شوند. وقتی شما این نوع سوال ها را مطرح کنید، به این نکته پی می برید که آن ها مسائل را برایتان خیلی زود روشن می کنند. حتی اگر سوال ها خیلی ساده به نظر برسند. زمانی که چارچوبی از سوال ها را در ذهن داشته باشیم، می توانیم رویکرد خود به نوآوری را مشخص کنیم:

برای انتخاب سبک مناسب نوآوری، ابتدا این سوال را از خودتان بپرسید: چگونه می توانم مساله را به بهترین شکل تعریف کرده و بهترین راه حل را برای آن داشته باشم؟

                                               GREG SATELL                              HBR.ORG منبع

تحقیقات پایه: اگر رویکرد شما این گزینه بوده و هدف شما رسیدن به ایده جدید به معنای واقعی آن است، با توجه به ماتریس بالا، نه مساله در آن مشخص شده و نه دامنه آن تعیین گردیده است. برخی از سازمان ها تمایل دارند تا در تحقیق های خیلی بزرگ سرمایه گذاری کنند، اما برخی دیگر در فناوری های جدید از طریق گرنت های تحقیقاتی و همکاری های آکادمیک هزینه می کنند. اغلب، سه رویکرد به منظور رسیدن به برنامه جامع با همدیگر ادغام می شود. با این که بسیاری از تحقیقات در دانشگاه ها انجام می شود، برخی از سازمان ها نیز در آن از مهارت کافی برخوردارند. در سال 1993، مرکز تحقیقات آی بی ام «اولین کوانتوم اطلاعاتی از راه دور» را طراحی کرد، اما احتمالا این فناوری تا سال  2020 محقق نخواهد شد. ولی آن ها همچنان به ثبت اختراع ادامه می دهند. تحقیق پایه به زمان زیادی احتیاج دارد تا عملیاتی شود، در نتیجه برای حصول نتیجه باید با روش های دیگری مانند همکاری با سایر شرکت ها و یا به صورت داخلی ادغام گردد.

نوآوری های بنیادی و بسیار جدید: برخی اوقات با این که مساله به طور مناسب تعریف شده، اما سازمان ها (برخی اوقات  رشته ها) در حل آن ناتوان می مانند. برای مثال برای درک ساختار دی ان ای (DNA)، مساله آن به صورت کامل و مشخص تعریف شده است، اما حتی متخصصان این رشته نیز قادر به راه حل نیستند. معمولا، این دست مسائل از طریق ترکیب دامنه ای از رشته های مختلف به نتیجه می رسد. واتسون و کریک (Watson and Crick) مساله دی ان ای را با ترکیب علوم شیمی، زیست شناسی و دانش x-ray حل کردند. بسیاری از شرکت ها به پلتفرم های نوآوری باز (بدون محدودیت) گرایش پیدا کرده اند مانند پلتفرم اینو سنتیو (Innocentive)  (پلتفرم بر مبنای وب که خدماتی مانند حل مسائل و ایده های نو را به شرکت ها عرضه می کند) که به آنها این امکان را می دهد تا افراد بیرون از سازمان برای مسائل و مشکلات پیش رو راه حل بیابند. به عنوان مثال شرکت پروکتر اند گمبل (P & G) پلتفرم Connect + Develop  (وب سایت خلاقیت و نوآوری) را ایجاد کرده تا از مزایای تخصص های مختلف در سراسر دنیا بهره مند باشند.

تداوم بخشی نوآوری: هر فناوری نیازمند بهبود است. هر سال، دوربین ها با پیکسل های قوی تری عرضه می شوند، رایانه ها قدرتمندتر شده و محصولات خانگی جدید و ارتقا یافته به بازار می آیند. شرکت های بزرگ در این نوع از نوآوری قابلیت زیادی دارند، زیرا آزمایشگاه های تحقیق و توسعه و برون سپاری مناسب ترین راهکار برای آن هستند. شرکت اپل (Apple) سرآمد تداوم نوآوری خود است. این شرکت موزیک پلیر دیجیتال، گوشی های هوشمند یا تبلت را ابداع نکرد. بلکه با بهبود طراحی های اولیه این محصول ها به دستگاه های کاملا جدید دست یافت. به همین روش، تویوتا نیز خودروهایی مانند سایر خودروسازها اما بهتر تولید نمود. هر دو شرکت در سازگار کردن نوآوری های بنیادی برای بازارهای فعلی تسلط داشتند. به این معنا که نوآوران تداوم بخش، صاحبان بازار بزرگ نیز هستند. آنها نیاز بازار را بهتر از دیگران می بینند.

نوآوری های تغییر: یکی از حوزه های دشوار و با دردسر، نوآوری تغییر است که برای مشتریان در مقیاس کمتر و یا بدون مشتری هدف گذاری می شود و نیازمند ایجاد مدل کسب و کار جدیدی است. زیرا ایجاد ارزش آن زود مشخص نمی شود. در حالی که بسیاری از محصولات شرکت اپل فروش زیادی دارد، شرکت گوگل محصولی معرفی می کند که بسیاری از افراد درکی از آن ندارند و درآمد کمتری نیز از آن کسب می کنند. برای مثال آنها برای تامین گوگل مپ برای خودروهای بدون سرنشین تلاش می کنند و ما نیز هیچ ایده و درکی در مورد آنها نداریم. شرکت تری ام (3M) نوار چسب و یادداشت جدیدی را طراحی کرده که در پنج سال گذشته و از زمان معرفی آن 30 درصد از درآمد خود را کسب کرده است. هر دو شرکت از قانون 15درصد از 20 درصد استفاده کرده اند که کارکنان نیازمند سهم ثابتی از زمان خود به منظور انجام کارهای غیر مرتبط با پروژه ها هستند.  شرکت های دیگر آزمایشگاه های نوآوری دارند که بدون ریسک زیاد محصولات خود را آزمایش کرده و از آن یادگیری دارند. رویکرد VC نیز که در آن به سرمایه گذاری در شرکت های نوظهور اقدام می شود، نیز موفقیت آمیز بوده است.

با این که تمرکز اهمیت دارد، اما هیچ شرکتی نباید خود را محدود به این جدول کند. برای نمونه، اپل عمدتا نوآور تداوم بخش است، اما آی تیونز (i Tunes) یکی از نوآوری های تغییر به حساب می رود. گوگل ممکن است یکی از بزرگترین نوآوران تغییر در دنیا شناخته شود، اما  منابع زیادی را صرف بهبود محصولات فعلی می کند.

بنابراین، به منظور  دست یافتن به ترکیبی موثر از نوآوری هر شرکت باید به یکی از این نوآوری ها متمرکز شود، اما شرکت ها می توانند سایر بخش های این ماتریس را نیز در نظر بگیرند و هم افزایی بین رویکردهای مختلف ایجاد کنند. مهم تر از همه، نوآوری در ترکیب معنا پیدا می کند.

منبع: Harvard Business Review 

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهنی

 

آیا برایتان اتفاق افتاده که در مورد موضوعی مطالعه کرده و یا درباره مساله ای طوفان فکری داشته باشید، اما صرفا با چند صفحه اطلاعاتی که هیچ درک روشنی از آنها ندارید، روبرو شوید؟ نقشه ذهن می تواند به شما در این موارد کمک کند.

یکی از روش های مفید برای یادگیری موثر استفاده از تکنیک نقشه ذهن است. با این روش می توانید اطلاعات را ثبت کنید و مساله خود را با خلاقیت بیشتر و بهتر حل نمایید. در واقع، با استفاده از روش نقشه ذهن، می توانید ساختار موضوع را زودتر تشخیص داده و آن را بفهمید. علاوه براین نقشه ذهن به شما کمک می کند که اطلاعات را به گونه ای به خاطر بسپارید که راحت تر بتوانید آنها را به یاد بیاورید.

نقشه های ذهن

این روش توسط تونی بوزان ابداع گردید و شهرت یافت. با این روش به جای لیست کردن نوشته ها، می توان به صورت دو بعدی از مطالب یادداشت برداشت. به این معنی که نقشه های ذهن (درخت های ذهن)، از یاداشت برداری عادی فشرده تر بوده و فضای کمتری اشغال می کند. این روش به شما کمک می کند که به راحتی بین نوشته ها ارتباط برقرار کرده و ایده های جدیدی از آنها ایجاد کنید. علاوه بر این نقشه های ذهنی به شما کمک می­کند تا پروژه ­ها یا موضوعات بزرگ را بدون اینکه موضوعی از قلم بیفتد، به فرآیندهای قابل مدیریت تقسیم و برنامه ­ریزی موثرتری داشته باشید.

نقشه ذهنی مناسب، نشان­دهنده شکل موضوع، اهمیت نسبی امتیازها و روشی است که فرد واقعیت­ها را به یکدیگر مرتبط می سازد. بدین معنی که با استفاده از این روش، مطالب خیلی سریع قابل بازبینی  شده  و می توانید در یک نگاه اطلاعات ذهنی­ خود را بازسازی کنید. بعلاوه با این روش، اطلاعات به صورت موثر یادآوری شده و ساختار نقشه ذهنی شکل می گیرد، تا با نشان دادن سرنخ به شما در به خاطر آوردن اطلاعات کمک کند.

کاربردها

نقشه­ های ذهنی می تواند برای موارد زیر مفید واقع شود:

  • طوفان فکری- یه صورت فردی یا گروهی.

  • خلاصه کردن اطلاعات و یادداشت برداری.

  • تثبیت اطلاعات از طریق منابع تحقیقاتی مختلف.

  • فکرکردن راجع به مشکلات پیچیده.

  • ارائه اطلاعات در قالبی که نشانگر ساختار کلی موضوع باشد.

  • مطالعه و حفظ اطلاعات.

 ترسیم اساسی نقشه ­های ذهنی

برای ترسیم نقشه ذهنی مراحل زیر را انجام دهید؛

1.عنوان موضوع مورد نظر را در وسط برگه نوشته و به شکل دایره دور آن خط بکشید.(مانند شکل1که فعالیت­های طوفان فکری را در ارتباط با ارائه سخرانی مناسب نشان می­دهد)

  mindmap.01

2.وقتی که زیر مجموعه ها و سر تیترها مربوط به این موضوع به ذهن تان می رسد، خطوطی را به دایره اضافه کنید و آنها را یادداشت نمایید.

 

mindmap.02

3.زمانی که موضوعات بیشتری نسبت به هریک از خطوط ترسیم شده به ذهنتان رسید (سر تیترهای بیشتر و موضوعات متفاوت) این خطوط را نیز به هر یک از بخش های خود وصل کنید.

 

mindmap.03

4. سپس برای هر یک از این ایده ها، خطوطی را با توجه به سر تیتر بکشید و آنها را نام گذاری کنید. در شکل 4 نحوه انجام آن نشان داده شده است.

 mindmap.04

5.در هر قسمت و شاخه ای، اگر اطلاعات جدیدی به ذهنتان رسید، بار دیگر بر اساس زیر موضوعات خطوط را ترسیم و نام گذاری کنید.

نقشه ذهنی کامل ممکن است خط‌ هایی از موضوع اصلی را دربرگیرند، که از همه طرف به مرکز موضوع وصل شده باشد. مانند شاخه های درختی که موضوعات فرعی و نکته ­ها براساس این شاخه ها مشخص شده است. نباید نگران این ساختار باشید، زیرا بر اساس هماهنگی، به تدریج رشد می یابد.

استفاده موثر از نقشه های ذهنی

وقتی شما با نحوه یادداشت برداری به شکل نقشه های ذهنی آشنا باشید، می توانید از اصطلاحات خودتان برای یادداشت برداری بیشتر استفاده کنید. نکات پیشنهادی ذیل می تواند به شما در این مورد کمک کند:

  • از کلمه ها و یا عبارت های کوتاه استفاده کنید: بسیاری از کلمات به شکل طبیعی خود طولانی و با جزئیات بیشتری ذکر می شوند، زیرا می خواهند معنی و مفهوم اصلی جمله به درستی انتقال یابد. اما در روش نقشه ذهنی کلمات کوتاه و عبارت های معنادار به همان شکل مفاهیم را می رسانند و عبارت های اضافی در نقشه های ذهنی دسته بندی می شوند.
  • با استفاده از رنگ ها ایده ها را از هم متمایز کنید: با این روش می توانید هر جایی که لازم دیدید، ایده ها را از همدیگر جدا کنید. این روش به شما در تجسم کردن نقشه های ذهنی برای به خاطر آوری آنها نیز کمک می کند. استفاده از رنگ سازماندهی مطالب شما را نشان می دهد.
  • از نشانه ها و علایم استفاده کنید: استفاده از تصاویر به جای کلمات به شما کمک می کند که اطلاعات را به طور موثر به یاد بیاورید. در نتیجه اگر علامت یا تصویری برای شما مفهومی دارد، از آن استفاده کنید
  • اطلاعات را به همدیگر ربط دهید: اطلاعات در یک بخش نقشه ذهنی ممکن است با قسمت دیگری مرتبط باشد. بر همین اساس شما می توانید از خطوط برای ارتباط دادن آنها استفاده کنید. این کار به شما کمک می کند که بفهمید موضوعات به چه نحوی بر یکدیگر تاثیر دارند.

نکته:

می توانید با مراجعه به بخش جعبه ابزار با «ابزار شماره 6 :  Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه» جهت ترسیم ایده های خود اقدام کنید.

منبع : Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تفکر انتقادی: راه دست یافتن به راهکار های مناسب در حل مسائل

 

تفکر انتقادی توانایی اندیشیدن به صورت روشن و منطقی است، به گونه ای که ارتباط منطقی بین ایده ها نیز قابل درک باشد. این موضوع از جمله مباحثی است که از دوره فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و سقراط تا به امروز همواره مورد بحث و مناقشه بوده است. تفکر انتقادی به صورت توانایی درگیر ساختن ذهن برای اندیشیدن انعکاسی و مستقل توصیف شده که توانایی افراد در استفاده از آن به قوه استدلال بستگی دارد، همچنین این سبک تفکر به جای پذیرش صرف و بدون تغییر اطلاعات، زمینه ساز یادگیری فعال می شود.

افرادی که از توانایی تفکر انتقادی برخوردارند، سوالات زیادی در ذهنشان نسبت به ایده ها و فرضیات شکل می گیرد و موضوعات را به صورت صرف و بر اساس ظاهر قبول نمی کنند. آنها همیشه به دنبال مشخص کردن این هستند که آیا ایده ها، بحث ها و یافته ها تصویر کلی از برداشته آنها است یا خیر.

شناسایی، تحلیل و حل مسائل به صورت سیستمی از ویژگیهای اصلی متفکران انتقادی است. این افراد از قابلیت ها و مهارت های زیر برخوردار هستند:

  • رابطه بین ایده ها و پدیده ها را درک می کنند.
  • اهمیت بحث ها و ایده را مشخص می کنند.
  • به سازماندهی، درک و تحلیل بحث ها می پردازند.
  • عدم تناسب و خطاهای استدلال را مشخص می سازند.
  • به مسائل رویکردی سیستماتیک و پایدار دارند.
  • فرضیات، باور و ارزش هایشان را ابراز می کنند (تنها به کسب و انعکاس بدون تغیییر اطلاعات بسنده نمی کنند).

 در فرایند تفکر انتقادی، فرد با توجه به شرایطی که نسبت به آن آگاهی دارد، به روشی فکر می کند که بتواند به بهترین راه حل دست یابد. تفکر انتقادی روش اندیشدن ویژه نسبت به موضوعی خاص در زمان خاص خودش است، نه اینکه حقایقی را نسبت به چیزی کسبکرده و یاد بگیرم   تا بتوانیم همیشه به یک شکل از آن استفاده کنیم.

مهارت های مورد نیاز برای تفکر انتقادی

مهارت های مختلفی وجود دارند که می توانیم با استفاده از آنها به تفکر انتقادی دست پیدا کنیم. مانند مشاهده، تحلیل، تفسیر، بازتاب، ارزیابی، استتناج، توضیح، حل مساله و در نهایت تصمیم گیری. برای رسیدن به این مهارت ها باید به موارد زیر توجه داشته باشیم:

  • در مورد موضوع یا مساله ای به صورت عینی و انتقادی فکر کنیم.
  • استدلال های مختلفی که در ارتباط با موضوع وجود دارند را شناسایی کنیم.
  • نقطه نظرهای مختلف را ارزیابی کنیم تا نقاط قوت و با ارزش آنها مشخص شود.
  • نقاط ضعف و منفی که در استدلال یا گواهی ها وجود دارد را تشخیص دهیم.
  • به مفاهیمی که در اظهار نظرها و استدلال ها وجود دارند، پی ببریم.
  • با منطق ساختار یافته و تایید به یک استدلال مناسب برسیم.

فرآیند تفکر انتقادی:

  باید بدانیم که هیچ یک از ما نمی توانیم در هر زمانی به صورت انتقادی فکر کنیم. برخی مواقع زمانی که عصبانی، ناراحت و یا شاد هستیم و یا احساس ناتوانی می کنیم ممکن است نسبت به مسائل تفکر انتقادی داشته باشیم. از طرف دیگر، توانایی تفکر انتقادی با توجه به شرایط ذهنیت ما نیز تغییر می کند. بیشتر مواقع می توانیم مهارت تفکر انتقادی خود را با انجام فعالیت های روزمره و به کارگیری آنها در حل مسائل بهبود دهیم. می توانیم با تمرین کردن این مهارت را در خود تقویت کنیم.

یکی از مهم ترین جنبه های تفکر انتقادی تصمیم گیری بر اساس احتمالات و شرایطی است که می خواهیم به هدفی دست پیدا کنیم. وقتی هدف ما روشن و واضح است، باید به موقعیت های آینده و احتمالات فکر کرده و تصمیم بگیریم. برای این کار می توانیم از همکاران یا اعضای خانواده یا کسانی که نسبت به شرایط و اهداف شما آگاهی دارند، کمک بگیریم. در نهایت باید به اجرای تصمیم گیری متعهد شویم مگر این که شرایطی رخ دهد که باعث گردد در فرآیند تصمیم گیری تجدید نظر کنیم.

اما باید توجه داشته باشیم که حتی در تصمیم گیری ساده نیز مسائل مختلفی دخیل هستند. علاقه و یا عدم علاقه، رفتارها و ترجیحات شخصی، زندگی ما را شکل می دهند. در نتیجه برای این که بتوانیم تفکر انتقادی خود را بهبود دهیم، باید از ویژگی های شخصیتی و ترجیح های خود آگاه باشیم تا بتوانیم تصمیم های مناسبی را بر اساس شرایط بگیریم. (در این زمینه می توانید به آزمون شخصیت MBIT مراجعه کنید).

هر اندازه که از توانایی ها، نقاط قوت و ضعف خود آگاهی بیشتری داشته باشیم به همان اندازه نیز بهره وری تفکر انتقادی ما افزایش می یابد. همچنین باید این نکته را در ذهن داشته باشیم که یکی از عناصر اصلی تفکر انتقادی آینده نگری است. بر همین اساس تصمیم گیری فعلی ما زمانی با موفق بیشتری همراه خواهد بود که تاثیر آن را بر افراد و فعالیت هایی که در اطراف ما هستند، را نیز در نظر گرفته باشیم.

به صورت کلی هدف از به کارگیری تفکر انتقادی دست یافتن به بهترین نتایج بر اساس شرایط و موقعیت است. برای رسیدن به این هدف بایستی اطلاعات را از جنبه های مختلف مورد ارزیابی قرار دهیم. همچنین تفکر انتقادی مستلزم ارزیابی روشن از ویژگیهای شخصیتی، نقاط قوت و ضعف ما و نیز آگاهی از تاثیری که تصمیم گیری ما ممکن است بر دیگران داشته باشد، خواهد بود. تصمیم های اخذ شده بر اساس تفکر انتقادی باید با ارزیابی پیامدهای احتمالی باشد تا از نتایج منفی جلوگیری شده و یا حداقل از شدت تاثیر آنها کاسته شود. در نهایت نیز با مرور نتایج تصمیم گرفته شده در صورتی که نیازی به تغییری وجود داشته باشد، باید در آنها تجدید نظر کنیم.

منبع:Skills You Need 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ابزار شماره 6 : Mindmup ترسیم نقشه ذهنی و تبدیل اطلاعات به ایده های خلاقانه

 

با وجود اینکه همه ما اذعان داریم که پیشرفت تکنولوژی و سرعت رشد فناوری های نوین همه فعالیت ها را تحت و الشعاع قرار داده، اما گاهی اوقات نوعی مقاوت در برابر تغییر برای استفاده از این فناوری ها در همه ما شکل می گیرد. این مقاومت می تواند ریشه های مختلفی نظیر داشتن یا نداشتن آمادگی و یا ذهنیت در مورد آسان بودن یا نبودن استفاده از این فناوری ها باشد. اما همیشه اینطور نبوده و گاهی صرفا عدم اطلاع و آگاهی از یک تکنولوژی موجب مورد استفاده قرار نگرفتن آن می شود. بنابر این لازم می دانیم بار دیگر قبل از پرداختن به معرفی ششمین ابزار، این نکته را یادآور شویم که تلاش همه ما در تیم تلنت یاب گرد هم آوردن و معرفی ابزار های کاربردی حرفه ای است که بتواند به ما در مسیر تسهیل فعالیت های شغلی مان کمک نماید. 

پیش از این در مقاله (چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهن) به معرفی منطق ایجاد یک نقشه ذهنی و فواید آن پرداختیم. حال در این مقاله می خواهیم ابزاری قدرتمند، کاربردی و گرافیکی که به شما کمک می کند تا به آسانی نقشه های ذهنی جذابی را خلق کنید، معرفی نماییم.

اگر تا به حال تجربه ایجاد یک نقشه ذهنی را داشته اید، شاید برای شما هم اتفاق افتاده است که در مرحله ای که شاخص و برگ های موضوع محوری مورد نظرتان را مشخص می کنید، بارها و بارها نیاز به اضافه و کم کردن موضوعات پیدا می کنید. این مسئله باعث خواهد شد که نقشه ذهنی شما با خط خوردگی ها و اصلاحات فراوانی همراه شود. در بهترین شرایط شما مجبورید که یک بار دیگر وقت صرف کرده و یک نسخه ویرایش شده از نقشه ذهنی خود تهیه کنید. بخصوص اگر قصد به اشتراک گذاری و نظر خواهی از سایرین را داشته باشید، تهیه نسخه ای شکیل و قابل ارائه از نقشه ذهنیتان ضروری است. این جاست که پای ابزار و تکنولوژی به میان آمده و این مشکل را برای برای شما به آسانی مرتفع می کند.

معرفی:

در زمینه ترسیم نقشه ذهنی طیف وسیعی از نرم افزار ها و سامانه های مختلفی وجود دارند که برخی از آنها دارای دسترسی رایگان و برخی دیگر  همراه با محدودیت هایی می باشد. مایند ماپ (mind mup) یکی از این نرم افزار هاست که تحت لیسانس دانشگاه ام آی تی (MIT) بوده و سرویس تحت وب آن به صورت رایگان به نشانی (mindmup.com) موجود است. پروژه (mind mup) در ژانویه 2013 جهت ایجاد یک سرویس ابری و با قابلیت دسترسی آزاد کلیک خورد. کار با (mind mup) بسیار راحت و آسان بوده و یادگیری کار با آن تنها چند دقیقه طول می کشد. همچنین از دیگر مزایای آن می توان به دسترسی سریع ، بدون نیاز به ثبت نام و نام کاربری اشاره کرد.

ویژگی ها :

(mind mup) برای کاربران خود این امکان را فراهم می آورد تا موضوعات مورد نظر خود را در قالب نقشه های ذهنی زیبا و گرافیکی ایجاد نمایند. همچنین امکان ویرایش و حذف و اضافه کردن موضوعات مختلف به نقشه ذهنی به آسانی امکان پذیر می باشد. برای مثال نقشه ذهنی ای که در مقاله (چگونه خلاق باشیم: معرفی ابزار نقشه ذهن) برای شما ذکر گردید در (mind mup) ظرف مدت کوتاهی و تنها با چند کلیک قابل ایجاد است. شکل 1 تصویر مثال همین مقاله را در (mind mup) نشان می دهد.

mindmup

یکی دیگر از مزیت های برجسته (mind mup) پشتیبانی کردن از فرمت فایل های HTML ، تصاویر PNG و بردارهای PDF می باشد. شما می توانید نقشه های ذهنی ای که ایجاد کرده اید را در گوگل درایو (Google Drive) خود به صورت شخصی و یا با قابلیت دسترسی و اشتراک با دیگران ذخیره نمایید. همچنین این امکان وجود دارد که نقشه ذهنی خود را به صورت فایل PDF و یا اسلاید پاورپوینت خروجی بگیرید.

آدرس دسترسی: Mindmup.com 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه دشمن خلاقیت را کنار بگذاریم؟

مقدمه:  معمولا وقتی به ایده جدیدی در مورد موضوع خاصی نیاز داریم، حس درماندگی برای رسیدن به ایده به ما دست می دهد. باید بدانیم که هر ایده ای به پشتکار نیاز دارد و طرح مساله برای بهبود مستمر به استمرار نیاز دارد. در همین راستا بریان لوکاس (Brian Lucas)، استاد علوم رفتار دانشگاه شیگاکو و لوران نوردگرن (Loran Nordgren) استاد دانشگاه در حوزه مدیریت و سازمان به بررسی تحقیقات خود مبنی بر موانع رسیدن به خلاقیت بیشتر و راهکارهای آن می پردازند.

چه شاخصه هایی مشخص می کنند ایده هایی که به ذهن مان می رسند، واقعا خلاقانه هستند؟ تحقیقات اخیر ما نشان می دهد که یک عامل عمده تعیین کننده این موضوع است: فواید استمرار و سماجت (روی تفکر خلاقانه) از سوی ما نادیده گرفته می شود. در بررسی ها به این نتیجه رسیدیم که افراد همواره میزان ایده هایی که می تواند به حل چالش ها منجر شود، را دست کم می گیرند. در یکی از این بررسی ها، از 24 دانشجو به مدت یک هفته در آزمایشگاه خواسته شد تا ده دقیقه نسبت به طرح ایده های مربوط به نحوه تشریفات ضیافت مراسم قدردانی، صرف کنند. سپس از آنها خواستیم پیش بینی کنند که اگر بیش از ده دقیقه برای فکر کردن در مورد این موضوع وقت صرف می کردند، چه ایده های بیشتری تولید می شد. این دانشجویان به مدت ده دقیقه به فکر کردن ادامه دادند. به طور متوسط، دانشجویان پیش بینی کردند که اگر تفکر بیشتر را ادامه می دادند، می توانستند تقریبا به 10 ایده جدید برسند. اما ما به این نتیجه رسیدیم که آنها واقعا قادر به خلق 15 ایده جدید بودند. چندین مطالعه یکسانی که انجام داده ایم، نتایج مشابهی را داشته اند. به عنوان مثال، از کمدین های حرفه ای درخواست کردیم تا خطوط اجرا را برای صحنه کمدی مشخص کنند، افراد با تجربه شعار تبلیغاتی را برای محصول ارائه دهند، و افراد به تاکتیک هایی دست یابند تا کمک و وقف به سازمان خیریه افزایش یابد. در هر کدام از این آزمایش های تجربی، مشارکت کنندگان به طور چشمگیری بسیاری از ایده هایی که با ادامه و پایداری همراه با چالش می توانست به نتیجه برسد، را نادیده گرفتند. مهم آن که، پس از هر مطالعه از گروه های جداگانه افراد درخواست کردیم تا نرخ خلاقیت ایده های مشارکت کنندگان مشخص شود. در طول مطالعات خود به این نتیجه رسیدیم که ایده هایی تولید شده با استمرار و سماجت، به طور میانگین خلاقانه تر از ایده های اولیه بودند. اما نه تنها افراد توانایی خود را برای خلق ایده هایی که همراه با این پافشاری بود، نادیده گرفته بودند، بلکه توانایی خود را برای ایده های خلاقانه نیز دست کم می گرفتند.

چرا فواید این پافشاری را دست کم می گیریم؟ به خاطر اینکه چالش های خلاقیت دشوار به نظر می رسد. به افراد معمولا حس «ماندن یا گیر کردن» روی موضوع دست می دهد و مطمئن نیستند که به راه حل برسند و یا بتواند با ایده ای مشکل را حل کنند. و در نتیجه حس می کنند به اجبار باید از اول کار را شروع کنند.

سخت کوشی و شکست در پیشرفت روی وظیفه غیر خلاقانه، مانند هر مساله پیچیده فیزیک، ممکن است نشانه این باشد که زمان توقف کار رسیده است. اما ایده های خلاقانه به زمان نیاز دارند و وقت می گیرند. این ایده ها معمولا پس از دوره اولیه ای از تفکر عمیق با در نظر داشتن روش های مختلف برای چارچوب بندی مساله و جست و جوی الگوها و روش های ممکن حل آن، شکل می گیرند. آقای جیمز دایسون را در نظر بگیرید که قبل از اختراح جاروی برقی پرفروش دایسون، به بیش از 5000 نمونه اولیه رسیده بود. یا والت دیزنی قبل از فروش بزرگ انیمیشن سفید برفی و هفت کوتوله، نزدیک به دو دهه انیمشن کار کرده بود. اما مطالعه ما نشان می دهد که وقتی حس دشواری چالش های خلاقانه فرا می رسد، بسیاری از افراد توقع های خود را نسبت به مزیت سماجت و پافشاری پایین می آورند و در نتیجه، توانایی خود را برای خلق ایده های جدید دست کم می گیرند. اهمیت زیادی دارد تا میزان مقاومت به درستی ارزش گذاری شود، زیرا باورهای ما قویا رفتار ما را شکل می دهند. اگر به این نتیجه نرسیده باشیم که پافشاری برای خلق ایده ارزشی ندارد، احتمالا برای مواجه شدن با چالش های خلاقیت تمایل کمتری نشان می دهیم.

در مطالعه دیگری از مشارکت کنندگان خواستیم تا روی چالش خلاقیت کار کنند و مقداری پول هم برای ایده های خلق شده پرداخت کردیم. سپس از آنها درخواست کردیم اگر حس می کنند پول کمتری گرفته اند، به خلق ایده ها ادامه بدهند (پول بیشتری کسب کنند). به این نتیجه رسیدیم که میزان مبلغ برای تحریک تصمیم به مقاومت و اصرار، همیشه فرصت هزینه را ایجاد کرده: اصرار روی یک وظیفه به معنای دسترسی کمتر به سایر منابع برای سرمایه گذاری در سایر کارها بود. با وجود اینکه تقریبا از همه مشارکت کنندگان انتظار می رفت تا از استمرار (بر اساس نتیجه های این پافشاری) نفع مالی داشته باشند، اما تنها 54 درصد ادامه کار را انتخاب کردند و همانطور که پیش بینی می کردیم، افرادی که کمتر به خلق ایده های خلاقانه پرداختند، پول کمتری به دست آورند. تحقیقات ما نشان می دهد که کارکنان معمولا مزایای پافشاری را زمانی که به خلاقیت منتج می شود، نادیده می گیرند. به عبارت دیگر، برخی کارکنان ممکن است پتانسیل خلاقیت را داشته باشند، ولی وقتی تصمیم به ادامه آن نداشته باشند، این پتانسیل خلاقیت بروز پیدا نکند. بر اساس تحقیقات، دو راه حل برای اجتناب از این موضوع پیشنهاد می کنیم:

اولین تمایل خود برای توقف فکر کردن را نادیده بگیرید. وقتی برای حل چالش های سخت مربوط به خلاقیت تلاش می کنید، احتمال دارد که با لحظه ای مواجه شوید که احساس درماندگی و یاس از رسیدن به نتایج به شما دست دهد. بنابراین ابتدا می خواهید که این کار را ترک کنید و زمان خود را برای کار دیگری صرف نمایید. به طور موقت این غریزه را نادیده بگیرید، به ویژه وقتی هنوز در مراحل اولیه تلاش هستید. برای رسیدن به ایده های دیگر، تنها چند راه حل دیگر را در نظر بگیرید. وقتی که به چیزی که تصور می کنید، نزدیک می شوید، ممکن است ایده خلاقانه ای به ذهنتان برسد. در نظر داشته باشید که چالش های ناشی از خلاقیت دشوار فرض می شوند و این حس شامل توقف، شکست و درمانده بودن است. این موضوع بخشی از فرآیند خلاقیت است. با تمایل به تفسیر احساساتی مانند اینکه «شما خلاق نیستید و به ایده جدید نمی رسید» مقابله کنید. رسیدن به ایده های جدید زمان می طلبد و پافشاری و استمرار عنصر حیاتی برای رساندن این چالش به خط پایان محسوب می شود.

منبع: HBR.org

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


حتی مذاکره های کوچک نیز به آمادگی و خلاقیت نیاز دارند

مقدمه: رسیدن به منافع مشترک در مذاکره، خیلی ساده نیست. حداقل مواد لازم برای رسیدن به یک دستور مناسب مذاکره، از دیدگاه آقای جف ویس (Jeff Weiss) آمادگی مناسب و خلاقیت است. جف ویس که پیشینه نظامی داشته و از اساتید مذاکره و مدیریت ارتباطات محسوب می شود، این دو زمینه اساسی را پیشنهاد داده است:

 به صورت آگاهانه و یا غیر آگاهانه، شما دائما در حال مذاکره هستید. وقتی از مدیرتان منابع بیشتری را درخواست می کنید، یا با فروشنده در قیمت خرید به توافق می رسید، ارزیابی عملکرد را ارائه داده و یا شریک تجاری را برای پیوستن به شرکت تان متقاعد می کنید و یا حتی تصمیم می گیرید که با همسر خود برای تعطیلات جایی بروید، و گفت و گوهایی می کنید که به صورت بالقوه تضاد به همراه دارند و برای رسیدن به راه حلی تلاش می کنید، یعنی اینکه در حال مذاکره هستید.

به همین دلیل- مذاکره فرآیندی است که در آن دو طرف با انگیزه های بالقوه و اهداف خاص، برای رسیدن به راه حلی که هر دوی آنها را راضی کند، گردهم می آیند. بسیاری از افراد فکر می کنند که مذاکره، فقط کاری است که فروشنده و یا افراد حرفه ای واحد فروش انجام می دهند، اما این دقیقا کاری است که ما روزانه به انجام آن مشغولیم. مذاکره تنها شرط گذاری های سنگین و بحث هایی که ماه ها طول می کشد تا به یک دیدگاه منطقی برسد، نیست. بلکه شما باید توانایی خود را برای مدیریت همه شرایط آماده کنید. به این معنی که، مدیریت تضاد (ممکن است انتظارش را داشته باشید) و تفکر خلاق (شاید انتظارش را نداشته باشید) مهارت های ضروری محسوب می شوند که برای رسیدن به تصمیمی که منافع مشترک را در برداشته باشد، نیاز دارید. من از افراد زیادی شنیده ام که می گویند مذاکره کننده خوب سریع فکر می کند، خوب سخنرانی کرده و با همتای خود بهتر بحث می کند. این موضوع کاملا درست است و این مهارت ها خیلی به روند مذاکره کمک می کنند، اما بهترین مذاکره کنندگانی که در عمل دیده ام، کسانی هستند که اغلب خواسته های خود را به دست می آورند و بسیار آماده و خلاق هستند. 

ابتدا، از قبل آماده باشید؛ آمادگی کلید مذاکره موفق است، اما معمولا افراد کمتری زمان کافی را برای این کار اختصاص می دهند. من با مدیران فروشی برخورد داشته ام که گفته اند طبق زمانی که طول می کشد تا به دفتر مشتری خود بروند، خود را آماده کرده اند. اگر جلسه شما در توکیو باشد و شما در منتهن زندگی کنید، مشکلی وجود ندارد، اما وقتی ممکن است فاجعه رخ دهد که مشتری شما در بروکلین (یکی از شهرهای شلوغ و پرجمعیت نیویورک) باشد. جای اینکه زمان را به عنوان معیار رسیدن به قرار در نظر بگیرید، حداقل زمان ممکن را برای رسیدن به آمادگی برای مذاکره پیشرو نیز اختصاص دهید. حتی برای مذاکره های ساده و مستقیم هم به این کار نیاز دارید. برای مثال اگر شما دو ساعت برای گفت و گو برنامه ریزی کرده اید، حداقل دو ساعت را برای آمادگی این مذاکره نیز اختصاص دهید. و هر چه مسائل پیچیده و سخت باشد، شما زمان بیشتری را نیاز دارید- حداقل دو و یا سه برابر زمانی که در میز مذاکره صرف می کنید.

وقت هایی پیش می آید که شما قادر نیستید تا کاملا برای مذاکره آماده باشید: برای مثال، مدیر همراه شما به جلسه می آید و شما مجبور می شوید تا راس زمانی که باید او را همراهی کنید، موافقت کنید. یا فروشنده به طور غیرقابل انتظار محصولی را نشان می دهد و می خواهد در مورد حجم فروش صحبت کنید و یا مشتری تان تماس می گیرد و می خواهد در قیمت تخفیفی بگیرد. در این شرایط، یا پیش از هر مذاکره ای، بسیار مفید خواهد بود اگر از خودتان بپرسید که منافع اصلی شما و طرف مقابل تان چیست، اینکه به راه حل های خلاقانه فکر کرده و استانداردهای وسوسه انگیزی را شناسایی کنید. اگر شما به بحث به عنوان مذاکره نگاه کنید تا به یک ملاقات سریع، به احتمال زیاد با نظم شایسته ای با جلسه برخورد خواهید کرد.

دوم، خلاق باشید. هدف هر صحبت دشوار و سخت رسیدن به بهترین راه حل بین گزینه های ممکن است. هر چه گزینه های بیشتری را آماده داشته باشید، خلاقیت شما نیز بیشتر می شود. زمانی که از قبل با طوفان فکری و یا با جلسه رو در رو با همتای خود می خواهید به گزینه هایی برسید، هدف رسیدن به راه حل هایی است که منافع موجود در مذاکره را تامین کند و پشت موضع شما، این نیازهای اصلی وجود دارد.

قبل از شروع مذاکره، ایده های خوب، بد و مضحکی که به نظرتان می رسد را بنویسید. به یک و یا دو راه حل بسنده نکنید. برای حداقل هفت و یا هشت ایده، حتی در مذاکره های ساده هدف گذاری کنید. اغلب حتی گزینه هایی که فکر می کردید نشدنی هستند، خواهید دید که به یک مسیر مشخصی جهت پیدا می کنند. هر راه حلی که به آن می رسید، ممکن است همه نیازهای شما و همتای مذاکره کننده را تامین نکند، اما این راه حل ها باید حداقل خواسته های هر دو طرف را در نظر بگیرد. وقتی شما از قبل این راه حل ها را آماده کرده اید، نگران افشای این راه حل ها وقتی با طرف مقابل روبرو می شوید، نباشید، فقط خلاقیت خود را نشان دهید. اگر از مسیر مذاکره خارج شدید، برگردید و منافع مشترک خود و او را در نظر بگیرید و به راه حل های جدیدی برسید که مکمل خواسته های هر دوطرف بوده و باعث کاهش تضاد شود. برای گفت و گو هایی مانند مذاکره که به صورت بالقوه با تضاد همراه است، باید کاملا از پیش آماده باشید و خلاقیت خود را نشان دهید. زیرا به شما کمک خواهد کرد تا به نتایجی که می خواهید برسید. حتی اگر در خانه با همسر خود، در محیط کار با همکاران و یا با مشتریان و تامین کنندگان صحبت می کنید.

منبع: HBR.org

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.