چگونه خروجی بازخورد 360 درجه را به سوی نتایج مثبت هدایت کنیم؟

 

درباره نویسنده: مارشال گلد اسمیت (Marshal Goldsmith) از مدیران اجرایی شناخته شده  ای است که تا کنون کتاب های متعددی را تالیف کرده است. در این مطلب وی  به نتایج بدست آمده از تحقیقی در زمینه «استفاده رهبران  از بازخورد 360 درجه در سازمان خود و اهمیت آن که می تواند باعث ایجاد تغییر مثبت و معناداری شود، اشاره می کند». در همین راستا به زودی تلنت یاب این ویژگی مهم را برای رشد فردی افراد در نظر گرفته و معرفی خواهد کرد. 

 نکته کلیدی که می تواند بازخورد 360 درجه شما را به تغییری معنادار هدایت کند این است که مشارکت همکاران خود را پیگیری کنید. پیشنهاد می کنم بلافاصله بعد از این که بازخورد خود را مرور کردید،  اصول زیر را برای پاسخ به بازخورد همکارانتان دنبال کنید:

از آنها برای مشارکت در این فرآیند تشکر کنید. وقتی را برای قدردانی از زمانی که به این کار اختصاص داده اند، در نظر بگیرید. تشکر خود را برای ورودی(مشارکت در بازخورد دادن) آنها ابراز کنید.

نقاط قوت خود را مرور کنید. به صورت شخصی خود را به تلاش مستمر در زمینه نقاط قوت متعهد کنید و از ارزیابی مثبت آنها قدردانی کنید.

به صورت صریح در مورد توسعه زمینه های مورد علاقه صحبت کنید. صادقانه نسبت به هر خطایی که در گذشته داشته اید عذرخواهی کنید و برای بهبود آن پایبند باشید.

نظرات آنها را برای بهبود آینده بخواهید. از نظرات خاص آنها که منجر به بهبود می شود جویا شده و نسبت به اهداف در نظر گرفته شده برای پیشرفت خود مطمئن شوید.

تعهدهای واقعی بدهید. از تعهد بیش از حد اجتناب کنید. تعهد به این داشته باشید که همه ایده ها را گوش داده اید. هر پیشنهادی که باعث ایجاد باور قوی به تلاش برای بهبود منجر می شود را در نظر بگیرید.

حمایت های مستمر آنها را بخواهید. به آنها اطلاع دهید که می خواهید برنامه را پیگیری کرده و پیشنهاد ها و نظرات را دنبال کنید. به صورت مثبت ارتباط ایجاد کنید، تغییر مانند برنامه نیست، بلکه فرآیند است.

پس از این که پاسخ گو بودن اولیه خود نسبت به بازخورد دیگران را بجا آوردید، هر چند ماه یکبار مجددا نظزات همکاران خود را جویا شوید. برای مثال اگر حوزه مورد نظر شما بهبود گوش دادن است، برای مثال بگویید «پس از بازخورد 360 درجه ای که دریافت کرده ام، متعهد شده ام که شنونده بهتری باشم. بر اساس رفتاری که در دو ماه پیش داشته ام، ممنون می شوم اگر نظرات و پیشنهاد خود را برای کمک به بهبود بهتر گوش دادن برای دو ماه آینده بگویید.» به توصیه ها و ایده های همکارانتان گوش کنید. از آنها تشکر کنید. یادگیری را ادامه دهید.

 منبع: Harvard Business Review

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه بازخوردهای منفی دیگران را مدیریت کنیم؟

 

بازخوردهای منفی چه در دریافت و چه در ارائه مهارت های زیادی را می طلبد. اما دریافت بازخورد از هر نوعی می تواند به عنوان منبعی ارزشمند به ما در توسعه شخصی کمک فراوانی نماید؛ بنابراین کسب این مهارت در فضای حرفه ای امروز ضروری است. دیک گروت، از مشاوران مدیریت و نویسنده کتاب «چگونه می توانیم در ارزیابی عملکرد بهتر عمل کنیم» (How to Be Good at Performance Appraisals) مطلبی ارزشمند را در این رابطه در وب سایت مجله هاروارد (HBR) ارائه کرده که در ادامه تقدیم می شود:

درباره این که نسبت به بازخورد منفی (مقاله بازخورد موثر شما را با مفهوم کلی بازخورد بیشتر آشنا می کند) چگونه واکنش نشان دهیم، توصیه زیادی ارائه شده است. هنگامی که انتقادی از سوی مدیر یا همکار مطرح می شود و معمولا با جمله هدایت کننده آشنای همیشگی  بیان می شود: خوب گوش کنید ، تدافعی برخورد نکنید و کمی به خودتان زمان بدهید.

البته در ارائه این سه پیشنهاد خطا و اشتباهی وجود ندارد. اما درست زمانی که همکارتان ناراحتی خود را با صدای بلند به خاطر فراموشی شما در برخی نکات اصلی پروژه برنامه ریزی شده بیان می کند، یا این که مدیر در مورد اشتباهات و لغزش هایی که در جلسه مهمی داشتید، به شما تذکر می دهد، در آن لحظه شاید این توصیه های ارزشمند را به خاطر نیاورید، زیرا در آن موقع سخت به نظر می رسد که این نکات به ذهن تان خطور کند و شما نیز بتوانید بر اساس آنها واکنش نشان دهید.

 نکته این جاست که اگر شما از پیش زمانی را برای فکر کردن درباره آن چه که می خواهید انجام دهید، اختصاص دهید، جدا از این که این فکر درست یا اشتباه باشد، افراد باز هم انتقادهای غیر منتظره ای را به شما وارد می کنند و شما همه نصیحت های درستی را که قبلا شنیده اید، زود به یاد نمی آورید.  بدون زمینه آمادگی، احتمالا به قدری غافل گیر می شوید که نمی توانید این سه توصیه ساده را به یاد بیاورید، در واقع این نسخه های تجویز شده به ما کمک می کنند که کنترل خودمان را حفظ کرده و یا (حداقل) بر موقعیت تسلط پیدا کنیم. در نتیجه آنها ارزش تکرار شدن و فکر کردن دارند- تا بتوانید در آن لحظه آمادگی داشته باشید.

1.به دقت گوش دهید. اول این که، هیچ شک و شبهه ای در این نکته وجود ندارد که هنگام بازخورد منفی بهترین کار قطع نکردن صحبت و گوش دادن دقیق به فرد بازخورد دهنده است. (می توانید با مراجعه به مطلب گوش کردن موثر، این مهارت رفتاری را بهتر بیاموزید). با وجود تکراری بودن این توصیه، سوالی که بحث نشده این است که چرا باید به این حرف ها گوش کنید؟

دلایل مختلفی برای این که هنگام گرفتن بازخورد منفی تا لحظه آخر سکوت خود را حفظ کنید، وجود دارد. البته شما می خواهید به طور دقیق دلیل انتقاد را قبل از واکنش دادن به آن بدانید. اما بهتر است به نکات دیگری نیز توجه کنید.

این که آیا این انتقاد وارد شده واقعیت داشته یا صرفا بیان نظر فرد بوده است؟ اگر به شما این نکته یادآوری شود که اجزای مهم پروژه را در نظر نگرفته اید، انتقاد واقعی خواهد بود. اما اگر گفته شود که جلسه را بد مدیریت کردید، یک نظر خواهد بود. ممکن است هر دو نوع انتقاد درست باشد، اما اگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید و آنها را از هم جدا کنید، بهتر می توانید پاسخ موثری برای آنها داشته باشید.

سوال بعدی این است که آیا این گفته ها صحت دارند؟ بین صحت بازخورد و کیفیت ارائه آن تمایز قائل شوید. معمولا افراد کمی در ارائه بازخورد منفی مهارت کافی دارند و به گونه ای آن را به مخاطب خود منتقل می کنند تا او احساس راحتی در دریافت آن یا پذیرش آن داشته باشد. من معمولا در انتقاد های افراد این جمله « صحبت های او مشکلی نداشت اما مشکل من با نحوه صحبت های او بود.»، مواجه می شوم. با قبول این که روش ارائه بازخورد تند، بدون احتیاط و بدون درنظر گرفتن حساسیت ها بوده، اما به این نکته فکر کنید که آیا واقعا بازخورد او درست بوده یا خیر؟ با وجود این که ممکن است بازخورد منفی با روشی نامناسبی ارائه شود، اما می تواند از لحاظ مفهومی به جا و درست باشد.

قصد و نیت و انگیزه او از بازخورد دادن به شما چه بوده است؟ اگر فردی که به شما بازخورد داده ، قابل اعتماد بوده و می توانید به او اتکا کنید، شما به این بازخورد توجه خواهید کرد و به آن تمایل نشان می دهید. اما حتی اگر فردی با حس غرور و برتری، مغرضانه و با قصد دیگری به شما بازخورد می دهد، بهتر است رفتار حرفه ای از خودتان نشان داده و آن چه را می گوید را خوب گوش کنید. مرجع صحبت ها را در نظر بگیرید، اما زیاد درگیر آن نشوید.

2.تدافعی برخورد نکنید. وقتی انتقاد بازخورد دهنده نادرست، نامطلع ، غیر منطقی و یا عجیب به نظر برسد، معمولا افراد در قبال آن موضع تدافعی می گیرند. حتی اگر انتقادکننده بازخورد اشتباهی به شما بدهد، پاسخ « فکر می کنم اشتباه برداشت کردید!» جمله مفید و سازنده ای نخواهد بود. حتی اگر شما بتوانید آن را اثبات هم کنید، فایده ای برایتان نخواهد داشت. ماهیت ما به گونه ای است که به صورت تدافعی گوش می دهیم. وقتی کسی به ما بازخورد منفی می دهد، گفته او را کامل متوجه نمی شویم، و بیشتر دقت ما به انحراف ها، جمله یا نتیجه گیری های اشتباه او متمرکز می شود. ما با گوش کردن به جمله ها سعی داریم اشتباهای او را اثبات کرده و کارهای خودمان را توجیه کنیم. حتی اگر بازخورد منفی که به ما داده بشود، از نظر ما اشتباه باشد، تلاش به ثابت کردن آن نیز فواید خوبی برای ما نخواهد داشت. ما سعی می کنیم اشتباه فرد را با بحث و گفت و گو ثابت کنیم. اما در بازخوردهای ضعیف ذهن ما بسته عمل می کند و ممکن است اطلاعات مفید نیز از دید ما پنهان باشد.

نکته کلیدی این است که بدون پاسخ به حرف های طرف مقابل گوش کنیم. تایید صحبت های او تا زمان اتمام آن، این اطمینان را به ما می دهد که وی همه مطالب خود را بیان کرده است. پرسیدن سوال به ما کمک می کند (می توانید برای استفاده موثر به مقاله تکنیک سوال پرسیدن مراجعه کنید) که موضع تدافعی را از ذهن خود حذف کنیم و از واکنش سریع و توضیح کارها نیز جلو گیری میکنید. این سوال ها را می توانید از او بپرسید... «من تمایل دارم تا مطمئن شوم که همه صحبت های شما را فهمیده ام ... اگر اشتباه نکنم ، شما احساس می کنید...» در واقع این سوال ها بدون درنظر گرفتن پیام اصلی، به ارتباطات شفاف و روشن کمک می کند. پرسیدن نمونه های مشابه از این سوالات به شما دید بهتری می دهد تا از پیام های غیر سازنده رهایی پیدا کنید.

3.زمان بخواهید. وقتی نگرانی هایی که در بازخورد منفی ارائه شده به صورتی است که می توان با تمرکز آن را حل کرد، بهترین کار این است که از طرف مقابل خود برای فهم بیشتر این نگرانی ها زمان بخواهید. این نکته مزیت های مختلفی دارد. اول این که باعث جلوگیری از واکنش سریع از سوی شما شده و این حس به بازخورد دهنده منتقل می شود که صحبت های او برایتان مهم بوده و می خواهید در زمان مناسب و با آرامش خاطر به آن توجه کنید. همچنین این امکان برایتان فراهم می شود که در مورد درستی و صحت گفته ها فکر کنید و اعتبار آن را با دیگران بسنجید.

گفتن جمله هایی نظیر «ممنون از بازخورد شما. دوست دارم در مورد صحبت های شما بیشتر فکر کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم... نکته ای دیگری به ذهنتان می رسد که دانستن آن مهم باشد؟» نشان می دهد که شما صحبت های مطرح شده را جدی می گیرید و از نا گفته نماندن مطلبی اطمینان حاصل می کنید.

درخواست زمان همچنین به شما کمک می کند که از واکنش عاطفی جلوگیری کنید. برای همین سعی کیند در آن زمان از این جمله ها استفاده کنید: «این موضوع خیلی اهمیت دارد، به خاطر همین دوست دارم با شما در مورد نکات گفته شده صحبت کنم، اما الان خیلی احساس خستگی می کنم / تمرکز خود را از دست داده ام/ یا موضع تدافعی گرفته ام. اگر امکان دارد فردا صبح در مورد این مساله بیشتر صحبت کنیم؟»

همچنین اگر در این گفت و گو ها، پس از بازخورد منفی توضیحات و یا دلایل شما نسبت به این که بدون فکر و تامل کافی آنها را بر زبان بیاورید، با توجه بیشتری در نظر گرفته می شوند. اگر طرف مقابل احساس کند که حرف های او کامل شنیده و فهمیده شده است، احتمال این که بازخورد از سوی هر دو طرف به دیدگاه مشترک برسد، زیاد است. زمانی که شما کاملا بازخورد منفی را متوجه شده اید، عذرخواهی پاسخ مناسبی برای آن خواهد بود. اما بیش از حد عذر خواهی نکنید. در واقع بنا به ضرورت و صادقانه معذرت بخواهید. به خاطر داشته باشید که بازخورد واقعیتی از زندگی است و از خطاها باید یادگیری داشته باشید و به سوی پیشرفت حرکت کنید.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


توانایی شما برای ارتقاء چقدر است؟ داستان موفقیت جک ولش از زبان خود.

 

  «سرنوشت خود را به‌دست بگیرید در غیر این صورت دیگری آن را در کنترل خود خواهد گرفت». جک ولش

در این مقاله جک ولش ضمن ارائه پیشنهاداتی اثربخش در زمینه پیشرفت مسیر شغلی از داستان موفقیت و تجربه خود صحبت می کند. اما پیش از ورود به این نوشته جذاب از جک ولش بهتر است در ابتدا معرفی مختصری از این اسطوره مدیریت معاصر برای همراهانی که آشنایی کمتری با وی دارند، ارائه دهیم.

معرفی مختصر جک ولش:

خبرگزاری سی‌ان‌بی‌سی (CNBC) در سالروز تاسیس خود، فهرستی از 25 شخصیت تاثیرگذار بر عرصه کسب و کار در ربع قرن اخیر تهیه کرد و در آن فهرست به معرفی این افراد و تاثیری که بر صنعت حوزه فعالیت خود داشتند پرداخت. یکی از نکات مهم انتخاب نام‌ها در این فهرست میزان تاثیر انقلاب گونه‌ای بوده که این افراد بر صنعت حوزه فعالیت خود داشته‌اند، نه ثروت آنها. جک ولش مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک یکی از افراد این فهرست است.

جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک در سال 1935 در ایالت ماساچوست متولد شد و در رشته مهندسی شیمی از دانشگاه ایلینویز با مدرک دکتری فارغ‌التحصیل شد. ولش به جای آنکه یک مالک-کارآفرین باشد، یک کارمند- مدیر بود و از این منظر در میان 25 نفر معرفی شده، منحصر به ‌فرد یا کم‌نظیر است. ولش که مهندسی شیمی خوانده بود در سال 1960 پس از گرفتن مدرک دکترای خود در شرکت جنرال الکتریک پلاستیکس مشغول به‌کار شد. او به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. وی نهایتاً در سال 1981 او به عنوان جوان‌ترین مدیر عامل تاریخ شرکت جنرال الکتریک انتخاب شد.

از جمله دستاوردهای ملموس این اسطوره مدیریت می توان به این نکته اشاره کرد که، طی دوره ریاست وی بر شرکت جنرال الکتریک ارزش بازار این شرکت از 14 میلیارد دلار به 400 میلیارد دلار (بیش از 28 برابر) رسید. همچنین درآمد جنرال الکتریک از حدود 27 میلیارد دلار به 130 میلیارد دلار (نزدیک به 5 برابر) افزایش یافت. در مجموع از وی به عنوان یکی از موفق ترین مدیران صاحب سبک در جهان می توان یاد کرد.

توانایی شما برای ارتقاء تا چه اندازه است؟

دست یافتن به رشد فردی در سازمان با انجام دو کار میسر می شود. اول این که بر اساس معیارهای مورد نظر مدیر خود نتایج بسیار خوبی کسب کنید. اگر شما بتوانید عملکرد مستمر خود حفظ کرده و رفتارهای مربوط به آن را داشته باشید، مدیر پی خواهد برد که روی شما همیشه می توان حساب کرد.

اما نباید به همین اکتفا کنید، مشخصه دیگری که می تواند شانس ارتقا شما را افزایش دهد، تلاش مستمر شما است که باعث افزایش موفقیت مدیرتان نیز می شود. پس وقتی مدیر از شما تقاضای انجام کاری دارد، نه تنها آن را انجام دهید، بلکه حتی مسئولیت های بیشتری نیز بپذیرید تا تصویر بهتری از خود ایجاد کنید.

در دوران جوانی وقتی که مدیر فرآیند تولید پلاستیک لوله های ده اینچی بودم، روزی مدیر کارخانه به من گفت: رییس شعبه مرکزی (نیویورک) در راه رسیدن به شرکت ما است. قرار است که در این بازدید ما پروژه هایی که اخیراً انجام داده ای را به او نشان دهیم. من نیز هنگام بازدید رئیس شعبه مرکزی درباره پیش نیازهای و بهبود پروژه کوچک خود با او صحبت کردم. همچنین به او درباره این که چطور می توانیم از این نوع پلاستیک در صنعت استفاده کنیم و آن را متناسب بازار عرضه کنیم توضیح دادم.

با این که اصلا فرد باهوشی نبودم، اما در طول یک سال تحقیقات زیادی را برای یافتن تناسب محصول در مقیاس بزرگتر در بازار انجام دادم. همه مسائل برای سرمایه گذاری مشخص شده بود - این که جایگاه شرکت ما کجا بود، محصول ما در مقایسه با سه رقیب برتر به چه شکلی بود و با نقطه قوت آنها چه تفاوت هایی داشت. پس از این جلسه توانستم در ذهن او تاثیر مثبتی ایجاد کنم. یک سال بعد، ارتقاهای شغلی شروع شد. مدیر شعبه اصلی در نیویورک ارائه آن روز من را به خاطر آورد. من به خاطر آن که در او تاثیری ایجاد کرده بودم و او انتظارش را نداشت، ارتقا گرفتم. اگر شما می خواهید در حرفه خود ارتقا یابید، باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهید، و حتی بیش تر از آن فعالیت و رفتار حرفه ای داشته باشید و تصویر بزرگی از خود به جای بگذارید.

منبع: برگرفته از صفحه شخصی جک ولش، مدیرعامل پیشین شرکت جنرال الکتریک

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تخصص، اثربخش ترین منبع ایجاد قدرت

 

تاثیرگذاری بر دیگران و اعمال نفوذ قطعا در خلا اتفاق نمی افتد و هر فردی برای جاری ساختن اراده خود در تیم نیازمند دسترسی به منابعی است. شاید شما نیز تا کنون با مدیرانی برخورد کرده باشید که برای پیش برد اهداف خود تنها به عنوان سازمانی خود متوصل می شوند و در صورتی که این عنوان از آن ها گرفته شود، دیگر هیچ تاثیر و نفودی بر دیگران ندارند.

معمولا بنیان های قدرت مختلفی وجود دارند که رهبران می توانند آن ها را به کار گیرند. مانند قدرت ناشی از پست، قدرت دادن پاداش و تنبیه کردن، یا اعمال کنترل بر اطلاعات که ماهیتی سازمانی دارند و بیشتر از جایگاه فرد نشات می گیرند؛ اما استفاده از منابع ذکر شده چندان هم بی درد سر نیست. زمانی که استفاده رهبر از این منابع قدرت که بیشتر ناشی از جایگاه سازمانی افراد است زیاد می شود، ممکن است کارکنان را در موقعیت ضعف قرارد دهد و از طرفی و به مرور موجب تبدیل شدن شما به فردی سلطه جو و انعطاف ناپذیر شود.

علاوه بر این، جامعه نیز نسبت به پنجاه سال پیش تغییر های عمده ای پیدا کرده است. امروزه کارکنان به صورت انفرادی از قدرت تصمیم گیری و نیز اختیار بیشتری در تغییر شغل خود برخوردارند. تعداد کمی از ما ممکن است نسبت به زور و قدرتی که به ما تحمیل شود، کنار بیاییم و بسیارند افرادی که (به خصوص نیروهای دانشی) که این نوع منابع قدرت را عملا، نادیده می گیرند.

در هر صوت رهبران موثر می توانند از سه نوع قدرت مثبت استفاده کنند: قدرت کاریزما (وجهه شخصی)، قدرت ناشی از تخصص و قدرت ناشی از منابع؛ که این مبحث به توضیح روش های ایجاد قدرت ناشی از تخصص به عنوان یکی از بهترین شیوه های تاثیرگذاری و اعمال نفوذ می پردازد.

استفاده از ابزار

قدرت ناشی از تخصص برای هر رهبری ضروری است، چرا که نگاه تیم در جهت دهی و هدایت به شما است. اعضای تیم به باور نسبت به توانایی شما نیاز دارند تا در مسیر درست پیش بروند و با راهنمایی و همکاری به نتیجه مناسب برسند. اگر تیم شما را به عنوان یک متخصص درک نماید، زمانی که شما آنها را توجیه و یا ترغیب می کنید، به شما گوش خواهند داد. و اگر تیم مهارت شما را به عنوان متخصص ببیند، شما مسیر آسانتری در ایجاد انرژی و انگیزه در اعضای تیم دارید.

  • اگر اعضای تیم برای مهارت و تخصص شما احترام قائل باشند، در این صورت آنها می دانند که شما می توانید به آنها روش موثر کارکردن را نشان بدهید.
  • اگر اعضای تیم به قضاوت شما اعتماد کنند، درک خواهند کرد که ترغیب کردن آنها به سخت کار کردن از جانب شما بخاطر هدایت تلاش آنها به مسیر درست است.
  • اگر آنها بتوانند تخصص شما را ببینند، باور خواهند کرد که شما برای هدایت تلاش آنها به سوی هدفی ارزشمند، خرد و ذکاوت کافی دارید.

در کل اگر اعضای تیم شما را به عنوان متخصص باور داشته باشد، شما برای انگیزه دادن آنها به منظور انجام بهترین عملکرد کار راحتتری خواهید داشت. اما شما چگونه می توانید قدرت ناشی از تخصص را بسازید؟

اولین قدم کاملا مشخص است (با این که زمان بر است). اما اگر شما از ابزارهایی مانند گردآوری اطلاعات استفاده کنید، به احتمال زیاد شما می توانید به خوبی در این مرحله جلو بروید.

تنها متخصص بودن کافی نیست. ضرورت دارد که اعضای تیم به تخصص و خبرگی شما پی ببرند و اعتبار شما به عنوان منبع اطلاعاتی معتبر مشهود باشد. گری یوکل (Gary A. Yukl) در کتاب خودش با عنوان "رهبری در سازمانها" برخی اقدامات را برای پرورش قدرت ناشی از تخصص اینگونه بیان می کند:

  • تصویر تخصص خود را ارتقا دهید.

به دلیل این که درک کردن تخصص در بسیاری از حرفه ها با تحصیلات و تجربه فرد ارتباط دارد، یک رهبر باید اطمینان پیدا کند که زیر دستان، هم رده ها و سرپرستاران از تحصیلات دانشگاهی، تجربه کاری مرتبط و موفقیت های مهم وی آگاه هستند. یکی از روش های متدوال برای اگاهی دادن از این موضوع به نمایش گذاشتن مدارک، لوح تقدیرها و سایر شواهد مربوط به مهارت و تخصص است که برای افراد قابل مشاهده است.- اصلا قبل از این موضوع، وقتی که شما برای کسب دانشی زحمات زیادی کشیده اید، شما شایسته تقدیر برای آنها هستید. روش دیگر، ارجاع دادن غیر مستقیم و جزئی به تحصیلات و تجربیات پیشین است ( مانند وقتی که به عنوان مهندس ارشد در شرکت ... بودم، مشکلی شبیه به این موضوع داشتیم). دقت کنید که این تاکتیک بیش از حد انجام نشود.

  • اعتبار خود را حفظ کنید.

زمانی که تصویری از تخصص خودتان ایجاد کردید، باید به دقت از آن مراقبت کنید. رهبر باید از نظر دادن های بی دقت نسبت به موضوعاتی که نسبت به آنها اطلاعات کمتری دارد، اجتناب کند.

  • در بحران ها با قاطعیت و محکم برخورد کنید.

در بحران و یا شرایط اضطرار زیر دستان ترجیح می دهند که رهبری که می داند چگونه تیم را برای حل مسئله هدایت کند، سکان امور را به دست گیرد. در این موقعیت زیر دستان تمایل دارند با رهبری محکم و خود اتکا و با دانش و تخصص روبرو شوند، حتی اگر رهبر مطمئن نباشد که بهترین روش برای حل بحران چیست. بیان کردن شک و تردید و یا سردرگمی خطر از دست رفتن نفوذ رهبر بر زیر دستان را به همراه خواهد داشت.

  • خودتان را به روز نگاه دارید.

قدرت ناشی از تخصص از طریق متقاعد کردن منطقی و نشان دادن دانش، عملی می شود. متقاعد کردن منطقی به کسب کردن اطلاعات به روز بستگی دارد. در نتیجه رهبر باید اطلاعات خوبی از تحولات داخل تیم، سازمان و یا بیرون سازمان و دنیا داشته باشد.

  • به دغدغه های همکاران پی ببردید.

متقاعد کردن منطقی نباید به شکل ارتباط یک طرفه از سوی رهبر با زیر دستان باشد. رهبران اثربخش با دقت به دغدغه و عدم اطمینان اعضای تیم خود گوش می دهند، و مطمئن می شوند که اعضا این موارد را طرح می کنند.

  • از تهدید عزت نفس همکاران خودداری کنید.

اگر چه قدرت ناشی از تخصص بر پایه تفاوت میزان دانش میان رهبر و اعضای تیم است، اما متاسفانه وجود میزان بالای تفاوت در صورتی که رهبر نسبت به روش اعمال قدرت تخصص خود مراقبت لازم را نداشته باشد، می تواند باعث به وجود آمدن مشکلاتی شود.

اگر رهبر قدرت مربوط به تخصص خودش را کاملا با تکبر به رخ اعضای تیم بکشد، احتمالا آنها از این قضیه ناراحت می شوند. در زمان ارائه دادن نظر و بحث های منطقی، برخی از رهبران از بالا به پایین به زیر دستان نگاه می کنند و سعی می کنند به آنها درس بدهند و این مفهوم شکل می گیرد که زیر دستان « نادان» هستند. نسبت به این موضوع مواظب باشید و از آن خودداری کنید.

نکات کلیدی:

به عنوان یکی از بهترین منابع نفوذ به جای متکی بودن بر قدرت ناشی از مقام و یا دسترسی به منابع، از توان تخصصی خود و قابلیت ترغیب منطقی استفاده کنید. این شیوه ضمن افزایش مشروعیت شما، منبعی پایدار جهت اعمال نفوذ در اختیار شما قرار میدهد. خود را به روز نگه دارید و تصویر یک فرد متخصص در ذهن مخاطبان خود ایجاد کنید.

منبع : Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


تحصیل در کنار اشتغال: آیا پرداختن همزمان به هر دو شدنی است؟

 

اگر قصد دارید که در کنار اشتغال و فعالیت، تحصیلات خود را نیز ادامه دهید و یا این که همزمان با تحصیل وارد بازار کار شوید، به احتمال زیاد با مشغله های فکری زیادی روبرو خواهید شد. بی شک به دست آوردن دانش و کسب مهارت ها در کنار انجام تعهدات شغلی و اجتماعی بسیار چالش برانگیز خواهد بود. اگر بتوانید با تلاش بیشتر تحصیل خود را در کنار رسیدگی به وظایف شغلی انجام دهید، به ارزش های بیشتری دست می یابید. راهکارهای زیر می تواند تا حدودی چالش شما را نسبت به تداخل شغل و تحصیل بکاهد.

1.از دوستان و خانواده کمک بگیرید.

اگر تصمیم شما برای ادامه تحصیل جدی است و یا این که می خواهید واقعا کنار تحصیل درگیر شغل نیز شوید،  بهتر است از حمایت های نزدیکان خود بهره بگیرید. قبل از تصمیم گیری می توانید از مشورت های خانواده و نزدیکان خود استفاده کنید. حداقل این کار باعث می شود که آنها به کمبود زمان شما پی ببرند و از این که  بنا به  دلایلی نمی توانید کنار آنها باشید، مطلع شوند. کمک گرفتن از کسانی که این راه را تجربه کرده اند، بسیار اهمیت دارد. سعی کنید از افرادی که این موقعیت را تجربه کرده اند، نیز مشورت بگیرید. یا ممکن است خانواده با تصمیم شما مخالفت داشته باشد، در این صورت می توانید با ایجاد تعادل در مطالعه و کار آنها را نیز قانع کنید.

 2.با کارفرمای خود صحبت کنید.

با این کار ممکن است کارفرما از تحصیلات شما حمایت و برای آن برنامه ریزی کند. و این امیدواری وجود داشته باشد که از حجم کاری شما بکاهد و برای شما مرخصی های بیشتری در طول سال در نظر بگیرد. یا این که در صورت امکان برنامه منعطف تری را برای شما پیشنهاد کند. به هر حال، حتی اگر شما تحصیلات خود را با هزینه و تلاش های خودتان ادامه می دهید، کارفرمای خود را نسبت به برنامه و اهداف خود مطلع کنید. زیرا معمولا کارفرماها نسبت به افزایش مهارت های کارکنان خود موانع کمتری می گذارند و با اطلاع دادن به آنها می توانید از حمایت های بیشتری برخوردار شوید.

البته این قضیه همیشه وقت صادق نیست و ممکن است مجبور شوید از میان کار یا شغل یکی را انتخاب کنید. در این صورت با اهداف مورد نظر خودتان پیش بروید و بهترین تصمیم را بگیرید که به پیشرفت شما کمک کند.

3.بر زمان خود کنترل بیشتری داشته باشید.

با این که در اوایل ممکن است به نظر برسد که تحصیل در کنار انجام وظایف شغلی، مشغولیت زیادی را به همراه داشته باشد، اما در واقعیت بسیاری از ما می توانیم از زمان با بهره وری بیشتری استفاده کنیم. به عنوان مثال هنگام رفتن به محل کار می توانیم در حمل و نقل عمومی مشغول مطالعه شویم. و مهم تر از همه این که امروزه اینترنت، شبکه های مجازی و تلویزیون وقت زیادی از ما می گیرند و می توانیم به طور موثر آنها را کنترل کنیم. حتی برخی مواقع وقت زیادی را صرف چک کردن ایمیل می کنیم (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله مدیریت موثر ایمیل). بنابراین بهترین کار برنامه ریزی برای آنها و پاینبد بودن به انجام کارها است. ترک عادت های بد نیاز به زمان و تمرین دارد، در صورتی که اراده آن را داشته باشیم.

4.بر نقاط قوت خود تمرکز کنید.

مهارت های یادگیری افراد با یکدیگر بسیار تفاوت دارد. در نتیجه ممکن است سبک یادگیری که برای شما کارایی لازم را دارد، برای فرد دیگری صادق نباشد (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله سبک های یادگیری). اگر سحر خیز هستید، می توانید یک یا دوبار در هفته ساعتی را برای مطالعه اختصاص دهید. تمرکز افراد نیز در مدت زمان های روز با یکدیگر تفاوت دارد، بنابریان همواره برنامه ای که با ویژگی های شخصیتی شما تطابق دارد را اجرا کنید.

5.محدوده مطالعه برای خودتان مشخص کنید.

اگر برایتان مقدور است می توانید مکانی را برای مطالعه خود اختصاص دهید. حتی لازم نیست که اتاق جداگانه ای داشته باشید و یک میز در گوشه ای از اتاق نیز راه حل مناسبی برای این کار خواهد بود. در این صورت سعی کنید برنامه خود را به اعضای خانواده بگویید تا آنها در این زمان، وقت کمتری از شما بگیرند و تمرکز شما را به هم نزنند. اگر پشتکار خود را نشان دهید، حمایت آنها را نیز پشت سرتان خواهید دید. اگر احساس کردید که این مکان مناسب شرایط شما نیست،  کتابخانه های عمومی جایگزین مناسبی خواهد بود. در نظر داشته باشید که ایجاد تمایز میان وقت مطالعه و دیگر ساعت های روز  باعث می شود که ذهن شما در بهترین حالت یادگیری قرار بگیرد.

6.برای خود هم مطالعه پیدا کنید.

یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به خواسته ها، هدف گذاری و اشتراک آنها با دوستان مشترک تحصیلی است که می تواند انگیزه شما را نیز افزایش دهد. دوست های خوب مزیت های زیادی دارند و برای یادگیری شما نیز موثر واقع می شوند. با فناوری های امروزه می توانید با آنها به صورت مجازی ارتباط داشته باشید و به همفکری و مشارکت در یادگیری بپردازید. اگر به صورت سنتی مطالعه می کنید، سعی کنید زمانی را نیز به شبکه های علمی و سایت های مناسب اختصاص دهید تا از اخبار و دانش به روز نیز آگاه شوید و اثر بخشی برنامه خود را نیز افزایش دهید.

خلاصه اینکه معمولا مشکل ترین موضوع مربوط به تداخل شغل و کار تصمیم گیری درباره اولویت آن است. شاید ابتدا این حس به شما دست دهد که انجام این دو کار به صورت همزمان مشکل است، اما زمانی که برنامه خود را شروع کنید، متوجه می شوید که آنقدر که تصور می کردید، سخت و دشوار نبوده است. برای انگیزه بیشتر می توانید به الگوها و افراد موفق مراجعه کنید و در صورت امکان از آنها مشورت بگیرید. حتی اگر امکان تحصیل فراهم نشد می توانید از دوره های مجازی استفاده کنید. لازم نیست همه وقت زندگی خود را به مطالعه اختصاص دهید، اختصاص چند ساعت و حتی شاید کمتر از آن نیز به زندگی شما ارزش بیشتری می بخشد.

منبع: Jobs Telegraph

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


بازآفرینی برند شخصی: چگونه می توانید تصویر از خودتان را تغییر دهید؟ «قسمت دوم»

 

در « قسمت اول» این مقاله با برخی از موارد مربوط به باز آفرینی برند که توسط خانم کلارک در مجله دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR) منتشر شده بود، آشنا شدیم. در ادامه سایر راه هایی که حاصل سال ها تجربه ایشان در نقش های مشاوره ای و اجرایی است را معرفی کرده و بحث بازآفرینی برند را جمع بندی خواهیم کرد.

مشخص کردن مقصد، برجسته کردن نقاط تمایز و ایجاد ارتباط میان حرفه قبلی با زمینه جدید مواردی بود که با آنها آشنا شدید. مورد بعدی معرفی دوباره خودتان است.

4. خودتان را دوباره معرفی کنید.

 زمانی که برند خود را بازسازی می کنید، یکی از قسمت های ساده پیدا کردن مخاطبان جدید است، زیرا برای آنها چهره ای جدید و شاید با ارزش شناخته شوید. اما سخت ترین قسمت معرفی دوباره خودتان به شبکه ارتباطی قبلی است. واقعیت این است که بیشتر افراد به پروفایل شما دقت زیادی نمی کنند. به عبارت دیگر، ذهنیت های آنها نسبت به شما ممکن است قدیمی باشد- و البته تقصیری هم از این بابت ندارند. در پروفایل شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک که ممکن است با بیش از هزار نفر ارتباط داشته باشیم، ارتباطات مبهم بوده و نباید انتظار داشته باشیم که این افراد از جزییات زندگی ما نیز مطلع باشند. بنابراین باید به صورت استراتژیک به شبکه های ارتباطی خود اطلاعات مجددی ارائه دهیم- زیرا ممکن است آنها خریدار (کارفرما) یا توصیه کننده  ما باشند و ما را به شغل جدید هدایت کنند. بنابراین ابتدا مطمئن شوید که همه مخاطب های شما (فیسبوک، لینکداین، وب سایت شخصی و ...) به روز و مرتبط باشند. فراموش نکنید که به مخاطب های لیست خود، با ارسال ایمیل یا تماس فردی علاقه خود به ارتباط را نشان دهید و در مورد جهت گیری جدید خود یا درخواست کمک، مشورت یا حتی پیشنهاد کار اطلاع دهید (ایمیل ها برای شروع کار موثر هستند، اما اغلب ممکن است بدون باز شدن باقی بمانند). در برخی مواقع، معرفی دوباره خود ممکن است با ادراک منفی دیگران همراه باشد و حفظ نظم در داشتن رفتار جدید بهتر می تواند انگیزه شما را نشان دهد. علاوه بر این در مورد ایده و فکر های جدید خودتان نیز تفکر استراتژیک داشته باشید. آیا می توانید طرح یا پروژه جدیدی را شروع کنید که مهارت های شما را بهتر نشان دهد (یا به توسعه آن کمک کند)؟ شرکت کردن داوطلبانه در فرصت ها یا موسسات خیریه یکی از روش هایی است که به وسیله آن می توانید شبکه ارتباطی بیشتری بسازید و مهارت های خود را توسعه دهید. اگر ایده جدیدی در حال اجرا شدن است، زود پیشقدم شوید. اگر رقابت شدید شود، در این صورت می توانید به شغل هایی رجوع کنید که دیگران تمایل ندارند (کارهای اداری)، اما با این کار می توانید با افراد جدید آشنا شده و ارتباط های حیاتی ایجاد کنید.

5. ارزش خود را اثبات کنید.

 بسیاری از دانشجویان هنر و طراحی همیشه پیش خود نمونه کاری دارند و در هر لحظه که نیاز باشد، به متقاضیان نشان می دهند. این موضوع در دنیای کسب و کار نیز صدق می کند. شکاف بزرگی بین آگاهی من از ایجاد کسب و کار جدید و اعتماد به آن چه که شما می توانید برای مشتریان انجام دهید، وجود دارد. ممکن است من به شما علاقه زیادی داشته باشم، اما تا زمانی که مهارت های شما برای من تایید نشده باشد؛ نسبت به پیشنهاد شما به دیگران تردید پیدا می کنم.  وبلاگ، فایل های صوتی و تصویری و شکل های مختلف شبکه های اجتماعی در این زمینه وارد شده اند و می توانید خودتان را نشان دهید. اما اولین قدم این است که از نام دامنه اینترنت خود به منظور رعایت کپی رایت آن مطمئن شوید. دومین مورد که می تواند بسیار مهم باشد؛ این است که منابع پیشنهادی شما ارزش واقعی خود را نشان دهد. شما در صورتی که بتوانید در حل مساله یا انجام بهتر کار به دیگران کمک کنید، سریع می توانید تخصص خودتان را نشان دهید. به عنوان مثال برایان کلارک با راه اندازی وب سایت Copyblogger توانست مخاطبان زیادی را با ارائه سرویس های مربوط به بهبود محتوای وب سایت ها جذب کند. به اشتراک گذاشتن محتوایی که ایجاد کرده اید، به مشتریان یا کارکنان بالقوه این امکان را فراهم می کند که قبل از این که تعهد بلند مدتی را با شما بپذیرند، بتوانند دیدگاه شما را ارزیابی کنند. (به عنوان مثال اگر طراح و گرافیست هستید، با نشان دادن گالری از تصاویر یا لوگو هایی که برای شرکت های دیگر طراحی کرده اید، می توانید مخاطبان خود را برای پیشنهاد کار جذب کنید). قبل از این که توانایی خود را نشان دهید، برند خود را با ایجاد ارتباط با شرکت های رهبر در رشته خود تقویت کنید. مقاله های خود را در ژورنال های معتبر چاپ کنید، در کنفرانس های مهم سخنرانی داشته باشید یا در انجمن های مربوط به رشته خود، نقش اجرایی و رهبری را قبول کنید. نتیجه این کار، دیده شدن، ارتباطات، اعتبار، بازدهی بالا و بازگشت سرمایه خواهد بود. در نتیجه شما باید به طور ثابت و متعهد رو به جلو حرکت کنید. اگر برای ورود به شغلی که زمینه بین الملی دارد، تمایل نشان دهید ولی تلاشی برای یادگیری زبان خارجی یا فرهنگ های دیگر نداشته باشید، پیشرفت زیادی نخواهید داشت. کلید اصلی در این زمینه تلاش و کوشش بلند مدت است. به عنوان مثال، مایکل میلکن (Michael Milken) که به خاطر نقض امنیت بازداشت شده بود، اعتبار خود را با سه دهه کمک های انسان دوستانه احیا کرد و بسیاری از موسسه ها و بنیادهای خیریه که با بیماری هایی چون سرطان، ملانوما (یکی از بیماریهای پوستی- سرطانی)، صرع و غیره مبارزه می کردند را ایجاد نمود و در سال 2004 با «عنوان مردی که پزشکی را تغییر داد»، لقب گرفت.

به ویژه در دوران اینترنت، نشانه های برند قبلی شما کاملا از بین نمی رود- و تا زمانی که نسبت به آن چه که یاد گرفته اید، تسلط و درک داشته باشید، مشکلی به وجود نمی آید. چالش این است که نسبت به آرزوی خود برای اینکه چه برداشتی از شما شود، خلق داستانی که توسعه شما را توصیف کند و سپس در رابطه با انتقال پیام تفکر استراتژیک داشته باشید. این نکته را مانند بهینه ساز موتور جست و جوی زندگی خود در نظر بگیرد: هر اندازه که ارتباطات خود را گسترش دهید و اعتبار بیشتری کسب کرده و محتوای منظمی را به شبکه خود اضافه کنید، احتمال این که برند جدید شما بیشتر شناخته شود، بالاتر می رود.

 ایده در یک نگاه

 افراد با تغییر شغل خود می توانند خودشان را باز آفرینی کنند. اما مدیریت برند در این تغییر اهمیت زیادی دارد. زیرا این کار می تواند بین تغییر موفق و ناموق تمایز ایجاد کند. قدم های اصلی در بازآفرینی شخصی عبارتند از:

  1. مقصد خود را تعیین کرده و مهارت های مورد نیاز را کسب کنید
  2. ویژگی متمایزی در خود ایجاد کرده و آن را برجسته کنید.
  3. ارتباط حرفه قبلی و ارزش آن را در زمینه جدید شرح دهید.
  4. خودتان را دوباره معرفی کنید، برای نشان دادن توانایی های خود از رسانه های دیجیتال و ظرفیت آنها استفاده کنید.
  5. ارزش خود را با ایجاد و بهبود سابقه قبلی خود اثبات کنید.

نشانه های برند قبلی تان ممکن است برای مدتی باقی بماند، اما با دقت نظر، استراتژی و توانایی را در نظر بگیرید که بتواند در نقش جدید ارزش ایجاد کرده و به برند جدیدتان نیز کمک کند.

منبع: Harvard Business Review

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.