زمانش رسیده به خود پاسخ دهید که چه‌کاره‌اید؟

"من چه‌کاره هستم؟" یکی از آن پرسش‌هایی است که از دست آن رهایی نخواهیم داشت، همیشه به این فکر می‌کنیم که چه شغلی برای ما مناسب است، بین فرصت‌های مختلف شغلی و تحصیلی نمی‌دانیم کدام را انتخاب کنیم و در ابعاد عمیق‌تر نوعی سرگشتگی و گم‌گشتگی با ما ماست که در مورد هدف زیست مان از ما می‌پرسد.

اما ما برای پاسخ به این پرسش می‌خواهیم یک پیشنهاد به شما بدهیم و آن پیشنهاد این است بیایید فرض کنیم «شما برای انجام کاری منحصربه‌فرد و مخصوص به خودتان دارید زندگی می‌کنید، کاری که فقط شما از پس انجامش برمی‌آیید و مانند اثرانگشت شما فقط متعلق به شماست». ما اسم این کار را گذاشته‌ایم خویشکاری، «یعنی کاری که هر شخص به‌عنوان هدف زندگی‌اش برمی‌گزیند».

البته ما برای پذیرفتن این فرض پافشاری نداریم  شما می‌توانید به داشتن خویشکاری باور داشته باشید یا فکر کنید این دیگران هستند که مشخص می‌کنند شما چه شغلی و رشته‌ای را انتخاب کنید و شما در جریان زندگی غوطه‌ور هستید و کارها و انتخاب‌هایتان تنها عکس‌العملی به شرایط بیرونی است. قرار نیست هیچ‌کدام از این دیدگاه‌ها درست و دیگری غلط باشد به‌عبارت‌دیگر به هرکدام باور داشته باشید آن برای شما درست است.

حالا اگر شما نیز این پیشنهاد را قبول دارید و به دنبال این هستید که کار موردنظرتان را خود انتخاب کنید مطالعه این متن می‌تواند به شما در پیدا کردنش کمک کند

درباره خویشکاری

شاید همه ما راحت‌تر بودیم اگر صبح پا می‌شدیم و می‌رفتیم کرکره مغازه پدری را بالا می‌دادیم و نقش خود را و کار خود را همان‌که پدرمان انجام داده می‌دانستیم، اما انگار دنیای امروز چیز بیشتری را به‌عنوان خویشکاری از ما طلب می‌کند، دنیا چنان در حال تغییر است که حتی برای خودمان هم یقینی وجود ندارد که شغلی که امروز انجام می‌دهیم 10 سال دیگر هم وجود داشته باشد و از سوی دیگر همین پویایی فرصتی به ما می‌دهد که بتوانیم حرفه خود و شغل خود را نوع جدیدی تعریف کنیم که تاکنون وجود نداشته است.

به‌عبارت‌دیگر خویشکاری یک فعل است که می‌تواند در قالب‌های شغلی مختلف اجرا شود، ممکن است خویشکاری شما آموزش دانشی خاص باشد که احساس می‌کنید آدم‌های به دانستن آن نیاز دارند یا ارائه یک خدمت به مردم و یا انتقال احساسی ویژه به دیگران باشد، خویشکاری‌ها بسیار متنوع هستند و می‌توانند چنان جزئی و خاص شوند که برای هر شخص منحصربه‌فرد باشند. به‌عبارت‌دیگر خویشکاری هر فرد روش هر فرد هست برای ایجاد ارزش‌افزوده برای دیگران.

خویشکاری یک انتخاب است، یعنی یک قرار است با خودتان که بر روی انجام کار مشخصی تمرکز کنید، بنابراین هر زمان که نیاز باشد می‌توانید این قرارداد با خودتان را بازنویسی کنید. حالا سؤال این است که بر چه اساسی باید خویشکاری را انتخاب کرد تا این قرارداد پایدارتر باشد.

آنچه در انتخاب خویشکاری مهم است:

بیایید از فرضمان شروع کنیم، ما فرض کردیم که قرار است کاری خاص را به‌عنوان نقش خود به‌صورت پایدار انتخاب کنیم یعنی تقریباً می‌خواهیم این کار را تا آخر عمرمان انجام دهیم، حالا به نظر شما این کار باید چه ویژگی داشته باشد که بتوان تا آخر عمر آن را انجام داد. بدون شک یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که باید داشته باشد این است که شما از انجام آن لذت ببرید، انجام کاری هرچند مهم و هرچند سودمند اگر به شما احساس لذت ندهد بعد مدتی شما را خسته و ناراضی می‌کند و بازده شما را به‌شدت کاهش خواهد داد.

نکته دیگر که در انتخاب خویشکاری بدیهی به نظر می‌رسد این است که شما باید در انجام آن کاری که انتخاب می‌کنید توانمند باشید و بهتر از دیگران انجام دهید.

حالا فرض کنید شما فعالیتی را پیدا کردید که هم از انجام آن لذت می‌برید و هم در آن بسیار توانمند هستید، آیا این‌ها کافی است؟ اگر کار شما نتواند برای دیگران ارزش‌افزوده‌ای ایجاد کند تا جامعه منابع موردنیاز برای ادامه این فعالیت در اختیارتان قرار دهد آیا انجام آن فعالیت پایدار خواهد بود؟ بنابراین کاری که شما به‌عنوان خویشکاری انتخاب می‌کنید باید بتواند نیازی از جامعه رفع کند تا برای جامعه ارزشمند باشد و شما به توانید به آن به‌صورت یک کار حرفه‌ای نگاه کنید که بابت آن درآمد خواهید داشت.

بنابراین جایی که باید به دنبال خویشکاری خود بگردیم فضای مشترک بین فعالیت‌هایی است که از انجام آن لذت می‌بریم، توانمندی‌های ما و کارهایی است که نیاز جامعه را برطرف می‌کند. پس برای یافتنش به نظر می‌رسد باید هر یک از این سه حوزه را خوب بشناسیم تا فصل مشترکشان را پیدا شود.

 

چگونه پیدا کنیم از چه‌کارهایی لذت می‌بریم؟

برای پیدا کردن گستره کارهایی که از آن لذت می‌برید باید کمی با خود خلوت کنید، و در خلوت خود به این فکر کنید که مثلاً در کودکی دوست داشتید چه‌کاره بشوید و چرا آن شغل را دوست داشتید چه ویژگی در آن شغل شما را ترغیب می‌کرد، یا این‌که در زمان انجام چه فعالیتی تابه‌حال احساس کردید که چنان از آن لذت می‌برید که گذشت زمان را متوجه نمی‌شوید، زندگی ایده ال خود را تصور کنید، در آن تصویر شما چه نقش و شغلی دارید. هدف از این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگری که می‌توانید در مورد خواسته‌هایتان از خود بپرسید این است که فعالیت مشترک پس همه‌چیزهایی که از آن لذت می‌برید را برایتان مشخص کند. شما ممکن است به این نتیجه برسید که من هنگامی‌که چیز جدیدی خلق می‌کنم احساس لذت می‌برم، یا هنگامی‌که مفهوم جدیدی را متوجه می‌شوم، یا زمانی که با دیگران همکاری گرم و صمیمی دارم و آن‌ها را هدایت می‌کنم برایم لذت‌بخش است. همان‌طور که گفتیم این فعالیت لذت‌بخش ما می‌تواند بسیار متفاوت و منحصربه‌فرد باشد اما باید گستره کارهایی که از آن لذت می‌بریم را توصیف کند.

ممکن است در پرسیدن سؤال «من از چه‌کاری لذت می‌برم» متوجه شوید تابه‌حال از هیچ‌یک از کارهایی که انجام داده‌اید لذت نمی‌بردید، احساس کنید همه کارهایی که در انجام آن‌ها می‌کوشید را برای جلب رضایت و تأیید دیگران انجام می‌دادید و به خود و خواسته‌های خود اهمیت نمی‌دادید، البته این اتفاق تلخ ولی سازنده‌ای است، اتفاقی که ممکن است مسیر زندگی شما را تغییر دهد، پیشنهاد ما این است که انجام کارهای جدید را تجربه کنید و ممکن است در این تجربه کردن‌ها به کاری بربخورید که احساس کنید با انجام آن به‌شدت لذت می‌برید.

یک تصور که ممکن است مانع یافتن حوزه لذت شود این باور است که اصولاً کار باید با رنج و زحمت انجام شود، البته این‌که هر کاری زحمت خود را دارد درست است ولی این‌که لذت برد از کار ناشایست است یا این‌که مقدار لذتی که انسان می‌تواند از آن برخوردار شود میزان محدودی است و هر مقدار لذت نیازمند همان اندازه رنج است، ساخته ذهن انسان‌هایی است که همه عمر به انجام کاری که دیگران خواسته‌اند چسبیدند و با این فکر کار خود را توجیه می‌کنند.

برای یافت حوزه لذت خود آزمون‌های شخصیت شناسی بسیار می‌توانند شما را کمک کنند، در این سایت ما آزمون‌های مختلفی را در اختیار شما قراردادیم که ممکن است شما را یاری دهد.

چگونه حوزه توانمندی خود را پیدا کنیم؟

برای یافتن حوزه توانمندی خود نیاز است تا از خلوت خود خارج شوید و وارد میدان کار کردن با دیگران شوید، باید از انجام کارهای مختلف استقبال کنید و از پذیرفت کارهای جدید که تاکنون تجربه نکردید هراس نداشته باشد با انجام کارهای جدید شما فرصت این را خواهید داشت که حوزه توانمندی‌های خود را بیشتر بشناسید. برای شناخت حوزه توانمندی‌تان شما نیازمند دریافت انگاره از دیگران هستید، از دیگران بخواهید در مورد عملکرد شما بازخورد بدهند و در گفته‌های آن‌ها به دنبال این بگردید که شما را در انجام چه‌کاری توانمند می‌دانند. درنهایت باید کشف کنید که توانمندی محوری شما چیست، توانمندی و محوری کاری است که شما را به توانمند بودن در انجام آن می‌شناسند.

توانمندی محوری روی دیگر سکه فعالیت لذت‌بخش شماست، به نظر می‌رسد اصولاً ما از آن کاری که توانمندیم لذت می‌بریم و وقتی از کاری لذت می‌بریم در آن توانمند می‌شویم، بنابراین پس از جمع‌آوری لیست از توانمندی‌هایتان به دنبال آن‌هایی بگردید که برایتان لذت‌بخش است و آن را به‌عنوان توانمندی محوری خود مشخص کنید.

سازگار شدن با محیط

پس‌ازاین که در خود چیزی که از آن لذت می‌برید را جستجو کردید و پس از آن‌که از دیدگاه دیگران در مورد توانمندی خود آگاه شدید لازم است این بار به دیگران نگاه کنید تا ببینید آن‌ها چه نیازی دارند و توانمندی محوری شما چگونه می‌تواند به این نیاز آن‌ها پاسخ دهد، این دیگران می‌توانند سازمان شما باشند و شما می‌توانید به این بیندیشید که چگونه توانمندی محوری شما می‌تواند در راستای اهداف سازمان قرار گیرد بنابراین لازم است خویشکاری خود را در سازمان مشخص کنید، یا می‌توانید دایره اثرگذاری خود را گسترده‌تر کنید و خویشکاری خود را در برابر جامعه مشخص کنید و توانمندی خود را به یک کسب‌وکار تبدیل کنید.

بااین‌وجود هر چه باشد شما از این به بعد یک معیار دارید که با آن می‌توانید فرصت‌هایی که پیش روی شما است را انتخاب کنید، نکته جالب آنجاست که وقتی توانمندی محوری خود را در نقش‌های مختلف انجام می‌دهید در انجام آن توانمندتر می‌شوید و روزبه‌روز در انجام آن متخصص‌تر خواهید شد.

نکته که پیش از آن نیز به آن اشاره شد این است که خویشکاری مانند یک قرارداد است که شما می‌توانید هر زمان که نیاز داشتید آن را بازنویسی کنید و بدون شک نیاز است این کار را بکنید.

سخن آخر: خویشکاری یک روش است، روش شخصی شما برای زندگی کردن و ایجاد ارزش‌افزوده، انتخاب و پرورش خویشکاری مانند به دست آورد یک نیروی محرکه است که می‌تواند شما را به هرکجا ببرد اما شما برای حرکت کردن نیازمند طراحی یک نقشه هستید و نقشه‌ای که بر پایه بهره‌برداری از خویشکاری شما برای پیشرفت می‌شود هرم‌خواست نام دارد. در مقاله آینده بیشتر در مورد هرم خواست صحبت خواهیم کرد.

 

تهیه شده توسط رادمان خورشیدیان

آیا استفاده از این مطلب برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

ش شاهین

بسیار عالی و کاربردی ، همه ما بعضی وقت ها خواه یا ناخواه در مسیری قرارمیگیریم که نه برای اون ساخته شدیم و نه جرات اون رو داریم که دست به تغییر بزنیم در نتیجه همه عمر ناراضی هستیم و کاری هم نمیکنیم . متن و راهنمای خوبی برای شروع تغییر هست.

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


چگونه برای ورود به شغل در دوران پس از فارغ التحصیلی برنامه ریزی کنیم؟

 

اگر از کسی که به تازگی فارغ التحصیل شده این سوال را بپرسیم که برای آینده چه هدفی در سر دارد، شاید نتواند پاسخ مطمئنی برای ما داشته باشد. (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله هفت گام مهم پس از فارغ التحصیلی) به ویژه این که بسیاری از دانشجویان در حین تحصیل اعتماد به نفس پایینی برای ورود به کار پیدا می کنند و احساس می کنند که مهارت های لازم برای ورود به بازار کار را ندارند. البته این احساس طبیعی به نظر می رسد. چون بسیاری از افراد فکر می کنند که دیگران جای آنها را می گیرند و میزان بالای آمار فارغ التحصیلان را نیز سندی برای این ادعا قرار می دهند. یا حتی به آمارهای بیکاری اشاره می کنند و بسیاری از توجیه های مشابه. اما واقعا چگونه می توانیم برنامه ای برای ورود به مسیر شغلی خودمان داشته باشیم؟

اولین قدم شناخت خودمان است. دلیل اهمیت این موضوع به این نکته برمی گردد که با شناخت بیشتر از خودمان می توانیم توانایی هایمان را بهتر شناخته  و شانس جذب شدن را نیز افزایش دهیم. در واقع این مساله به برند شخصی ما نیز کمک می کند (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به اینفو  برند شخصی). در واقع وقتی شما خودتان نیز نمی دانید که چه ارزشی را می توانید برای کار فرما عرضه کنید، به طور یقین او هم از این موضوع با خبر نخواهد بود. دوم این که اگر واقعا خودتان را خوب بشناسید، انتخاب حرفه شغلی نیز برای شما راحتتر خواهد بود. تحقیقات نشان می دهد که معمولا بیش از 35 درصد از فارغ التحصیلان، شغل خود را در سال اول تجربه کاری از دست می دهند. دلیل این امر هم خیلی واضح است، چون که شخصیت خود را به خوبی نمی شناخت و بدون اطلاع از آن وارد حرفه شغلی شده اند. نکته مهم تر برای کسانی است که شغل دائمی انتخاب می کنند و حداقل باید چهار سال به صورت پیمانی مشغول فعالیت باشند. به نظرتان با انتخاب اشتباه و قبل از آن شناخت ناکافی از خودتان، چهار سال وقت و زمان خود را از دست نمی دهید؟

«معمولا برای بسیاری از افراد علاقه پس از سپری شدن زمان ایجاد می شود، به ویژه اگر پیشرفتی در شغل انتخابی ببینند. انتخاب بر اساس علاقه و  متناسب با ویژگی های شخصیتی استراتژی موثری برای ورود به کار است که استرس کمتری هم برای متقاضی شغل خواهد داشت. در این بحث به بررسی سه پرسش اصلی پرداخته می شود که با ایجاد چالش و سوال در ذهن شما می توانند کمک کنند تا شناخت بیشتری از توانایی های خودتان پیدا کنید و بهتر بتوانید شغل مورد علاقه خود را تعیین نمایید.»

1.نوع شخصیت، ارزش ها، هنجارها و باورهایتان چیست؟

وقتی این سوال از شما پرسیده شود، پاسخ شما برای آن چه خواهد بود؟ آیا فکر می کنید که فردی ایده آل گرا و اجتماعی هستید یا این که درون گرا و پایبند به اهداف خودتان؟ آزمونی که می تواند به شما در پاسخ به این سوال کمک کند، تست شخصیت است و بر اساس خروجی آن می توانید پاسخ مناسبی به این سوالات  بدهید. (مانند تست شخصیت MBTI). یا استفاده از تست مربوط به پروفایل های شخصی که معمولا جنبه هایی مانند علاقه به کارهای روتین یا انعطاف پذیری، آرام در مقابل شخصیت تنش پذیر، منظم یا نا منظم، خجالتی یا دارای اعتماد به نفس و میزان تمایل به تجربیات جدید (آزمون پنج عاملی شخصیت) را در نظر می گیرند. فکر کردن به این موارد می تواند مسیر شغلی شما را بهتر تعیین کند و بدانید که مناسب چه شغل هایی هستید.

2.دانش و مهارت های شما در چه زمینه هایی است؟

اهمیت دانستن مهارت ها و دانش بسیار بدیهی و روشن به نظر می رسد. دانستن نقاط قوت باعث می شود که کارفرما نیز درک بهتری از ما داشته باشد و شاخصی برای توسعه و رشد فردی ما باشد. برای این که بتوانید درک بهتری از نقاط قوت و ضعف خود داشته باشید، می توانید از شاخص های هسته ای (Core Quadrang) دنیل اوفمن (Daniel Ofman) استفاده کنید. همچنین موفقیت های قبلی و پیشین خود را در نظر بگیرید. بسیاری از افراد در دیدن موفقیت های خود کم بینی قائل می شوند و آنها را نادیده می گیرند. بنابراین حداقل سه موفقیت قبلی خودتان را بنویسید. ممکن است این موفقیت ها شامل افتخاراتی که در دوران تحصیل کسب کرده اید، کار آموزی یا حتی قهرمانی های ورزشی باشد که کسب کرده اید. برای هر یک از موارد نیز با جزئیات مشخص کنید که چه ویژگی هایی در شما باعث رسیدن به آنها شده است. نوشتن این ویژگی ها  باعث می شود که به خلاصه ای از قابلیت و توانایی های خود برسید.

3. هدف شما چیست؟ چه عواملی انگیزه شما را بیشتر می کند؟ 

این که شما به مهارتی تسلط داشته باشید، به معنای آن نیست که حتما به حرفه مورد نیاز آن وارد شوید. در واقع علاقه شما نیز بعد مهم دیگر آن است. باید مشخص کنید که به دنبال چه میسر شغلی و حرفه ای هستید. ممکن است وقتی می خواهید علاقه خودتان را مشخص کنید با سوالات انتزاعی روبرو شوید، در نتیجه بهتر است شرح شغلی از وظایف خودتان را بنویسید. برای این کار می توانید از شرح شغل های آماده ایده بگیرید. به عنوان مثال می توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • فرصت رشد: دست یابی به فرصت های بالاتر با توجه به رده سازمانی و سلسه مراتب ساختاری آن.
  • امنیت شغلی: شغل دائم، دیده شدن و تحسین عملکرد شما توسط کارفرما.
  • آزادی: داشتن قدرت شخصی بیشتر، آزادی و بر عهده گرفتن مسئولیت حاصل از نتایج به منظور رسیدن به موفقیت های بیشتر و کم بودن وظایف ثابت و تکراری.
  • تعادل: ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی و افزایش توسعه فردی. در واقع پرداختن به شغل به عنوان یکی از بعدهای زندگی.
  • چالشی بودن: هیجان و چالشی بودن وظایف باعث می شود که شما تعهد بیشتری به کار نیز داشته باشید. تلاش برای این که بتوانید اقدامات و خلاقیت های خود را در کار بیشتر کنید و سخت برای رسیدن به موفقیت بکوشید.

در مرحله بعدی به دنبال فرصت های شغلی باشید که جزئیات آن را مشخص کرده اید. به این فکر کنید که آیا کار کردن در شرکت کوچک را ترجیح می دهید یا شرکت بزرگ ؟. آیا ساختار سازمانی برای شما اهمیت دارد و موارد دیگر. همچنین فرهنگ سازمانی (برای بررسی بیشتر مراجعه کنید به مقاله شناخت فرهنگ سازمانی)، همکاران و هر آنچه که فکر می کنید برایتان مهم است را در نظر بگیرید. لیستی از ترجیح های خودتان را تهیه کنید. توجه داشته باشید که در دانشگاه به شما پیدا کردن فرصت های شغلی آموزش داده نمی شود. بنابراین باید به سراغ کانال فرصت های شغلی بروید و با توجه به شرایط خودتان، مسیر آینده را مشخص کنید. نباید دلسرد شوید و فکر کنید که دیده نمی شوید، اگر حرفی برای گفتن داشته باشید و به اصطلاح نیازهای کارفرما را تا حدودی پاسخ بدهید، در لیست انتخابی او برای تماس مصاحبه خواهید بود. در نهایت به یاد داشته باشید که استفاده از رویکرد استراتژیک پایانی برای ورود میسر شغلی نیست و تنها نقطه آغازی برای تحقق رویاهای شماست.

منبع: Careerealism

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


اینفوگراف:ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین

 

در اینفوگراف زیر با چگونگی ایجاد پروفایلی حرفه ای در لینکدین آشنا خواهید شد.

 TalentYab-linkedin-profile. 01

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


ایجاد تصویری عالی در اولین برخورد

 

همیشه اولین هاست که در ذهن افراد ماندگار می شود. وقتی برای اولین بار فردی را می بینید مهم است که بتوانید تاثیر مثبتی از خود در ذهن او ایجاد کنید.

ارزیابی فرد مصاحبه کننده از شما که برای اولین بار ملاقاتتان می کند، ممکن است با نگاهی سریع و صرفا در چند ثانیه صورت بگیرد. درواقع، این فرد در زمانی کوتاه عقیده خودش نسبت به شما را بر اساس ظاهر، زبان بدن، طرز برخورد، اخلاق و نحوه پوششتان شکل می دهد. شما در هر برخورد جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و تاثیر اولیه ای از شما در ذهن مخاطب نقش می بندد. برخوردهای اولیه ممکن است دیگر قابل برگشت و جبران نباشند، چرا که این برخوردها از اهمیت زیادی برخورداراند و مبنای روابط آتی شما قرار می گیرند.

بنابراین، چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی کاری ، دانستن این که شما چگونه تاثیر اولیه مناسبی را ایجاد کنید، اهمیت ویژه ای دارد. این مقاله به تشریح نکاتی پرداخته که می تواند برایتان در ارتباط با این موضوع مفید باشد.

سر وقت حاضر شوید.

کسی که شما او را برای بار اول ملاقات می کنید خیلی مشتاق شنیدن "دلایل هرچند مناسب" شما برای دیر رسیدن نیست. برای زود رسیدن به "قرار ملاقات" برنامه ریزی داشته باشید. این باعث می شود که در صورت وجود ترافیک یا اشتباه احتمالی در مسیر، کماکان امکان به موقع رسیدن وجود داشته باشد. زود رسیدن بسیار مناسب تر از این است که شما با تاخیر و بدون انجام کمی تلاش به قرار برسید، و این قدم اولیه در ایجاد یک تصویر و برخورد اولیه مناسب است.

راحت و آرام باشید.

اگر شما احساس راحتی نداشته باشید، ممکن است فرد مقابل نیز به همین احساس دچار شده و تصویر نامناسبی از شما در ذهن مخاطبتان شکل بگیرد. اگر شما آرام و با اعتماد به نفس باشید، فرد مقابل نیز احساس راحتی بیشتری با شما خواهد کرد. بنابراین این موضوع بنای مستحکمی برای ایجاد اثر مثبت اولیه در ذهن آن فرد است. برای اطلاع بیشتر از نحوه آرامش و حفظ آدرنالین به مقاله تمرکز رجوع کنید.

خودتان را خوب معرفی کنید.

مسلما وضعیت ظاهری شما اهمیت (زیادی) دارد. کسی که شما او را برای اولین بار می بینید، شما را نمی شناسد و به همین دلیل وضعیت ظاهری شما معمولا اولین تاثیر را در ایجاد علاقه او به ادامه گفت و گو با شما می گذارد. آیا وضع ظاهری شما دقیقا همان چیزی است که تاثرگذاری اولیه مناسب کمک می کند؟

ابتدا از نحوه پوشش خودتان شروع کنید. به نظر شما مناسب ترین لباس برای این جلسه و ملاقات چه می تواند باشد؟ در موقعیت تجاری و کسب و کار، مناسب ترین پوشش چیست؟ کت، ژاکت یا لباس غیر رسمی؟ از خودتان بپرسید که طرف مقابل شما چه لباسی را احتمالا می پوشد؟

برای قرارهای اجتماعی و کاری، پوشش مناسب در کشور ها و فرهنگ های مختلف متفاوت است. این همان نکته ای است که وقتی شما در کشور یا موقعیت ناشناخته ای قرار بگیرید، بایستی به آن توجه ویژه ای داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که از هنجارها و سنت ها اطلاع دارید.

در مورد آراستگی شما چطور؟ ظاهر منظم و تمیز برای بیشتر موقعیت های کاری و اجتماعی مناسب است. به عنوان مثال نوع پیرایش مو ،اصلاح صورت، لباس تمیز و منظم و یا آرایش ساده و منظم. اطمینان کسب کنید که آراستگی و نحوه پیرایشی که دارید به برقراری ارتباط سازنده با طرف مقابل شما کمک کند.

علاوه بر موارد فوق نکات زیر را نیز برای اینکه تاثیرگذاری اولیه مناسبی داشته باشید، به کار گیرید.

خودتان باشید ! (تظاهر نکنید)

بهترین وضعیت این است که شما بدون انکار شخصیت و عقاید خودتان، اثر اولیه مناسب ایجاد کنید. البته که، شما برای ایجاد تاثیرگذاری اولیه به درجه ای از متناسب سازی نیز نیاز دارید، اما همه اینها به متناسب بودن وضعیت شما با آن موقعیت مربوط بوده و نیازی نیست که به چیزی غیر از خود واقعیتان تظاهر نمایید.

لبخند در حکم پیروزی!

همانطور که گفته می شود "بخند تا دنیا به رویت بخندد"، هیچ چیزی مانند لبخند باعث ایجاد اثر برخورد اول خوب نمی شود. لبخند گرم و با نشانه اعتماد به نفس باعث راحت بودن شما و فرد ملاقات شونده می شود. در نتیجه لبخند در حکم برگ برنده است، اما در آن زیاده روی نکنید- افرادی که بیشتر از لبخند استفاده می کنند، دو رو و بی صداقت جلوه می دهند یا حداقل "غیر جدی و سبک" به نظر می رسند.

صریح و با اعتماد به نفس باشید

زمانی که قصد ایجاد یک تاثیر اولیه مطلوب را دارید، زبان بدن و وضعیت ظاهری از کلمات بسیار گویاتر هستند. از زبان بدنتان برای نشان دادن اعتماد به نفس و حس اتکا به خود بهره بگیرید. مستحکم بایستید، لبخند به لب داشته باشید و با قاطعیت دست دهید. همه این موارد به شما کمک خواهد کرد تا اعتماد به نفس داشته باشید و شما و طرف مقابل نیز در وضعیت راحتی قرار بگیرید.

تقریبا همه افراد زمانی که کسی را برای اولین بار ملاقات می کنند، درجه ای از استرس و نگرانی دارند. با آگاهی از عادت های استرس خود سعی کنید که آنها را اصلاح کنید.

 مثبت باشید

نگرش شما آنچه را که انجام می دهید را نشان می دهد. حتی اگر با انتقاد و یا عصبانیت مصاحبه کننده روبرو شدید نگرش مثبتی داشته باشید. سعی کنید که از مصاحبه درس بگیرید و از آن بهره مناسب ببرید.

مودب باشید و دقت نظر داشته باشید

طرز برخورد مناسب، ادب، دقت توجه و خوش رفتاری به ایجاد برخورد اولیه خوب کمک می کند. در واقع ممکن است شما بدون داشتن حتی یکی از این شرایط، فرصتی را در ایجاد تصویر اولیه مناسب از دست بدهید.

یکی از رفتارهای مناسب این است که "موبایل خود را خاموش کنید یا در حالت سکوت قرار دهید". چطور می خواهید برخورد اولیه مناسبی خلق کنید وقتی که شما در حین ملاقات با فرد دیگری صحبت کنید؟. آشنایی جدید شایسته تمام دقت توجه شماست. در غیر این صورت شما اثر اولیه ضعیف تری را ایجاد خواهید کرد

منبع: Mind Tools

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


افراد با استعداد چه مهارت هایی برای تغییر مسیر حرفه ای خود نیاز دارند؟

 

بسیاری از افراد با استعداد معمولا با تغییر مسیر شغلی خود یا این که حرفه جدید آنها به چه مهارت هایی نیاز دارد، مشکل دارند. خبر خوش این است که سازمان ها یا صنعت جدیدی که وارد آن می شوید، برای شما ارزش قائل اند. این ارزش اگر بیشتر از سازمان فعلی شما نباشد، کمتر نخواهد بود.

چالش های مشخصی که معمولا افراد با استعداد برای نشان دادن مهارت های خود به دیگران و درک ارزش آنها مواجه می شوند، واضح به نظر می رسد. با این مقدمه، کریستوفر بو (Christopher Bowe)  از مشاوران ارشد در حوزه استراتژی و مدیریت اجرایی که نویسنده مقاله ای با این عنوان در وب سایت مقاله های مربوط به دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business Review) است، به بررسی مهارت هایی که افراد با استعداد برای تغییر میسر حرفه ای خود نیاز دارند، پرداخته است.

هفت سال پیش وقتی شغل خود را از گزارش نویسی در فایننشال تایمز (Financial Times) به مشاوره در زمینه رهبری و استراتژی برای مدیر عامل های صنعت دارو و پزشکی تغییر دادم، بسیاری از دوستان و حتی افراد نا آشنا نیز با توصیه من مسیر شغلی خود را با کنار گذاشتن خبر نویسی تغییر دادند. با جمع بندی صحبت هایی که با این افراد داشتم می توانم ادعا کنم که در این زمینه درس و تجربه زیادی را نسبت به سرمایه گذاری دوباره در استعدادها و مهارت های خودم یاد گرفتم: بهره گرفتن از مهارت های مهم و ویژگی های افراد کار راحتی محسوب می شود. اما مشکل، ناشی از دام های مربوط به عدم شناخت خود است.(برای شناخت بیشتر خودتان می توانید به آزمون تعیین کانون درونی و آزمون شخصیت MBTIرجوع کنید) افراد با مهارت های اصلی که در کار قبلی خود داشتند ارتباط برقرار کرده و فکر می کنند که این مهارت ها در موقعیت های شغلی دیگر کاربرد زیادی نداشته باشد. اما در واقعیت، شاید آنها نسبت به قبل هم ارزش بیشتری پیدا کنند.

به عنوان مثال رشته حقوق را در نظر بگیرید. تقریبا برای همه ثابت شده است که مهارت ها و دانش حقوقی مربوط به این رشته در بسیاری از رشته های دیگر نیز کاربرد دارد: مانند تجارت، سیاست، مدیریت مالی و حتی مربی گری ورزشی، داستان نویسی و روزنامه نگاری. مهارت های لازم مانند مهارت های ایجاد ارتباط و شبکه سازی (برای آشنایی بیشتر به مقاله توسعه شبکه ارتباطات حرفه ای  مراجعه کنید) و یا دانش ارائه مطالب (در این زمینه ابزار Prezi را مطالعه کنید )  و نیز داشتن مهارت هایی مانند خبر نویسی یا حتی دقت به جزئیات می تواند اساس موفقیت در بسیاری از شغل ها باشد. شاید با نگاه درونی به صنعت فعلی، برخی از مهارت های آن عادی به نظر برسند. اما برای موفقیت شغلی در قرن حاضر برخی از مهارت ها بسیار مهم و با اهمیت محسوب می شوند. به عنوان مثال اگر شغل خبرنگاری را در نظر بگیریم، مهارت مربوط به آن را می توانیم مرور کنیم:

ارتباطات شفافی ایجاد کنید

از جنبه درونی شغل، در این حرفه نوشتن نقشی مانند نفس کشیدن دارد- که معمولا به صورت داوطلبانه، مشترک و بدون پیش زمینه صورت می گیرد. اما با دیدگاه بیرون از این شغل، مهارت هایی مانند داستان سرایی، ساختار و شفافیت در ارتباطات در هرشکل و یا رسانه ای منجمله دیجیتالبسیار با ارزش است.

تلاش کنید تا کارها با سرعت بیشتری انجام شود

معمولا می شنوم که رهبران نسبت به سرعت افراد در ایجاد مزیت رقابتی استرس دارند. معمولا افراد یا به طور کلی سازمان های کمتری پیدا می شوند که می توانند سرعت خود را با تحریریه خبر و گزارش هایی که در دست دارند، تنظیم کنند. خبرنگاران یا سردبیران در وب سایت های خبری یا روزنامه ها معمولا برای ویرایش خبرهای مهم تقریبا کمتر از سی دقیقه زمان اختصاص می دهند. تحلیل و تفسیر حجم زیادی از اطلاعات، ایده یابی و تصمیم گیری باید قبل از رسیدن ساعت به زمان انتشار باشد.

تفکر خلاق داشته باشید

در هر سطحی از سازمان، به ویژه در سطوح بالا، توانایی یافتن و وصل کردن  قطعه های پازل مانند اطلاعات به منظور رسیدن به ایده کلی یکی از مهارت های اساسی محسوب می شود. (برای سنجش خلاقیت آزمون تورنس را پیشنهاد می کنیم) روزنامه نگاران معمولا در هر ساعتی از روز این کار را انجام می دهند- تا بتوانند منشا و ریشه حوادث و مسائل را شناسایی کنند.

شبکه های ارتباطی را بیشتر کنید

اگر از داخل شغل حرفه خبرنگاری به آن نگاه کنیم، ایجاد شبکه های ارتباطی گسترده با افراد مانند بستن بند کفش است تا بتوانید در این راه محکم قدم بردارید. روزی یکی از دوستان به من گفت که «آیا حاضر هستی با افراد نا آشنا و غریبه سر میز ناهار بنشینی تا در تمام این مدت برای رسیدن به موضوعی صحبت کنی؟»  قبل از این صحبت این اتفاق برای من رخ نداده بود و من فکر می کردم انجام این کار خیلی راحت نیست. بسیاری از مقاله ها، ستون های روزنامه و حتی کتاب ها به مهارت شبکه سازی پرداخته اند. برای تصمیم گیری، موفقیت فردی و فهم بهتر محیط خارجی شبکه سازی بسیار ارزشمند است. روزنامه نگاران می توانند با ایجاد ارتباطات، زمینه رسیدن به ایده های جدیدی را برای سازمان خود نیز فراهم کنند.

با شجاعت کار کنید

 بسیاری از خبرنگاران معمولا نام خود را در ستون خبری نیز قرار می دهند. به عنوان مثال دیوید کر (David Carr) یکی از ستون نویس های سابق نیویورک تایمز (New York Times) می گوید: « اگر خبر مربوط به داستان بحث برانگیزی شکل گرفته، باید خودتان را برای شنیدن صدای بمب آماده کنید» کار روزانه شما موشکافی اخبار عمومی است. سوال می تواند این باشد که چرا رهبران تمایلی به دیدن این نقطه قوت که دارایی با ارزشی برای کار محسوب می شود، ندارند؟

بازنگری در سایر مهارت ها

نسبت به تقویت مهارت های اصلی که برای صنعت فعلی خود بسیار مهم هستند، دوباره قدم بردارید. با افرادی مشورت کنید که در شغل فعلی شما، قبلا کار کرده اند و تجربه های زیادی دارند. این بحث را اغاز کنید که کدام یک از مهارت های اصلی شما ممکن است نادیده گرفته شود یا می توانید بیرون از این فضا به کار گرفته شود. دامنه­ی توانایی های بالقوه وسیع تر از آن چیزی است که فکر می کنید.

با افراد بیرون از محیط کار بحث کنید

سعی کنید با دامنه مختلفی از افرادی که بیرون از صنعت شما قرار دارند، به ویژه افرادی که به صورت حرفه ای با شما تعامل دارند، صحبت کنید. نظر آنها را نسبت به مهارت های اصلی جویا شوید. به عنوان مثال من با افراد زیادی در صنعت پزشکی و درمانی صحبت کرده ام. شما می توانید از آنها این سوال را بپرسید که چگونه می توانید مهارت های خود را بازاریابی کنید؟ چه سازمان هایی به دنبال این مهارت ها هستند؟ موانع رسیدن به این شغل ها چیست؟

متن پیام های خود را با رویکرد استراتژیک بنویسید

این مهارت معمولا نادیده گرفته می شود، یکی از استراتژی های خوبی که از مدیر عامل ها یاد گرفته ام این است که شرکت ها برای این که جذاب دیده شوند، از این مهارت استفاده می کنند. به عنوان مثال فرد حسن (Fred Hassan)  برای استراتژی بازار دارو این پیام را آماده کرده بود «روند رو به جلوی خود را سرعت ببخشید، تحقیق و توسعه را افزایش دهید، هزینه ها را کاهش دهید و سرمایه گذاری وسیعی انجام دهید»

افراد نیز باید مشابه این کار انجام دهند.من به این نتیجه رسیدم که:

« ارتباط شفاف برقرار کنید، کار خود را سریع انجام دهید، با خلاقیت فکر کنید، شبکه بسازید و با شجاعت عمل کنید.»

در پایان اگر می خواهید بدانید چقدر از شغلی که مشغول آن هستید رضایت دارید و یا چقدر با آن عجین شده اید، می توانید به ( آزمون های رضایت از شغل و دلبستگی به شغل) مراجعه کنید.

منبع: Harvard Business Review  

 

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.


7 گام مهم که باید پس از اتمام دانشگاه انجام دهید!

 

شما پس از اتمام دانشگاه و شادمانی بعد از جشن فارغ التحصیلی خود وارد مرحله جدیدی از زندگی می شوید. در این زمان عمده سوالی که ممکن است اطرافیان از شما بپرسند این است که قصد دارید در آینده چه کاری انجام دهید؟ با این سوال شاید ترس و نگرانی وجودتان را فرا بگیرد و پاسخی برای آن نداشته باشید. یعنی هیچ ایده ای برای ادامه زندگی به ذهنتان نرسد. اما نگران نباشید، خوشبختانه هنوز زندگی به پایان نرسیده است.

رایان کان (Ryan Kahn) از مربیان مسیر حرفه ای شغل و بنیانگذار گروه هایرد (The Hired) در مقاله ای با نام «چگونه می توان استخدام و جذب شد»، بخشی از نکاتی را که می تواند باعث آرامش و پیشبرد زندگی حرفه ای افراد شود، را مرور کرده است. در ادامه گزیده ای از مطالب این مقاله به صورت هفت گام تشریح می شود:

1.بدانید که این نگرانی طبیعی است.

اولین گام قبول کردن این موضوع است که همیشه رسیدن به آرزوهای شغلی راحت نیست و در مسیر مستقیم پس از دانشگاه قرار ندارد. به گفته کان آنچه اهمیت دارد این است که شما باید در مسیر درست شغل حرکت کنید. ممکن است دوران شغل و یا  طی کردن مسیر آن جذاب تر از رسیدن به مقصد باشد. اگر این نصحیت نیز شما را قانع نمی کند، می توانید به داستانهای موفقیت افراد رجوع کنید.

برای مثال  جولیا چایلد (Julia Child) پس از سی سالگی خود توانست آشپزی را یاد بگرید و در 50 سالگی اولین کتاب خود را  در این زمینه منتشر کند. یا هنری فورد در 45 سالگی توانست ماشین نوع تی (T) را طراحی کند. حتی ری کرک (Ray Kroc)  قبل از این که امتیاز مک دونالد را در 52 سالگی در سال 1954 خریداری کند، فروشنده دستگاه همزن بود و پس از خرید امتیاز مک دونالد را به بزرگترین برند تجاری فست فود دنیا تبدیل کرد.

2.نقاط قوت خود را نیز در نظر بگیرید.

از خودتان این سوالات را به صورت جدی بپرسید: من چه مهارت هایی دارم؟ ویژگیهای مثبت شخصیت من چیست؟ چه کاری را به نحو احسن می توانم انجام دهم؟ کان می گوید که باید به نقاط قوت خود اتکا کنید (برای کسب اطلاعات از تیپ شخصیت و نقاط قوت خود می توانید به آزمون MBTI مراجعه کنید).

3.نسبت به این که چه فضای کاری باعث هیجان شما می شود، فکر کنید.

در دانشگاه بیشتر در کلاس های پرجمعیت و شلوغ نتیجه بهتری می گرفتید یا  در کلاس هایی کم جمعیت؟ یا این که در پروژه های گروهی عملکرد بهتری داشتید یا در تکالیف فردی؟ این جنبه نشانگر این موضوع می تواند باشد که شما چه فضا و یا اندازه ای را برای کار در سازمان ترجیح می دهید. به عنوان مثال اگر در کلاس های بزرگ و شلوغ نتیجه بهتری می گرفتید، سازمان و شرکت بزرگ را ترجیح می دهید. یا اگر سمینارهای کوچک را انتخاب می کردید، ممکن است در استارتاپ های کوچک موفق تر باشید. البته می توانید این نکته را نیز در نظر بگیرید که می توانید در تیمی کوچک ولی برای یک سازمان بزرگ کار کنید. همچنین دقت کنید که می خواهید مستقل کار کنید و یا کسی سرپرست شما باشد.

4.لیستی را تهیه کنید.

در این مقاله کان توضیح می دهد که بهتر است شغل ها و یا وظایفی را که از انجام آن لذت می برید و یا این که از آنها تنفر دارید را لیست کنید. این که آیا شغلی را دوست دارید که برای افراد صحبت کنید، یا صرفا به موضوعات انتزاعی فکر کنید، مستقل کار کنید، از ذهن بیشتر استفاده کنید تا احساس خودتان، یا مواردی از این دست.

 «بنویسید که کدام یک از جنبه های شغل برای شما مهم است. آیا بیشتر درآمد برایتان اهمیت دارد یا شان اجتماعی یا این که وظایف مربوط به شغل؟ بیشتر می خواهید که متکی به انجام شرح شغل ها باشید یا صنعت؟»

وقتی که به دنبال موقعیت شغلی هستید، می توانید با مراجعه به این لیست شغل هایی که باید برای آنها اقدام کنید و یا آنها را کنار بگذارید را فیلتر کنید.

5.تحصیلات خود را نیز در نظر بگیرید و برای ارتقای آن تلاش کنید.

ممکن است به یادگیری مهارت جدید علاقه داشته باشید و یا این که انجام برخی از شغل ها به آموزش و تحصیلات بیشتری نیاز داشته باشند. کان اشاره می کند که حدود میلیون ها دانشجو در سطح لیسانس فارغ التحصیل می شوند و شما برای این که بتوانید حتی در دوره تحصیلات تکمیلی با سایر افراد رقابت کنید، باید به دنبال سمینارها، گواهی نامه ها، کلاس های مجازی باشید و در آنها شرکت کنید تا زمینه جدیدی را به مهارت های خود اضافه کنید.

6.سطح تجربه خود را مد نظر قرار دهید.

به اعتقاد کان باید واقعیت را در مورد میزان تجربه مورد نیاز برای ورود به شغل ها در نظر بگیرید و با خودتان در این قضیه رو راست باشید. ممکن است شما برای پست مدیریت علاقه مند باشید اما مجبور هستید که ابتدا به عنوان دستیار وارد این حرفه شوید.

7.شبکه های ارتباطی خود را افزایش دهید.

یکی از کارهای با ارزشی که می توانید در این دوره انجام دهید این است که با افرادی که در صنعت و یا شغل مورد علاقه شما فعالیت دارند، ارتباط برقرار کرده و با آنها صحبت کنید. می توانید با پرس و جو از دوستان و آشنایان، خانواده، اساتید و یا عضویت در گروه های فارغ التحصیل، شبکه های ارتباطی خود را افزایش داده (برای کسب اطلاعات بیشتر از توانایی شبکه سازی خود می توانید به آزمون سنجش مهارت ایجاد شبکه ارتباطی حرفه ای مراجعه کنید) و مصاحبه ای را با آنها تنظیم کنید. سپس تا جایی که می توانید نسبت به فعالیت ها و کارهایی که آنان برای رسیدن به شغل انجام داده اند و نیز توصیه هایی که می تواند باعث موفقیت شما شود، اطلاعات جمع آوری کنید.

منبع: Forbes

دیدگاه ها

نظر شما

درباره نویسنده / مترجم

در بخش بلاگ، تلنت یاب به منظور توسعه مهارت های حرفه ای همراهان خود روزانه اقدام به گزینش و تهیه محتوا از بهترین منابع بین المللی مانند مجله و وب سایت دانشکده کسب و کار هاروارد (HBR)، فوربس، اینترپرنر، TED و ... می نماید.